نخستین 200 خط.
یه صفحه
یه صفحه بیشتر
من همیشه احساساتم رو ابراز کردم
از طریق نقاشی کشیدن
اولین باری که عاشق شدم
وقتی داشتم از درد درونی زجر میکشیدم
اون موقع های فوران بیش از حد مهربونی
موقع های فریفتگی کم نظیر
موقع های دنبال رویا رفتن
چه دنیایی منتظر
این صفحه خالی عه؟
اونموقع ها چیزی نمیدونستم
آکاری
مطئنم میاد
اما، چهار سال پیش اتفاق افتاد
همه چیز خوب میشه اون بهت قول داده، مگه نه؟
اگه امروز نبینمش بیخیالش میشم
هی
این قیافه های عبوس چی میگن؟
داریم حرفای خصوصی میزنیم لطفا مزاحممون نشو
چون اینو گفتی، قهوه بی قهوه
چرا؟ فقط باید التماسم کنی تا گیرت بیاد
هی پسر
واو! شگفت انگیزه
منو نگاه
ببخشید
هر چهار سال، یک شب معجزه به دیدن شهاب سنگ سلین بیاید
جمعه 25 ژانویه. به ما بپیوندید رو به ستاره ها آرزو کنید
اوکیجیما
اومدیم
چهار سال پیش
...تو این جزیره، عاشق شدم
بفرما مرسی
قشنگه مگه نه؟
اون نقاشی
همراه با پسری از این جزیره...ایکومی-کون
چه خفن! داشت پرواز میکرد
عه این خرگوش خوشحالی عه
ایندفعه قطعا گیرم میاد
...بازم این
یه بار دیگه هم امتحان میکنم
...هی
بیا بریم
خوشحالی فقط باهم بودن بود
خیلی منو میخندوند
و خاطرات موندگاری بهم داد
...و بعدش
آخه چرا بسته س!؟
خوش اومدین ممنون
ممنون
آکاری خیلی ناراحت بود
اما اگه تنهاش بذاریم مشکلی براش پیش نمیاد؟
خیلی خوب میشه اگه همونطور که برنامه ریخته بودن ببینتش
دروغگو
"امیدوارم همو نبینن" این فکر واقعیته
اینطور نیست
معرکه سسس درسته
"چهار سال پیش"
هیشکی اینجا رو بلد نیست
بشین لطفا ممنون
هرسال از اینجا نگاش میکنی؟
نه، شهاب سنگ سلین فقط هر چهار سال یه بار پیداش میشه
که اینطور پس؟
پس، خوشحالم که باهم داریم میبینیمش
آکاری
این...بیا این
این یکی؟؟؟
ایکومی-کون، میدونی چیه؟
تو هم...بیا
جاش اینو بگیر
چون من این یکی رو میخوام
عالیه! قشنگه
آکاری؟
بیا بازم همو اینجا ببینیم
چهار سال بعد
...اما
وقتی به توکیو برگردم خیلی ازت دور میشم
اگه همدیگه رو نبینیم...فراموشم میکنی
من فراموشت نمیکنم
...اینکه آدم بتونه با کسی مثل تو آشنا بشه
مثل یه معجزه میمونه
آکاری؟
دوستت دارم
ایکومی-کون؟
اوه،ببخشید
گم شدی؟
...نه
دوست پسرت پیچوندت؟
ما قول دادیم همو اینجا ببینیم
چهار سال پیش
میشه من کنارت باشم؟
جای اون یارو؟
وایسا ببینم! چیکار داری میکنی؟
عه؟نمیشه؟ معلومه که نمیشه
...تو
رو قایق...اون بوس
اوه، اونموقع؟
و دوست دخترت کو؟
اون دوست دختر من ینست
ها؟ ...من
من الان دوست دختری ندارم
مشکلی ندارم اگه یکم خوش بگذرونیم
آشغال
جا خوردیا اما چون
فوق العاده س
عاشقشم
خداروشکر که اینجایی
اگه اینجا نمیومدی بعدا حسرتشو میخوردی مگه نه؟
...عشق اولم
داشت به همراه شهاب سنگ تو شب آسمونی زمستونی ذوب میشد
آکاری، زود باش، پاشو
