نخستین 200 خط.
... آنچه در کتاب سياهان گذشت
نيروي دريايي ما قصد داره تا تمام سياهان وابسته به پادشاهي
رو به نوا اسگوشيا منتقل کنه، جايي که اونها آزاد خواهند بود
اين کتابي هست که شما نام تمام سياهان وابسته به پادشاهي رو توش مينويسيد
کتاب سياهان
اين بليطهاي شماست براي جوزف، کشتي 7 نوامبر به سمت آناپوليس رويال حرکت ميکنه
بچه ما تو ماه مارچ تو نوااسگوشيا به دنيا مياد
آميناتا ديالو، برعليه شما شکايت شده. ما نميتونيم اجازه بديم که اينجا رو ترک کنيد
ليندو از من شکايت کرده - خواهش ميکنم، من شوهرش هستم و باهاش ميام -
اگه کشتي حرکت کنه، کشتي ديگهاي شما رو سوار نميکنه
من بدون تو نميرم - اين تنها راهه -
من به قرارداد آقاي ليندو و آقاي اپيبلي نگاه ميکنم
آقاي ليندو، شما ميتونيد مالتون رو ببريد
اون مال من نيست
من ميخوام که مينا آزاد بشه
.::© ارائه اي پرافتخار از مرجان ©::. .::© IMDB-DL Translate Team ©::.
"کتاب سياهان" "فصل اول - قسمت پنجم"
من با اميدواري به سمت آناپوليس رويال حرکت کردم
در نوا اسگوشيا
جايي که کشتي چکاوارا لنگر انداخته بوده
اما اين تنها کشتي بود براي من
و اون هم به شلبورن ميرفت
من زمينهاي پهناوري نميديدم
يا نشوني از زراعت
اينجا همون سرزمين موعود بود؟
من تمام فکرم پيش چکاوارا بود
و اينکه جايي براي خوابيدن پيدا کنم
و يه غذايي براي خوردن براي بچه کوچيکي
که درون من رشد ميکرد
اونها نميدونن اينجا چيه
نميدونن چي انتظارشون رو ميکشه
فقط دارن ميان
به نظر قحطي زده ميايي
قحطي زده؟
منظورت چيه؟
ارواح شجاعي تو نوا اسگوشيا هستن
و همينطور هم کلي آدمِ احمق
به من گفتي احمق؟
نه، آقا
من فقط اومدم که خالهام رو ببرم
ما سرمون به کار خودمونه
بهشون توجه نکن
بين ما سياههاي آزاد و سفيدها رابطه آسوني نيست
اما ما هيچ جا نميريم
من رو يادتون نمياد، خانم مينا؟
نميتونم سرزنشتون کنم
شما اسم من رو تو کتاب سياهان نوشتيد تو منهتن
جيسون
... جيسون
من دنبال شوهرم ميگردم
چکاوارا، چکاوارا تيانو
اون رو ميشناسي؟
نه، خب من همه رنگينپوستهاي بريچتون رو ميشناسم
اما نميتونم بگم که شوهر شما رو ميشناسم
اينجا خيلي سرده - شما بايد کشيشمون رو ببينيد -
چه خبر آقا؟
ايشون خانم مينا هستن
با کشتي از منهتن اومدن
و ايشون پدر موزس هستن
و حالا همونطور که ميبينيد ما دو تا رو شما اسم نوشتيد
بايد اين رو به فال نيک بگيريد
اسم من موزس ويلکينسون هست
بعضي از مردم به من ميگن، مرد خدا
بقيه هم بهم ميگن بابا موزس
لطفا به اين مرد پير از کارافتاده سلام کن
همچين پير هم نيستي - خانم مينا با بچهاش اينجا هستن -
دنبال شوهرشون ميگردن
اسمش چکاوارا هست - بله، چکاوارا تيانو -
گشتي ولي پيداش نکردي، آره؟
نه، نه، نه هنوز - ... خب، بگو ببينم -
نجات پيدا کردي؟
خب، بستگي داره
شما جايي رو ميشناسيد که من امشب بمونم؟
آره، ميتوني تو بريچتون بموني،
حدود 3مايل با اينجا فاصله داره
آخر اين بندر لعنتي
خب پس
من نجات پيدا کردم
ميتوني حس کني که طوفان داره مياد. بيا
اينو بگير - ... نه -
اين رو بذار دور گردنت، تو بچه تو راه داري
بگيرش
يالا، بريم - ممنونم -
چقدر محبت داري که بابا موزس رو اينطوري ميبري
خب، من و بابا موزس همديگر رو ميکشيم
ما مردهاي سفريم - آره -
برو، برو ببينم
جک کوکِ
خب، ميبينم. اون لاغر شده؟ - به نظر مياد -
انگار الوار افتاده رو پاش
پاش شکسته و کسي
نبوده که به دادش برسه
