نخستین 199 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam:::: ::::::::: آيــــ(غمـت نبـاشــــه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
خیالم راحت شد
... خب
خیلی نگران شده بودی؟
... لطفا
دیگه منو نگران نکن
!دو ههیی
اینجایی، دنبالت میگشتم
کی رسیدی اینجا؟
کاپیتان، معاون دنبالتون میگرده
باشه
برگردیم
یه اتفاقی تو خونه افتاده، بهتره من برم
برم موبایل مو بیارم
موبایلت خاموشه- واقعا؟-
چرا الان؟
... اول تو برو و- من باهات میام-
از موبایل من استفاده کن
تو باید برگردی، من باهاش میرم
من وسایلتو میارم
باشه خب... باشه
اگه چیزی شد بهم زنگ بزن- نگران نباش-
چیزی هم بشه خودم از پسش برمیام
فردا دانشگاه میبینمت
بله
فقط صبرکن، زودی میرسم اونجا
من نزدیکم
ممنون، فوری بود
اصلا حرفشم نزن
همهچی خوبه؟ چرا حالت گرفتهست؟
متعجبم چرا
همه چی روبراهه، ولی چرا من احساس خوبی ندارم
میتونی اینجا پیادم کنی؟
اینجا که محل زندگی تو نیست
باید برم ایستگاه پلیس
چی؟
اوه، خدای
متاسفم، این تقصیر منه، درست تربیتش نکردم
میشه اونو ببخشید؟ ازتون خواهش میکنم
میگم
اینجوری هم نیست که نشناسیمت
نمیخواستم کار به پلیس بکشه
... ولی
ببین با پسرم چکار کرده
متأسفم خانم
متأسفم- متأسفم-
من واقعا معذرت میخوام- متأسفم-
خدای من
هی، بلند شو
واقعا
همین الان ازش عذرخواهی کن
من هیچکار اشتباهی انجام ندادم، بلند شو
اونو نگاه کن
من تمام مسئوليت رو قبول میکنم و ازتون معذرت میخوام
اون هنوز جوون و نابالغه نمیتونه بهتر این رفتار کنه
اون فقط یه سال ازت جوونتره
به اندازه ی کافی بزرگ هست که بفهمه
باشه، ببینیم قانون چی میگه
اوه، نه. خانم- بلند شین-
خانم، لطفا آروم باشین
آقا. من واقعا متاسفم- معذرت میخوام-
من واقعا متاسفم آقا- لطفا سروصدا نکنید-
...من واقعا متاسفم- تمومش کن-
چیو بس کنم؟
همین الان ازشون معذرت خواهی کن
!تمومش کن- چیو تموم کنم؟-
حتی یه اشتباه هم تو سابقهی تو برات خوب نیست
میخوای سابقهدار بشی؟
داری سعی میکنی زندگی تو نابود کنی؟- آره-
زندگی خودمه
این زندگی خودمه که دارم نابودش میکنم
پس حواست به کارای خودت باشه
... تو دیوونهای- منو بزن-
جلوت رو نمیگیرم- ...ولی-
هیچوقت دیگه جلوی مادر اون کثافت زانو نزن
چه احمقانه
زندگی ش داره به فنا میره برای چی اینهمه غرور داره؟
خدای من
این چیزیه که مادرا میگن، ولی تو خواهرشی
ممنون
تو باید بری
بعد تکمیل گزارش میذارن بره
خجالت آوره. فقط برو
تو هم مغروری
وقت جک گفتن نیست
برادرت احتمالا یه مسئلهای داره که ناراحتش کرده
تو و اون اخلاقت
کوله پشتیت رو بده من، فقط بدش
خودم میارمش
بیا بریم
این خیلی خجالت آوره
بار بعدی جای بهتری میبینمت
خداحافظ
هی بچه ها
واقعا مجبورین باهم دعوا کنین؟
ههیی حالش خوبه؟
آره، همین الان رفت خونه
کارش خوب پیش رفت؟
آره- چی شده؟-
اون دیگه به خودش ربط داره- نمیتونم بهت بگم