خدایا
مواظب باش باشه
میبینمت من رفتم
صبح بخیر یاماتو سلام
رزومه ت رو بردی؟ دستمال چی؟ آره
مثل همیشه؟ اره، بازم
خوراکی چی؟ ...همون که گفتم
بیا
موفق باشی مرسی
باشه
ارائه ای که ایشون داد خیلی شبیه به شعر های امروزی عه
برای مثال "عشق کوره"
صبح بخیر امروز، روز مصاحبه س
موفق باشی
صبح بخیر آره! منم خواب موندم
شما به مدرسه هنر نرفتین، درسته؟ نمونه ای از کارتون همراهتون هست؟
بله
باشه، نگاهش میکنم
از کی شروع به نقاشی کشیدن کردین؟ از کجا یاد گرفتین؟
خب، از بچگی همیشه عاشق نقاشی کشیدن بودم
دوست دارید اینجا چه نقشی داشته باشید؟
اوم، هرکاری که بتونم نقاشی کنم
دقیق تر؟
ببین، برای مثال، چه نوع طراحی ای دوست دارید انجام بدید؟
...ریسا غلافش کن
اگه یکی بیاد تو چی؟
هیچ اشکالی نداره
یوری
اگه یکی بیاد چی؟
میتونیم بعدا ادامه ش بدیم
من هنوز نمیتونم راه برم
با این پاهام
باشه پس، پنج دقیقه استراحت باشه
ناتسونا! داری بهتر میشی
اون قسمت همراه مایوری بهتر بود
واقعا؟ خیلی ممنونم
راستی، شهریه رویداد بعدی پنج هزار ین میشه
اوه، باشه
خب، میشه یکم واسه بقیه ش صبر کنین؟
بفرمایید
این غذای شفا بخشته وقتی که داغون شدی درسته؟
عه؟ چی شده؟ عبوس شدی آکاری-چان
مصاحبه م خوب پیش نرفت
مصاحبه ها همیشه همینطوری ان
حالا که اینطور شد، بذار عمو چیزی واست درست کنه
با یکم گوشت چطوری؟ بابا
گوشت، باشه؟ بابا
چیه؟ تازه واسش اومورایس بردم
گوشت چطوره؟ گفتم که
تمومش کن، بی فایده س، برو برو
گوشت؟ برو کنار ببینم
شاید نیازی نباشه یه شغل مربوط به نقاشی داشته باشم
ها؟ چرا؟
اما تو از بچگی داشتی نقاشی میکردی
من عاشق نقاشی کشیدنم
اما، تو مصاحبه، نتونستم به سوالات درست جواب بدم
اغلب اینجوری میشه عه؟
هیشکی جواب درست رو نمیدونه اما تظاهر میکنن که میدونن
و تو هم خیلی تو دروغ گفتن بدی
به هرحال، من هواتو دارم
به نظرم تو بهتره تو زمینه ای که بهش علاقه داری کار کنی
مرسی خواهش میکنم
خوشمزه س آره؟
از بچگی عاشق نقاشی کشیدن بودم
...رنگای قرمز، آّبی، زرد
رنگی که از داخل مداد رنگی بیرون میاد خیلی خوشگله
من تو هیچ چیز دیگه ای جز این خوب نیستم
من با نقاشیام من شدم
خوشحالم بابتش
...اما
...برای من، هرروز نقاشی کشیدن
خوشگله، مگه نه؟
اون نقاشی
یعنی اینکه من هیچوقت فراموش نمیکنم
اون خاطرات و احساسات مهم اون لحظه رو
من همه چی رو به تصویر کشیدم به این منظور که ثبتشون کنم
عه؟ اینجا نیستش
چرا؟
دفتر نقاشیت رو گم کردی؟
فکر کردم تو کیفتم گذاشتمش هب
اون خرگوش... از طرف ایکومی-کون عه؟
بیخیال نشدی؟
من واقعا احمقم
اما این جنبه مثبت توعه، به نظرم
ببخشید که منتظر موندین بفرمایید
اوه، چه بانمک
نوش جان کنید
اوه درسته
من اولین نفر به تو بلیط میدم
No comments yet. Be the first to leave one.