يکي ميگفت که ديده اون دزدي ميکنه
اگه اين دفعه قاضي محکومش ميکرد
دفعه سوم ميشد
اون قايم شده بوده که دارش نزنن
تو نميتوني کتِ يه مرد مرده رو دربياري
اون بدون اين کتِ خوب چيزي حس نميکنه
از طرفي
اين رو براي خودم برنداشتم، خانم مينا
اين براي شماست
نميتونم اين کار رو بکنم
نميتونم اين کار رو بکنم - خانم مينا -
اينجا سردتر ميشه
ما نميتونيم بذاريم شما عاقبتتون مثل جک کوک بشه
خيلي خب
خيلي خب
درست اندازه شماست
براي شما و بچهتون
بهتره بريم
شما اينجا زندگي سختي داريد
ما هر کاري از دستمون بربياد ميکنيم
بيا
"بريچتون، نوا اسگوشيا" "1783"
اولين زمستان من تو نوااسگوشيا
با بيماري تو بريچتون بود
کسي چيزي نداشت
حتي يه سکه که گذران زندگي باشه
من بچههاي زيادي رو به دنيا آوردم که همون ماه اول مردند
مردم تو بريچتون هيچ پولي نداشتند
يا چيزي که به من کمک کنه
اما هر چي ميتونستن به من ميدادند
"به دليل دزدي به دار آويخته شده"
دزد
اون مرد رو بگيريد
تو، وايسا همونجا
برگرد اينجا، پسر
ببخشيد
اينها رو انداختيد
نگهشون دار
ما مثل قوم بنياسرائيل هستيم
کسايي که از اسارت مصر فرار کردند
و اونجا بود که موسي
درياي سرخ رو از هم شکافت تا بتونن راحت فرار کنن
آمين - اما ما -
هنوز به سرزمين موعود نرسيديم
ما زمين ميخوايم
بله - جايي بتونيم ذرت بکاريم و نجات پيدا کنيم -
بيشتر از 1000 نفر از ما اينجا اومديم
و فقط حدود دوازده نفرمون زمين دارن
شرمآوره - بقيه ما -
به هم چپيديم و وبا داره مردممون رو ميکشه
خب، ممکنه ما بايد از خودمون مجاهدت بيشتري نشون بديم
زير نظر قانون
متانت بيشتر
کار سخت
ممکنه ما هم زمين دار بشيم
من ميتونم به طرفداران مخالف بردهداري تو انگلستان نامه بنويسم
و منتظر جواب نامهاي باشيم که هيچ وقت نمياد؟
من ميخوام ببينم که اون به کسايي
که مسبب اين وضعيت هستن چي مينويسه
فکر ميکنم اين کمک کنه، هان؟
کيا موافق هستن؟
آره - موافقت شد -
که آميناتا به
... کسايي تو بريچتون نامه بنويسه - بله -
که بويي از انسانيت و مخالفت با بردهداري بردند
خدا رو شکر
من سه تا مرد سفيدپوست ميخوام، قوي و خوش بنيه
ده پنس براي هر روز کاري
بياييد جلو
درست اينجا
شما دو تا و تو
حالا 5 تا سياه پوست
براي 5 پنس در روز
اگه بزرگ و قوي نيستيد جلو نياييد
آروم، آروم
من تو، تو، تو، تو و تو رو ميبرم
چرا اونها رو براي کار ميبري؟
تو براي 5 پنس تو روز کار ميکني؟
معلومه که نه، اين بردهداري محضه
پس از جلوي راهم برو کنار، براي اينکه قايقم الان از راه ميرسه
ول کنيد وگرنه هردوتون رو ميندازم زندان
من اهميتي نميدم که چه رنگي داريد
يالا، بريم سرکارمون
شما براي مخالفين بردهداري تو انگلستان نامه نوشتيد
انتظار پاسخ داري؟
چقدر طول ميکشه که اين رو چاپ کنيد؟
کي اين رو نوشته؟ - من -
اميدوار نباش
اعضاي پارلمان فقط به مسائل مهم اهميت ميدن
ميتونم فردا براي بردنشون بيام؟
دو روز ديگه
خيلي خوب نوشتي، اگه ميگي که خودم نوشتم
همسرم
اون تو محاصره يورکتاون تو تگزاس کشته شد
چطور ميتونم بفهمم که يکي با کشتي رسيده؟
اون بايد به آناپوليس رويال رسيده باشه
خب، ممکنه بتوني سوابق و مدارک نيروي دريايي رو چک کني
اما اين بيشتر از سه پني هزينه داره
که بري به آناپوليس رويال
پس فردا؟
بله
ممنون
صبر کن
بقيه کجان؟
رفتن سيلبورن
براي تخليه قايقها
پولي خوبي براي تخليه قايقها تو کل روز گيرشون مياد
چيه، بچه؟
No comments yet. Be the first to leave one.