نخستین 200 خط.
قسمت چهارده
وانمود نکن منو نميشناسي عوضي
تو گانگ هويي
اوه گانگ هو
اگه تو
تا نيم ساعت ديگه جراحي نشي
ممکنه بميري
پس من
سرت رو باز ميکنم و لخته ي خون رو در ميارم
مي کشمت
خودت بهتر از من مي دوني اين دارو چيکار ميکنه
فکر کنم اون اوه يونگ جه هرزه اينو واست درست کرده که دوباره گم نشي
چرا انقدر ترسناک شدي؟
مگه اين مرد چيکار کرده؟
گانگ چول اوپا نجاتت نداده بود که
بعدا بخواي بخاطرش قاتل بشي
برام مهم نيست بيمار کيه
فقط بکشش و بهم ثابت کن که وانمود ميکردي حافظه ات رو از دست دادي
اين روزا 2 تا دکتر از بخش مغز و اعصاب هميشه در حال آماده باش هستن
پس تو اينجا چيکار ميکني؟
وقت نداريم منتظر بخش بشيم خودم عملش ميکنم
باشه من که مشکلي ندارم
مي خوايم جراحي اورژانسي بيمار براي خروج لخته ي خون از سرش رو شروع کنيم
چاقو
يه سوراخ ايجاد ميکنم
جمجمه رو مي بريم و بر ميداريم و بلافاصله غشاء خارجي مغز رو باز ميکنيم
و از سمت مياني پيش ميريم
دکتر
دکتر لي عجله نمي کنيد؟
ها؟
درسته توي حوزه ي تخصص من نيست ولي من 10 ساله متخصص بيهوشيم
تجربه ام در حد يه رزيدنته
بنظر نمياد شرايطش بحراني باشه پس چرا عجله ميکنيد؟
اگه از خط مياني پيش بري به سمت شقيقه
و به قسمت کنترلي مغزش آسيب بزني دچار شوک و خونريزي داخلي نميشه؟
نروتوم
خيله خوب بابا هر کاري ميخواي بکن
غشاء مغزي رو ميبينم
قدرت ساکشن رو زياد کنيد
دکتر
انگار لخته از زمان عکس برداري بزرگتر شده
به سمت خط مياني پيشروي کرده و به بخشي از مغز چسبيده
در اين شرايط همونطور که دکتر کيم گفتن
احتمال صدمه زدن به بخش کنترلي مغز هست
دکتر لي يه کم محتاط باش خوب؟
چيکار ميکني؟ آب بريز روش
ها؟ اگه اين طوري پيش بريم کار دستمون ميدي
دکتر لي
آرومتر کار کن
اگه خونريزي بند نياد و وضعش بحراني بشه چي؟
درسته
قسمت کنترلي رو بزن
لي چواين
و بهم ثابت کن که حافظه ات سر جاشه
دکتر فکر کنم رگ اصلي رو پيدا کردم
واقعا؟ به قسمت کنترلي که دست نزدي؟
منعقد کننده رو آماده کنيد
اي بابا
بزن
دکتر خون ريزي قطع شد
حالا که خونريزي قطع شد يواش يواش سرش رو ببنديم؟
حالا ميگه يواش ببنديمش يواش کارکردنت بخوره تو سرت
از فکر کردن به گندي که مي خواي بالا بياري سکته کردم
اي بابا اگه بدون قرار گذاشتن با رئيس کيم هيون جو بميري
که خيلي بد ميشه نميشه؟
حالا براي چي پاي کيم هيون جو رو ميکشي وسط؟ مسخره بازي درمياري؟
دکتر لي
رئيس مرکز اومد و رفت
سون وو هيونگ؟
درسته. اومده بود عين عقاب کاراتو نگاه ميکرد
دکتر شما ميتوني سرش رو ببندي نه؟
پس من زودي بر ميگردم
هي نظرت چي بود؟
خودم که خيلي وقت بود انقدر عصبي نشده بودم.نزديک بود شلوارم رو خراب کنم
فکر ميکردم لي چواين يه گندي بالا بياره
ببندش
سون وو هيونگ
وقتي مياي جراحيم رو ببيني بايد بهم بگي
نظرت چي بود هيونگ؟
کارم خيلي درسته نه؟
مگه هر رزيدنت سال سومي نمي تونه اين جراحي رو انجام بده؟
مي تونن؟
خوب فکر کنم بتونن
هي هيونگ جديدا رفتي چونگ جو؟
چونگ جو؟
چرا مي پرسي؟
يکي بهم گفت اونجا ديدتت
رفتي به چونگ جو؟
کي گفته؟
مطمئن نيستم
نکنه خودم ديدمت؟
چي؟
