نخستین 200 خط.
قربان، وام اي آي جي از دولت فدرال به 79.9 % افزايش يافت
من جواب مي دم
الو. بله. الان
شرکت اي جي ، 11.8
بله، حتماً حتماً
من باهاتون تماس مي گيرم
آکاش
آکاش
از بانک تماس گرفتند، واممون تأييد شده؟
مي خواهيم شرکت فولاد اِلن رو بخريم چي؟-
براي چي؟
يه وام کوچيکه رفيق يک تا يک و نيم ميليون دلاره
بچه شرکت فولاد الن، يه شرکت مُرده است
کاري مي کنيم تا مشتريهامون روش سرمايه گذاري کنند
اينجوري ارزش سهامش ميره بالا
و قتي هم که ارزش سهام بره بالا
سود هم ميره بالا نه، نه، اينکار، کارِ ما نيست
آخه ما براي چي بايد وام بگيريم...آکاش؟
خونسرد باش رفيق
آقا، ميشه يه مقدار پول خورد به من بديد؟
«فصل خوشحالي رسيده»
من مسئول افت ارزش سهام نيستم آقاي لي
آقا، خواهش مي کنم صداتون رو بالا نبريد
پارسال که 150% سود کرديد چي؟
باشه، من به کمک شما نيازي ندارم
خودم درستش مي کنم
آکاش
ارزش سهام سقوط کرد
ديگه تموم شد، پسر. تو خيلي عجله کردي
از بانک تماس گرفتند
خب، وامشون رو برمي گردونيم
پولشون رو از دست نمي دهند که
چرا اينکار رو کردي؟
گوش کنيد، من به شماها گفته بودم که مي خواهم وام بگيرم
دروغه
تو از ما امضاء گرفتي و گفتي که
براي يه وامِ يه ميليون دلاريه
اما تو دوازده ميليون دلار وام گرفتي
چي دوازده ميليون؟
آره...اگر کارِ اون شرکت مي گرفت
فکر کرديد سودش فقط مال خودم بوده؟
هممون سهم برابر داريم
اگر بهتون مي گفتم که مبلغ وام
دوازده ميليون دلاره قبول مي کرديد؟
شما ها خيلي
شماها خيلي کوته فکريد
فکر کرديد به همين راحتي مي شد چنين دفتر بزرگي رو راه انداخت؟
من از کجا مي دونستم که سود سهام سقوط مي کنه؟
پس تو ما رو گول زدي
خيلي دلت مي خواست که هر چه زودتر برسي اون بالا بالاها؟
مي خواستي در هر مسابقه نفر اول باشي
اما ما نمي خواهيم اول باشيم
رؤياهاي ما به بزرگيه رؤياهاي تو نيست
شماها مي خواهيد چه کار کنيد؟
اين شرکت رو ببنديد
اين دفتر رو ببنديد آکاش، خواهش مي کنم-
همتون بازنده ايد
همتون بازنده ايد آکاش خواهش مي کنم-
باشه بريد... مي خواهم ببينم بدون من چه کاري ازتون برمياد
کجا بايد بريم؟
بايد چطوري اون وام رو برگردونيم؟
بگو ببينم چطوري بايد برش گردونيم؟ گوراو-
کجا بريم، چطوري پرداختش کنيم؟ گوراو، خواهش مي کنم-
حالا بايد چطوري اون وام رو برگردونيم؟
چطور؟
بدون تو بايد چه کار کنيم؟
پدر و مادرت هم بدون تو زندگي مي کنند
تو نه تونستي فرزند خوبي باشي و نه دوست خوبي
چي گيرت اومده؟ هان؟
پول؟
الان که پول هم نداري
ول کن رفيق
ول کن
ما بازنده بوديم
آره
اما امروز...اما امروز تويي که باختي
آمار خودکشي 27 درصد افزايش پيدا کرده
امروز يک پيرمرد 48 ساله اقدام به خودکش کرد
او از پشت بام اداره، را به پايين انداخت
به نظر مي رسه که
قبل از سقوط سهام ظاهراً فرد موفقي بوده
بازار سهام سقوط کرد
من از کجا مي دونستم که بازار سهام سقوط مي کنه؟
ديگه تمومه
مي خواهي حُلِت بدم؟
خب پس چي؟
خيلي وقته اونجا وايسادي
راستش. با اينکار جنايت مي کني
نه، نه ، نه
کارت رو کن، بپر بپر
مي دوني، وقتي مي خواهي چنين کارهايي کني
اصلاً نبايد در موردش فکر کني
فقط بايد سريع وارد عمل بشي
تو مگه مشاور خودکشي هستي؟
به اين مي گن حس همدردي، پسر
وقتي مست مي کنم...خيلي حرف مي زنم
حرف، حرف، حرف، حرف، حرف
راستش در زندگيه واقعي من خيلي آدم کم حرفيم
خيلي ساکتم
خب، اين هم ...زندگيه واقعيه ديگه
ببخشيد. ببخشيد
تمرکز کن
ديگه حرف نمي زنم
به کارت برس، بپر
مي دوني...مي دوني وقتي من کوچولو بودم
کوچوووولو
اصلاً از مشروب خوردن خوشم نميومد
براي همين مامانم بهم گفت اول چشمهاتو ببند
بگو :يک، دو و سه و بعد برو بالا
همين
تو هم همون کار رو کن
خب ديگه کار من هم تموم شد
واي پسر
يک
دو
سه
همين حالا از روي پل بياييد پايين
واي! گارد ساحلي
Oh no.
