نخستین 200 خط.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
خواهش میکنم. مجبور نیستی این کار رو بکنی
رندی
یه کار جالب برات دارم
بوفالو، نیویورک
تعریف کن
اسمش فین هلمزه
برقکاره. دیشب ناپدید شده...
و از سر کار برنگشته. همسرش هم...
ده هزار دلار جایزه گذاشته
ـ جزئیات دیگهای داری؟ ـ آره
هشتماهه بارداره
خیلی خب، بوفالو، نیویورک
دو ساعت دیگه میتونم اونجا باشم
عالیه، خبرش میکنم
ـ رندی، یه لطفی دارم ـ آره، چی شده؟
اون متخصص مغز و اعصابی رو که دربارهش میگفتم یادت هست؟
همونی که پدرم باهاش کار میکرد؛ والت فلمینگ
آره، پسرش رو توی بوستون دیدی، درسته؟
همونه. پس...
به ییل و استنفورد زنگ زدم...
و با چند تا از مدیران گروهها حرف زدم تا بفهمم اون دو نفر...
ـ روی چی کار میکردن ـ خب؟
ـ چیزی دستگیرت شد؟ ـ زیاد نه
گفتن داشتن روی چیزی کار میکردن...
به اسم مؤسسهٔ کرونو استسیس
ـ کارشون چیه؟ ـ نمیدونم
مشکل همینجاست. امیدوار بودم تو کمی جستوجو کنی...
و چیزی برام پیدا کنی
ـ حتماً ـ ممنون
ولی داریم دربارهٔ دوران پیش از دیجیتال حرف میزنیم
سوابق هم ناقص و پراکندهست
هر چیزی پیدا کردی به دردم میخوره
ـ روی من حساب کن، داداش ـ ممنون، رفیق
سلام، کولتر شاو هستم
گریس. ممنون که اومدید
ـ خواهش میکنم ـ بفرمایید داخل
ممنون
پس شوهرتون از دیشب گم شده؟
آره، پیام داد که باید تا دیر وقت کار کنه
ـ برای ادارهٔ آب و برق کار میکنه؟ ـ درسته
سعی کردم بیدار بمونم، ولی خوابم برد
هیچوقت برنگشت
حالا تماسهام مستقیم میره روی پیغامگیر...
و هیچکدوم از دوستهاش ازش خبر ندارن
امروز هم سونوگرافی ماه هشتمم بود
قرار بود با دکترمون دربارهٔ برنامهٔ زایمان حرف بزنیم
فین هیچوقت این جلسه رو از دست نمیداد
برای دیدن دختر کوچولومون خیلی هیجان داشت
خودتون ببینید
حتماً
تقریباً همهچیز این خونه دستدوم یا مال فامیل بوده...
جز این اتاق
ماههاست داره آمادهش میکنه
برای دخترمون بهترینها رو میخواد
حتی نمیخواد بعد از تولدش برگردم سر کار...
تا بتونم کنارش باشم
این هم مال اونه؟
ـ مال فینه؟ ـ آره
ـ اشکالی نداره بگردمش؟ ـ نه، بفرمایید
خیلی خب
شاید شوهرتون وقتی این بالا کار میکرده دستش رو بریده؟
نه، حتماً میدیدم
ولی قبلاً با سوختگی و کبودی از سر کار برگشته
علتش چی بوده؟
سرپرستشون خیلی بهشون فشار میاره
فین میگه برای همین حادثه پیش میاد
پس...
ممکنه دیشب سر کار اتفاقی براش افتاده باشه؟
در اون صورت به شما زنگ میزدن؟
نه، اون مرد همچین کاری نمیکنه
خیلی خب، از همونجا شروع میکنم
فقط آدرس محل کار رو میخوام
همونطور که میبینید پول زیادی نداریم
ولی هر چی جمع کردم، هر چی دارم...
مال شما. فقط فین رو برگردونید
هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم
ببخشید
سلام، دنبال سرپرستتون میگردم
کلی پشت تابلو برقه
خیلی خب، ممنون
یا مسیح!
وقتی سیم اشتباه رو اتصال میدی، همین میشه!
ـ دیدم ـ هفت هزار ولته!
دست بزنی، مثل مشعل آتیش میگیری
ـ نمیدونستم ـ همین ندانستن آدم میکشه
درست کار کن، وگرنه برمیگردونمت بخش ضایعات
ببخشید
از ادارهٔ ایمنی کار اومدی یا شهرداری؟
هیچکدوم. دنبال فین هلمز میگردم
گم شده و همسرش من رو استخدام کرده پیداش کنم
گفت دیشب سر کار بوده و از اون موقع خبری ازش نیست
ـ گفتید دیشب؟ ـ آره
دویل، برو لولههای برق رو از وانت بیار
دیشب اتفاقی افتاده؟
من از کجا بدونم؟ چند ماهه فین رو ندیدم
چند ماهه ندیدیش؟
دقیقش دو ماهه. اخراجش کردم
همسرش این رو نگفت
ظاهراً همه رازهایی دارن
چرا اخراجش کردی؟
مچش رو گرفتم که داشت وسایل محل کار رو میبرد
گفت برای یک کار دیگه قرضشون میگیره
بیرون از شرکت کار میکرده؟
نمیدونم
نپرسیدم. مهم هم نبود. دزدی، دزدیه
اگه اجازه بدی، دو ساعت دیگه بازرس میاد
امیدوارم پیداش کنی
ممنون
دویل
درسته؟
ـ آره ـ خب
با فین رفیقی؟
وقتی اسمش رو آوردم یککم نگران شدی
ـ اینطور نبود؟ ـ آره
ببین، کلی همین حالا هم ولکن من نیست
نمیخوام بیشتر از این توجه جلب کنم
واقعاً به این کار نیاز دارم
قرار نیست دردسری درست کنم. فقط میخوام بفهمم...
