The Road to Terror

The Road to Terror

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Road To Terror 1989 DVDRip
ناشر sooraticamrang
فقط هماهنگ کردم زن - زندگی - آزادی

برچسب‌ها

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
تاریخ انتشار: 2023-02-14
تعداد دانلود: 51
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

همسرم در زندان اوین در تهران زندانی بود

او شکنجه شده و تقریبا چهار ماه را در انفرادی گذرانده بود

روزهای آخر جنگ بود

امیدوار بودیم با پایان گرفتن جنگ شرایط کمی بهتر شود

روز بعد از آتش‌بس به ملاقاتش رفتم

وقتی به محدوده زندان نزدیک شدم

متوجه چهره‌های نگران خانواده‌های زندانیان شدم

از آنها پرسیدم چه اتفاقی افتاده است؟

گفتند گروهی از زندانیان اعدام شده‌اند

به داخل زندان رفتم

از مقامات زندان پرسیدم چه اتفاقی افتاده است؟ اما جوابی ندادند

هرچه گریه کردم و فریاد کشیدم به ما چیزی نگفتند

بعد چندتایی از اعضای خانواده‌ام را صدا زدند

و به آنها گفتند همسرم اعدام شده است

آنها گفتند همسرم موافقت نکرده تا

با آنها همکاری کند و طرف آنها باشد بنابراین اعدامش کرده‌اند

مسئولین زندان نمی‌گفتند که جسدش به کجا برده شده است

اما سال‌ها بود شنیده بودیم گورستانی در جاده خاوران که به جنوب تهران می‌رفت

وجود دارد که بسیاری از آنها در آنجا دفن شده‌اند

به آنجا رفتیم

آنجا چندتایی گور بود که روی برخی از آنها گل گذاشته بودند

دیدم مردی به سمت ما آمد

به ما گفت که قبرکَن است

و برای آنها که اعدام شده‌اند گور کنده است

از ما پرسید آیا کسی از بستگانمان اعدام شده است؟

جواب دادم بله

به من گفت که من تنها نیستم و به بخشی از

گورستان اشاره کرد و گفت دیروز 60 تا جسد آورده‌اند

پرسیدیم چطور آنها را شناسایی کنیم؟

گفت به پای هرکدام کاغذی با نام اعدامی نصب شده

گفت می‌توانیم اگر بخواهیم قبرها را نبش کنیم اما او کمکمان نمی‌کند

مادرم و من شروع به کندن کردیم

قبری را که به نظرمان هم‌قَد شوهرم بود را برای کندن انتخاب کردیم

هوا به شدت بوی اجسادی را می‌داد که در فاصله کمی از سطح زمین دفن شده بودند

چهره‌ای پوشیده شده در پتویی از درون خاک نمایان شد

صورت مرد جوانی بود که بیشتر از 25 سال نداشت

خاک و خون را از روی صورتش کنار زدم

انگار داشت می‌خندید اما او شوهرم نبود

حالا من دیگر گریه‌ام گرفته بود و قبرهای زیادی آنجا بود

پیداکردنش امکان پذیر نبود و ما می‌دانستیم که نیروهای امنیتی

هر لحظه ممکن است بر سرمان بریزند

بعد از آن یک بار دیگر به آنجا برگشتیم اما نیروهای امنیتی قبرستان را محاصره کرده بودند

