Ne Zha

Ne Zha (哪吒之魔童降世)

دانلود زیرنویس Farsi/persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Ne Zha 2019 1080p BluRay x265 10Bit DD5 1-Pahe
ناشر Sam_24

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-08-28
تعداد دانلود: 73
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi/persian

نخستین 200 خط.

‫در طول هزار سال،

‫نیروهای فروهری بهشت و زمین

‫مروارید آشوب رو به وجود آوردن.

‫با تغذیه از خورشید و ماه،

‫قدرتش با سرعت توقف‌ناپذیری افزایش پیدا کرد.

‫نیروهای حیات بهشتی و اهریمنی‌ای که جذب کرد،

‫با هم آهمیخته شدن

‫و اون رو توقف‌ناپذیر و گرسنه‌تر کردن.

‫پس استاد من، ‫ارباب والای بهشت،

‫من و برادرم رو فرستاد تا آشوب رو متوقف کنیم.

‫می‌دونم به چی فکر می‌کنین،

‫«اون یاغی جذاب روی خوک کیه؟»

‫این منم، تایی‌یه جِن‌زِن.

‫و اگه یه راهب پرجذبۀ

‫بزن بهادر و منجی نبودم،

‫بهم گفتن می‌تونستم مدل بشم.

‫مروارید آشوب.

‫تو نمی‌تونی فرار کنی.

‫اینجا آخر خطه. ‫«شِن گونگ‌بائو»

‫نترسونش بدجنس.

‫یالا. مروارید خوب.

‫بیا اینجا. بیا اینجا پسر!

‫یا دختر؟

‫آخ...

«امپایر بست تی‌وی در شبکه‌های اجتماعی» @EmpireBestTV

‫دیگه تمومه!

‫داره انرژی جذب می‌کنه!

‫منبع درآمدم رو کبود کردی.

‫باید یکم استراحت کنی.

‫الان بزن. جراتش رو داری بزن!

‫غلط کردم؟

‫مـــتـــرجـــم .:: صـــادق هـــاشـــمی ::.

‫«یوآنشی تیان‌زون»

‫- استاد! ‫- استاد!

‫من مروارید آشوب رو به دو بخش تقسیم کردم،

‫مروارید فروهر ‫و قرص اهریمنی.

‫قرص اهریمنی خطرناک و تقریبا نابود نشدنیه.

‫روش یک نفرین بهشتی قرار میدم،

‫یه آذرخش که سه سال دیگه ‫به دنبالش میاد

‫و نابودش می‌کنه.

‫تا اون روز، ‫باید هشیار بمونید

‫و زیر نظر داشته باشیدش.

‫لی جینگ در نبرد مورد لطف من قرار گرفته.

‫بنابراین، مروارید فروهر

‫درون پسر سومش تناسخ پیدا می‌کنه.

‫من این وظیفه رو به تو می‌سپرم شاگردم.

‫هان؟

‫الان،

‫یازده نامیرای زرین با من هم‌نشین هستن. ‫(نامیرایان افرادی هستند که به درجۀ خدایی نائل شده‌اند)

‫اگه مروارید با موفقیت تناسخ پیدا کنه،

‫اون موقع می‌تونی به من

‫در دربار بهشت بپیوندی.

‫می‌تونین رو من حساب کنین استاد.

‫خیلی ممنون!

‫وقتی که مروارید فروهر به دنیا اومد،

‫اسمش رو بذار...

‫نه‌جا (نئا جا).

‫«نه‌جا» ‫«تولد فرزند اهریمن»

‫«گذرگاه چِن‌تانگ»

‫هممم!

‫الان وقت کوک کردن خوکه.

‫«ارباب لی» ‫«بانو یین»

‫ولم کن.

‫مراقب باش.

‫عزیزم، تو هم باید دعا کنی.

‫چرا به فکر خودم نرسید؟

‫من فقط سه ساله که حامله‌م!

‫از غار نور زرین اومدم،

‫اسمم هست تایی‌یه جنِ...

‫...زِن.

‫- یالا. ‫- صبر کن منم بیام!

‫- زود باش! تکون بخور حلزون! ‫- یالا!

‫- آره، حلزون. ‫- یالا!

‫«عمارت لی» ‫- این خیلی هیجان‌انگیزه.

‫پسر سوم! تبریک میگم!

‫من برای مرد کوچولومون زن پیدا می‌کنم.

‫براش یه آهنگ ساختیم. ‫می‌خواید بشنوید؟

‫از نگرانی و خیرخواهی‌تون ممنونیم دوستان من.

‫اما فعلا، لطفا ساکت و آروم باشین.

‫فقط منتظر خبر خوب بمونین

‫و به محض این که به دنیا بیاد...

‫...بهتون خبر می‌دیم.

‫نمی‌تونم تحمل کنم!

‫داره میاد.

‫فکر کنم.

‫استاد نامیرا، ‫چیزی براتون آوردم...

‫الان نمی‌تونم بنوشم. ‫رفتار غیرحرفه‌ایه.

‫می‌ذارمش همینجا.

‫کارهای مهمی دارم. ‫ببرش.

‫هی.

‫بعضی‌ها اصلا حرف گوش نمیدن.

‫خب، یه جرعه ضرر نداره!

‫نمی‌خوایم هدر بره!

‫چه حالی داد.

‫من که تقریبا کارم تموم شده. پس...

