هماهنگ با نسخه‌های زیر

오! 삼광빌-Homemade Love Story E46 540p KoreanAngels
ناشر shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2021-02-22
تعداد دانلود: 20
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

جه هی

تازه شنیدی که چه وون بهت خیانت کرده؟

چه وون؟

منظورش اینه که چرا این مدلی رفتار میکنی

چطور ممکنه نباشم؟

..مامان داره با پروفسور سون قرار میذاره

شماهم که با کسی رابطه داری

من با پروفسور سون قرار نمیذارم بابا

بابات از خودش در آورده

کی گفته من از خودم در آوردم؟

حتی اگه من اینکارو کرده باشم

تو چرا اینجوری جا خوردی

مگه تو شوهرمی؟

...بخاطر شما دوتا

خانواده ما داره هزار تکه میشه

قبلاً شده - قبلا این اتفاق افتاده -

قبلا؟

جه هی چند لحظه آروم باش

باشه باشه

بابا دوباره ازتون می پرسم

واقعاً با کسی قرار میذاری؟

اینطور نیست شما مخصوصا گفتی

نخیرم

واقعاً دوست دختر داری؟

آره ...دارم

کی وقت کردی ...و کجا می بینیش؟

خب ...میدونی

صبر کن

چرا باید در مورد زندگی خصوصیم به تو بگم؟

من پسرتم

به عنوان پسرت دلم میخواد بدونم

همسر سابقتم کنجکاوه

...خب میدونی

وقتی اولش خاطراتم برگشت

قلبم خیلی توش خالی بود

...طلاق گرفتن تو این سن

باعث شد تمام زندگیم بره زیر سوال

درختهای لخت مثل خنجر تو قلبم فرو میرفتن

...اون موقع بود که

اون موقع چی؟

خب

شریک تجاری من آقای کیم رو می شناسی

همونی که همسرش ده سال پیش فوت کرد؟

...بله ، من شنیدم

...چطوری با یک زن خوب آشنا شده

یکی که موسسات دوست یابی براش پیدا کردن

وایسا وایسا

داری میگی توسط یک بنگاه شادمانی پیداش کردی؟

آره

پناه بر خدا

شاید شرکت کوچکی باشه ولی سالهاست کار میکنه

...هدفشون فقط کسب درآمد نیست

و بیشتر مشتریاش مثل منن

به هر حال مقدمه شو گفتم

وای خدا باورم نمیشه

اما بابا...نمیشه که

نویم از جایی بر میگردی؟

بله رفته بودم دیدن جه هی

میری بیرون؟

بله میرم پیاده روی باوی تازه خوابش برده

میخوای با هم بریم؟

فکر کنم سردت بشه

سردم نمیشه

شما برو من میرم داخل

باشه

راستی نونیم

...احتمالا

بخاطر ملاقات من با شوهر سابقت ناراحتی؟

میدونم

ببخشید که باعث ناراحتیتون شدم

نه ، شما چرا عذر خواهی میکنی

ای بابا

وقتی جوون بودیم تنها کاری که میکردیم

از خیلی چیزها هیجان زده میشدیم

تو این سن متغیرهای زیادی وجود نداره

فکر کنم همینطور باشه

اما یک چیزی هست که هرگز تغییر نمیکنه

اینکه همیشه باید نسبت به احساساتمون صادق باشیم

پیاده روی خوش بگذره

بفرمایید تو

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.

جون آ تو کجا بودی؟

...مامان من

خانم کیم

.سلام

هه دون ؟

این موقع اینجا چیکار میکنی؟

برای دیدن هه دون رفته بودی بیرون؟

.بله

...خب

چی بوده که نمی تونستی صبر کنی؟

میتونستی فردا تو دفتر بگی

ما متوجه شدیم زمان خیلی اهمیت داره

...خانم کیم منظورم اینه که

.مادر

مادر"؟"