تهدید کردند که ما را دستگیر خواهند کرد

بهشان گفتم شوهرم را که کشته‌اید انتظار نداشته باشید

که بر سر قبرش نیایم

بهشان گفتم اگر می‌خواهند مرا دستگیر کنند این کار را انجام دهند

به سر قبری که سایر خانواده‌ها به من گفته بودند

و فکر می‌کردن ممکن است شوهرم آنجا باشد رفتم و گل بر آن نهادم

بعد ایران را مخفیانه به قصد پناهنده شدن به پاریس ترک کردم

خاطرات زیادی از گذشته برایم باقی مانده است

بچه‌هایم تنها منبع شادی‌ام هستند

اما مسئله مهمی که افکارم را مشغول کرده

آن است که همه اینها اصلا برای چه بود؟

ده سال پیش شاه ایران با انقلابی سرنگون شده بود

ده روز بعد آیت‌الله خمینی مردی که رهبر انقلاب بود درگذشت

این انقلابی بود که در ابتدا تمامی طبقات را در جامعه ایران

بر ضد رژیم فاسدی متحد کرده بود که با ترس و خشونت

و با شکنجه و اعدام حکومت می‌کرد

مردم ایران به همراه هم

شاه و ارتش آموزش دیده در غربش را سرنگون کردند و پیروز شدند

اما در عرض 10 سال آن وحدت ناپدید شد

انقلابی که آیت‌الله خمینی برای ایجاد و شکل دهی‌اش تلاش زیادی کرده بود باقی ماند

اما دچار تغییر شد

این انقلاب تحت رهبری او

به موجودی تبدیل شد که گویی می‌خواست فرزندان خود را ببلعد

چند صد نفر از مخالفان سیاسی رژیم

در طی سال گذشته در زندان‌های ایران اعدام شدند

اینها فهرست اعدام شدگان هستند

که تنها یک گروه مخالف منتشر کرده است ستون‌ها نشان می‌دهند آنها کی بوده‌اند

اینها فرزندانی از طبقه متوسط بودند که سال‌ها پیش با اشتیاق انقلاب را

پذیرفتند و برای آن جنگیدند و حالا توسط همان انقلاب نابود شدند

اعدام‌ها حتی کسانی را که در قلب رژیم بودند را نیز ناراحت کرد

آیت‌الله منتظری که جانشین معنوی آیت‌الله خمینی بود

این نامه را برای رهبر نوشت و از او درخواست کرد اعدام‌ها را متوقف کند

او می‌گوید: این اعدام‌ها بر خلاف قانون و احکام قضات است

حامیان ما این اعدام‌ها را

چیزی بیشتر از انتقام‌جویی نخواهند دید

اعدام‌های سال گذشته در ایران در تاریخ دنیا و حتی ایران هم سابقه نداشت

چون در آن زمان تمامی زندانیان سیاسی مجبور بودند یا

از اعتقادات سیاسی خود توبه کنند وگرنه به شکلی سیستماتیک اعدام می‌شدند

این جریان، حذف ساده و روشن

تمامی زندانیان سیاسی و یا سازمان‌هایی بود که از توبه کردن اجتناب نموده بودند

چگونه کار انقلاب به اینجا رسید؟

اما ما خوانده‌ایم که سرانجام تمامی انقلاب‌ها همین است، مگر نه؟

ما همه انقلابی بودیم

همه با حس دوگانه‌ای وارد آن شدیم

منظورم این است که از یک سو

فکر می‌کردیم می‌توانیم این جنبش را به انقلابی متفاوت تبدیل کنیم

که باعث به وجود آمدن استالینی

یا روبسپیری از آن نشود

خوب این یک فکر بود

اما از سوی دیگر می‌بینیم که این انقلاب و رهبرانش فرسنگ‌ها از ما

از تصویر ما در مورد انقلاب دور هستند

پس چطور می‌توانستیم آن را به انقلابی ایده‌آل

که نه شبیه نوع روسی و نه شبیه نوع فرانسوی‌اش بود تبدیل کنیم

منظورم یک انقلاب تمام و کمال است

انقلاب ایران برای بسیاری در غرب غیر قابل درک به نظر می‌رسد

انقلاب بی‌مانندی که ایران را به قرن هفتم باز می‌گرداند

اما پشت این تصاویر غریب نبردی برای کسب قدرت در جریان بود

نبردی که به الگویی مشترک در سایر انقلاب‌ها منجر شد

این فیلم تلاشی برای درک آن الگو است مسیری که بسیاری از انقلاب‌ها

به آن قدم گذاشته بودند مسیری از آزادی به سوی سرکوب

راهی به سوی کشتار

طوفان، نوای شوم طبل گناهان باستانی مردم را به آنها گوشزد می‌کند

اولین انقلاب توده مردم 200 سال پیش در پاریس آغاز شد

برای اولین بار در تاریخ

مردم جمعا به پا خواستند تا تغییر درخواست کنند آن هم نه تنها در مورد کسی که بر آنها حاکم بود

بلکه در تمامی سیستم سیاسی و اجتماعی که تحت آن زندگی می‌کردند

آنها می‌خواستند دنیا را تغییر دهند

مرگ بر مستبدان

مرگ بر باستیل

این انقلاب، نظم کهن قوانین اروپایی که بر پایه آن و بر طبق قوانین الهی

انسان نابرابر آفریده شده بود را به چالش می‌طلبید

این مسئله برای دنیای سال 89 بسیار وحشت آور بود

نویسنده‌ای آن را چون اشتیاقی آتش گرفته

که به مذهبی جدید مبدل شده بود توصیف کرد مذهبی که همانند سیلی خروشان

با جنگجویان، رسولان و شهدایش به دنیا سرازیر شده بود

گرسنگی، سرکوب، سال‌ها بی‌عدالتی، زندان‌هایی که بی‌گناهانش زیر سلطه خودکامگی در آن می‌میرند

صاعقه دانتون دنیا را به لرزه در می‌آورد

دویست سال گذشته

و در اروپای غربی، ما هنوز در سایه آن انقلاب زندگی می‌کنیم

چرا که از ویرانه‌های رژیم استبدادی‌ای که

در تابستان 89 سقوط کرد ایده‌ای کاملا نو درباره جامعه شکوفا شد

هنوز که هنوز است هدف دنیای غرب دنبال کردن جامعه‌ای است که مردم در آن

دارای قدرت مافوق هستند و اعمال قدرت فراتر از هر چیزی تنها برای

آزادی فردی و حقوق بشر انجام می‌شود

پاریس بر پایه وجهه و سنت انقلابی‌اش

هنوز وطنی برای تبعیدیان سیاسی محسوب می‌شود

و امروزه هزاران نفر از ایرانیانی که از رژیم کنونی گریخته‌اند در اینجا زندگی می‌کنند

