The Blacklist

The Blacklist

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 9

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Blacklist S09E03 The SPK 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Blacklist S09E03 The SPK 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
The Blacklist S09E03 WEBRip x264-ION10
ناشر highbury
🅱️2️⃣ Highbury و AbG ســـروش | Bia2Movies.bid ◄Ⓜ️

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
تاریخ انتشار: 2021-11-06
تعداد دانلود: 41
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

:تـــرجـــمـــه « Highbury و AbG ســــروش »

‫تأخیر منو ببخشید، اعلی‌حضرت

‫مجبور شدم جمعیت بیرون رو بزنم کنار

‫ساکرا چینتولا یه گنجینه‌ست

‫در روزهای خاص به نمایش میذاریمش...

‫همه می‌خوان یه نگاهی بندازن

‫شهردار رسیده؟

‫توی کلیساست، با بیشاپ

‫تیراندازی نباشه، درسته؟ ‫قرارمون همین بود

‫قرارمون همینه

‫وقتی مادر خدا...

‫مریم مقدس، ‫به بهشت فراخونده شد...

‫کمربند مقدسش رو به سنت توماس داد...

‫تا مدرکی برای ‫عروج آسمانی‌اش باشد

‫از اون موقع به بعد ‫ما ازش محافظت کردیم

‫مقدسه...

‫بدش به من ‫عتیقه رو میگم! همین الان!

‫لطفا، خواسته خدا برای ‫زندگی‌تون این نیست

‫بت‌پرست‌ها از خواسته‌ی خدا هیچی نمی‌دونن

‫نمی‌تونی! مقدسه!

‫مقدسه، به خاطر همین باید نابود بشه!

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

:فصل نهم، قسمت سوم « اس‌پی‌کی؛ شمارۀ 178 »

‫سرمایه‌گذار راضی میشه. نگران نباش

‫- نگران نیستم ‫- می‌دونم تاجرها چطور کار می‌کنن

‫اگه گفته نه، یعنی آره

‫به زودی یه چک درشت بهت میده...

‫و همه سیستم امنیتی ‫و شیک شما رو می‌خرن

‫یه نرم‌افزار کلی امنیتیه

‫حالا هر چی. همه می‌خرنش

‫به زودی یادت میره که این همه ‫سال از زندگی‌تو از دست دادی

‫اف‌بی‌آی می‌تونه یه ‫پشت میزنشین جدید پیدا کنه

‫ساکت باش، هاشم

‫آرام نمی‌تونه از کارش حرف بزنه

‫اما مطمئنم اهمیت داره...

‫حتی اگه رنگ پوستش رو سفید کنه

‫دوست داری که برگشتی ‫توی موتک کار می‌کنی؟

‫عجیبه...

‫فکر کردم این بخش از ‫زندگیم رو تموم کردم...

‫اما از دیدن تیم خیلی خوشحالم...

‫و حقوقش هم بد نیست

‫حقوق ماهیانه برای یه ‫مرد عادی حکم غل و زنجیر رو داره

‫یادت باشه

‫فقط صبر کن تا شرکت خودتو راه بندازی

‫شاید به برنامه شارک تانک هم برسی!

‫باید برم

‫ممنون به خاطر صبحونه

‫بهتون زنگ می‌زنم

‫زود باهاتون حرف می‌زنم

‫نگران نباش. پول خودش میاد!

‫نگران نیستم!

‫بهش فکر کردی؟

‫اون یازده سالشه. تو فراری هستی

‫بله، اما اون که اینو نمی‌دونه. ‫به این چشم بهم نگاه نمی‌کنه

‫بچه‌ها رفتار رو می‌بینین، ‫خوب یا بد رو، مهربون یا خشن رو

‫مطمئنم اگنس هم منو می‌بینه

‫بهش دروغ نمیگم

‫میذاری بابا نوئل رو باور کنه؟

‫میذارم اسطوره‌ها رو باور کنه

‫خب، اگه باورش بشه

‫می‌خوام تو زندگیش باشم

‫می‌دونم سخته و نیّتت خیره

‫بذار با شارلین حرف بزنم ‫ببینم اون چی میگه

‫در مورد انجمن شوالیه‌های ‫سوپریمو پریوری چی می‌دونی؟

‫اسمشو نشنیدم

‫تعجب نمی‌کنم

‫تا نسلها به نسبت...

‫یه گروه تندروی مذهبی بی‌آزار بودن

‫و برای این ازشون بهم میگی...

