نخستین 200 خط.
بابام کجاست؟
...میگه باید چمدوناشو باز کنه
و کارهای زیادی برای انجام دادن داره
یعنی از دیدن دخترش ضروری تره؟
ما باید تو دفتر وانمود کنیم غریبه ایم
باید میومد
هیس
حواسم هست
ممنون که مدارک این همه سال رو برام می فرستادی
اوضاع کفش های لورا چطور پیش میره؟
همه اش اینجاست
میدونستم حرف نداری
متشکرم
کی بوده؟
... کی بیش از سه درصد
سهام شرکت مارو ماه پیش خریده؟
- نمی دونم - جو هیونگ بوده؟
چرا اینطور فکر می کنی؟
موضوع چیه؟
واقعا کار جو هیونگ بوده؟
یا... اون نبوده؟
فکر نمیکردم برگردی
چیزی جا گذاشتی؟
حدس میزنم داشتی مشروب میخوردی
یکی هم به من بده
پس
برگشت به سئول بعد از این همه سال چه حسی داره؟
خیلی سال نیست
ماه پیشم یه سر اومده بودم
فقط برای چند روز بود
نمیخواستم مزاحم باشم بخاطر همین زنگ نزدم بهتون
پس اغلب میومدی؟
اغلب؟
این که نمیشه اغلب
...پس تو
سهام شرکت مارو خریدی؟
این یک موضوع تجاری خصوصیه
اما شما خیلی راحت می پرسی
من فعلا اینجا زندگی میکنم
بنابراین میتونیم بعداً در موردش حرف بزنیم
بهم بگو
تو میتونی پدرتو گول بزنی ولی منو نه
سهام مارو خریدی که از پشت بهمون خنجر بزنی
اما کفش لورا مال منه
جرات نکن
دقیق تر
این مال پدربزرگ مادری منه
پس یعنی میشه مال مامانم
...و الان میشه
مال من
ای بابا خودت که میدونی نامادری
من باید همه چی رو به حالت قبل برگردونم
...به عنوان
وظیفه پسر مامانم
برای دانلود قسمتهای بعدی به کانال زیر @KoreanAngels مراجعه نمایید KoreanAngels_official اینستاگرام
جو هیونگ
پسرم
بچه نازنینم
...میشه
مامان صدام بزنی؟
مامان - جانم -
پسرم ، متاسفم
متاسفم
رئیس کوون و خانم مین هی کیونگ دارن میان
باید بریم
جو هیونگ
- بیا بریم - جو هیونگ
- مامان - خانم
- مامان - خانم
مامان
نه
اوه
چرا تو اینقدر سرت شلوغه؟
موضوع چیه
کی اومدی؟
برای همیشه از امریکا برگشتی؟
نمی دونم باید ببینم
میخوام برگردم یا بمونم
از دست تو هیچ وقت نمیشه دستتو خوند
...خودتم میدونی
تو این دنیا به کسی نمیشه اعتماد کرد
این دنیا پر از آدمهایی ـه که بهت خیانت میکنن
...دروغ میگن ، ریا می کنن و برات چاله می کنن
دروغ میگم؟
تو مثل همیشه بدبینی
چرا طرز فکرت رو عوض نمیکنی خوشبین تر بشی؟
ببین کی داره اینو میگه
دوست دخترت بخاطر برادرت از دست دادی
من اگه جای تو بودم، فقط بدبین نبودم
وحشتناک بدبین می شدم
بس کن دیگه
ای بابا ببخشید
هنوز زخمش خوب نشده؟
زخم نیست
خیلی رقت انگیزم بخاطر این میگم
حالا که اینجایی بیا بریم بیرون غذا بخوریم
باشه بریم
یه کاری در مورد جوهیونگ بکن دیگه
با بدبختی از شر کیم جما خلاص شدیم
حالا نوبت جو هیونگ شده؟
چرا بهش نگفتی چون عروسی به هم خورده نیاد؟
بسه دیگه اگه هی میخوای بیای اینجا غر بزنی اصلا نیا سر کار
برگرد برو امریکا
مامان
لعنتی
تحقیق کردی؟
رئیس جدیدی که جو هیونگ میاره کیه؟
مرده یا زن؟
خب... هنوز مطمئن نیستم.