اي بابا چرا انقدر جا خوردي؟
با رئيس کيم هيون جو حرف زده بودم
مگه نرفته بودي بيمارستان چونگ جو که باهاش حال احوال کني؟
من ميرم جراحيم رو تموم کنم بعدا ميبينمت
آقاي چو کار رو تموم کن
چونگ جو
لي سون وو کسي که دستور داده من رو بکشن
کار رو تموم کن
هر طور شده بايد توي چونگ جو تمومش کني
تصادف کار کي بود؟
دکتر لي چواين
از آي.سي.يو تماس ميگيرم بيماري که جراحي کرده بوديد
بيدار شده
مراقبتهاي ويژه
اوه گانگ هو...نه لي چواين
لطفي که با نجات جونم بهم کردي رو
وقتي اوه يونگ جه رو ديدم جبران ميکنم
بيمار جراحي امروز کجاست؟
چند دقيقه پيش اونجا بود الان نيست؟
سو جين هو چرا باز دير کردي؟
زود باش اينو ببر خيابون بيست و هشتم
رفيق
حالت خوبه؟
از کجا پيدام کردي؟
گانگ هو..نه لي چواين بهم گفت
دکتر لي چواين
چا چي سو
يونگ جه گوشيت رو جواب بده
الو؟ دکتر لي چواين؟
يونگ جه
دکتر
يونگ جه
بله دکتر اوه يونگ جه هستم
الان داري چيکار ميکني؟
دارم کار ميکنم
آه درسته
گفته بودي اغذيه فروشي داري
حالا که فکرشو ميکنم يه کم گشنمه
...احيانا
براي سئول هم غذا ميفرستيد؟
اگه بفرستيم سئول پول بنزينش خيلي زياد ميشه
يونگ جه
بله دکتر
يه مسئله مهم پيش اومده ميشه فردا ببينمت؟
چه مسئله يي؟
نمي تونم زياد حرف بزنم بايد برم جراحي
فردا که اومدي باهات حرف ميزنم
باشه؟ فردا مي بينمت
دکتر لي چواين دکتر
يعني چه مشکلي پيش اومده؟
بعدي رو کجا ببرم؟
يونگ جه واقعا نمي خواي يه موتور بخري؟
اگه اينجوري پيش بره يا ميميرم يا قهرمان دوچرخه سواري ميشم
جين هو
فردا برو مرخصي
واقعا؟
فردا مغازه رو باز نميکني؟
نه دارم ميرم سئول
سئول؟
آره سئول
چا چي سو
چا چي سو
حتي اگه عضو يگان ويژه هم بوده باشي
با وضعي که داري
چونگ جو که سهله تا دم در هم نميتوني بري
کجا غيبت زده؟
چا چي سو
لطفا دستم رو فشار بده
حالا دستت رو بلند کن
انگار جراحيت خوب پيش رفته
چا چي سو
چرا منو آوردي اينجا؟
توي بخش اورژانس
به دکتر لي چواين گفتي اوه گانگ هو
و فکر کنم يه اسمي هم از اوه يونگ جه بردي
خوب چي ميخواي بدوني؟
همه چيز در مورد اوه گانگ هو
و رابطه اش با اوه يونگ جه
اينا رو مي خوام بدونم
انگار لي چواين مي خواست
توي جراحي بکشدت
چطوره دکتر لي چواين رو صدا کنم؟
اون حرومزاده ي سگ صفت
فکر ميکني کي منو به اين روز انداخته؟
چي مي خواي بدوني؟
هر چي ميدونم رو بهت ميگم
در مورد يافته هاي کميته ي انظباطي قبل
چون مدارک پيدا شده بر عليه دکتر کيم هيون جو رو ناقص دونستن
دکتر لي چواين تقاضا دادن پرونده دوباره باز بشه
دکتر لي چواين؟
داروهاي گم شده
بدون اجازه ي دکتر کيم هيون جو از بخش خارج نشده بودن
وقتي من رفته بودم چين
براي کار داوطلبانه ام اونا رو بردم
دکتر لي چواين
راهي هست که بتونيد ادعاتون رو ثابت کنيد؟
دهکده يي که رفته بودم
...در منطقه ي فوجيان
اينطور که شنيدم
يک نفر ديگه بجز من رفته اونجا
اون شخص...ثابت ميکنه
ايشون کي هستن؟
وقتي من ناپديد شدم
کسي که براي پيدا کردنم زمين و زمان رو گشت
برادرم
رئيس مرکز مغز و اعصاب
دکتر لي سون وو
وقتي گم شده بودم
No comments yet. Be the first to leave one.