نخستین 135 خط.
اسکادوش
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
!آلفی
!آلفی
از دست این لباس احمقانه
لولو! الان نباید سر کلاس آداب و رسومت باشی؟
من هیچ هم لباس زنونه و مدرسه رسومات نمیخوام
.من شمشیر میخوام با یه ماموریت
تا میتونی از بچه بودنت لذت ببر
هشت سال بچه بودم
.میخوام یه شوالیه باشم مثل تو
لولو، مامان و بابا هیچوقت نمیذارن تو یه شوالیه بشی
خیلی خطرناکه
!مبارزه شنی
یه دونه توپ شنی دیگه سمتم بنداز
تا از کتفهات واسه بیرون کشیدن طحالت استفاده کنم
خیلی خب، آنچنان طرفدار مبارزه شنی نیستی
اما این چهطور؟
!اونجا رو باش، من و توییم
هیچ هم شبیه من نیست
یه شهر گمشده داریم که باید پیداش کنیم
میخوام بدونم اون خرسها کجا میرفتن
چرا؟
به تو ربطی نداره
چرا؟
!چون تو یه بچهای- چرا؟-
بیا از یه راه دیگه امتحانش کنیم
اون دوتا خرس از کدوم طرف میرفتن؟
ربی، جدی فکر کنم باید بهشون بگی
این دیگه چیه؟
میرسونتت اونجا
صد رحمت به پله
یکم انگور میخوای؟
یکم... کشمش میخوای؟
نخیر
.ضرر میکنی ...اینها آبنباتهای
طبیعیان
...خب، نظرت راجع به یکم
اسکی چیه؟
.اصلا و ابدا کلاوس و وروکا میدونن دنبالشونیم
حتما دارن سعی میکنن صدامون رو بشنون تا پیدامون کنن و بکشنمون
آخه چرا همه میخوان ما رو بکشن؟
...کلاوس و وروکا و اون یارو شنلپوشه
اون کرکسها
.اوه نه، ما قرار نیست بکشیمتون قراره منتظر بمونیم تا بمیرین
عمرا اگه حریف قدرت اون دستکش بشیم
اما شلاق شعله بیپایان میتونه
،اگه ما زودتر از اونها به شهر گمشده برسیم میتونیم از اون شلاق واسه مبارزه استفاده کنیم
پس یه تکونی به خودت بده
خیلی خب، میبینم که به خودت هم شک داری
شوالیهها شک نمیکنن
:ببین، استاد اوگوی همیشه میگفت
،اگه یه استراحتی به خودت بدی" "میتونی با احساساتت کنار بیای
شوالیهها احساس ندارن
و در طول روز انرژیشون رو ذحیره میکنن "تا بتونن "یه تکونی به خودشون بدن
و توی خنکی هوای شب بتونن به صرفهتر سفر کنن، ها؟
...چهطوره به توافق برسیم که
!آره چون ما یه تیمیم و تیمها به توافق میرسن
که نقشه تو اشتباهه
خب، چه قدم بزرگی بود
.دور و اطرافت یه نگاه بنداز، پو اوضاع وخیمه
اوضاع وخیمه
وخیم؟
آره، ناسلامتی من توی مدرسه رسومات درس خوندم
دیگه نمیتونم به این کار ادامه بدم
باید تمرینم بدی، لطفا
قدرت واقعی یه شوالیه از ذهنش میاد
به اندازه کافی واسش باهوش تشریف داری؟
خیلی هم واسش باهوش تشریف دارم
خیلی خب. دوتا سطل آب از سر چاه پر کن، واسم بیار
بدون اینکه به سطلها دست بزنی
غیرممکنه
حالا زیاد حرص نخور
شوالیههای بزرگتر از تو هم توی این مورد، موفق نشدن
من قرار نیست یه بازنده باشم
...یه جرعه
الان وقت بازیگوشی نیست
بازیگوشی نمیکردم
داشتم از این تپه واسه ذخیره انرژیم استفاده میکردم
!به اضافه اینکه، خوش میگذرونـــــدم
.میدونم بابا، میدونم شوالیهها خوشگذرونی نمیکنن
حتی فکرش رو هم نکن
.نه، مشکلی نیست کل روز رو وقت دارم
احساس میکنم که تو یه جورایی خیلی تلاشگری
تلاشگر؟ اصن همچین کلمهای داریم؟
استاد شیفو همیشه بهم میگفتش
،اما اگه روی تو تاثیر نداره یه خروار چیز دیگه واسه گفتن دارم
".سعی کن تسلیم حقایق بشی" استاد دلفین
"موانع خودشون یه فرصتن"
استاد اوگوی
"پو، اگه شل کنی، سریعتر تموم میشه"
دکترم
تسلیم موانع شدن خودش یه فرصته؟
غیرمنطقیه
هیپ هم غیرمنطقی نیست
معرفتیه که از گذشتگان به ما رسیده
...گذشتگان
افتخار میدی؟
کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
اوه، خیلی راجع به آناتومی میدونیا
درسش رو هم خوندی یا...؟
خیلی خب، اینجوری به خودم هم بیشتر خوش میگذره
دیگه نمیکشم
باید... یه استراحتی بکنیم
.نه ...یکم دورتر
همینجا
درست همینجا
بذار ببینم چی شد
ما این ماشینهای مرگ باهوش رو دنبال میکنیم
...چون که
واسه بار پنجم، اون خرسها جای شلاق رو میدونن
و اون میدونه کجا خرسها رو پیدا کنه
!حواست رو جمع کن
فکر میکردم ستارههای اینجا فرق کنن
اون دب اکبره و اون دب اصغر
منظورت قابلمه بزرگ نودل و قابلمه کوچیک نولدن؟
،نه. فرض میکنیم بابات چون نودل درست میکنه بهشون اینجوری میگفته
نه، همه بهشون اینجوری میگن
تو از خودت واسهشون اسم در آوردی
دب؟
دب دیگه چیه؟
دب اکبر یعنی خرس بزرگ
دب عربیه
عربی؟ آخه کی عربی صحبت میکنه؟
!من میکنم
من دیگه نیستم. کل روز داشتیم به زبانهای مختلف حرف میزدیم
دیگه به زبان دیگه رو بهت یاد نمیدم
...دب اکبر ...دب اکبر
اسم باحالیه
!اینجا رو باش! دب اکبر بوم
ساکت
چشم، چشم
:من رو یاد این حرف میندازه که
غالب نشدن به عصبانیت، به این معناست" "که عصبانیت بهت غالب شده
No comments yet. Be the first to leave one.