‫چون دیگه بی‌‌آزار نیستن

‫تازگی یه مرد بی‌گناه رو...

‫در حین دزدی مسلحانه ‫ساکرا چینتولا کشتن

‫کمربند مقدس مریم؟

‫یه شی دیگه در لیست رو به ‫افزایش اشیای قیمتی دزدی...

‫که به طور غیرقانونی ‫به مزایده گذاشته میشن

‫کمربند به زودی به ‫بالاترین قیمت فروخته میشه

‫مزایده کی و کجا برگزار میشه؟

‫بذار من نگران اونش باشم

‫پیشنهاد میدم یکم در ‫مورد اس‌پی‌کی تحقیق کنی...

‫آماده هر چی که در راهه باشی

‫ردپای محمد از استانبول

‫دندون بودا از سری لانکا

‫در کولن آلمان، استخوون‌های ‫متعلق به سه مرد خردمند

‫همه رو اس‌پی‌کی دزدیده، و به گفته‌ی ‫ردینگتون در بازار سیاه فروخته

‫امکان نداره. اون چیزها ‫که واقعی نیستن، نه؟

‫اصل بودن‌شون مهم نیست

‫اعتقاد، اونا رو واقعی و مقدس می‌کنه

‫اولش اس‌پی‌کی مثل دزدان ‫شبانه عمل می‌کردن، اما خشن شدن

‫دو روز قبل، یه نگهبان امنیتی...

‫داخل یه کلیسای جامع ‫در پراتو، ایتالیا رو کشتن...

‫و به طور مسلحانه یه ‫کمربند دو هزار ساله که مریم باکره...

‫- می‌پوشیده رو دزدیدن ‫- مثلا دیگه

‫پس، ردینگتون میگه چی یه انجمن ‫مخفی رو تبدیل به سارقان مسلح کرده؟

‫چی نه، بلکه کی

‫یه رهبر جدید که فقط با ‫اسم جیوانی شناخته میشه

‫اگه معتقدان واقعی هستن، ‫فکر کنم می‌خوان...

‫این عتیقه‌ها رو داشته باشن ‫نه اینکه بفروشن‌شون

‫مثل همیشه، دو به اضافه دو میشه پنج

‫ردینگتون چی رو بهمون نمیگه؟

‫نمی‌دونم

‫نمی‌دونی یا نمیگی؟

‫مامور رسلر، دیگه کافیه

‫نه، متاسفم، اما دمبه فقط ‫برای ردینگتون کار نمی‌کرد

‫محافظ قسم‌ خورده‌ش بود، نزدیکترین دوستش

‫و حالا باید قبول کنیم که ‫یکی از ما شده؟

‫تا وقتی خلافشو بهمون ‫ثابت نکنه، بله

‫مامور زوما، تو و مامور مجتبایی...

‫به کلیسای جامع پراتو میرین

‫مقامات واتیکان قبول کردن هر چی...

‫در صحنه جرم پیدا کردن ‫رو به اشتراک بذارن

‫شما دو تا مراقب باشین

‫حکم برگشت شما به ‫اف‌بی‌آی رسمی نمیشه...

‫تا وقتی سازمان بهداشت ‫ازتون آزمایش مواد بگیره

‫هفته پیش آزمایش‌مو دادم

‫آزمایش شما رو میندازم هفته آینده

‫در اون مورد، باید بدونی که...

‫با یه سرمایه‌گذار بزرگ ‫برای شرکتم آشنا شدم...

‫و خب، به طرز شوک‌آوری، ‫شاید علاقه‌مند باشه

‫پس ما رو دوباره به ‫خاطر بخش خصوصی ترک می‌کنی

‫ممنون که گفتی

‫اگه این اتفاق هم بیافته، از هر ‫تصمیمی که بگیری حمایت می‌کنم

‫تا اون موقع، بیاین ‫اس‌پی‌کی رو از بین ببریم

‫دزدها از اینجا وارد شدن ‫و به نگهبان چاقو زدن

‫جسد آنتونیو هم اینجا پیدا شده

‫دوربین مدار بسته ندارن

‫عکس‌هایی از صحنه جرم دارم

‫این در از بیرون باز شده؟

‫نه، فقط از داخل باز میشه

‫روی این نظریه کار می‌کنیم ‫که یکی از اعضای گروه...

‫از قبل داخل ساختمون بوده

‫گمونم حق با شماست...