...حرف زیاد
مثلا؟
بعضیا میگن دوست دخترشه
بعضیا میگن هم دانشگاهی سابقش
حتی بعضیا میگن کسیه که آقای هونگ می شناسه
یکی که آقای هونگ می شناسه؟
مسخره بازیه مامان؟
میخوای یکی از آشناهای آقای هونگ جای من رئیس کنه؟
جو هیوک دیوونه است؟
من شنیدم که رئیس جدید امروز شروع به کار می کنه
بله پدر
قبلاً چیکاره بوده؟
وقتی اومد سر کار می بینیش
بابت صبحانه ممنونم با اجازه من مرخص میشم
وای چقدر رو مخه
هی کوون هه بین با برادرت بودی
وقتی برادره باید مثل برادر رفتار کنه
تو به برادر خودت هیچ اهمیتی نمیدی
فقط پسری که باهاش قرار میذاری برات مهمه
جو هیونگ مثل اونها نیست اون برادرته
باید باهاش مودب باشی فهمیدی؟
عمه چرا اول صبحی داری براش روضه میخونی؟
دارم به برادر زادم چیز یاد میدم مشکلش چیه؟
هر چی نباشه من عمه اشم
اشتباه میکنم برادرم؟
هر چند برادرم خودش من آدم حساب نمیکنه
بخصوص وقتی پای زن و بچه اش در میون باشه
سو یون
دیره آماده شو بریم سر کار
رئیس جدید امروز شروع به کار می کنه، درسته؟
پس چرا هنوز نیومده؟
سلام
حالت خوبه کوون هه بین؟
نکنه تو رئیس جدیدی که از امروز شروع به کار میکنه؟
زود اومدی
قهوه بوی خوبی می ده
یه مقدار گرفتم که برگشتنم جشن بگیرم
بوی خوبی داره
به نظر میاد همگی متوجه شدید
اما اجازه بدید به طور رسمی شما رو معرفی کنم
ایشون رئیس جدید بازاریابی، کیم جما هستش
سلام ، خوشحالم که دوباره شما رو می بینم
...اینجا میز
سرگروه کیم جماس
خانم کوون، شما باید برید اون میز
همگی از خوشحالی دارین بال در میارین مگه نه؟
خیلی خب چون زیادی داره وقت تلف میشه
جلسه اول رو برگزار می کنیم
تبریک میگم کارتو پس گرفتی
سرگروه تیم
دوستان تمام تلاشم رو میکنم نگران نباشید
متشکرم
چی؟ جما؟
چه طور ممکنه؟
داره ما رو مسخره میکنه
به جو هیونگ بگو همین الان اونو اخراج کنه
می خواستی منو ببینی؟
شرکت برات جوکه؟
داری سعی میکنی منو اذیت کنی؟
کیم جما؟
کیم جما همون دختریه که عروسی من خراب کرده
میخوای بر گردونیش و مدیر تیم کنی؟
...میدونی یه بمب تو شرکت انداخت
خودش رفت
بمب؟
...اونطور که شنیدم
شما دوتا بودین که بمب انداختین
تغییر تعداد در فرم سفارش
سرقت طرح ها از طراحان ناشناس
...تحریم کفش لورا
حتی نامادری رو مجبور به برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی کرد
حتما فکر کردی به گوشم نمیرسه چون اونور آب بودم
اما همه اونهایی که میدونن از اول میدونستن
دهنتو ببند
تو چی میدونی؟
من چی میدونم؟
چون پیر شدی دیگه خوب نمیتونی حساب کتاب کنی
با این حال
حتی اگه موهات رنگ کنی نمیتونی سفیداشو قایم کنی
...هر چقدرم آرایش کنی بازم چین و چروکات
نشون میده چقدر پیری
اوپا
خیلی رک گفتم؟
متاسفم، نامادری
...من تازگی خیلی حساس شدم
یادت باشه با ملایمت حرف بزنی
...اینقدر مزخرف نگو
و کیم جما رو اخراج کن
دوستاتو به خودت نزدیک نگه دار
دشمنات رو نزدیک تر
...پستی که کیم جما گذاشت و
No comments yet. Be the first to leave one.