نخستین 200 خط.
...آنچه در "کتابداران" گذشت
اون کیه؟ - .نیکول... محافظم -
.یه کار کردی باور کنم که مُرده - !نمیتونی بهش اعتماد کنی -
.راستش، بهش اعتماد دارم - .جنکینز، توی قلبت بگرد -
،اونقدری کور بودم که ندیدم
تمام این مدت سعی داشت .نجاتمون بده
.داره جاودانگیش رو بهش میده
.ممنون
وقتشه بفهمم کی میتونه از این .مکان جدا بشه
،فقط یک کتابدار میتونه وجود داشته باشه تاریخ ثابت کرده جنگ بینشون !ایجاد میشه، جنگ
قبل از اینکه خیلی دیر بشه .اوضاع رو درست کن
.آقای کارسون از کتابخونه استعفا داد
.دیگه برنمیگرده
،چشم سمندر، بال خفاش، پای وزغ
.گزینههای توفو
!آخ! آه
!آخ
!آخ
.استراتژی جالبیه
هرچند، من احتمالاً از فیل استفاده .میکنم
.ولی تو همیشه اسب رو دوست داشتی
.اوه، من عاشق چالشام
،خب، فلین استعفا داد، پس، آره
.فکرکنم میتونی بگی از هم جدا شدیم
.موضوع پیچیدهست
.نه، مامان، به خاطر به زن دیگه نبود
خب، به خاطر نبودن
.یه زن دیگه هم نبود
!مامان، باهات تماس میگیرم
!این صدای چیه؟ اذیت میکنه
از کجا داره میاد؟
جونز، چیکار کردی؟
هیچکار، انگار کتابخونه داره سرمون !جیغ میکشه
!کتابخونه، داره فرومیریزه
::. مترجـم: شقایـق، غـزل.:: « Violet، Dark.AngeL»
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win | بیپرشیا .::
!خواهش میکنم، همگی! بیاید، بیاید
.نفری یه سیم بگیرید
!نگهش دارید. نگهش دارید، ولش نکنید !بگیریدش
.خوبه
.فعلاً مهار شد میتونه حداکثر چند ساعت
.بهمون وقت بده
جنکینز، الان چی شد؟
،دقیقاً همون اتفاقی که گفتم میوفته ،سرهنگ
.اگه مراسم وصل کردن اینجارو نگیره
.کتابخونه از واقعیت جدا میشه
الان میتونیم سیمهارو ول کنیم؟
.آره، آره، عمل انجام شد
خب، دقیقاً، کدوم عمل؟
تنها چیزی که الان کتابخونه رو
به دنیا متصل کرده
.شما چهارتایید
،پس منم مطابق رسم
،به عنوان بهترین راهحل
.یه لنگر درست کردم
،این اولین کتابیـه که توی کتابخونه بوده
توی قفسه اولی بود
توی کتابخونهی الکساندریا .قرن سوم قبل از مسیح
با سابقهی زیادی تمام کتابها و .مصنوعات رو به اینجا آورده
،با متصل کردنشون بهش از طریق شماها
،یه رابطه بین کتابخونه و واقعیت ایجاد میکنیم
.ولی فقط به صورت موقتی
سرهنگ، امروز باید مراسم مهار کردن .رو انجام بدیم
خیلیخوب، ولی وصل کردنش به کی؟
،سهتا کاندید فوقالعاده روبروتون دارید .یهنفر رو انتخاب کنید
خب، من نمیدونم که میخوام جاودان !باشم یا نه
نمیشه برای گرفتن چنین تصمیم ابدیای .عجله کرد
جادو؟ من همین الانش هم با ،تتوی جادوئی گیر افتادم
مطمئن نیستم بخوام تا ابد قدرت .این چیزهارو داشته باشم
،من هیچ مشکلی با جادو ندارم
.ولی جاودانگی خیلی طولانیـه
چرا خودت به کتابخونه متصل نمیشی؟
.نمیتونم! من کتابدار نیستم
.حالا... خواهش میکنم! اوه، متأسفم
.اممــ، بهتره به اون دست نزنی، کاساندرا
،تنها دلیلی که تا الان سالم مونده
.اینه که پر از دیوونگیـه، جادوی سرکش
.بهتره همینجوری جمع بمونه
و ناقوسها کجا بودن؟
.ناقوسها
.لطفاً، دنبالم بیاید
.این صداییـه که شنیدید
ناقوس نوترا دام از این میاد؟
.اومــ
.زمانسنج اعتدال
زمانسنجی که حرکت
.کلید اجسام آسمانی رو اندازه میگیره
.و سیستم امنیتی فوقالعادهای داره
.اَشکار، گنیمید، اشکهای مدوز
کلی سیارهی بدون اسم
یه ستاره کوچک که اسمش هیچوقت نباید
.تو یه گروه بافرهنگ ترجمه بشه
تمام ترکیبات برای درست کردن .استحکام نقطهی اعتدال
