نخستین 200 خط.
روز خوبی داشته باشی
خدای من خیلی متاسفم
نه مشکلی نیست
من نیاز داشتم خنک بشم فکر کنم اینو نمیدونستم
ویل ! به این خانم مودب بگو که متاسفی
ویل ! تو سطل رو روی سرش خالی کردی بگو که متاسفی
من متاسفم
عیبی نداره واقعاً
من جسیکا هستم
سلام من مری هستم
شما کی اومدید اینجا ؟
یک ماه پیش این خونه رو خریدیم
ولی کاملاً اسباب کشی نکردیم
من چند روزه که اینجا هستم
هیچ لوازمی نداریم فقط جعبه هایی که آوردم
با ماشین خودم اومدم
شوهرم با بچه ها در سیاتل هست
تا یک هفته دیگه
اونا دارن مدرسه رو تموم میکنن
اوه، اونجا مدرسه ها باید دیرتر تموم بشه
اره، اون یک مدرسه ویژه هست
بچ هات چند سالشونه ؟
13 و 5
بچه بزرگم از ازدواج اول منه
من خیلی جوان بودم
اوه
من اصالتاً اهل اینجا هستم اینجا بزرگ شدم
خاطرات زیادی دارم
نمیخوام فضولی کنم ولی چرا برگشتی اینجا ؟
شوهرم برای یک کمپانی تکنولوژی کار میکنه
و اونا یک دفتر در مرکز شهر تاسیس کردن
تو هنوز اینجا فامیلی داری ؟
نه
فکر کردم بچه هام دوست دارن بیرون از شهر بزرگ بشن
میدونی، زندگی در شهر کوچک
مطمئنم همینطوره
تو شاغل هستی مری یا فقط خانه داری
من یک نویسنده غیر وابسته هستم
بیشتر نوشته های وبلاگ ویرایش میکنم
اوه مثل اون پست هافینتگتون
آره یه جورایی
ویل
خیلی خب من باید برم
لوازمم امروز میرسه
باید لباس عوض کنم
دوباره بابت اون متاسفم
امیدوارم تو و شوهرت
بتونید یه وقتی برای شام بیاین خونه ما
آره
آره به نظرم عالیه
باشه
به این محله خوش اومدی مری
سلام، اوضاع چطوره ؟ سلام
خوبه
شما دارید میرید به مدرسه ؟
آره، امروز شروع شده
حالت چطوره من خوبم
هرچند دلم برای شما تنگ شده
آه، ما هم دلمون برات تنگ شده
من بهت گفتم که چند تا صندلی گرفتم ؟
نه، چه جور صندلی ؟
بزرگترین صندلی که میشد توی ماشینم جا کنم
عالیه
امروز صبح یکی از همسایه های تو رو دیدم
اوه واقعاً ؟
اونا چطور هستن ؟
میتونم بگم اون واقعاً خیلی فضوله
باهم دوست شدیم
اسمش چیه ؟
جسیکا
خیلی خوبه
پسرش یه شطل آب روی من خالی کرد
عمداً ؟
نه، عمداً نه اون تقریبیاً 4 ساله هست
اوه، خوب آره
تو میدونستی که ما یک کامیون بستنی داریم ؟
اوه عالی شد، این چیزیه که اونا نیاز دارن شکر بیشتر
خوب، فکر کنم به رویه جابجایی کمک میکنه
نه، اون خیلی عجیب بود
انگار در زمان رفتم به عقب
نمیدنم، یه چیزی در مورد اون خیلی ترسناک بود
آه، بستنیش چطور بود ؟
نه، من چیزی نگرفتم
خوب ببین، ما باید امتحانش کنیم
وقتی که رسیدیم اونجا
آه، نمیتونم صبر کنم تا شما برسید اینجا
ما هم همینطور
من فکر کنم تنها نبودم از وقتی که ...
