نخستین 200 خط.
همچي خوبه
هوش حيوون !
-چي ميل داريد ؟ - ويسکي
- رئيس کجاست ؟ - تو کي هستي که مي پرسي ؟
.....اسمم جاني
گيتار
خوب ؟
يه قرار ملاقات با ويانا دارم
ويانا سرش شلوغه بايد صبر کني
-مي تونم يه شامکي بزنم به تن -ببرش به آشپزخونه تام
از اين طرف
براي مشروبت پول ندادي آقا
عزيز جون زياد امشب رو عجله نکن
همين اطراف هستم
از اين خوب مراقبت کن
انگار کلي حرف براي گفتن داري
يه چيزايي در مورد اون مرد قد بلندي که مردم مي نشوند و مجبورشون مي کردن خوب گوش بدند
اين جاني گيتاره : مي گه با تو قرار داره
بعدا مي بينمش
- سم يه چراغي روشن کن و بيرون آويزون کن - تو اين هوا هيچکي نمياد
و اگه هم بياد چطوري اينجا رو پيدا کنه ؟ کاري که گفتم بکن
هيچوقتي زني نديدم که بيشتر مرد باشه مثه مردا فکر مي کنه مثه اونها هم رفتار مي کنه
تازه بعضي وقتا باعث ميشه من فکر کنم مرد نيستم
ادي اين روزنامه ماهه گذشته است چند بار تا حالا خونديش
دوست دارم بدونم اون بيرون توي دنيا چه خبره
بزودي اينجا هم اتفاقاتي مي افته در اين مورد نگران باش
هيچوقت فکر شو نمي کردم که اين همه سال براي يه زن کار کنم
و تازه دوست هم داشته باشم
- چرخ رو بچرخون ادي - براي چي ؟ مشتري که نيست
دوست دارم صداي چرخشو بشنو
لطفا بشينيد
- آقاي اندروس بازم مشروب مي خواييد ؟ - نه بهتره برگردم پيش کارگرام
فرصت خوبيه که از باد و بوران کوهستان رد شيم
ولي بايد صبر کنيد که اين طوفان يکمي بخوابه
به من بگيد چرا اين نقطه رو انتخاب کرديد براي ساختن ؟
چطوري مي دونستيد که راه آهن از اين طرفي ميادش ؟
مدتي پيش من رفتم پيش نقشه بردار شما و يه چيزهايي رو رد و بدل کرديم
آها
وقتي راه آهن بياد فکر مي کني اين ملک چقدري بيارزه ؟
- ارزش چيه آلباکور ( نام يه منطقه )؟ - دوست داري چطوري توش شريک بشي ؟
من هر کمکي رو که بتونم بگيرم لازم دارم
من نمي تونم به تو کمک کنم من با تفنگ ميونه خوبي ندارم
من دارم يه موقعيتي رو به تو پيشنهاد مي دم که پولدارت کنه
دقيقترش اينه که داري يه پيشنهادي مي دي که کشته بشم
مي بينم که تحت تاثير دوستاي مني
اونها آدماي مصممي هستند خيلي مصمم تر از اونکه به مذاق من خوش بيان
ولي برات آرزوي خوش شانسي مي کنم ويانا
براي هر ارزشي که داره
ممنون آقاي اندروز ولي من به شانس اعتقادي ندارم
يه هفت تير کش خوب به شبدر چار پر(نماد شانس ) نيازي نداره
و من فکر مي کنم من ....
- منتظر کسي هستيد ؟ -نه براي شام
وووها !
