نخستین 200 خط.
."کلوب ورزشی "گاثام
.یالا "هنک"، اون لامپ خورشیدی رو آماده کن
حدود 15 دقیقه حداکثر زمانیـه که ."توصیه میکنم آقای "وَرینر
پونزده دقیقه که هیچی!من یه آفتاب سوختگی عمیق .فلوریدا"یی میخوام حتی اگه تمام بعدازظهر رو طول بکشه"
.آتیش موتورشو تندتر کن
"همه به مقصد "میامی"، "پالم بیچ .و جنوب سوار شن
."سلام "جری- ."سلام "فرانک-
اینجا چکار میکنی؟چطور پیش میره؟- .خوب-
دوست داری یکم اسکواش بازی کنی؟- .نه ممنون-
تو بدجوری پوستت واسه کسی که .دو هفته "فلوریدا"بوده، سفیده
.منم همین فکرو میکردم- اونجا چکار میکردی،چتر آفتابی داشتی؟-
یا اصلا نرفته بودی اونجا؟- ."شایعه پراکنی نکن "فرانک-
داری سر همسر کوچولوت رو کلاه میذاری؟
.فرانک" ازت تعجب میکنم" .من قرار بوده تو "فلوریدا" باشم
:گمونم یکی از دوستهای "لوسی" بهش میگه
"خب،چرا اون برنزه نشده؟" .لوسی" شرمنده میشه"
.من برنزه میشم و "لوسی" شرمنده نمیشه
.چیزهایی که زنها ندونن بهشون آسیبی نمیزنه .چیزی که تو ندونی بهت آسیب نمیزنه
.من نمیخوام بدونم چطوره به خونه یه سری بزنی؟
.چند تا از دوستها برای صبحونه میان
من فکر بهتری دارم.واسه صبحانه و .مخلوط زردهی تخم مرغ و شیر بیاین جای من
شاید بعدا بتونیم از دست زنها زیرآبی بریم و یکم گلف بازی کنیم. چی میگی؟
.عالیه پسر،تو منو متقاعد کردی- .باشه-
."بعدا میبینمت "جری- ."خداحافظ "فرانک-
!بیاین تو
!"سلام "لوسی
!"لوسی"
.مردت اینجاس
.شاید اون انتظار نداشته بیای
.نه اون همین نزدیکیهاس .چیزهاتون یه جایی بذارین رو زمین
."سلام "سلست- .سلام آقای "ورینر". به نظر خوب میاین-
.ممنون "سلست" و بالعکس
"خانم "ورینر" کجاس؟ببین از "فلوریدا .چی براش گرفتم
.بیرونه- بیرونه؟-
مهم نیس. برو یکم مخلوط زرده تخم مرغ و شیر بیار .و یه چیزی هم برای نوشیدن پیدا میکنیم
.یالا ملت بیاین تو
.آقای "اسمیت" ببین کی اینجاس
.یالا پسر
مامان کجاس؟
.ببین یه چیزی برات گرفتم
.یالا بگیرش
چکار داری میکنی،نامهی منو میخونی؟
.چندین نامه برای همسرت هست .دیروز هم همینطور
امیدوارم لوسی که برگشت .به خوبی تو نگاهشون کنه
.احتمالا پیش عمه "پتسی"شـه .اغلب وقتی اون تنهاس میره پیشش
.ممنون "سلست" از اینجا به بعدش با خودم
."جری"- چیـه؟-
فرضا اگه عمه "پتسی" خونه نباشه چی؟
میفهمم .من تا خرخره گیر . مسخرهگی مردم هستم
جدا،آرزو دارم "لوسی" بره بیرون چه الان .چه بعدا یکم تفریح کنه.براش خوبه
.مشکل ازدواجهای امروزی اینـه .مردم همش تصوراتی دارن
.جاده "رنو" رو با بدگمانی آسفالت کردن
اولین چیزی که میفهمی اینه که .اونا تو دادگاه طلاق هستن
