Daily Dose of Sunshine

Daily Dose of Sunshine (정신병동에도 아침이 와요)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Daily Dose Of Sunshine E05[DingoSub]
ناشر DingoSub

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2023-12-04
تعداد دانلود: 43
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

:ادیتور آرشین

هایون تویی؟

مامان

!هایون

کمیته‌ی انتضباطی تشکیل بدین

بجای اینکه تا این حد پیش بریم

میتونیم از بچه‌ها بخوایم عذر خواهی کنن و به جاش جبران کنن؟

واقعا فکر میکنین یه معذرت خواهی کافیه؟

سریعا جلسه رو برگزار‌ کنین

!من میرم آموزش پرورش یا هرجایی که لازم باشه

ببین جو یونگ لطفا بهم گوش کن

هایون

بچه‌ها ندویین

خیلی منتظر موندی. ببخشید

بریم، باشه؟

اوه یه لحظه

چیه آقای اوه؟

من پیش‌نویس نهاییو برات نفرستادم؟

حتما یادم رفته

...خب پس من

همین الان میرم چاپخونه درسته. بابتش متاسفم

دوباره میری سرکار؟

من امروز ارائه دارم

زیاد طول نمیکشه، باشه؟

دو تا سه ساعت؟

شاید انقدم نشه. سریع حلش میکنم، باشه؟

!جو یونگ

من واقعا متاسفم جیمین میخواست عذرخواهی کنه

چیزی ندارم بگم پس فقط برو

!زودباش بهشون بگو متاسفی

نمیدونی داری بیشتر به دخترم صدمه میزنی؟ فقط برو

باشه

بعدا میام

هایون

دوز روزانه آفتاب کاری از تیم ترجمه دینگو @DingoSub

مامان

وای من. ببخشید

بیدارت کردم؟

سرم درد میکنه

تب دارم، مگه نه؟

خب مطمئن نیستم

فکر کنم تب دارم نمیخوام امروز برم مهد کودک

اون او، تو تب نداری

خدایا، دیر میرسم سرکارم

شاید باید بذاریم امروز استراحت کنه

نه عادت میکنه

اون او

اگه‌ سرت هنوزم درد میکرد به معلمت تو مهدکودک بگو، باشه؟

هوم؟

به بچه‌ها غذا بده و وسایل مدرسه‌ی جین او رو دوباره چک کن باشه؟

درضمن بنظر میرسه جین او یکم تو ریاضی لنگ میزنه

چرا معلم دیگه ای براش پیدا نکنیم؟

اون خیلی بین مامانا شناخته شده‌اس جین او نمیتونه بهش برسه

اگه خیلی نگرانی چرا کمکش نمیکنی؟

اینجوری نیست که نخوام اینو میگم چون نگرانم

تنها کاری که میکنی ابراز نگرانیه من کسیم که واقعا کاری انجام میده

اوه، مامان

مامان تازه رسیدی؟- آره-

مامان من سوپ و برنج سرخ شده درست کردم

مطمئن شو سبزیجات میخورن اون او یبوست داره. ممنون

سو یون؟- ها؟ بله؟-

وقتی بچه‌هاتو فرستادم میتونم برم خونه خواهرت؟

سوجین زنگ زد

اون خیلی نگران بچشه که مریض شده

یهویی؟ خب من چیکار کنم؟

تو نباشی بچه های من چی میشن؟

پس بچه‌هام وقتی سرکارم تنها بمونن؟

نمیتونی همین یه بار از شوهرت بخوای یه نصف روز مرخصی بگیره؟

!مامان

!من اونیم که بهت پول میده

باید مراقب بچه‌های من باشی !نه بچه‌های سوجین

نیازی نبود انقد خشن حرف بزنی

اینجوری نیست که برای خوشگذرونی برم اونجا

اگه میدونستم اینکارو میکنی !یه پرستار بهتر پیدا میکردم

!هرکاری دوست داری بکن

!سو یون

!سو یون

چرا اینجوری باهاش حرف زدی؟

...ببخشید

مامان

مامان حقوق این ماهو برات فرستادم

!وای خدا

دیوونه شدی جونگ دا اون

چه خاکی به سرم بریزم؟

وای لطفا !زودباش لطفا

خانوم جونگ؟

ها؟ اوه سلام دکتر دونگ

صبح بخیر

درسته

دیرت شده؟

...بله. ای وای

درسته؟

!تاکسی

نه دکتر دونگ اگه تاکسی بگیرم دیرم میشه

هروقت تاکسی میگیرم اتوبوس میاد

!پس من یه تاکسی میگیرم. تاکسی- چی؟-

