نخستین 145 خط.
ما در محضر خداوند سوگند میخوریم که همیشه به یکدیگر وفادار بمانیم
و برای همیشه عاشق یکدیگر باشیم
و به عنوان یک زوج تابع قوانین !کنفوسیوس باشیم
و در خوبی و بدی همدیگر را دوست داشته باشیم
و تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا نمیاد به یکدیگر وفادار بمانیم
!مبارک باشه ، سفر بخیر
! سفر بخیر
! جدا که معجزه بود
ما توی یه بیمارستان کار می کردیم
من به عنوان پرستار و توهم به عنوان دکتر
...اینکه تونستم قاپ دکتر بدزدم
!واقعا شانسم بود
تو هم مثل من خوشحالی ؟
! بفرمائید
خسته ای ؟
!برو یه دوش بگیر
... باشه ،چشم
اونجا داری چه غلطی میکنی ؟
!تو عفت و پاکدامنی خودت از دست دادی
و الانم میخوای به پلیس زنگ بزنی ؟
دیگه چجوری باید برات روشن کنم که من رها کنی ؟
!اینطوری دیگه ارزشی برام نداری ! از زندگی من گم شو بیرون
ترجمه زیر نویس :هاریکا H@rika
! وایسا ، وایسا
!ولم کن
! نمیتونی خودکشی کنی
!دست از سرم بردار
!پروردگار هرگز خودشکی نمیبخشه
چطور حاضرشدی اینکارو بکنی ؟
نمیخوای که بر سر گناهای خودت باقی بمونی ؟
و طلب بخشش کنی ؟
اگر در زندگی عادی امیدی ... برات نمونده
هنوزم امیدی هست که به عنوان یک کنیز به خداوند خدمت کنی
من یک صومعه خیلی خوب سراغ دارم
و خداوند مطمئنا تو رو خواهد بخشید
... خداوند میبخشه
!صددرصد مطمئن باش
!اون قادر متعال هست
" ریسمان شهوانی "
!بیا تو
قبلا درباره وضعیت تو از پدر روحانی همه چیز شنیدم
از پدر روحانی ؟
پدر زابیل کشیش صومعه ما هستن
ماریا از الان تو مسئول رشد و پرورش این بره تازه وارد هستی ( از دیدگاه برخی مسیحیان انسانها همانند گوسفند سرگردان و پیامبران شبان انها هستند )
!با کمال افتخار
پدر ما که در آسمانی
نامت مقدس باد حکمرانی تو فرا خواهد رسید
تو همیشه و تا ابد پیروز خواهی بود
! آمین
!آمین
این بدن از برای خدای ماست
بیائید با همدیگه دعا کنیم
همانگونه که بدن اسرورمان همانند بدن خود ماست
بیائید نانمان را با یکدیگر تقسیم کنیم
همانگونه که شراب به سرورمان شخصیت میدهد
پس بیائید نان خودمان را خورد و به سلامتی خدایمان بنوشیم
خداوند همیشه یاور مان باشد
تا ابد و برای همیشه
اونا دارن اونجا چیکار میکنن ؟
نباید از یه همچین چیزائی غافلگیر بشی
یه روزی خودت این درک میکنی
چت شد ؟
چی شده ؟
! صبر کن
به نظرت اونا دارن کجا میرن ؟
! برای نیایش
! از اینطرف
ما دیوونه بودیم بخاطر همین روسیاه و !معصیت کاریم ، مارو بزن
! نه ، نه
!اون من بودم ، اونی که دیوونه بود ، خودم
! خواهش میکنم ، من محکمتر بزن
اون مرده اینجاست تا حسابی به خدمت همبازی هائی که از ما جدا میشن برسه
تو یک صومعه اونم با قوانین محکم اینکار غیر ممکنه
اگر یه همچین شهوتی باشه با این همه ادمی که این اطراف پرسه می زنن باید چیکار کرد ؟
! محکمتر ، محکمتر
پروردگارا ، لطفا بهم بگو من باید چیکار کنم
! روز بخیر
!صبر کن
داری میری تا سریع به یکی خبر بدی ، درسته ؟
نمیخواد بترسی ! تو باید مداوا بشی وگرنه خیلی زود میمیری
! درش اوردم
تو دکتری ؟
! نه ، نه من پرستارم
درسته ، اگر نبودی وضعیت افتضاح میشد
یه کم غذا برات میارم
وقتی دوباره تونستی راه بری باید اینجارو ترک کنی
...یه خواهشی دارم
یوکو کاسامارو میشناسی ؟ اون باید همینجا باشه
یوکو کاساما ؟
بله ! اون بیچاره تجربه تلخی داشت چرا که به عنوان یه گوسفند از این صومعه رفت
یوکی کاساما کیه ؟
! اصلا نمیدونم
چرا این می پرسی ؟ چه چیزی از اون دختره میدونی ؟
اون اینجاست ، نیستش ؟
!نباید در باره این موضوع فضولی کنی
چه خدمتی میتونیم بهتون بکنیم ؟
شما این مرد میشناسید ؟
در حین درگیری به شونه چپش تیر خورده
ما این مرد نمیشناسیم
!قبلا هرگز اون ندیدیم
!مردها اجازه وارد شدن به اینجارو ندارن به همین دلیل اون نمیتونه اینجا باشه
!اه از این بابت متاسفم
میگن که اون نزدیکی های اینجا مشاهده کردن
فکر کردم شاید شما متوجه چیزی شده باشید اگر چیزی دیدن لطفا من در جریان بذارید
لطفا این به کلیسای سنت میشل برسونید
!چشم
!اه ، لطفا میکی رو هم همراه خودت ببر
بایستی دید ، چیزی از میراث گذشته دروجودش باقی مونده
متوجه منظورم شدی ، درسته ؟
بله
قبلا عاشق کسی شدی ؟ یه عشق واقعی و پرشور ؟
و حتما تو اونی بودی که خیانت کردی !چقدر احمقانه
خودت چی ؟
به اندزه کافی از مردها کشیدم به همین دلیل وارد صومعه شدم
اینجا دیسکوئی هست که معمولا اگر بیام تو شهر یه سری میزنم
دلت میخواد بری داخل ؟
اینجا واقعا چه خبره ؟
!دقیقا همون چیزی به نظر میرسه
اینجا دقیقا میتونی کلی خوشگذرونی کنی
!عجب روز دوست داشتنی هست
بله ، اینطور نیست ؟
! برو برقص
!بخیال ، بیا برقصیم
!اره ، بیا دیگه
!اره کارت درسته
! ممنون
چطوره پیش میره ؟
! عالی
دوست ماریا هستی ؟
چی شده ؟ در مورد خودمون دو تا نظرت چیه ؟
!دختر بانمکیه !واست مناسبه
! اینجا جدا خیلی خوش میگذره
اگر ازاون خوشش بیاد ؟
!هی ، خودش گفت ، ازت خوشش میاد
چی شده ؟
!صبر کن
! خوبه دیگه صبر کنید !صبر کن
!بیا ، از این طرف
!هوی ! صبر کن !وایسا
! روز بخیر میتونم کمکتون کنم ؟
بانداژ و داروی ضد عفونی لازم دارم
و همینطور یک پماد تترا سیکلین 100 گرمی
پس یک پماد تتراسیکلین 100 گرمی
بالاخره برگشتی
فکر کردم حتما رفتی
No comments yet. Be the first to leave one.