اما ده سال پیش مَردی که قرار بود به یکی از انقلابی‌ترین اشخاص قرن تبدیل شود

هم آنجا را برای تبعیدگاهش برگزید

خانه آیت‌الله خمینی در حومه‌ای آرام و ساکت پاریس

اکنون ویرانه‌ای است که توسط بمب‌های گروه‌های مخالف منفجر شده است

اما ده سال پیش آنجا خانه مردی بود

که مخالفان فزاینده رژیم شاه به دورش جمع شده بودند

این ماجرا دقیقا ده سال پیش در اینجا آغاز شد

نوامبر یا دسامبر بود و برف می‌آمد

آن زمان من در بروکسل زندگی می‌کردم و مثل بسیاری از ایرانیان دیگر

می‌خواستم بدانم چرا مردم مدام درباره خمینی صحبت می‌کنند

بنابراین تصمیم گرفتم اینجا بیایم و خودم ببینم

که او چه کسی است و چه نقشه‌هایی دارد

تعدادی سوال آماده کرده بودم

بیشتر از هر چیز می‌خواستم بدانم

او درباره زنان و نقششان در جامعه چه فکری دارد؟

وقتی او به کشور برگردد چه بر سر زنان خواهد آمد؟

و اینکه آیا او می‌خواهد خودش قدرت را در دست بگیرد؟

او سخنرانی‌اش را در مورد اینکه در رژیم شاه با زنان مثل اشیاء و عروسک‌ها رفتار می‌شد

و اکنون آنها آزاد خواهند بود؛ هر کار می‌خواهند انجام دهند، آغاز کرد

و درباره دستیابی به قدرت هم گفت که من هیچگاه به دنبال آن نیستم

تنها می‌خواهم به کشورم بازگردم

من ابدا چیزی از سیاست سرم نمی‌شود

تنها می‌خواهم به وطن برگردم

آیت‌الله خمینی در 31 ژانویه پاریس را به قصد بازگشت به تهران ترک کرد

اگرچه فرودگاه بسته بود

او و گروهی از انقلابیون

و روشنفکرانِ اطرافش قانع شدند که

که وقتش فرا رسیده و نیروهای مخالف موجود در خیابان‌ها

آنقدر قوی هستند که رژیم را تحت فشار قرار دهند

در ذهنم تنها خواستی بسیار قدرتمند برای دیدن دوباره وطنم وجود داشت

هیچکدام از ما تصور نمی‌کردیم که دوباره بر گردیم

و یا اینکه سلطنت بعد از قرن‌ها و قرن‌ها حکمرانی

سقوط کند

آن حس تمامی افکار دیگر را محو کرد

اما در هواپیما می‌دیدم که

فلانی می‌خواهد در آن جای خاص بنشنید

یا آن یکی نمی‌گذاشت فلانی در کنار خمینی بنشیند

و این مرا دوباره به فکر انداخت

وقتی موفق و پیروز شویم چه خواهد شد؟

چه بر سر رژیم ما خواهد آمد؟

او به عنوان رهبری محبوب شناخته شده بود که نماینده همه مردم بود

که البته خود قرار بود کناره‌گیری کند و بگذارد دموکراسی شکوفا شود

اولین طعم از آنچه قرار بود پیش آید

همان مصاحبه ایشان در جت ایرفرانسی بود که در راه تهران بود

میلیون‌ها نفر منتظر او بودند

تقریبا 5 میلیون نفر در خیابان‌های تهران منتظرش بودند

مصاحبه‌گر از او پرسید

حالا که بعد از 20 سال تبعید به کشورتان برمی‌گردید چه احساسی دارید؟

و او نگاه کرد و گفت: هیچ فقط همین

هیچ... درسته؟

این واقعا شوکه کننده بود

این محترم‌ترین رهبر در طول تاریخ قرن بیستم بود

حتی محترم‌تر از گاندی

چون مسلمان‌ها با گاندی مشکل داشتند

اینجا ارمنی‌ها، یهودی‌ها، زردشتی‌ها کمونیست‌ها

مسلمانان از هر فرقه‌ای همه مهیای انقلاب می‌گفتند با هم متحد شویم

و اینکه تو رهبر ما هستی و تو قرار است نزد این مردم بروی

و بعد او می‌گوید هیچ احساسی ندارد

بعد ملاها به داخل هواپیما آمدند

و دورش حلقه زدند و او را با خود به بیرون بردند

و ما از آنها عقب ماندیم

و احساس کردم دیگر نقشِ ما روشنفکرها تمام شده است

نقش ما تنها مراقبت از او بود

و حالا ملاها آمده‌اند

و او را برده‌اند تا قدرت خود را تثبیت کنند

اگرچه شاه پیش از آمدن خمینی

ایران را ترک کرده بود پشت سر خود

دولت و ارتشی بر جای نهاده بود

در طی چند روز بعد

هزاران نفر از انقلابیون جوان در کنارهم در خیابان‌ها جنگیدند

آنها جزو تمامی گروه‌های مذهبی، سیاسی بودند که بر علیه یکی از

More Farsi Persian subtitles for The Road to Terror

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left