دلم میخواد واقعا کمکتون رو قبول کنم

واو جونگ دا اون باریکلا بهت

!تاکسی

!هی سونگ یو چان

هی، جونگ دا

دیرت شده؟- آره-

من میرم اون سمت بپر. میرسونمت

واقعا؟- آره زودباش بیا-

...دکتر دونگ من دیرم شده پس- بین ماشینا وایراژ میدیم-

من اول میرم- از تاکسی سریع‌تره. بشین-

ببخشید فقط برا یه نفر جا داره میبینمتون- !بزن بریم-

!بای- !بزن بریم-

خانوم مین

منو ندیدین؟ من جلو بیمارستان منتظرتون بودم

ندیدم

میتونیم امشب همو ببینیم؟

متاسفم

...صبر کن

این دفعه چیه؟

هی خیلی خوبه آدم دوستی مثل تو داشته باشه

بهترین کاری که تو زندگیم کردم این بود که باهات دوست شدم

من رفتم- هی صبر کن-

موهات نامرتبه

نگاش کن. پسر شیرین

بای

برو! برو ببینم

هوی

پسر شیرین، ها؟

پسر شکری؟

صبح بخیر، ها؟

آقای کیم اینجا چیکار میکنین؟

چیزی اذیتون میکنه؟

اوه سلام

لطفا اگه چیزی نگرانتون کرده بهم بگین

...انگار

من با سرنوشتی روبرو شدم که به هرقیمتی باید ازش اجتباب میکردم

اون سرنوشت

منو به یه نبرد دردناک و سخت میکشونه

متوجهم

تاحالا به خیلی از نبردای سخت، غلبه کردین

مطمئنم این بارم خوب از پسش برمیاین

امیدوارم

مرسی

مرسی برای حرفای قشنگتون

پس خداحافظ

می‌بینمتون

من حتی نمیدونم چی بگم

وضعیت مسخره ایه

نیازی به جدی گرفتن نیست ما رابطه‌ی دوستانه‌ای نداریم

نمیخوای تسلیم بشی؟

تو چطور؟

نه

راستش اگه دا ان نبود حمایتت میکردم

...آره، آخه چرا

چرا دین مدت بهش اعتراف نکردی؟

همینطور که رابطه دوستی رو ادامه میدین ‌...یهو یه رقیب پیدا میشه

و جنابعالی یهو به خودت میای

"واقعا میتونم این دخترو از دست بدم؟"

...اون موقع دم آخری اعتراف میکنی و

که تهش رد میشی

بعد رابطه دوستی تونم از دست میدی و سردرگم میشی

کارت به اینجاها میکشه ها

...من فرصتای زیادی داشتم ولی

زمانبندی خوبی نداشتم، همین

زمان‌بندی سخت‌ترین قسمت کاره

ببین

میدونی که من دست بالارو دارم درسته؟

من و دا اون یه گذشته‌ای داریم که تو نداری

یو چان گذشته ربطی به حال نداره

هیونگ

من گذشته رو به حال تبدیل میکنم

مور مورم شد پسر

اون حرف آخرو فراموش کن. من رفتم

چندش

ما دوز رو به تدریج زیاد میکنیم

به تدریج، درسته؟

خوب میخوابه؟- بله-

ولی دوشب آخر تختشو خیس کرد

از کی شروع شد؟- فکر کنم سه روز پیش-

کمک کنم؟

از اونجایی که تحت تاثیر داروی جدید بود متوجه شدم

بی اختیاری ادرار ممکنه یکی از عوارض جانبی دارو باشه

از دکتر میپرسم که میشه از دارو دیگه‌ای استفاده کنیم

مرسی- مشکلی نیست-

اونا روپوشای جدید بیماران؟- آره-

!وای چقدر قشنگه رنگاش خیلی خوبه

این بخش 53‌ئه

بله، خانم کیم جی‌یو امروز قرار دارن

باشه، به ساعت سه بعد از ظهر امروز تغییرش دادم

...هنوز خانم جونگ- بله خانم پارک-

اوه، سلام

سلام

ممنونم

...شما در حال حاضر فقط می‌تونین

!سپرده گذاری کنین نه برداشت

فعلاً نمی‌تونین از حسابتون پولی برداشت کنین

ولی من خیلی فوری به پول نیاز دارم باید قرضام رو بپردازم

همونطور که قبلاً گفتم

هیچ راه دیگه‌ای جز پرداخت کامل وامتون وجود نداره

ممنونم- خواهش می‌کنم-

چی؟

اوه، اون او تب داره؟

آره، فکر می‌کنم که باید بره خونه

...اوه

More Farsi Persian subtitles for Daily Dose of Sunshine

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left