‫و اون عضو محافظ خودتون بوده

‫اسلحه‌ش از غلاف بیرون نیومده

‫اگه احساس خطر می‌کرده، درش می‌اورده

‫اگه نگهبان ما به مهاجمان کمک کرده...

‫چرا کشتنش؟

‫گفتنش سخته. اوضاع بد پیش رفته

‫اگه نگهبان شما نفوذی بوده...

‫شاید پولی باشه که بشه ردشو ‫تا اس‌پی‌کی گرفت

‫ببینم از سوابق مالیش ‫چی دستگیرم میشه

‫یادت باشه، مامور نیستی

‫اگه اتفاقی افتاد، کارهای ‫باحال رو بذار به عهده من

‫تعریف عجیبی از باحال داری

‫دیوید کانگاس؟

‫درسته

‫مامور پارک، اف‌بی‌آی ‫دوست دارم در مورد...

‫یه تراکنش مالی که انجام دادین حرف بزنم...

‫انتقال 50 هزار یورو به ‫حساب مردی در ایتالیا

‫یه مدیر تجاریم

‫شرکتم همه جور پولی رو انتقال میده

‫هر تراکنش رو یادم نمیاد...

‫اما اگه دوست دارین دفترم رو ببینین...

‫خب، شاید بتونیم حافظه‌تو جا بیاریم

‫آنتونیو لوکیزی نگهبان...

‫کلیسای جامع سانتا ماریا دی پراتو بوده

‫به دلایلی باور داریم که ‫پول انتقالی شما...

‫برای نقشش در یه ‫دزدی مسلحانه پرداخت شده

‫خب، تضمین می‌کنم هیچ اطلاعی...

‫از فعالیت مجرمانه ندارم

‫ما هم نمیگیم داری...

‫اما شاید یکی از مشتری‌هات داشته باشه

‫تا حالا اسم سازمانی ‫به اسم اس‌پی‌کی رو شنیدین؟

‫وایستا! ایست!

‫کانگاس! بیاد بیرون!

‫بره‌ای که قربانی شد ‫باارزش بود! من باارزشم!

‫خدایا. هنوز باحال نشده؟

‫افتخار و شکوه از آن من است

‫من!

‫رقم 650 رو شنیدم؟ آخرین شانس برای...

‫بردن زی‌پی‌یو 2، توپ ‫دو لوله‌ای ضد هوایی

‫وقتی پشت این پسر خفن نشستین ‫نه کسی می‌تونه ازتون فرار کنه نه پرواز

‫هم دوستان‌تونو شوکه ‫کنین هم دشمنان‌تونو

‫می‌شمریم یک؟ دو؟

‫به خانم قرمزپوش با ‫قیمت 600 هزار دلار فروخته شد

‫امیدوارم انتقام‌تون به ‫اندازه گردن‌تون زیبا باشه

‫و حالا، یه پوشش جانبی...

‫که زمانی خود مریم باکره ‫ازش استفاده می‌کرده

‫به شما ساکرا چینتولا رو تقدیم می‌کنم

‫هیچی مثل یه کمربند با موی شتر...

‫در قاب طلا، نقره و ‫کریستا ل آسمانی نیست

‫مزایده از 2 میلیون شروع میشه

‫دو تا دارم. سه. ممنونم، آقا

‫چهار؟ میشه به چهار برسم؟

‫چهار دارم. پنج هم داریم؟

‫مریم باکره با یه ‫پرتو به سمت خدا کشیده شده...

‫وقتی این شی زیبا رو انداخته

‫چهار میلیون براش مفته ‫‏4.5 چطوره؟

‫پنج تا اگه الان تمومش کنیم

‫به اون آقا فروخته شد!

‫پول شما رسید. تبریک میگم

‫شما الان مفتخر شدین تا ‫صاحب تاریخ انجیلی بشین

‫راستش، کمربند پاکدامنی ‫مادر مقدس جذابیتی برام نداره

‫فقط این عتیقه رو خریدم...

‫تا به چیزی که علاقه دارم برسم

‫اسم مشتری که...

‫بهت اعتماد کرده و ‫ساکرا چینتولا رو بهت داده

‫مطمئنم متوجه نیاز مشتری...

‫برای محرمانه بودن میشین

‫بله، که برای همین...

‫این چیز قشنگ رو برای مزایده‌ت اوردم

More Farsi Persian subtitles for The Blacklist

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left