باشه
خوشحالم همه چی خوب پیش رفت
مراقب باش- خدانگهدار-
اون واقعا بی ادبه
... اون مرتیکه جوجه
یکی اونو گذاشته تو کمد ههیی
::::::::: آيــــ(غمـت نبـاشــــه)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
مردم بیش از اونی که انتظارش رو داشتم مثبتن
میدونم
راستب، تو شماره تلفن واقعی خواهرت رو میدونی؟
البته، اون خانوادهی منه
درسته؟
پس چرا به من نمیدیش؟
تو تایپ اون نیستی
شایدم تو ندونی
وقتی مردونه رفتار میکنم بیشتر هم جذاب میشم
خوشحالم که مجبور نیستم اونا رو ببینم
برات میپرسم
واقعا؟ قول میدی؟
شنیدم که مسبب یه دردسر بزرگ دیگه شدی
ما فقط کاری که لازم بود رو انجام دادیم
نیاز نیست اینقدر قاطع باشی
باشه
دربارهی فستیوال پیش رو
بیا با نقشهی اصلی پیش بریم- ببخشید؟-
اونا بودجه رو دارن
و دلیل جدیای هم وجود نداره بخوایم بلافاصله عوضش کنیم
...ولی- ...وقت-
جلسه با رئیسه
آها، درسته بحثمون باشه تا همینجا
پس فستیوال ترم چی میشه؟
اون؟
هنوز وقت داریم
پس چرا بعد اینکه دیدی فستيوال چطور پیش رفت تصمیم نمیگیرید؟
خیلی خب
منتظر میمونم ببینم چی میشه
کی میان؟
مامان
برادر کوچیک گوانگ چول میشه لی سونگ چول، درسته؟
همونی که داره بهزودی ترم آخری میشه
احتمالا
میتونم شمارهی مادرشو داشته باشم؟
بچهها، جمع شین
سلام- سلام-
همینجا بشینید
شروع میکنیم به آماده شدن برای فستیوال
تا الان هم سرمون شلوغ بوده
نه، تا الان فقط سرمون شلوغ بوده
ولی الان به بعد به شدت مشغولیم
چی؟
ما یه ایده جدید طرح میکنیم، برای حمایت مالی، بلیطای تمبری
بنرها رو بذارید، بلیط هارو پخش کنید
پارچه هارو بیرون بذارید و تمرین هم بکنید
چی؟- ...هنوز، من
خبرای بزرگ و خوبی براتون دارم
... اونم اینه
!اعضای جدید مسئول اجرای آهنگ جدید هستن
جدی میگی؟- آره-
...برای اعضای جدید موقعیت خوبیه
که تو فستیوال اجرا کنن
همگی افتخار کنین
ولی همه اجرا نمیکنن
ای وای
این رقابته
سلام- سلام-
سلام
شما تو تیم کاپیتان هستین
و شما تیم نائب کاپیتان هستین
یکی از شما ها اجرا رو هدایت میکنه
موفق باشین سربازان
بریم- بریم-
در طول فستیوال، هر روز کوتاه تره
ارشدای تیم برنامه ریزی هم کمکمون میکنن
...این دفعه، مسئولمون
یو مین نونائه
من لی یو مین، کلاس ۴۷ ته یا هستم
،بعد مدت طولانی برگشتم دانشگاه
،پس دیگه به اندازه قبل خوب نیستم
هوای منو داشته باشین
عشق اولش برگشته
بچه ها
حدس بزنین از چی متنفرم
باختن
بیاین سخت کار کنیم
بله- چشم-
ته یا
هزار بار گفتم نکن اینکارو
کاپیتان، استراتژی بردمون چیه؟
واقعا میخوام رو صحنه اجرا کنم
استراتژی برد ندارم
خودت یکیشو درست کن
بر چه اساسی مارو جدا کردین؟
بهمون حتی حق انتخاب ندادین
اینکه دیگه کار تیمی نیست
چرا؟
ناراحتی تو تیم منی؟
...شمارو همینجوری جدا کردیم چون انتخاب کردن
دردسر میشد
،اگه میخوای تیمتو عوض کنی
No comments yet. Be the first to leave one.