نخستین 135 خط.
فرار بزرگ 2
نمیتونم تکون بخورم
!آاااااا
زندان موگان
چیه این؟
توی سرقتی که در چهارم مارس در ...بوام دونگ رخ داده دستگیر شدید
تجاوز به حریم ملک دزدی
از الان با شمارههای مخصوص زندان صداتون میکنن
کفشاتونو بذارید اینجا وسایلتونم بذارید اونجا
یه چیز غیر مجاز پیدا کردیم
گنگ سامریونگ بازم پای بر و بچههای شما درمیونه؟
برای بیست و چهار ساعت توی اتاق مجازات بازداشت میشید
فراریِ افسانهای، جانگ جانگوال
یه خال زیر چشمشه
دو تا تیکه از موهاش روی خالِشه
پس برای اینکه فرار کنیم باید جانگ جانگوال رو پیدا کنیم؟
باید جانگ جانگوال رو پیدا کنیم
شما آقای جانگ هستید؟
اوی تویی که زشتی
برو توی رینگ
دونگ هیون طبق دستوری که) (بهش میدن میره توی رینگ
بسه
مبارزه کنید
زیاد به خودت فشار نیار دونگ هیون
...اونم خال داره، اما
0101, 0101
چی؟- اونجاس 0101-
جانگ جانگوال
خودشه؟
آقای جانگ؟
سلام
میرم یه نگاهی بندازم
خودشه یهویی از ناکجا آباد سر و کلش پیدا شد
خودشه؟
روی خالِش مو هست
یه تاره
اون نیست؟
فقط یه تار مو داره
فقط یدونه؟- فقط یه تار مو-
چرا اونجا نیست؟
خال نداره
جانگ جانگوال رو میشناسید؟
تا حالا اسمشو نشنیدید؟
زندانی 3199 تمام تجهیزات ایمنی رو پوشیدی؟
با اشارهی داور مسابقه شروع میشه
دستکشاتونو به هم بزنید
فعلاً جانگ جانگوال رو بیخیال میشن) (اون باید مسابقه رو ببره
آبی، اوکیای؟
قرمز، اوکیای؟
مبارزه کنید
جدا شید
مبارزه کنید
واو
زندانی 3199 درست بعد از اینکه مشت میخوره) (میذاره تو کاسهی رقیبش
تسلیم؟
جدا شید
برنده شد؟- ایول-
آبی برنده میشه
تازه وارد، از اون چیزی که انتظار داشتم بهتری
خیلی باحال بود
یه دقیقه بیا این بالا
تا میتونی ازش اطلاعات بکش بیرون
با دقت به همه چیز نگاه کن
خیلی خوبه کارش
خسته نباشی
مسابقهای که نظر کسی رو جلب نکرده) (داره شروع میشه
بدو
میره سمت طبقهی دوم) (جایی که سرپرست منتظرشه
بیا اینجا تازه وارد- چشم-
اسمت چیه؟
کیم دونگ هیون
کیم دونگ هیون؟- بله-
دونگ هیون؟- بله-
بیا جلوتر اصلاً ترسناک نیستم
چشم- خوبه-
گوش کن، دونگ هیون- چشم-
...امشب میزبان یه مسابقه
توی زندانیم
*بهش میگن موگان افسی
میخوام بهت پشنهاد بدم وارد این مسابقه بشی
به نظرم میتونی برنده بشی
...اگه برنده بشی
بله؟- ...اونوقت-
تا وقتی که اینجا غذاهای مخصوص بهت میدن
غذاهای مخصوص؟- اره-
چشم، پس هرکاری رو که بگید باید انجام بدم
واقعاً؟ انجامش میدی؟
خب پس، به چیزی احتیاج نداری؟
محض تشکر هرچی بخوای بهت میدم
میخوام بدونم جانگ جانگوال کجاس
جانگ جانگوال دیگه چی؟
و گیرهی کاغذ
گیرهی کاغذ دیگه چی؟
یه قاشق فلزی
قاشق فلزی؟
عملاً داره از سرپرست میخواد کمکشون) (کنه تا فرار کنن
هیچ کدومو نمیتونم بهت بدم
نمیتونید؟- ...نه، بگذریم-
پس معامله کردیما
پس بعداً توی مسابقه شرکت میکنی دیگه؟
بله- خب پس برو پایین دیگه-
بعداً میبینمت- باشه-
پس منتظرتما- باشه-
میبینمت
نکنه یکی از نگهباناس؟
نکنه یه جایی قایم شده؟
...گفت که خال زیر چشمشه
اما شاید دقیقاً زیر چشمش نباشه
وقت ورزش تموم شده
زندانیها به بنداتون برگردید
توی دوتا خط صف بکشید
همونیه که قبلاً دیدیم
خال نداره
بند سیزده بیاید اینجا همهتون
چی گفت؟
سرنخی بهت داد؟- اره-
ازش پرسیدم جانگ جانگوال کجاست ...بعدش
اونو از سرپرست پرسیدی؟
...جانگ جانگوال کیه- ...اون دوست صمیمیه-
صحبت نکنید توی یه خط صاف بایستید
دربارهی چیز دیگهایم حرف زدید؟
و امروز عصر یک مبارزه در پیش داریم
ازم خواست واردش شم
اگر ببرم،میتونم غذای مخصوص بخورم
غذای مخصوص؟- واقعا؟به نظر خوب میاد-
باید وارد شی
دنبال مامورها برید
به سلولتون
بریم بلوک سیزده
در پیداکردن جانگ جانگوال ) یا هیچ نشونه ای شکست ( خوردند
هیچ نشونه ای نبود؟
امروز عصر مبارزه دیگه ای تو راهه
...نه،اما ما
هنوز کاری نکردیم
هیچ نشونه ای پیدا نکردم
No comments yet. Be the first to leave one.