نخستین 200 خط.
Episode 16
مدرکي که بي گناهيه "گوني" رو ثابت مي کنه پيدا کردم
مطمئني؟
واقعاً پيداش کردي؟
مگه منُ نمي شناسي، من داداشتم
گوانگ تائه، لي گوانگ تائه
ديگه لازم نيست اونجا کار کني
گوني " هم ديگه لازم نيست مخفي بشه يا فرار کنه"
ما هم مي تونيم همونطور که دلت مي خواست بريم خارج زندگي کنيم
تا حالا دروغي از من شنيدي؟
الو؟ الو؟
اوپا؟
الو؟ تويي هيونگ؟
خودتي "گوني"؟ "نان سوک"م
فکر کنم يه اتفاقي واسه داداشم افتاده
داري چي مي گي؟
فکر کنم دزديدنش
دزديدنش؟
... داشتم باهاش صحبت مي کردم
قبل از اينکه قطع کنه يه صدايي شنيدم که انگار داشتن به زور مي بردنش...
الان با کي و کجايي؟
با "يونگ مين"م
هي چي نگو، از اونجا برو
باشه، همُ مي بينيم
نان سوک" مراقب باش"
باشه
منم
لازمه آدمات واسم يکي رو پيدا کنن
هر چه سريع تر بهتر
چون داشته بهم کمک مي کرده بي گناهيمُ ثابت کنم ،دزديدنش
"فکر کنم کار "يونگ مينِ
مرد مورد علاقه ي "آ کووي"؟
باشه
ولي قيمتشُ بعداً بهت مي گم
يه کار ضروري واسم پيش اومده بايد برم، متأسفم
چي شده؟ مي تونيم با هم بريم
لازم نيست، بايد خودم تنها برم
شام مي مونه واسه دفعه ي بعد
چي شده؟ دزديدنش؟
واقعاً اتفاقي واسه برادرت افتاده؟
گفت يه مدرکي پيدا کرده که بي گناهيتُ ثابت مي کنه
ولي يهو تماسمون قطع شد
هر چي هم سعي کردم دوباره بهش زنگ بزنم نشد
به منم زنگ زد
گفت يه مدرکي پيدا کرده و مي خواست که همو ببينيم
! حتماً يه اتفاقي واسش افتاده
جونش تو خطره؟
هنوز چيزي مشخص نيست
زياد خودتُ نگران نکن
حتماً خودم يه راهي واسش پيدا مي کنم
فعلاً بيا از اينجا بريم
اگه کسي مارُ ببينه ممکنه خطرناک باشه
!تو!تو
چطور مي توني اينکارُ باهام بکني؟
مي خواستم واسه بدترين اتفاق ممکن خودمُ آماده کنم
چي؟
بايد يه زندگيه آروم پيش مي گرفتي
واسه چي منُ عصباني کردي؟
به خاطر اين موقعيت از همه چيزم گذشتم
واسه اينکه به اينجا برسم دستامُ به خون آلوده کردم
حالا ديگه همه چي تموم شده
اگه خودت بودي مي تونستي بي خيال همه چي شي؟
پس واسه چي، واسه چي به "نان سوک" کمک مي کردي؟
بگو واقعاً ازمون چي مي خواي؟
دلسوزيه شما لازم ندارم
...ولي اينم بدون
خودمم دلم نمي خواست آخرش اينجوري تموم شه...
نمي خوام اين کارُ با برادر زني که عاشقشم انجام بدم
! متأسفم
... نان سوک
! نان سوک من
لطفاً بذار بره
! اون نمي دونه تو چجور آدمي هستي
! حقيقت داره
فقط من مي دونم... منم که به هيچ کي چيزي نگفتم
ديگه برام مهم نيست که اونم بدونه يا نه
چي گفتي؟
راحت استراحت کن
!نان سوک" طوريش نمي شه"
! به هيچ وجه
! متأسفم
! پس يادت باشه قول دادي
جاشُ آماده کرديم
خيلي دقت کنين
يادت نره قول دادي"نان سوک" بره
اينجا کجاست؟
... يکي هست که کمکمون مي کنه
اون حتماً يه راهي واسمون پيدا مي کنه...
چي شد؟ پيداش کردين؟
اين دوست دخترته؟
هموني که واسه "آ کووي" کار مي کنه؟
برادرش چطوره؟
اين آخرين باره که اين کارُ برات مي کنم
دارين منُ کجا مي برين؟
يه ماشين دنبالمونه گمش کن
اوپا! چي شده؟
حالت خوبه؟
کجا پيداش کردين؟
! حق با تو بود
واقعاً کار "يونک مين" بود؟
يونگ مين" اين کارُ کرده؟"
نواري که بي گناهي "گوني " رو ثابت مي کرد ازم گرفتن
! متأسفم
! واقعاً متأسفم
اگه دنبالش نرفته بودم اوضاع اينطوري نمي شد
رفتي دنبال "يونگ مين"؟
احساس کردم زنداني شدن خيلي واسش کمه
واسه همين گفتم حداقل يه پولي ازش بگيرم
اوپا، مي خواستي از "يونگ مين" باج بگيري؟
واسه اين به اين روز افتادي؟
نان سوک" تو نمي توني اينجا بموني"
تو هم "گوني"، بايد سريع از اينجا برين
...اگه بفهمن شماها نجاتم دادين
نمي ذارن از چنگشون فرار کنين...
