نخستین 200 خط.
چطور پیش رفت؟
خودت چی فک میکنی
نباید وابسته میشدی،خب؟
هاوایی فایو اُ - فصل پنجم قسمت هفدهم خارج از شرط
دنیل ،بعضی وقتا من فکر میکنم
که تو یه مقدار بیش از حد حساس میشی
خب، چرا تو چنین فکری میکنی؟
نمیدونم
فک کنم بخاطر شخصیتته
منظورم اینه که،تو لطیف ترین نظرات رو مهم جلوه میدی
و بعنوان یه توهین محسوب میکنی
این واقعن آزار دهنده س
کلمات مثبت به کار ببرید، فرمانده
باشه.ببخشید متاسفم
وقتیکه تو اون کارو میکنی اون واقعن
کلمه مخالف خوشایند برای منه
خوب بود؟
خب،من فکر میکنم دلیل اینکه تو فکر میکنی
که من زیادی حساسم،اینه که من یه انسان واقعیم
منظورم اینه که، من احساسات دارم
من یه حیوون نیستم، یه ربات آدمکش نیستم
بحث رو ادامه بدید،کارآگاه ویلیامز
به انحراف نکشونید
...این احمقانه س.ببخشید،میشه بی خیالش شیم؟ من
آقایون،وقتیکه من وضعیت روانشناختی شما رو بررسی کردم
تو سپتامبر شما توافق کردید
که فرآیند درمانی رو با من چک کنید
رک بگم، هیچ تغییری نمیبینم
که باعث میشه فکر کنم که باید جلسات بیشتری
بیاید اینجا یه لحظه صب کن
من نمیخاستم شما چنین تصوری داشته باشید
چون درواقع اخیرن همه چی عالی بوده
درسته؟ آره،درسته
خیلی با هم راحتتر بودیم
بیشتر همکاری میکردیم درسته
کمتر دعوا میکردیم واقعن؟
آره
و نظرتون درباره این جلسه ناگهانی چیه؟
خب
خب،میگم، اگه راستشو بخای
فکر میکنم استیو خیلی خیلی خیلی
بیشتر با مشکلات کنترلیش کنار اومده
داره روش کار میکنه،و خیلی پیشرفت داشته
حالا کی زیادی حساسه؟ میبینید؟
من چی گفتم؟ اصن من چیزی گفتم؟ من هیچی نگفتم
نه،نه،نه تو چیزی نگفتی..نه نگفتی
چون به یه سری کلماتی نیاز داری
میدونی،تا افکارتو بگی
اصن چرا باید چیزی بگی؟
چرا به انگلیسی صحبت کنی،وقتیکه میتونی
هوارو از دماغت بدی بیرون
و سرتو کج کنی از دهنم دادم بیرون
از دماغت بود میدونم
من دیدم.از دماغت بود فرمانده
بنظر میاد که شما
با صحبتای کارآگاه ویلیامز مخالفید؟
خب،درواقع،میدونی چیه؟
دلیل واقعی که اخیرن با هم خوب بودیم اینه که
من دیگه به حرفاش گوش نمیدم
میشه برگردیم سر موضوع مشکلات کنترل
در واقع،دفعه بعد به اون خواهیم پرداخت
وقتتون تمومه اه،صب کن،واستا
کدوم دفعه...کدوم دفعه بعد؟ کدوم دفعه بعد؟
...دوست دارم باز ببینمتون و
من،ما، یا چی؟
و میخام یه چیزی بهتون بدم که با خودتون ببرید
این چیه؟
این،آقایون،تکلیفتونه
از اونجاییکه تمام مدت
داشتید به همدیگه حمله میکردید
باید یکم روی مشکلاتتون وقتیکه با
همید کار کنید
و امیدوارم تا دفعه بعد که
همدیگرو میبینیم اونو تکمیل کرده باشید
هی،لو،چرا انقد آدم جمع شده؟
نگهبان یکی از ماها بوده
مایک ولاسکو
اون پارسال بازنشست شد
یه کار پاره وقت گرفت
تا بتونه زمان بیشتریو با نوه هاش بگذرونه
داریم از همه بازجویی میکنیم ببینیم کسی
فرار مجرم رو ندیده
خیلی خب
شاهدای داخل مغازه چی؟
نه،تنها چیزیکه اونا دیدن،یه مرد با یه ماسک و یه اسلحه بزرگ بوده
اون رفته داخل و اومده بیرون چیزی که میخاسته رو گرفته
کل ماجرا بیشتر از چند
دقیقه طول نکشید
قبل اینکه مایک بتونه آژیر خطر رو فعال کنه بهش شلیک کرد
حرکت کن. گفتم،حرکت کن
و بعدش مجبورم کرد که گاوصندوقو خالی کنم
چی توی گاوصندوق بود؟ حدود سه میلیون دلار الماس تراشیده
همین هفته پیش رسیده بودن
خب دیگه کی از این موضوع خبر داشت؟
فقط کارمندام و فروشنده
خیلی خب،خانم پرایس ما یه لیست از تمام
افرادی که براتون کار میکنن میخایم و البته
تمام نوارهای دوربین امنیتیون،لطفن
البته. الان براتون میارم ممنون