"مردی با افکار روشنفکرانه از "ریوگرانده
اگه فکر میکنی هر دقیقه شانسش هست که .افکار روشنفکرانهم رو اصلاح کنم،دیوونهای
.لوسی" کلبهی عمه "پتسی"شـه" .شرط میبندم همینطوره
اتفاقا چه نقطهی برجستهایه .واسه ماهی گیری
،گاهی اوقات یه روز صاف اونطرف رودخونه ...میتونی ببینی
،"خانم "بارنسلی"،خانم "هس ."آقای "بارنسلی"، خانم "رندال
."عمه "پتسی
نظری داری "لوسی" کجاس؟ ...میدونی اون دعوتم کرده به این
!عزیزم- !سلام عزیز-
!چهقدر باشکوه و قهوهای هستی .سلام "پتسی" عزیز
دلت برام تنگ شده بود؟بهم فکر میکردی؟- !ببین چی برات آوردم-
.این همه راه از "فلوریدا"؟خدا نکشـه تو رو
.آرماند دوویل" رو میشناسی عزیز"
."بیا تو "آرماند
."آقای "دوویل"،این عمهی منـه، خانم "آدامز
،"آقا و خانم "بارنسلی ."خانم "هس"،آقای "رندال
.ما بدترین اوقات رو داشتیم
...ماشین "آرماند" دیشب تو ناکجا آباد خراب شد
.و مجبور شدیم تو کثیفترین مسافرخونه اقامت کنیم .هیچ تسهیلات مدرنی نداشت.وحشتناک بود
.داشتیم از مهمونی رقص سال اولیها بر میگشتیم .شاگرد "آرماند" دعوتمون کرده بود
...اوه قصهاش درازه،اما من باید .سلام به تو
.خانم تو،دوستداشتنی ترین زن مهمونی بود
.آرماند" تو همیشه بهترین حرفها رو میگی"
بامزه نیس؟تو براش اینو آوردی؟
.آره- !برو بیارش-
نا امید شدی اینجا نبودم؟- .نه اصلا،از اینا گذشته تو انتظار منو نداشتی-
و منو به خاطر کارائی ناقص ماشینم خواهی بخشید؟
.البته.متاسفم که مسافرخونه خیلی ناراحت بود
.اون تنها چیزیـه که منو اذیت میکنه
.میدونی،شوهرت مثل یک آمریکائی متوسط نیس
.نه نه،ذهنش کاملا از هرگونه شکی آزاده
اون ذهن بازی داره.آره؟
.درسته من ذهن بازی دارم مخلوط زردهی تخم مرغ و شیر میخوری؟
.ممنون
،نمیدونم "جری" چطور ذهنی داره ...منحرف یا باز
اما باعث شگفتیـه.حالا اگه من ...تمام شب رو بیرون بمونم
و با آقای "دوویل" خوشتیپ والس برقصم ...و بگم ماشین خراب شده
خب خراب شده.چرا "جری" باید عصبانی بشه؟ .من که ماشینو نساختم
.کاملا حق با توئه عزیزم- .البته که حق با منـه-
اگه همیشه مشکوک باشی نمیتونی .زندگی متاهلی شادی داشته باشی
.دوباره درسته
یکم ادویه جوزی؟- .لطفا-
چرا باید با مسائل خصوصی حوصلهتون رو سر ببرم؟- .حوصلهمون سر نرفته-
هیچکس غیر از "جری" به ماجراجوییهای من علاقهمند ...نیس،کسی که معصومیتش رو میدونه
درست همونطور که میدونه خودش .الان از "فلوریدا" برگشته
.میفهمم منظورت چیـه
.کسی بازم نوشیدنی میخواد؟ هنوز کلی مونده
.نه ممنون بهتره ما بریم- همتون مجبور نیستین برین؟مجبورین؟-
.رفتن؟نه
.خب زود رفتن احمقانهس- .ما واقعا باید بریم-
