Tracker

Tracker

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Tracker 2024 S03E01 1080p WEB H264
ناشر NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-10-20
تعداد دانلود: 255
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ ‫میدونم فکر میکنی من بابا رو هل دادم.

‫از اون صخره پرتش کردم. ‫بابا؟ راسل، تو چی کار کردی؟

‫من اونجا دیدمت. ‫یه نفر دیگه هم

‫اون شب تو جنگل بود.

‫ مامان، اگه چیزی...

‫در مورد بابا میدونی

‫کولتر، به خاطر همه...

‫- ولش کن. ‫- یه ساعت وقت دارم...

‫تا کلاس بعدیم.

‫میخوای الان در موردش حرف بزنیم یا...

‫مامان چیزی در موردش میدونه؟

‫نه.

‫نمیتونم فکر نکنم...

‫که یه چیزی تو اون جعبه ه‌ست.

‫داداشم گفت یه نفر دیگه تو جنگل بود...

‫اون شبی که بابام از صخره پرت شد.

‫اون تو بودی.

‫تو بابامو از صخره پرت کردی؟

‫آره.

‫چرا؟

‫چون اون ازم کمک خواست.

‫کی ازت کمک خواست؟

‫مامانت.

‫یه دونه دیگه بیارم؟

‫آره، حتما. مرسی.

‫اگه بخوای، میتونم گوشیتو جواب بدم.

‫کل شب داره زنگ میخوره.

‫مهم نیست.

‫مطمئنی نامزد دیوونت نیست؟

‫مال من؟ روزی بیست بار زنگ میزنه.

‫باید شمارتو عوض کنی.

‫نه، مال من احتمالا فقط کاره.

‫چی کار میکنی؟

‫چیز خاصی نیست.

‫دروغگو. هر وقت اینجایی...

‫گوشیت زنگ میخوره. حتما مهمه.

‫نه، مهم نیست، ‫ولی چشمای تیزبینی داری.

‫جزو کارمه.

‫ولی میفهمم، ‫میخوای حریم خصوصی داشته باشی.

‫الان با یه آبجو برمیگردم.

‫اوه، مواظب باش، عزیزم.

‫هی.

‫هه، آره، درستش میکنم.

‫ببخشید بابت این.

‫مشکلی هست؟

‫چرا برش نمیداری؟ ‫اون وقت اوکی هستیم.

‫خب، پول برای همینه.

‫نمیخوام دردسر درست کنم. ‫برش دار، اوکی هستیم.

‫چرا نمیشینی بذاری این دختر کارشو بکنه؟

‫برش دار.

‫باشه،

‫آقا گنده‌بک.

‫بشین...

‫بذار کارشو بکنه.

‫اینم برای تو.

‫این یکی خوب بود، جونزی.

‫خوبه.

‫آره، خوبه، خوبه.

‫راس.

‫خوبه، آرنجتو بالا نگه داشتی، این... خوبه.

‫ولی باید... باید هدفو بزنی، ‫نه فقط بهش ضربه بزنی.

‫باشه؟ اینجوری.

‫- قشنگ بود. ‫- آره.

‫میخوای برای این یکی ‫سنگ‌ کاغذ قیچی کنیم؟

‫ببخشید بابت به‌هم‌ ریختگی.

‫میتونی یه لطفی بهم بکنی؟ ‫میتونی یه کیسه یخ...

‫برای صورت داداشم بیاری؟ ‫نمیخوام زشتتر از این بشه.

‫یخ لازم ندارم.

‫یه آبجوی آی ‌پی ‌اِی دارید؟

‫- نه، نداریم. ‫- معلومه که ندارید.

‫نه، باشه. یه آبجوی سرد. هر چی.

‫خوبی؟

‫از این بهتر نمیشم.

‫چطور پیدام کردی؟

‫خب، یه سری آدمای نگران...

‫- رینی؟ ‫- آره، و بقیه.

‫این اتفاقیه که میفته ‫وقتی به تلفنا جواب نمیدی...

‫و کلا همه تو زندگیتو غیب میکنی، کولتر.

‫لیوانای قشنگیه.

‫خوبم.

‫مطمئنی؟

‫قراره بهم بگی تو اِکو ریج چی شد؟

‫با مامان حرف زدی؟

‫یه کم. آره.

‫گفت دنبال وسایل بابا بودی، همون جعبه.

‫آره.

‫آره، و بعد کارتو تموم کردی...

‫و بدون خداحافظی رفتی.

‫اون مردی که اون شب روی صخره دیدی، ‫وقتی بابا مُرد، پیداش کردم.

‫ادامه بده.

‫اسمش اوتوئه.

‫مامان اونو فرستاده بود اونجا.

‫پس مامان از این یارو خواسته بود ‫با بابا حرف بزنه.

‫فکر کنم اولین بارش نبود.

‫فکر کنم نقشه ا‌ش این بود که ‫بابا رو ول کنه، ما رو ببره.

‫بابا زیر بار نمیرفت.