بزار فرفره بچرخه ادي
بيا پائين ويانا
خوب نگاه کن ويانا
متاسفم اما برادرت مرد خيلي خوبي بود
تو از کجا مي دوني ؟
اون مردي بود که هيچوقت نگاهت هم نکرد
هنوز مي گم اون مرد خوبي بود
ما اون بچه رقاصه رو مي خواييم با دار و دستش
چرا اومديد پيش من اون اينجا نيست تو يکي از اونايي
- وايسا - ما به تو ديگه نيازي نداريم مارشال
ما خودمون به اندازه کافي مشکلات داريم ويانا نذار دسته خالي بريم
تنها مشکلي که ما اينجا داريم اون چيزي هست که با خودت آوردي داخل
- جنکس -بله آقاي مک آلور
تو دليجان رو مي روندي اونها رو ديدي کي اين کشته ؟
- جواب بده -چهار نفر بودن
- من که نپرسيدم چند نفر پرسيدم کي -خورشيد توي چشمام بود
قبلا که گفتي بچه رقاصه بوده حالا هم بگو
تو اينو گفتي که اون بچه بوده من فقط گفتم ممکنه بوده باشه
- شاهد ديگه ايي هم داري مارشال ؟ - ما شاهد ديگه ايي نياز نداريم
ما تو و افرادت رو مي بريم به زندان
ادي مي توني چرخوندش رو بس کني
بيا و منو بگير آقاي مک آلور
- ما هيچ تير اندازيي نمي خواييم ويانا - من همينطوري با آرامش با شما نميام مارشال
خوب نگاه کنيد اين مسئله مربوط به اعدام ميشه نمي تونيم که همينطوري بدون مدرک بريم مردمو بگيريم
اگه اون بچه اينجا بود بازم مدرک ميخواستي ؟
اون بچه و ويانا که با هم يکي نيستند
من ميگم هستند دو تاشون يه روح توي دو بدن
يه نفر به دليجان دستبرد زده و برادرت کشته شده
و تو فقط داري درباره دار زدن بچه رقاصه فکر مي کني
تو مي دوني اون اينکار رو نکرده
همتون مي دونيد
-منظوره اصليت چيه اما ؟ -چون اون يه قاتله
چي رو کشته ؟
چرا ازش اينقدر متنفري ؟ مگه چيکار با تو کرده ؟
شايد ازش متنفر نيستي
اگه چيزي براي گفتن داري بهتره بگي ويانا
- بزار خود اما بگه - من هيچ نظري نسبت به اون ندارم
اوه اون هميشه منو ديد مي زد
من هيچوقت به برادر بيچارم نگفتم چون لين مي کشتش
براي همين بود که بلند شد و برادمو کشت حالا هم فکر مي کنه ميتونه به من برسه
اينم چراش
يه کمي پيچ و تابش دادي نه اما ؟
-حالا تو فکر مي کني که مي توني اونو بدست بياري - ديوونست
تو اون بچه رو ميخواي و خجالت هم مي کشي از اين موضوع پس ميخواي که بميره
تو ميخواي منم بميرم
اونوقت شايد شبا بتوني بخوابي
من نمي خوابم تا شما دو تا رو بالاي دار ببينم
تو و اون بچه و با همه پستهايي مثه خودتون
نگاش کنيد اون بالا وايساده و به ما يه جوري نگاه مي کنه انگار کسيه
بريد بگيرش ! بکشينش پائين
هيچوقت کاري نکردم که هيچکدام شما رو آزار بده الان کاري نکنيد مجبور بشم
تو يه ولگردي که با قطار اومدي تو شايسته اون نيستي که با آدماي متشخصي مثه ما زندگي کني
بهتره از اينجا بريد تا وقتي که هنوز مي تونيد تو و افرادت
ما اومديم اينجا که بمونيم آقاي مک آيلور تو همه بهتره با اين موضع کنار بيايي
- ما تو رو اينجا نمي خواييم - وقتي اومدم اينجا کشور آزادي بود
- حتي از يه وجب اينجا هم دست نمي کشم - انگار گوشات خوب نمي شنوه
- ما تو رو اينجا نمي خواييم -کره زمين که ماله تو نيست لااقل اين تيکش نيست
اينجا بمون و اوقدر وقت خواهي داشت که اينجا دفن بشي
من خيال دارم که اينجا دفن بشم ..