خیلی خب، پس سارقمون
تنهایی تکلیفشو انجام نداده
یکی حتمن درباره اون الماسا بهش گفته،درسته؟
کونو، چی پیدا کردی؟
شاهدا توضیح دادن که یه ماشین مدل جدید شوی ایمپالا رو
زمان سرقت دیدن که با سرعت میرفته
تحقیقات رد لاستیکا
با سازنده و مدل مطابقت داره
خیلی خب، یه کوچه خلوت
فقط یکی دو بلاک از صحنه جرم فاصله داره
این باید وسیله فرار باشه،نه؟
آره، و یه چیز دیگه هم هست
یه عالمه خون
توی سمت شاگرد راننده هست
خب من فکر میکنم سارق توسط همکار
خودش بهش شلیک شده
این حرکت هوشمندانه ایه
بزاری اونیکه تفنگ داره همه کارارو انجام بده
درحالیکه تو توی ماشین منتظرشی اون برمیگرده،بهش شلیک میکنی
و پولت دو برابر میشه ریسک کمتر
پاداش بیشتر فقط یه موضوعی
جسدش کدوم گوریه؟
خب، اینجا یه رد خون پیدا کردیم
که از صحنه دور شده
پلیس هنوز درحال بررسیه،ولی بنظر میرسه که طرف فرار کرده
کدیس همین الان نمونه خون رو
با یه شخصی به نام جیکوب اندرس مطابقت داده
اسمش به اتهام تجاوز و
سرقت توی سیستمه باید همه ی
اورژانس هارو چک کنیم و دنبال همدستای اندرس بگردیم
هر کسی که ممکنه الان که
زخمیه باهاش تماس برقرار کنه
هی،اینو ببین
دوربین ترافیک
یه ماشین ایمپالای مشکی رو
سه بلوک اونورتر از صحنه جرممون نشون میده
خب،تشخیص چهره
راننده رو اما میلز معرفی کرده
مدارک نشون میدن که اون دوست دختر این یاروئه
خیلی راه خوبی برای بهم زدن با یکیه
بکشیش و از صحنه حذفش کنی، خیلی خونسردانه س
خب،دزدا هیچ احترامی برای هم قائل نیستن
خب، جی پی اس موبایل اما نشون میده که اون
الان توی آپارتمانشه
میدونی،اون حتمن فکر کرده که
آندرس مرده
این تنها دلیلیه که اون راحت
تو خونه ش نشسته خب پلیس
نزدیکترین واحد رو برای
دستگیریش فرستاده
نه،نه.بگو اینکارو نکنن
چی؟ بگو اینکارو نکنن
خب؟ آندرس اولویتمونه
اون یه پلیسو کشته
تنها راه رسیدن بهش اینه که این دختره
رو تو بازی نگه داریم خب
آندرس میره و خودشو رو به راه میکنه
و بعدش میاد دنبال این دختره اما
وقتیکه اینکارو کنه،ما منتظرش خاهیم بود
خودشه
اه، این عالیه
ممنون ما هواشو داریم، عالیه
این دیوونگیه شما نمیتونید اینکارو بکنید
اگنس این هفته برمیگرده
شما نباید اینکارو بکنید باشه
چطور میتونید وارد آپارتمان یکی دیگه بشید؟
من بهت میگم چطور اینکارو میکنیم خب، اینو ببین
اجازه دادگاه،میگه که هرکاری بخایم میتونیم بکنیم.هرکسی چیزی پرسید
من برادرزاده اگنسم،و ما اومدیم مراقب خونه ش باشیم،خب؟
چیزی نمیشه.قول میدم مشکلی پیش نمیاد
خیلی ممنونم اون همه چیو سالم میخاد
به هیچی دست نزن
همه چی درست میشه،مشکلی پیش نمیاد
ممنون دست نزن
ماهالو به هیچی ، خب؟
خیلی خب.اینجا یه بویی میاد
مثه تنهایی و ناامیدیه
بوی نفتالینه
خدارو شکر،آندرس زودی سر و کله ش پیدا میشه
نهایتن یه روز؟
کیه؟ QVC حدس بزن ملکه
آه
فهمیدم.پیداش کردم
آقای پیکلز
هی!آه
داری چیکار میکنی؟
مشکلت چیه؟
مشکل من چیه؟
حیوونه یهو پرید بیرون منم ترسیدم،چه انتظاری داری؟
انتظار دارم که مثه یه مرد بالغ عکس العمل نشون بدی
نظرت چیه؟ اون فقط یه گربه س
خب، بزار یه چیزی که نمیدونی
رو بهت توضیح بدم
...من خوشم نمیاد من از گربه ها خوشم نمیاد
من عاشق گربه هام
البته که تو عاشق گربه هایی آره،من عاشق گربه هام
کی از گربه ها خوشش نمیاد؟ اونا فوق العاده ن
اونا مثه نینجاهای کوچولوی دوست داشتنین اونا باهوشن،اونا سریعن
و بانمک و ناز هستن
یه کمک کن
خب، فقط محض اطلاع،گربه ها بی وفان
No comments yet. Be the first to leave one.