پتسی"، عزیز، کجا داری میری؟" .من هنوز حتی شانس صحبت باهات رو نداشتهم
.بعدا میبینمت عزیزم
.من همیشه میگم چهار نفر جمعیت زیادیه
.تو گفتههای اون یه چیزی هست
.ممنون
بگو گرسنهای؟- .راستشو بخوام بگم،دارم از گرسنگی میمیرم
چرا نمیری بیرون یه لقمهای بگیری؟
.یه شخص قوی مثل تو باید از خودش مراقبت کنه- چرا آقای "ورینر" مگه چکار کردم؟-
...اگه از شب قبل حرف میزنی،بهت اطمینان میدم- ...باور نمی کنی-
.خصوصی در موردش حرف میزنیم
به شرط اینکه آقای "دوویل" بتونه .به یاد بیاره در خونمون کجاس
."جری"
اگه انصاف داشته باشین باید اجازه .بدین بمونم و قضیه رو روشن کنم
.زنهای آمریکایی به جوانمردی عادت ندارن
.از پیشنهادت ممنونم اما شاید بهتر باشه بری
.منو ببخشین خانم "ورینر"،سوءتفاهم شده
من یه معلم صدا هستم،نیستم؟
.یکساله اون شاگرد منـه .وگهگاهی آهسته به پشتش زدهم
...منظورم اینه که پیشرفتشو
.بهش تبریک گفتهم- .که اینطور-
بهتون منظورم رو میرسونم؟- .کارت درست بوده-
.اما حالا باید موقعیت من مورد توجه قرار بگیره .من تا حالا هرگز رسوایی بار نیاوردم
تا حالا گیر نیوفتادی؟- .نه-
.من یه معلم عالی هستم،نه یه فاسق عالی
درسته "آرماند" هیچکس هرگز نمیتونه تو رو .متهم به این بکنه که یه فاسق عالی هستی
،چیزی که میخوام بگم اینه که .کی میتونه بگی هستی یا نه
!اینا همش احمقانهس .اما شاید بهتر باشه بری
.واقعا نمیدونم چی بگم- اگه بری مجبور نیستی چیزی بگی. مگه نه؟-
."شاید این بهترین راه باشه خانم "ورینر- .منم همین فکر رو میکنم-
به زودی میبینمت؟- .بله-
.همه چی خیلی عالی بوده
.ممنون بابت همه چیز
.یه بار دیگه واسه تشویق شدن تعظیم کن
اجرای بدی نبود با توجه به اینکه .تمرینی چیزی در کار نبود
.چرا آقای "ورینر"،ذهنتون دیگه باز نیست
.چیزی که درمورد ذهن بازت گفت خندهدار بود
.شکی نیس که اون حس شوخ طبعیش از من بیشتره- .نه،قبول ندارم-
.الان تو دوبرابر اون بامزهای
."دست بردار "لوسی- ...من-
.شاید ازدواجمون هیچ معنایی برای تو نداشته باشه
.شاید حس تمایلی نسبت به من برات نمونده .اینو نگاه کن
.ببین یه نامه که برات نوشته بودم !وقتی میخوندیش برات مهم بود؟نه
...میدونستی هر روز صبح برات یه نامه میاد
اما اینقدر با "آرماند دوویل" سرت گرم بود .که بهش فکر نکنی
از بین بردن باورهای یه نفر بسه،نیست؟
.من دیگه به هیچکس باور ندارم
.میدونم چه حسی داری
منظورت چیـه؟
در هیچکدام از نامههات اشارهای به هوای .بارونی وحشتناک "فلوریدا" نکرده بودی
.روزنامهها ازاین موضوع پر بودن
."میتونم توضیح بدم "لوسی- میتونی؟-
.سعی نکن موضوع رو عوض کنی .تو فکر میکنی بهترین دفاع،حملهس