توي قرن 20ام
هيچوقت قطار رو نمي بيني که از اينجا بگزره
حالا حرف دلتو زدي
خيلي طول کشيد که حقيقت بياد بيرون اينطور نيست ؟
تو و مک آلور همه شهر رو داريد و هر راس گاوي که تا 500 مايلي اينجا باشه ماله شماست
ولي اينم کافي نيست مگه نه ؟
شما بايد همه چيز رو داشته باشيد
نمي تونيد تحمل کنيد که يکي ديگه هم زندگي کنه
خوب ولي خواهيد ديد
خواهيد ديد تمام اون شهر جديد رو
درست همين جايي که ايستاديد
شهري که ماله شما نيست
راه آهن مردم رو مي فرسته با دسته هاي 10 تايي و 100 تايي و 1000 تايي
شما نمي تونيد همه اونها رو بيرون نگه داريد
- بگو بهشون آقاي اندروز - فکر کنم خود شما خيلي بهتر شير فهمشون کرديد
شما هيچ ايستگاهي اينجا نمي سازيد
اين ويانا است که تصميم مي گيره
ويانا تصميم مي گيره
حالا بيرون ! همتون بريد بيرون
اين خيلي حرف گنده ايي هست براي اون اسلحه کوچولويي که توي دستت داري
نمي توني همه ما رو بزني
دو تاتون کافيه
قدرتشو نداري
امتحان کن
بس کن اما
اون تفنگ رو بزار کنار ويانا
تفنگ رو بزار کنار
اون پائين من ويسکي و ورق مي فروشم
تنها چيزي که روي اين پله مي تونيد بخريد فقط يه گلوله وسط مغزتونه
حالا کدامشو مي خواييد ؟
خيلي خوب متفرق شيد آقايون متفرق شيد
خودم مي کشمت
مي دونم
اگه من اول تو رو نکشم
تو بچه رقاصه رو ميخواستي مارشال بفرما اومدش
اين سيگار رو ميدي رفيق جون ؟
زحمت آتيشش رو هم شما مي کشي رفيق
هيچي مثه يه سيگار خوب با يه فنجون قهوه نيست
مي دوني بعضي ها آرزوي طلا و نقره مي کنند
بعضي ها کلي زمين مي خوان با گله گاو
و بعضي ها هم هستند که دلشون ضعف ميره براي ويسکي و زن
وقتي همه اينها رو جمع بزني اونوقت يه مرد واقعا چي ميخواد ؟
فقط يه سيگار با يه فنجون قهوه
- و شما کي باشي ؟ - اسمم آقا جاني گيتاره
- اين که اسم نيست - کي هست که بخواد عوضش کنه ؟
من تو رو آوردم که گيتار بزني نه به مشتري ها بي احترامي کني
خيلي خوب اگه اينها مشتريت هستن من همچي خيلي خوش ندارم برات کار کنم
اين حرفها خيلي زيادي هست براي مردي که اسلحه نبسته
تازه بي تربيت هم هست
تو بايد بچه رقاصه باشي
اين اسمه رفيق
مي خواي عوضش کني ؟
نه نه خوشم مياد ازش
- مي توني برقصي ؟ - مي توني بزني ؟
متاسفم اما
شما بچه ها اين بعد ظهر رو کجا بوديد ؟
- چطور شده که اين به تو ربط پيدا کرده ؟ - آروم باش بارت
مارشال داره فقط وظيفشو انجام مي ده
هنوز همون سوال هست
امروز بعد از ظهر کجا بوديم کوري ؟
همونجايي که هر روزهستيم
-تو معدن نقره مون کار مي کرديم - کدوم معدن ؟
- معدن نقره ايي داري که هيچکي نديددتش - فکر کردي پولمونو از کجا مي ياريم ؟
دزدي کشتن مردم درستي که دارن کار خودشون رو مي کنند
اين حرف درشتيه آقاي مک آليور
شما ها گله داري که نمي کنيد مزرعه هم نداريد اونوقت هميشه کلي پول داريد
گفتم که ما معدن نقره داريم
شايد بهتر باشه اون معدن نقره رو نشونمون بدي
ها ! بعدشم هر مردي که تو 500 مايلي اينجاست مي پلکه رو بکشونيم اينجا ؟
اينا چيه ديگه ؟ ما فقط يه روز کار کرديم
حالا هم اومديم که يه چيزي بنوشيم و بازي کنيم مثل همه جمعه ها اينطوري نيست ويانا ؟
- اونها هيچ وقت جمعه ها رو از دست نمي دادند - دروغ مي گه اين آسمون جل
کسه ديگه ايي هم فکر مي کنه من دروغ مي گم ؟
اونم با اونها هست من مي گم همشون رو بگيريم
همشون رو !
منم اما ؟
جکس چند تا مرد توي اون دستبرد بودند ؟
- فکر کنم چهار تا - بيا اينجا جنکس
براي چي ؟
خوب به اينها نگاه کن هيچکدامشونو ميشناسي
بهت که گفتم خورشيد مي زد توي چشمم
تو منو با يه دوجين آدم پشت سرت داري نترس که حقيقت رو بگي
من نمي ترسم آقاي مک آيور . گفتم که ماسک زده بودند چطوري کسي رو بشناسم ؟
تو بيا اينجا
من اسم دارم آقا
- گفتم بيا اينجا - خوب همينو درست بگو
چيزي رو شروع نکن برو باهاش حرف بزن
- اهل کجايي ؟ - آلباکور
No comments yet. Be the first to leave one.