هر کاري از دست اونا بر مياد
مي تونيم فعلاً اينجا مخفيش کنيم؟
اگه با "نان سوک" برن ، واسه جفتشون خطرناکه
...چند وقت پيش داشته پشت ميله ها مي پوسيده
واسه تعطيلات بفرستش خارج...
چي شد؟
لي گوانگ تائه" فرار کرد"
چي گفتي؟
...متأسفم، يهو سر و کله ي يه گروه پيدا شد و
اگه" لي گوانگ تائه" رو از دست بديم کارمون تمومه
سريع آدماتُ جمع کنُ و برو دنبالش
اول به هنگ کنگ مي ري بعد از اونجا به مالزي
پرواز ساعت چنده؟
سه ي فردا صبح
باشه
ولي مي خوام که تو و "نان سوک" هم باهام بياين
واسه چي اينقدر ساکتي؟
مي خواي انتقام بگيري، مگه نه؟
! بهيچوجه نمي ذارم
فکر کردي آدمي که منُ به اين روز انداخته تو رو راحت مي ذاره؟
مي دونم
تو اول برو
من بايد به چندتا چيز رسيدگي کنم بعد بيام
به چي مي خواي برسي؟
اگه گيرت بندازن تو دردسر بزرگي ميافتي
اگه من ناپديد شم اونا مشکوک مي شن
لازم نيست نگران باشي
منم به زودي ميام
آن سه چانگ" نفهميده که نقاشي قلابيه واسه همينم" مي خواد چند صد ميليون بالاش پول بده؟
مي دوني واسه چي آدماي پولدار طعمه هاي خوبين؟
چون همشون مي خوان قيافه بگيرن
حالا تنها کاري که بايد بکنيم اينه که کازينوي هتل رو بگيريم
ولي ، "گوني" هنوز پيدا نشده؟"
... اون
! متأسفم، رئيس
مثل اينکه يه آدم بدرد نخور هم اينجا داريم
...بازيه بزرگي پيش رومونه
مي خواي همشو نابود کني؟...
. البته آدمامونُ دارن روش کار مي کنن
...تور انداختن که به معنيه ماهي گرفتن نيست
...بايد طعمه هم بذاري...
يا محاصرهَ ت رو اونقدر تنگ کني که نتونه نفس بکشه...
بله
ماسک اکسيژنِ"آن سه چانگُ" بردارين
بايد يه کم ديگه صبر کنيم
بازي که آماده شده وقتش نيست که اونم سر بازي بياريم؟
جي نا" کجاست؟"
اخيراً اين دور و برا نمياد
شايد ديگه نمي خواد کارش ادامه بده
چي؟
متأسفم که دير کردم
تو ترافيک گير کرده بودم
اين کپيه نقاشيه "برقسِ" که "آن سه چانگ" خيلي دنبالشه
وقتي که مي خواستيم نقشمونُ شروع کنيم شايعه کردم که نقاشي توي کره ي جنوبيه
با اين طعمه اون حتماً وسوسه مي شه
! کارت خوب بود
!البته
اين يه بازيه که بقيه رو فريب بديم
تو که فريب نخوردي؟
منظورم اينه که اگه مي خواي تو اين شغل موفق باشي تو هم بايد همين کارُ بکني
اشتباه برداشت نکني
...چيزي واسه سوء برداشت بين ما نيست
درسته؟...
آآآ... ديشب همه چي خوب پيش رفت؟
به نظر واقعاً ضروري ميومد
يه اتفاقي واسه برادرم افتاده بود
چي شده بود؟
.هنوز که تازه از زندان آزاد شده
يهو به سرش زده بود که بره خارج
مثل اينکه زندگي تو زندان به کلي سر خوردهَ ش کرده
واقعاً؟
پس بهتره بره همون خارج
آره، بهتره بره همون جا تا اينجا همش باعث نگرانيه من بشه
مدير، ده دقيقه ي ديگه يه قرار ملاقات دارين
بايد برم
خوب حواست به "آن سه چانگ" باشه
منظورت چي بود که گفتي ديگه نمي خواد کار کنه؟
نمي خواستم ببينم تو هم توي اين منجلاب فرو بري
...مگه مي شه بي خيال شم؟
اونم بعد از اينهمه اتفاق
! يونگ مين
حالا تازه داريم همديگه رو مي شناسيم
لي يونگ مين" حتماً يه ربطي به اون نوار داره"
معلومه
حتي اگه کارِ "لي يونگ مين" باشه بازم نمي تونم ببخشمش
...ديگه تغيير هويتت هيچ فايده يي برات نداره
No comments yet. Be the first to leave one.