نخستین 175 خط.
بفرما
اینجا بشین
آقای کیم چند لحظه
یوبو
خوردی زمین؟
پاشو باید بیشتر مراقب باشی
بذار پشتتو بگیرم
آقای کیم ازم یک خواهشی داره
...خودش تاکسی گرفته
بدون اینکه به مدیر مین بگه خواسته باید رستوران
منم به جاش آوردمش اینجا
فکر کردم بهتر باشه اینجا باهاش حرف بزنم
چش شده؟
این زن چرا هر وقت من می بینه شوکه میشه
نکنه من می شناسه که اینجوری منو نگاه میکنه؟
میتونی برامون چای بیاری؟
لطفا؟
باشه
بشین
اینجارو خونه خودت بدون
اما با توجه به اینکه بدون مدیر مین اومدی
یعنی مشکلی بین تون بوجود اومده
می تونم بپرسم موضوع چیه؟
اوه یادداشت؟ الان میدم
بیا
بفرما
اون از پلیس نخواسته هویت من رو بررسی کنه
داری میگی مدیر مین هویت شمارو بررسی نکرده؟
اگه این حقیقت داشته باشه درکش یه کم سخته
آه ، اون از چیزای شیرین متنفره
هر چی بیشتر فکر میکنم بیشتر جامیخورم
باید به بچه ها بگم
اما از کجا شروع کنم
...چطوری بگم دایی شون
قصد کشتن باباشون داشته
بعلاوه اون هیچی یادش نمیاد
چطوری میخوام براش توضیح بدم
چرا اینقدر دنیا بی رحمه؟
من باید چیکار کنم؟
چیکار کنم خدایا
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.
اومدی اونو با خودت بردی؟
نه ، خودش اومده
فکر نکنم حافظه اش برگشته باشه
...اما با شوهرم تماس گرفت و ازش کمک خواست
گفت بهش کمک نکردی که هویتش رو پیدا کنه
اما شماره منو از کجا آوردی؟
...شمارتو گذاشتی تو آسایشگاه
گفتی میخوای کار داوطلبانه کنی
تو که میدونی چرا نمی تونم هویتش رو فاش کنم
اما اگه میخوای برو بهش بگو
میدونم که یک روز باید بهش بگیم
اما الان وقتش نیست
بخاطر تصادف سرش شدیدا آسیب دیده
...و مغزش هنوز
کامل خوب نشده
هنوز حتی حافظه اش برنگشته
فکر نمیکنی باید مراقب حرفی که بهش میزنیم باشیم؟
همین الان به آقای کانگ زنگ میزنم فعلا خداحافظ
نظر تو چیه عزیزم
...آقای کیم بهم گفت
که مدیر مین کمکش نمی کنه هویتشو پیدا کنه
و اینکه فکر میکنه اون داره ازش چیزی رو قایم میکنه
به نظرت چرا؟
نمیدونم ، من واقعا نظری ندارم
...اما مطمئنم اگه مدیر مین آدم بدی بود
تا حالا ازش مراقبت نمی کرد
راست میگی
در ضمن بهم گفت اون اولین عشقشه
اما چی باعث شده شما در موردش اینجوری فکر کنی؟
ظن تو؟
حس ششمت؟
... از قدیم میگن
چشم خودش حقایق رو میگه
و از چشمات معلومه دروغ نمیگی
اما از طرفی
حس میکنم مدیر مین حتما دلیلی برا کارش داره
شاید اون نگران شماس
شاید یک سوء تفاهم از آدم احمق بسازه
پس برات سوء تفاهم نشه
بیا سعی کنیم در موردش صحبت کنیم
من و تو الان دوستیم پس قول میدم بهت کمک کنم
من از پلیس میخوام هویت شمارو
بررسی کنه
مدیر مین زنگ زد
جواب میدم ، مطمئنم نگرانه
بله ؟ الان آقای کیم اینجاس خانم مین
بله متوجه شدم
...حتما از ناامیدی اومده سراغ شما
حالا که با هم دوست شدین