‫از خواب طلسم‌شدۀ سه روزه‌ت لذت ببر!

‫آخ!

‫می‌دونستم، روش طلسم گذاشتن‌

‫تا فقط تایی‌یه بتونه حرکتش بده.

‫عالیجناب.

‫طلسم نامیرا به‌زودی باید اجرا بشه!

‫وقتش رسیده؟

‫مشکل چیه؟

‫بیهوش شده، ‫فکر کنم مست کرده.

‫- جانم؟ ‫- گمونم باید دستی

‫بیدارش کنیم.

‫صبر کن ببینم.

‫نمیشه که همینطوری بزنیم لت و پارش کنیم.

‫اون یه نامیراست. کار اشتباهیه!

‫ارباب! ‫بانو بیشتر از دووم نمیارن!

‫از سر راهم برو کنار!

‫اوه، باورتون نمیشه ‫چه خواب دیوونه‌کننده‌ای دیدم.

‫التماس می‌کنم. لوتوس رو باز کنین!

‫اوه، درسته! ‫می‌دونستم یه چیزی رو یادم رفته!

‫«باز شدن»

‫یالا! مشکلی هست؟

‫رمزش یادم نیست.

‫مشروبه خیلی قوی بود!

‫خیلی خب، بذارید ببینم، آم...

‫مشکلی نیست! ‫چهار بار دیگه می‌تونم امتحان کنم.

‫چه وضعشه؟

‫و اگه هر پنج بار اشتباه کنین؟

‫قفل میشه

‫و ده سال دیگه دوباره می‌تونیم امتحان کنیم.

‫بیا بیرون!

‫ارباب! بانو بیهوش شدن!

‫اوه، یادم اومد!

‫- نکن! ‫- دیوونه شده؟

‫تازه یادم اومد.

‫اگه رمز یادت بره،

‫می‌تونی با دستت بازش کنی.

‫اونجا رو نگاه، ‫مشروب مفتی!

‫هان؟

‫می‌دونستم تو یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ته.

‫نگاه کنین! رون بردگی.

‫هان؟

‫(رون: زبانی که پیش از لاتین وجود داشت. ‫از حروف آن در دنیای اساطیری برای جادو استفاده می‌شود.)

‫ها؟

‫کنترل اون رو به دست گرفته!

‫انقدر می‌خوایدش؟

‫باشه، یکیش رو پس میدم.

‫دست نگه‌دار!

‫ای وای.

‫ارباب! نمی‌دونم چی شده اما...

‫چی؟

‫گرفتمت!

‫جایی نمیری رفیق...

‫مراقب باشید!

‫داره فرار می‌کنه.

‫با قدرت خورشید و ماه، ‫قدرت دریا و خشکی،

‫حلقۀ چیان‌کون، از دستور من پیروی کن!

‫مهارش کن!

‫بگیر که اومد، بچه اهریمن!

‫- اون پسرمه! ‫- نه.

‫اون تناسخ قرص اهریمنیه

‫و مایۀ شره!

‫اگه حلقۀ چیان‌کون مهارش نکرده بود،

‫حکومت ترس و وحشتی راه می‌انداخت ‫که دنیا به خودش ندیده.

‫برگرد به جایی که بهش تعلق داری!

‫نه!

‫عزیزم!

‫لطفا بهش صدمه نزنین.

‫به بچه‌م صدمه نزنین!

‫اما...

‫ارباب لی!

‫ما طی نسل‌ها ‫با اهریمن‌ها جنگیدیم.

‫فکر می‌کنین عاقلانه‌ست که بذارین ‫در میان ما زندگی کنه

‫و جون مردم رو به خطر بندازه؟

‫به عنوان رهبر گذرگاه چِن‌تانگ،

‫امیدوارم مصلحت عموم رو درنظر بگیرین

‫و کار درست رو انجام بدین.

‫ایشون اونورن.

‫«شما پسردار شدین!»

‫«تسلیت میگم»

‫می‌بینی؟

‫من اینجام. نترس.

‫عالی‌جناب. مردم عزیز...

‫خانواده من نگون‌بخته. ‫این رو می‌دونم.

‫اما پسر منم

‫قربانی همین نگون‌بختیه.

‫و من از اون‌هایی نیستم که ‫یه بچه بی‌گناه رو می‌کشن.

‫خودم نه‌جا رو تربیت می‌کنم

‫و قول میدم توی دهکده پا نذاره.

‫اگه به کسی آسیبی بزنه،

‫اونوقت خودم مجازات شما رو می‌پذیرم.

‫حاضرم بهاش رو بپردازم.

‫حتی اگه ما از جونش بگذریم،

‫فقط سه سال عمر می‌کنه.

‫ارباب والا روی قرص اهریمنی نفرین گذاشتن،

‫پس سه سال دیگه

‫یه آذرخش بهش برخورد می‌کنه ‫و جونش رو می‌گیره.

‫نفرینش شکسته نمیشه.

‫من راضیش می‌کنم نفرین رو برداره.

‫نگران نباش عزیزم. ‫از بچه‌مون محافظت می‌کنم.

‫«قصر اژدها»

‫بالاخره...

‫این مروارید فروهره؟

‫اگه با یه تخم پیوندش بدم...

‫این یعنی پسرم قادر مطلق میشه.

More Farsi/persian subtitles for Ne Zha

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left