نخستین 143 خط.
به پیشنهاد دوست خوبم، حامد مقدم
جیرجیرکها هم اونقدر صدای بلندی داشتند که از خواب بیدار شدم
میتونم بوی هوای مرطوب و جنگل رو استشمام کنم
تمام برگها ریختند
اما تابستان تازه شروع شده
و تو اونجایی منتظر منی
یک ملخ یا شاید یک ساس گرفتم
اون چیه؟ - ملخ -
نشونم بده
این رو ببین، چقدر بزرگه
نیارش داخل
ملخ بود
توی دستم بالا و پایین میپرید
احتمالاً برای اینکه فرار کنه
اما دستم رو بستم
غلغلک شد
باید خیلی گرمش شده باشه
ما تمام روز بیرون بودیم و تمام شب بیدار میموندیم
مامان هیچ وقت اجازه این کار رو نمیداد
تا جایی که پوستم چروک میشد و لبهام به رنگ آبی در میاومد، شنا میکردم
اما از آب بیرون نمیاومدم
لعنت
دوباره نه
زود باش
داری چیکار میکنی، الی؟
تا جایی که پوستم چروک شد، شنا کردم
باید بیشتر مراقب باشی
چیه؟
من همیشه با تو خواهم بود
!بابا
چیه؟
خوابم نمیبره
اوه، عزیزم
فقط یک صاعقه است
درست میشه
چیزی نیست
بیا، بیا بخوابونیمت
میبینی؟ این طوری بهتره
بوی سیگار و ضد آفتاب میدی
همون طوری که تو دوست داری
یادته؟
توی ساحل، روی ریگها
برای مدت زیادی شنا میکردیم آب خیلی سرد بود
بیرون میاومدیم و زیر یک حوله خیلی بزرگ دراز میکشیدیم
بوی سیگار و ضد آفتاب هم میداد
سلام. میتونم کمکتون کنم؟
نه، فقط دارم نگاه میکنم
اگر به چیزی نیاز داشتید بهم بگید
ممنونم
برو امتحانش کن
هان؟
نمیدونم
من زیبا نیستم؟
البته که هستی
چقدر زیبا؟
تو باور نکردنی هستی
اما چقدر زیبا هستم؟
بهم بگو
بهم بگو
بهم بگو
ببین، من نمیدونم تو چی دوست داری
میخوای ادامه بدم؟
بله
بگو خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم
خواهش میکنم
ما تمام روز بیرونیم و تمام شب بیداریم
مامان هرگز اجازه چنین کاری رو نمیداد
لازم نیست اون چیزی بدونه
میخواستم تابستان تا ابد ادامه داشته باشه
تا بتونم تا ابد پیش بابا بمونم
در غیر این صورت اون خیلی ناراحت میشد من هم هین طور
و ما از این خوشمون نمیاد
میدونی دوست دارم چی بشنوم؟
نه، چی؟
اون آهنگ رو برام بگذار
کدوم یکی؟
همون که تمام مدت بهش گوش میدادیم
آهنگمون
نمیدونم منظورت کدوم یکیه
زود باش
وقتی توی بلگراد توی اتاق کوچکمون بودیم
من هیچ وقت به بلگراد نرفتم
ده سال پییش، تابستان تو کجا بودی؟
در بلگراد؟
اما واقعاً نمیدونم منظورت کدوم یکیه
هر شب بهش گوش میدادیم بدونِ اون نمیخوابیدی
اما یادم نمیاد
شوخی میکنی
پس یک چیز دیگه بگذار
هر چی که دوست داری
هیچی؟
یا ماتت برده؟
ما هر شب به اون آهنگ گوش میدادیم بدون اون به خواب نمیرفتم
کنارت دراز میکشیدم تا اون رو برات بخونم
و تا وقتی به خواب میرفتم دستت رو در دستم نگه میداشتی
فقط ما دو تا بودیم تنهای تنها
خیلی خوب
خوب خوابیدی؟
بله، تو هم؟
بله
عالیه
امروز بیرون میری؟
نه
تمام روز اینجا منتظرت بودم
تمام مدت دلم برات تنگ میشه
!بابا
الی
دیوونه شدی؟
هنوز همون بو رو میدی، میدونستی؟
بوی ضد آفتاب و سیگار
داری چیکار میکنی، الی؟
فقط واقعاً میخواستم تو رو ببینم
وسایلم رو جمع کردم و رفتم
درست نیمه شب رفتم
تا به بلگراد برم فکر کردم تو اونجایی
اما حتی نمیدونستم بلگراد کجاست
هر چند ممکنه نزدیک بزرگراه باشه
میدونی، کنار فرودگاه
تمام مدت بارون میبارید
تمام شب به قدم زدن ادامه دادم
درست وسط جنگل
مطمئنم که داشتند دنبالم میگشتند اما خیلی خوب ازشون مخفی شدم
از باران، خیس شده بودم
و خیلی خسته و گرسنه بودم اما به رفتن ادامه میدادم
و بعد؟
بعد کجا رفتی؟
یادم نمیاد
خیلی وقت پیش بود
صبح بخیر
صبح بخیر
اوه عزیزم اینجا چه اتفاقی افتاده؟
متاسفم
نگران نباش، درد نداشت
!بابا
الی؟
الی؟
فقط نیمه شب رفتم
تمام مدت باران میبارید
اما به قدم زدن ادامه دادم
من مطمئنم که اونها دنبالم میگشتند
اما خیلی خوب ازشون مخفی شدم
No comments yet. Be the first to leave one.