سعی نکن رفتارت رو با ربط دادن .مسائل به من توجیه کنی
.من رفتاری نداشتهم که بخوام توجیه کنم .فقط بدشانس بودهم.همین
تو منو در حالیکه حقیقت رو گفتم گیر انداختی و به .نظر میاد هیچ چیز غیرمنطقی تر از حقیقت نیس
یک فیلسوف؟- .تو منو باور نداری-
چطور میتونم باورت کنم؟ ."ماشین خراب شد"
.مردم خیلی وقته این حرفها رو باور نمیکنن .قبل از اینکه ماشینها شروع به خراب شدن کنن
.ماشین اون خیلی قدیمیـه- .مثل داستانش-
.بذار یه چیزی بهت بگم- .بذار من یه چیزی بهت بگم-
."من در مورد همه اینا راستشو بهت گفتم، "جری
نمیفهمی؟هیچ شکی نمیتونه در .ازدواج وجود داشته باشه
همه چیز برمبنای باور بنا شده. اگه اونو .از دست بدی همه چیز رو از دست دادی
وقتی اون بره ازدواج بر باد رفته.مگه نه؟
منظورت همینه؟- .بله-
.پس اون تعیین کنندهس- .گمونم همینطوره-
من نمیتونم زندگیم رو با تو ادامه بدم اگه فقط .از ازدواج یه حلقهی پلاتینی برات مونده
بنابراین طلاقم بده.یالا طلاقم بده .خیلی هم خوبه
طلاق؟فکر میکنی من اون فاسق موزیسین رو میکشونم دادگاه تا به مردم مردی رو که تو به من ترجیح دادی نشون بدم؟
بسیار خب پس من تو رو طلاق میدم.این معمول ـه .که زنها دادخواست بدن
.یه چیزی هست که بعضی شوهرها جنتلمن هستن .اگه بدونی منظورم چیـه
.برام مهم نیس فقط پروسه طلاق رو راه بنداز .نمیتونم صبر کنم
.الان به وکیلمون زنگ میزنم- .بسیارخب،بفرما-
.برات مهم نیس؟من کسی رو نمیشناسم .تو بیشتر من اسمت سر زبونها میوفته
اینطوریـه؟
الو؟
."سلام "لوسی
موضوع چیـه؟
طلاق؟تو و "جری"؟
"نه نه "لوسی
شتابزده هیچ کاری نکن که .بعدا ممکنه پشیمون بشی
...ازدواج چیز زیبائیـه و تو- نمیتونه بعد از اینکه غذا خوردنمون تموم شد تلفن کنه؟-
لطفا ساکت باش،میشه؟
."به نظر آشفته میای "لوسی .سعی کن خودتو آروم کنی
.متنفرم ببینم تو همچین مسائلی شتابزده عمل کنی
...ازدواج چیز زیبائیـه و تو- .غذاتو تموم کن-
چرا نمیتونن بعدا بهت تلفن کنن؟- میشه دهنتو ببندی؟-
.همونطور که میگفتم "لوسی" ازدواج چیز زیبائیـه
وقتی تو هم مثل من مدت طولانی ازدواج .کرده باشی قدرشو میدونی
.غذات داره یخ میکنه .تو همیشه درمورد غذات شکایت میکنی
.فقط دهن گندهت رو ببند .هروقت آماده باشم و خوب باشم میخورم
اگه خوشت نمیاد میدونی چکار !میتونی بکنی.پس خفه شو
.لوسی" عزیز ازدواج چیز زیبائیـه"
.دفتر دادگاه
،میبینی؟ چون سگ شیطونی بودی .مجبورت کردن از اتاق بری بیرون یالا
...در مورد پروندهی "ورینر" علیه "ورینر"،دادگاه
،حکم طلاق غیر قطعی به نفع خواهان .لوسی ورینر" صادر مینماید"
No comments yet. Be the first to leave one.