خدای من از وقتی که جیکی به دنیا اومد
من قبل از بچه ها چیکار میکردم ؟
من میدونم، درسته ؟
من باید برم بیرون و شب ها رو خوش بگذرونم
میدونی، دوباره ثابت کنم که جوان هستم یا هرچی
آره، تو چرا نمیری با چند تا مادر فوتبالیست مهمونی بگیری ؟
بچه های من حالشون چطوره ؟
میتونی بزاری روی اسپیکر ؟
حتماً ، هی شما میخواهید به مادرتون سلام کنید ؟
سلام بچه ها
نمیتونم صبر کنم تا شما رو ببینم
جیکوب، تو خیلی هیجان داری که مدرسه تقریباً تموم شده ؟
آره
نمیتونم صبر کنم تا شما رو ببینم
خیلی خب
زود باش جکی اینجا تو عاشق اینجا میشی
هرچی
شلبی، حالت چطوره ؟
سلام مامان
دختر شیرین من چطوره ؟
خوبم، دلم برات تنگ شده
من هم دلم برات تنگ شده عزیزم
هی شلبی
هی من تقریباً رسیدم به مدرسه جاکوب
پس باید قطع کنم ولی .. نوشتن چطوره ؟
چطور پیش میره ؟
الو ؟
خوبه
من مرتب این شروع های بزرگ رو دارم و بعد ..
اونا محو میشن
فکر کنم فقط سعی میکنم به زور پیش برم
هی، درست میشه
میدونم؛ ممنون
خیلی خب، من رسیدم
خیلی خب بعداً بهت زنگ میزنیم ، باشه ؟
دوستتون دارم بچه ها !
آره ! من هم دوستت دارم من هم عاشقتم
خداحافظ خداحافظ
سلام شما باید لوازم منو آورده باشید
آره
باشه، عالیه
من برای شما آماده بودم
فقط تو هستی یا ..
فقط من هستم
آه .. باشه
لازمه من چیزی رو امضا کنم ؟
خوبه
تو شاغل هستی یا فقط خانه داری ؟
ببخشید
متاسفم، فکر کردم تو میدونی من میام داخل
میدونستم فقط ..
میدونی بعضی آدم ها در میزنن
همونجا خوبه
سلام همسایه جدید
آه، میدونم میخوای بگی خیلی زود برگشتم
سلام
سلام
خوب، من میدونم تو منتظر هستی تا خانوادت برسن
پس خواستم تو رو به یک مهمونی دعوت کنم
که کریستینا امشب برگزار میکنه
اره، فارغ التحصیلی پسرم مکس
ما کباب درست میکنیم پس الکل زیادی اونجا خواهد بود
و نوجوان های تنفر آور
سلام ، من کیتی هستم
خیلی خوبه که یک خانواده جدید اومدن به اینجا
این فاحشه ها فقط چند نفر هستن
کیتی !
سلام، من مری هستم
اوه، من قبلاً همه چیز رو در مورد تو به اونا گفتم
تو نباید تنهایی اینجا زندانی بشی
بیا به مهمونی خوش میگذره
منظورم اینه که ، آخرین دفعه
مه بچه هات پیش تو نبودن ، کی بوده ؟
12 سال پیش
اوه عزیزم
تو از وقتی بچه بودی مادر شدی، بچه بیچاره
آره، من وقتی خیلی جوان بودم پسرم به دنیا اومد
ولی من اونو با هیچی عوض نمیکنم میدونی ..
البته که عوض نمیکنی
توجهی به کیتی نکن
اون بیماری دهان و پا داره
اوه خواهش میکنم
زود باش ما میخواهیم به همسایه جدید خودمون
کمی مهمان نوازی نشون بدیم
نمیدونم
تو حتی لوازم نداری
چرا نمیزاری برای تو آشپزی کنیم ؟
شرط میبندم تو خونه هیچ غذایی نداری
باشه
باشه !
شماره 236 کوچه ویلد بری، 6 عصر
باشه
عالیه خوش میگذره، خواهی دید
من در مورد تمام همسایه ها برات غیبت میکنم
بهت خوش میگذره، قول میدم
ببخشید
بله ؟
کار من تموم شد
میخوای چک کنی همه چیز جایی هست که تو میخوای ؟
حتماً
اون جاش خوبه ؟
من نمیدونستم تلویزیون شما قراره کجا باشه
خوبه
همیشه میتونیم اونو جابجا کنیم
باشه ؟
تخت خوابتون در اتاق شماست
میخوای بهش یه نگاهی بندازی ؟
نه
مطمئنی ؟
فکر کنم همه چی مرتبه
من قراره برای کاری دیرم بشه ؟
باشه، به خاطر کمکت ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.