شما مادر جون آیی

مادر لطفا اجازه بدید ما با هم قرار بذاریم

هه دون

...فکر کردم قبلاً به توافق رسیدیم

یک مقدار وقت برا هم بذاریم تا بیشتر فکر کنیم

درست میگین

اما من نمی تونم بیشتر از این صبر کنم

چرا نمیتونی؟

...خب مسئله اینه

مامان ، ما خیلی عاشق همیم

دلمون برای هم تنگ میشه مامان

واقعاً برامون سخته از هم جدا باشیم

بلا بدور

تو محل کار می تونین همو ببینین

اما ما از اون مدلاییم که همیشه زندگی خصوصی رو از کار جدا نگه میداریم

در ضمن مامان من واقعاً پریشونم

امروز اشتها نداشتم از صبح فقط یک نصفه سیب خوردم

راست میگی ؟ منم همینطور امروز فقط دوتا نارنگی خوردم

راست میگی؟ چطور تونستی با دوتا نارنگی تحمل کنی؟

باید بیشتر میخوردی

خانم جو

برای بچه ها مقداری خوراکی بیار

باشه چشم ، چی وست دارین؟

نه مرسی نیازی نیست

من شبها چیزی نمیخورم ، وگرنه صبح پف میکنم

بعد از غذا پف میکنی - آره میدونم -

زیاد مهم نیست

مادر اجازه بده ما همو بینیم به خدا قول میدم دختر خوبی باشم

لطفا بذار ما عاشق هم باشیم

من نمی تونم اینجوری زندگی کنم مامان

جانگ جون آ

تو واقعا چت شده؟

.مامان !مامان

.مامان

جون آ

من واقعاً مامانتم؟

البته که مامانمی

نه فکر نکنم

فقط زبونی داری میگی

حس میکنم هیچ وقت از ته دل منو مامانت ندونستی

بخاطر همین همیشه دور از خونه بودی

و حالا م با دیدن هه دون میخوای بذاری بری

خیلی نا امید شدم

مامان ، اینطور نیست

واقعا برام سخته

برای منم سخته

تو فقط به فکر احساسات خودتی

حتی برات مهم نیست که من چقدر ازتون نا امید شدم؟

چون من نامادریتم؟

من سعی کردم برای احترام بهت با تصمیماتت کنار بیام

پس حتی وقتی از تصمیم من خوشتون نیومده باهام همراهی کردی؟

.بله

...اما

اما فکر میکنم این باعث شد من و تو بیشتر از هم دور شیم

.هه دون - .بله -

شنیدم امروز چیزی نخوردی

یه کم از این بخور

خیلی ممنون دست شما درد نکنه

دارن در مورد چی حرف میزنن؟

گشنمه ، یعنی اگه بخورم زشته؟

چطوره یکی شو امتحان کنم

خوبه

لی هه دون

هه دون

نا رو

اینجا چیکار میکنی هه دون؟

اومدم جون آ رو با خودم ببرم

مگه برادرم بچه است یا پاش شکسته؟

سوآ ، من میرم اینهارو بذارم تو اتاق

از حالا اجازه میدی بره تو اتاقت؟

آره ، ما به زودی ازدواج می کنیم

خام کیم تاییدتون کرده ؟ من که شک دارم

سرت به کار خودت باشه

مدیر جانگ بیا روراست باشیم

..از روی ناچاری با نارو قرار میذاری

چون شوهر خواهر من جه هی تو رو قبول نکرده

!چطور جرات میکنی

اینطوری نباش

میخواستم طرف اونو بگیرم ولی میره رو اعصابم

میرم رو اعصابت ؟ مگه اعصابت کف خیابونه

سو آ ، هه دون

دوتایی تون بس کنید

ما واقعا میخوایم طرف تو و جون آ رو بگیریم تو نباید اینکارو بکنی

اوپا تو نباید اینطوری باشی

تو وقتی تو خونه ما بودی خیلی خواهرم دوست داشتی

این شده گزینه دومت؟

...هه دون من کی

دیدی صداش بند اومد

نارو داره راست میگه؟

راست گفتم - نه اینطور نیست سوآ -

هه دون این شوخی ها چیه؟

شوخی نبود

ای بابا

نارو ، تو اینجا چیکار میکنی؟

مدارک زیاد و سنگین بود من کمک مدیر جانگ کردم

هه دون بیا بریم برسونمت خونه

منو ببری؟

بعدش میخوای برگردی؟

هان؟

من بهش گفتم برگرده

در ضمن حالا که هر دوتون اینجائین بهتون بگم

من از جفت شما خوشم نمیاد

...بنا بر این از حالا

خوشم نمیاد به خونه من رفت و آمد کنید

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left