نخستین 168 خط.
ملکۀ درام
دو روز پیش اتفاق افتاد
من و آیدن دو هفته ای میشد که همدیگه رو ... میدیدیم که
چیه؟ خواب بد دیدی؟ - مطمئن نیستم -
چی شده؟ - نمی دونم -
!و واقعیتش این بود که ... نمیدونستم
روز بعد ... دنبال قبض پرداخت نشده
تلفن های جواب داده نشده و ضرب العجل های نزدیک گشتم
ولی حتی یه سر سوزن هم پیدا نکردم
زندگیم به نظر روی روال بود
... ولی شب بعد مثل ساعت کوکی
فهمیدم که توی یه بحران وجودی هستم
از اونها که حتی کلکسیون این فصل داچ و گابانا سائدلس
نمیتونه منو بیرون بکشه
میخوای امشبو بمونی؟
میرم یه کم آب بیارم - آروم. من میارم -
!بعد متوجهش شدم
چیزی که درست نبود برای اولین بار در زندگیم
من توی یه رابطه ای بودم که هیچ چیزیش اشتباه نبود
یه کشتیرانی آروم
فقط دریاهای آروم، افق آبی
میفهمی چی میگم؟
دقیقاً. بدون هیچ ابری در دید
ما به هم عشق می ورزیم
خوش میگذرونیم. ما به هم تنیده شدیم
و این ... چه مشکلی داره؟
این ... عجیبه من عادت به ... شکار دارم
این ... بی دردسره منو میترسونه
کاملاً درک میکنم نمیخوای دل پیچه بگیری
اونم فقط به خاطر ترس از دست دادن طرف
شاید به با یکی بودن عادت ندارم
کسی که با نرقصیدن آدمو اغوا نمیکنه
ولی یه راه صعودی برای بودن با طرف بدون هیچ غافلگیریی هست
استیو کاملاً قابل پیش بینیه ولی این چیزیه که من عاشقشم
خیلی راحت و امنه
با یه مرد قرار میری بیرون یا یه مینی ون؟
کار مورد علاقۀ جدیدم توی شب شنبه شستن لباسهای کثیف استیوه
و هیچوقت از این شادتر نبودم
متوجه شدم رابطۀ تو بزرگترین ترس منه
من کاملاً معضلت رو میکنم ،و از روی تجربۀ شخصی
اگه اون خوبتر از اونی باشه که واقعی باشه احتمالاً هست
باورم نمیشه. حالا داریم مردا رو !به خاطر زیادی در دسترس بودن میپیچونیم
کاملاً ثابت شده است من توی این کتاب عالی خوندمش
طبق کتاب اگه واقعاً ،میخوای ازدواج کنی
نباید وقت زیادی رو کنار زنهای مجردِ ناکارآمد صرف کنی
تثبیت ازدواج
چگونگی اعمال استراتژی تجاری برای یافتن شوهر
:فصل اول چگونگی جلو افتادن با خوردن جلو
باشه! مسخره کنید کتاب هوشمندانه ایه
زنهای حرفه ای رو تشویق میکنه که همسر پیدا کنن
با آوردن از خودگذشتگی و سازمندهی به حرفه شون
من بیشتر دانش آموز تئوری هرج و مرجم
به هر حال. اگه زیاد منو ندیدین با دوستای متأهلم هستم
و این چجوری کمک میکنه با همسرت آشنا بشی؟
دوستای مجرد مردای متأهل بزرگترین منبع دست نخوردۀ شهر هستن
راه آشنا شدن با اونها از طریق مردای متأهله
پس اولین مأموریت من دوست شدن با شوهرهاست. این کار جدیدمه
عصر اونروزو همونجور که شارلوت شغل جدیدش رو به عنوان شکارچی شوهر آغاز می کرد
میراندا به خونه برگشت تا لونۀ عشق خالی از استرسش رو پر کنه
یه خورده لازانیا گرم کردم - عالیه. بد گشنمه -
بشقاب بیارم؟ - واسۀ چی؟ فقط خودمونیم -
و یک ساعت بعد وقت دسر بود
و به دنبالش هشت دقیقه سکس بدون ترس
و 12 دقیقه برنامه خط جلو
اونجا نزدیکی بود که فقط از صمیمیت واقعی نشأت میگیره
در همین حال سامانتا، صمیمیتی رو تجربه میکرد که فقط از گمنامی میومد
اسمش دکتر مارک راسکین بود
یه متخصص گوش، حلق و بینی که ... سامانتا اونو
در واقع نمیدونیم اونو کجا دیده بود پس فقط میگم سریع اتفاق افتاده بود
میشه لطفاً یه خورده آب بهم بدی؟
واسه چی؟ - میخوام یه ویاگرا بخورم -
:اولاً این کارت خیلی جسورانه بود
:و ثانیاً
من که میگم، به هیچ وجه توی اون منطقه به کمک احتیاج نداری
!بهش نیاز ندارم فقط تفریحی میخورم
باهات چکار میکنه؟
منو توی یه سفر موشکی میفرسته به منظومه شمسی تو
... من الآن بر میگردم با
آب ...