اَه
خب ديگه، باشما دو تا هستم تمومش کنيد از روي پل بياييد کنار، مهموني ديگه تموم شده
از روي پل بياييد پايين، بياييد
من باهات فرار مي کنم
من الان تو هتل هيلتون، اتقا شماره ي
ديشب هم همين کار رو کردم
شنيدم که تصادف کردي
من فقط اومدم
کسي نمي خواست بياد به ديدنت
پس تو براي چي اومدي؟
اون وامي که تو
اون وامي که ما گرفته بوديم، بانک بهمون اخطار داده
مي خواهيم سرمايه شرکت رو بفروشيم
يه خريدار هم براي شرکت پيدا کرديم
و بقيه اش رو با فروختن اموال شخصيمون پرداخت مي کنيم
سي ام همين ماه بانک هممون رو خواسته
هممونو
چون تو ضامن بودي
اومدن تو ضروريه آکاش
آکاش من مي دونم که بانک خونه ات رو ضبط کرده
اما با وجود تمام اتفاقاتي که افتاده
مي توني باز هم با ما زندگي کني
تا هر زماني که خواستي
جدي مي گم
فقط خواهش مي کنم
سي ام ماه حتماً بيا
براي اولين بار، تو يه کاري براي بقيه انجام بده
تو اينجا چه کار مي کني؟ تو اينجا چه کار مي کني؟-
خداي من
تو براي چي داري دنبال من ميايي؟
چه کار کنم، ازبس که تو جذابي
چه بلايي سرت اومده؟
بعد از اينکه تو و اون پليسه رفتيد دوباره خواستم از پل بپرم پايين
که افتادم
اونوقت فقط همين بلا سرت اومد؟
من از پل نيفتادم پايين که روي پل افتادم زمين، چون خيلي مست بودم
تو واقعاً مي خواستي خود کشي کني؟ پَ نَ پَ رفته بودم از ديدن منظره لذت ببرم
تو چت شده؟
من هم دوباره اقدام به خودکشي کردم
پريدم جلوي يه ماشين
پس تو هم موفق نشدي؟
پس...مي خواهي دوباره اقدام کني؟
تو هم؟
داري چه کار مي کني؟ فقط
براي اينکه ممکنه فکر کنند
ما دونفر از ديوانه خونه فرار کرديم
در ضمن
من هيچ علاقه اي به تو ندارم
ارزشي نداري
بهتره يادت بمونه
حالا من بايد از اين موضوع خوشحال باشم
يا بايد ببينم که تو چرا از من خوشت نمياد؟
اينطور نيست که من ازت بخواهم به من علاقه مند بشي
منظورم رو ميفهمي؟
خدايا من بايد با اين چه کار کنم؟
هي
اين لباسها از پشت خيلي بامزه اند مگه نه؟
حالا هر چي
من کيارا هستم آکاش-
خب...چه برنامه اي داري؟ ببين، خواهش مي کنم منو تنها بذار-
ميدوني، تو خيلي بي ادبي
اما دوباره ازت مي پرسم
ميايي با هم اينکار رو کنيم؟
مسابقه ي تنيس دونفره نيست که دو تايي با هم بخواهيم انجام بديم
فقط براي اين مي گم که
حتماً بتونيم اينکار رو کنيم
چون من به زندگي خيلي وابسته هستم
فقط هميشه بايد...يکي حلم بده
پس خواهش مي کنم
باشه...درسته که عجيبه، اما...باشه
مي خواهي چه کار کني؟
مي تونيم بريم خونه من چي؟-
براي قهوه خوردن که دعوتت نمي کنم
اصلاً ولش کن
مي تونيم خونه تو هم بريم
من خونه ندارم
وايسا، وايسا، وايسا، وايسا، اينجاست
برو از اينجا؟-
من کليد خونم رو ندارم
تو اول برو هرگز-
تو خيلي زبلي، مي دونم براي چي ميخواهي بعد از من بيايي بالا
No comments yet. Be the first to leave one.