‫دیوونه شد.

‫یادته.

‫آره، انگار بدترین حالتی بود که دیده بودمش.

‫و اون شب، بابا قاطی کرد، ‫مامان ترسیده بود.

‫برای همین اونجا نبود، برگشت پیش اوتو...

‫ازش خواست دوباره با بابا حرف بزنه.

‫اون رفت روی صخره با بابا...

‫سعی کرد بهش بگه مامان داره ترکش میکنه...

‫و ما رو هم میبره.

‫کار به دعوا کشید.

‫بابا رو از صخره پرت کرد.

‫حرف این یارو رو باور کردی؟

‫آره.

‫این همه وقت، ‫مامان بهمون دروغ گفته...

‫درباره اون چیزی که اون شب شد.

‫تو چیزی از اینا میدونستی؟

‫قبلا بهت گفتم که نمیدونستم.

‫میدونستم یه یارویی اونجا بود، ولی...

‫چیزی از اینا نمیدونستم.

‫ببین، من فقط یه بچه بودم...

‫مثل تو.

‫فقط کاری که مامان گفت رو کردم.

‫ببخشید، راسل.

‫نه، اشکالی نداره. ‫احتمالا حتی کبود هم نمیشه.

‫ولی آرنجتو بالا گرفتی، این خوبه.

‫من از اون حرف نمیزنم.

‫ببخشید که باور کردم...

‫چیزی که مامان درباره اون شب ‫بهمون گفت، درباره چی شد.

‫ببخشید که اصلا...

‫فکر کردم تو ربطی به مرگ بابا داشتی.

‫و... ببخشید که وقتی رفتی...

‫فکر کردم فقط ما رو ول کردی.

‫ببخشید.

‫عذرخواهی قبول.

‫واقعا چاره دیگه‌ای نداشت...

‫مگه نه؟

‫بابا داشت دیوونه میشد.

‫منظورم اینه، داشت قاطی میکرد، داداش.

‫چیزایی دیدم که تو ندیدی.

‫نمیگم که همه‌مون چیزایی ندیدیم.

‫میگی حقش بود؟

‫میگم حالا دیگه چه فرقی میکنه؟

‫کارش درست بود؟ نه. ‫همه‌ مونو به ‌هم ریخت؟

‫اون کاری که کرد رو کرد.

‫- باشه؟ ‫- اون کاری که کرد رو کرد...

‫و ما رو ول کرد که تیکه‌هامونو جمع کنیم.

‫اینو داری یادت میره. ‫من موندم، راسل.

‫و هر وقت ازش درباره اون شب پرسیدم، ‫درباره چی شد...

‫بحثو بست، انگار میخواست پاکش کنه.

‫خب، میدونی...

‫بابا کلی مشکل داشت.

‫کلی مشکل.

‫آره.

‫ولی همیشه اینجوری نبود.

‫نه، نبود.

‫اون تابستون یه چیزی شد.

‫مامان نمیخواد دربارش حرف بزنه...

‫نمیخواد برگرده به اون موقع.

‫ولی یه چیزی شد.

‫برای همین بدون خداحافظی رفتم.

‫از دروغا خسته شدم...

‫از...

‫چیزایی که حقیقت نیستن.

‫خب، میدونی، داداش، من...

‫نمیدونم...

‫قایم شدن تو وایومینگ و دعوای تو بار...

‫جواب نیست، مگه نه؟

‫منم یه بار تو جاکارتا ‫همین کارو کردم. آخرش...

‫تو یه اتاق متل بودم ‫با ناخنای پای رنگ ‌شده...

‫و یه میمون که رو سینه‌ ام نشسته بود.

‫جدی میگم، راس.

‫منم جدی‌م.

‫ببین، منم مجبور بودم ‫با این کنار بیام، میدونی.

‫آسون نبود.

‫ولی میدونی چی کار کردم؟ فقط...

‫جمعش کردم، گذاشتمش کنار.

‫هر روز...

‫هر روز، یه کم آسون‌تر شد.

‫نمیتونم این کارو بکنم.

‫جمعش کنم...

‫بذارمش کنار. نمیتونم. من...

‫اینجوری ساخته نشدم.

‫می‌فهمم.

‫خب، ببین، داداش، هر چی که هست...

‫من رسما میگم تمومش کن، داداش. اوکی؟

‫وقتشه راه بیفتیم.

‫بزن بریم.

‫- راسل. ‫- رینی...

‫- پیداش کردم. ‫- سه هفته، واقعا؟

‫و هیچی؟ هیچ تماسی؟

‫آره، خوبم.

‫خب، من نیستم.

‫نگرانت بودم.

‫پس داداشمو فرستادی؟

‫خب، قبلا جواب داده بود.

‫ببخشید، رینی. فقط...

‫باید یه چیزایی رو درست میکردم.

‫نمی‌پرسم.

‫خوبم.

‫آماده‌ای برگردی سر کار؟

More Farsi Persian subtitles for Tracker

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left