وقتی که سامانتا داشت از هیجان جدید لذت می برد
و رابطۀ میراندا با خوشبختی روی دریای آرامش شناور بود
من داشتم دنبال قسمت مخفی کوه یخ می گشتم
چرا تو هنوز مجردی؟
چرا تو هنوز مجردی؟ - اینکار رو نکن -
با مزه بازی در نیار. متنفرم مردا با مزه بازی در بیارن
چی؟ - منتظر عذرخواهیم -
باشه. من یه هرزه ام. متأسفم
ولی باید بدونی گه گاهی اخلاقم سگی میشه
و مطمئنم تو هم اخلاق های بد داری - آره - و چی هستن؟ -
بر اساس حروف الفبا بگم؟ - هر چور راحتی -
ببین، بالاخره که یه جایی خودشون رو نشون میدن خوب من دوست دارم حالا بدونم
تا تصمیم بگیرم باهاشون کنار بیام یا نه
این عجیب ترین قدم زدنی بود که تا حالا داشتم
بازم عذر میخوام، ولی این رابطه نمیتونه اینجور که نشون میده باشه: بی عیب
حقیقتش، من نمیتونم فشارش رو تحمل کنم
خیلی خوب، میخوام همین حالا ببوسمت
جدی میگم! مشکل تو چیه که تا حالا ازدواج نکردی؟
بهم بگو - نمیتونی آروم باشی و با جریان جلو بری؟
با جریان جلو برم؟ نه نمیتونم. این خلی دهۀ هفتادیه
فکر میکنی این فاز چقدر طول بکشه؟
خانوادم تعطیلات آخر هفته میان و من میخوام باهاشون آشنا بشی
... این خیلی - دهۀ هفتادیه؟ -
نه ... این خیلی خوبه
خوب این والدین ... که دارن به شهر میان
میدونن تو چه مشکلی داری؟...
یزن بریم یه دونات بگیریم
آجیل
عصر روز بعد به توصیه "تثبیت ازدواج"
شارلوت با دوستای متأهلش امی و دنیس شام رفته بودن بیرون
بذارین برم سر اصل مطلب
بعد از بررسی دقیق تصمیم گرفتم این سالیه که من ازدواج کنم
! شارلوت این عالیه - خوب اون مرد خوشبخت کیه؟ -
هنوز نمیدونم اینجاست که شما وارد ماجرا می شین
دنیس، یکی از دوستای مجردت رو بگو که باید منو باهاش آشنا کنی
نمیدونم کسی که دوست داشته باشی دم دست نیست
فیل چی؟ - فیل، آره -
اگه بتونه خودشو از اشرکت اینترنتیش جدا کنه و بره سر یه قرار
آره! فیل
فیل، فیل، فیل
اون خیلی خوب و جذابه
فکر میکنی فیل جذابه؟ - اون جذابه -
آره میتونم ببینم
عالیه، همه چی جوره شد فردا در موردش بهت زنگ میزنم
اوه ... ببین ... من برای شنبه شب واسۀ اپرا بلیط دارم
خوشحال میشم فیل رو با خودم ببرم - عالیه -
صبح روز بعد وقتی که میراندا داشت لباسهای استیو رو برای شست و شو می برد
با معنی واقعی صمیمیت رو به رو شد
این اشتباه بود
یه حدی هست که یه زوج تا اون حد میتونن با هم راحت باشن
من امروز صبح به اون حد رسیدم وقتی لباس زیرهای استیو رو می شستم
چرا، چی شد؟
دارم با مردی زندگی میکنم که شرتش گُهیِ - اوه، نه! دردسر -
من نمیگیرم چرا بعضی مردا شرتشون گُهیِ؟
تنبلن؟ یا عجله دارن؟
نمیدونم ولی هرچی هست یه ربطی به وایستاده شاشیدنشون داره
بذار یه چیزی رو بهتون بگم وقتی دوست پسرتون زیادی خودمونی شد
دیگه به خودش زحمت شستن کونش رو نمیده این آخر کارِ عشقه
و مسلماً آخرِ شب لباسشویی
این باعث شد به فکر بیفتم، شاید با عجله توی گودال صمیمیت افتادم
چقدر سکس دارین؟ - به قدر کافی -
ولی شده یه چیز عمومی همه چی سر جای خودش
شبیه یه مسابقه واسه رسیدن به ارگاسم
خوبه که توی یه مسابقه باشی، درسته؟ - آره، میدونم منظورت چیه -
وقتی دوست پسر نداریم گلایه میکنیم وقتی هم که داریم باز گلایه میکنیم
یادته بیگ چطوری منو از مادرش دور نگه میداشت؟
یادمه - و این کارش چقدر منو عصبانی میکرد؟ -
حالا آیدن داره والدینش رو توی سینیِ نقره تقدیمم میکنه
و مطمئن نیستم بخوام ببینمشون
شاید خیلی زوده
من مادر استیو رو هنوز ندیدم و عجله ای هم ندارم
خنده دار اینجاست که آیدن داره همون کارهایی رو میکنه که من دلم میخئاست بیگ انجام بده
و من دارم مثل بیگ رفتار میکنم
شاید تا به دست آوردن کسی سخت نباشه باورت نمیشه واقعیه
وقتی همه چی رو به راهه ما مشکوک میشیم
یعنی باید برای باور کردنشون پیچیده بشن؟
ما با این باور بزرگ شدیم که عشق واقعی آسون به دست نمیاد
همیشه باید توی قدم دوم مانعی باشه
قبل از اینکه بتونی در قدم سوم تا ابد خوشبخت زندگی کنی
ولی وقتی موانع اونجا نباشن، چه اتفاقی میفته؟
معنیش اینه که یه چیزی کمه؟
اصلا ما برای اینکه رابطه درست کار کنه به درام نیاز داریم؟
چند روز بعد در حالی که هنوز هیچ خبری از دنیس در مورد قرارش نگرفته بود
شارلوت به دفتر دنیس زنگ میزنه
شارلوت یورک میتونه توی خونه یا سر کارم بهم زنگ بزنه
این خیلی مهمه چون من دو تا بلیط واسه اپرا؛ روز شنبه دارم
مهم نیست، فقط بگین با من تماس بگیره
... تامسهاش بدون پاسخ موند شارلوت ادامه داد ... مداوم ...
میتونی به دنیس بگی شارلوت یورک تماس گرفته؟
No comments yet. Be the first to leave one.