.اعتدال شروع شده
،یه پنجرهی 24ساعتـه داریم
بعد از اینکه شانسمون برای اتصال ،تموم بشه
و کتابخونه به حالتی که از .اول بوده برمیگرده
که اون حالت چیه؟
یه ساختمان نگهداری فقط
.برای نگهداری از مصنوعاتش
،بدون ارتباتی با انسانها ،بدون دلیل بهتر
.کتابخونه فقط به خودش اهمیت خواهد داد
.لطفاً به این مورد توجه کنید
،دفعهی بعدی که زمانسنج صدا بده
.بازی رو باختیم
این باید برای کتابداران
.و محافظشون اهمیت داشته باشه
من کنار میرم
.و منتظر تصمیمتون میمونم
.حق با جنکینزه
.خیلی طولش دادیم
.یکیتون باید باهام متصل بشه
.باید قرعهکشیای چیزی کنیم
.باید یه راه عقلانیتر برای فهمیدنش باشه
دوست ندارم اینو بگم، ولی اگه فلین بود .میدونست چیکار کنه
نه، فلین بود میدونست چطور ازش .فرار کنه
.تا وقتی کارمون تموم نشده جایی نمیریم
بچهها؟
...میدونم جنکینز گفت اینکارو نکنیم، ولی
همینجوری طومار رو باز کردی؟
"طومار رو باز نکنید" !اینو گفت
!نکن - ،میدونم، میدونم -
،فقط خیلی وسوسهکننده
،و قدیمی، طومار شکل بود
.و فقط یه کوچولو نگاه کردم و... ببینید
."نوشته، "انتخاب نفر برتر
انتخاب نفر اولِ چی؟
.کتابدار اصلی
یه راهنماست؟
.نه، یه طلسمـه
،و میدونم، میدونم، میدونم، جادو بده
ولی، چه انتخابهایی داریم؟
.انگار کتابخونه میخواد اینو ببینیم
طلسمی که میگه کدوممون بهتر از بقیهست؟
.دقیقاً - .این بهترین نقشهایه که تا حالا شنیدم -
.بهتر از قرعهکشیـه
،با اینکه از جادو بدم میاد .از شانس بیشتر بدم میاد
،خب، اگه همه موافقید
.بیاید انجامش بدیم
...خیلیخوب، نوشته
.باید دستهای همدیگه رو بگیریم
...استون، میشه تو میشه بقیهش رو بخونی؟
...من
درست انجامش دادیم؟
زبان یونان باستانی رو خیلی وقته تمرین نکردم، خب؟
.سخته یه گفتگو رو با یه زبان مُرده انجام بدی
.میرم رئی یه سری تلفظ کار کنم
،همه یه استراحتی بکنید .یه ساعت دیگه برگردید
.خیلیخوب
درمورد پایین آوردن این چیزا
چی بهشون گفته بودم؟
بهم خبر ندید که بتونم فهرستشون کنم؟
این چیه؟
آینهی جادوئی؟
...این پایین چیکار
،خب، دکتر فروید
.بگو چه فکری باید بکنم
.میدونم چه حسی داری، رفیق
جنکینز، اینجایی؟
،یکمی جرم ذهن رو آروم میکنه
.از دید... یه سارق
خیلی وسوسهکنندهست
.فشار دادن... یه دکمهی قرمز
.وای
کجائیم؟
.اینجا زمین آزمایشـه
.به آزمون دادرسی نفر برتر خوشاومدید
"دادرسی نفر برتر؟"
."فکر میکردم "انتخاب نفر برتر باشه
.ترجمهی ضعیف .حالا خواهشاً ساکت باشید
.نه، این باقیموندهی جنکینزـه
!ساکت
باقیمونده"؟ منظورت چیه؟"
برای صحبت کردن با شما
.کنترل بدن جنکینز رو به دست گرفتم
.من کتابخونهام
،جنکینز... کتابخونه
.فقط بگو که حال جنکینز ما خوبه
جنکینز بهتون هشدار داد که طومار .رو باز نکنید
.بهش توجهـی نکردید
.و حالا باید دادرسی نفر برتر رو انجام بدید
که چی هست؟
جنگ تا سرحد مرگ
.بین کتابداران
!امکان نداره! عمراً - چی! نه؟ -
فکر کردی فقط چون تو میگی
ما میزنیم همدیگه رو میکشیم؟
.نه، اینطور فکر نمیکنم
،فکر میکنم همدیگه رو میکشید ،چون اگه اینکار رو نکنید
...من
.جنکینز رو میکُشم
،بوسهی ماهاکالی
.مستقیماً از قلب فانی جنکینز عبور میکنه
...اگه از دستورات من سرپیچی کنید
.جنکینز رو میکُشم
،نه، نه
.کتابخونه هیچوقت چنین کاری نمیکنه
.تو کتابخونه نیستی
.باورم نمیشه
.جنکینز متصدی توئه
No comments yet. Be the first to leave one.