آقای کیم حالش خوبه؟
بله خوبه نگران نباشید
احتمالا از شما خواسته هویتش رو پیدا کنید؟
درست حدس زدین
می دونم
دلیلی داره که هنوز نباید بدونه
بخاطر همین چیزی بهش نگفتم
بله ، ولی حق داره بهش توضیح بدین
...الان وقت شام هستش بعد از شام
برش میگردونم آسایشگاه
بیشتر در این مورد باهاش صحبت کنید
وقتش رسیده که راستش بهش بگم؟
فکر نمی کنم دیگه بتونم ازش پنهان کنم
فکر کردم غذای سس دار براش خوب نباشه
بخاطر همین براش سوپ برنج سرخ شده درست کردم
این غذا برات خوبه؟
بفرما ، همسرم خیلی حساسه
عزیزم تو هم بشین بخور
من گرسنه نیستم
من اومدم
شما بفرما
کسی اینجاس؟
یک جفت کفش نا شناس دیدم
دوست آقای کانگ اینجاس زود باش برو بالا
چرا دوباره شد آقای کانگ؟
طبق عادت از دهنم پرید
باید برم سلام بدم
چرا؟
نمیخوام ببینن تو مستی
زود باش برو بالا ...یالا
دارن صحبت جدی میکنن زود باش برو تو اتاقت
واقعا؟ پس میرم بخوابم
مامان هولم نده
یعنی چی
بیا اینجا
کسی نمیره خونه؟
آقای شین مقاله رو نخوندی؟
خوندم - موضوع چیه؟ -
دفتر مرکزی چونگ اینکارو کرده من از کجا بدونم؟
تو خانواده رئیسی
تو میتونی کمک نی
من هیچ قدرتی ندارم من فقط پسر همسرشم
آجون باید حرف بزنیم
نه چیزی برا گفتن دارم نه میخوام حرفهای شمارو بشنوم
ما نظراتمون متفاوته
از حالا بیاین به جز کار در مورد مسائل دیگه حرف نزنیم
من پیشنهاد عکسبرداری بهاره رو از طریق ایمیل برات ارسال کردم
دیگه میرم
آقای شین
...فکر نمی کنی خیلی بی ادبیه
با وجود اینکه بهم مشکوکی ازم کمک بخوای؟
نذار احساسات شخصیت درگیر کارت بشه
...جونگ مین حقشه که
رئیس سورین بشه
به من چه ربطی داره حقشه یا نیست
من خوب میدونم تو هیچ قدرتی نداری
برای عوض کردن نظر رئیس چونگ
اما حداقل میتونی کمک کنی جونگ مین تلفنی باهاش حرف بزنه
تو الان تنها شانس مایی
پس چرا یه ذره بهم التماس نمیکنی؟
واقعا میخوای مثل بچه ها رفتار کنی؟
فکرکردم شایدتو پشت این مقاله ای
...اما جونگ مین طرف تو رو گرفت
و گفت امکان نداره کار تو باشه
چقدر تاثیر گذار
آقای شین واقعا ازت نا امید شدم
من همیشه باعث نا امیدیتم
برو به جونگ مین آرامش بده
حالا چی میشه ؟
چه اتفاقی برای نساجی بیسانگ میفته؟
همینو بگو - قراره چه اتفاقی برامون بیفته؟ -
آقای شین گوشی شو جا گذاشت
یک قایق میتونه رو آب شناور باشه
ولی از طرفی ممکنه غرق بشه
تغییر تصمیم رئیس چونگ مهم نیست
مشکل اینجاس که تیم اصلاح چشم انداز آماده نبود
همش بخاطر اینه که شما بیش از حد به رئیس چونگ اعتماد کردی
اگه اعتماد به نفس کافی داشتین اینجوری نمیشد
من مقصرم که آماده نبودیم
مدیر هونگ
گروه چونگ هنوز رسما اعلام نکرده
...مقالاتی که منتشر شده
صرفا تضعیف روحیه شرکت بوده
آقا وکیل کیم
...پسر رئیس چونگ
No comments yet. Be the first to leave one.