چه اتفاقی براش افتاده و ممکنه کجا رفته باشه
رئیست گفت...
چند ماه پیش بهخاطر بردن وسایل برای یک کار دیگه اخراجش کرده
راستش اسمش رو دزدی نمیذارم
ولی آره، گفت میخواد چند تا وسیله قرض بگیره
قرار بود جایگزینشون کنه
اون کار چی بود؟
از طریق اپلیکیشن PwrUp کار نقدی میگرفت
ـ از PwrUp؟ ـ آره
ـ اون چیه؟ ـ PwrUp چیه؟
یه اپلیکیشنه که بعضی از برقکارهای این اطراف استفاده میکنن...
تا کار اضافه گیر بیارن
مثلاً ارتقای تابلو، دور زدن کنتور...
از این جور چیزها
چرا باید دربارهٔ این کارها به همسرش دروغ بگه؟
نمیدونم
شاید چون همهٔ کارهای اونجا کاملاً قانونی نیستن
هنوز هم از این کارها میکنه؟
آره، بعضی وقتها هم یه پولی به من میده کمکش کنم
ـ دیشب هم کار داشت؟ ـ آره
زنگ زد و پرسید میخوام برای سیمکشی کمکش کنم یا نه
ولی من قرار داشتم
فهمیدم
گفت اون کار کجا بود؟
چیزی از فین پیدا کردی؟
وانتش رو پیدا کردم، ولی خودش اینجا نیست
این خونهای که روش کار میکرده...
انگار داشتن...
به فیبر نوری وصل میشدن و احتمالاً اطلاعات میدزدیدن
حالا میفهمم چرا نمیخواسته به همسرش زنگ بزنه
ولی اینجا اتفاقی افتاده
یکی برقگرفته شده
روی نردبون لاستیک ذوبشده هست
ـ نشونهٔ خوبی نیست ـ فین بوده؟
نمیدونم. اینجا دو دست ابزار هست
قطعاً کاری نیست که تنهایی انجامش بدی
پس حتماً یکی دیگه هم اینجا بوده...
و با عجله رفته، درسته؟
یک دوربین امنیتی روی خونه دیدم
دقیقاً به این سمت گرفته شده
میتونی واردش بشی؟
خیلی خب، وارد شدم. الان تصویر رو میفرستم
انگار دارن یک جسد حمل میکنن
امیدوارم زیر اون برزنت فین نباشه
باید بفهمیم اون وانت کجا میره
دارم دنبالش میگردم
خیلی خب، یک دوربین ترافیکی اون طرف شهر گرفتش...
ولی بعدش ردش رو از دست میدم
توی اون محدوده چیزی هست؟
جایی که بشه قایم شد یا شاید جسدی رو رها کرد؟
آره، یک منطقهٔ جنگلیه و چند قطعه زمین بایر هم هست
عالیه، موقعیتش رو میفرستی؟
همین الان فرستادم
گرفتم. ممنون، رندی
بند سلب مسئولیت قابل مذاکره نیست، جری
اون بند سر جاش میمونه
اگه میخوای اعتراض کنی...
کتبی برام بفرست
عالیه، منتظرش میمونم
ببخشید مزاحم شدم
ـ نه، مشکلی نیست. چی شده؟ ـ یک نفر اومده دیدنتون
توی برنامه چیزی ندیدم
آره، انگار بدون وقت قبلی...
اومده
خوشتیپه
سلام، بیا تو
مارک
تو اینجا چی کار میکنی؟
برای کار اومدم شهر و یادم بود تو اینجا زندگی میکنی
ظاهراً در دنور فقط یک وکیل به اسم رینی وجود داره
خب...
مگه تو بارتندر نبودی؟
تقریباً
نمایندهٔ یک شرکت مزکال هستم
محصول تازهای عرضه میکنیم...
و دنور یکی از بازارهای آزمایشی ماست
ببخش که بیخبر اومدم. فقط میخواستم ببینم...
برای شام وقت داری یا نه
واقعاً لطف داری، ولی سرم خیلی شلوغه
اگه خواستی کمی از کار فاصله بگیری...
من در هتل هاولندِ مرکز شهرم
No comments yet. Be the first to leave one.