نخستین 200 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(دورانِ خـوش)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمامی افراد، سازمان ها، مکان ها و اتفاقات در این سریال ساختگی میباشند
بیا، بدو بیا
خیلی خفنه، نه؟
بیا از اینجا نگاه کنیم
!لی دوهاک
زودباش بیا بیرون
!بذار بیام بیرون
اون دیگه کیه؟
!صبر کن از اینجا خلاص بشم، خودتو مرده فرض کن
لی دوهاک
ملاقاتی داری
امشب ساعت 8 شب، در ساختمان زندان هشت
قراره ضدعفونی برای از بین بردن کک و مک ماهی نقرهای انجام بشه
داری چیکار میکنی؟
بخور و برو دیگه، برو منتظر چول وونگ باش
وای، این بچه آخر از دست تو سوهاضمه میگیره
یکم آب بریز توش و بخور- چشم پدر-
!به منم بده- !تو نه-
مدرسهات همین بغله میتونی آروم آروم بخوری
!یکم بیشتر بخور
بیا بیا
پسرم چقدر خوشتیپه
خوب درس بخون
!اگه وارد دعوایی شدی، حواست باشه اصلا نبازی
!مامانت حواسش به همه چی هست
مامان، پسرت توی درس یا دعوا نمیبازه
معلومه که نمیبازه، پسر منه
همشو بخور
چول وونگ، چیکار داری میکنی؟ بیا بیرون دیگه
دوهاک منتظرته
زودباش برو
!پدرت ممکنه عصبانی بشه
چون امشب برای شام قرار دارم، یکم دیرتر میام
باشه، زیاد مشروب نخور
!خداحافظ
!روز خوبی داشته باشی
باشه باشه
برمیگردیم
باشه- خیلی خوبه میبینم-
دوتاتون اینطوری بهم چسبیدین و همه کارا رو باهم میکنین
خیلی خوبه! مثل برادرا میمونید
اوه
چیشده؟
من و هیونگ واقعا مثل برادراییم
دیرمون میشه، بدو بریم- آره بریم بریم-
!روز خوبی داشته باشین
چیشده که امروز اومدی بچه هارو بدرقه کنی؟
،به قصد بدرقه کردنشون نیومده بودم
چون کیونگ جا ازم خواسته بود
بهش کمک کنم تا دورچین غذای بچه ها رو آماده کنیم
مثل سرخ کردنیها و ماهی کولی اینا، اومدم
آره، من از مادر دوهاک خواستم کمکم کنه چون خیلی دستپختش خوبه
تو چرا هنوزم انقدر بی فکری؟
سر کارگرای مزرعه الان خیلی شلوغه
چرا برای همچین چیز کوچیکی وقتشو گرفتی؟
نه نه اصلا
اصلا سرم شلوغ نیست
تازه، خانوادهم برام ماهی کولیهای خوشمزهای فرستاده بودن، برای همین گفتم
...کمکش میکنم- !نه-
از به فکر بودنت ممنونم
ولی این یه مشکل آموزشیه، پس لطفا برو و دخالت نکن
زودباش بیا تو
!صبرکن
!سوارشو
امروز، یعنی شنبه
تو شهر پخش میشه
به نظر میاد واقعا جالبه
نظرت چیه؟
میخوای بمیری؟
ما واقعا بچه میزنیم، پس چطوری میتونیم بریم تو؟
خدایا
چرا انقدر ترسیدی؟
!ما صندلی گرفتیم
بلند شید
بلند شو، حرومزاده
چطوری یه بچه سال دومی نشسته وقتی هنوز هیونگنیماش سرپا وایستاده؟
...ولی
فکر نکنم انقدر پیر شده باشی که مجبور باشم جامو بهت بدم
الان چه زری زدی حرومزاده؟
چی حرومزاده؟
واقعا یه سال عقب افتادی؟
اگه باورت نمیشه برو دنبال سوابق لی دوهاک تو مدرسهمون
این دیگه مشکل خودتونه، الاغ بیشعور
لعنت بهش
خیلی خجالت آوره
!حرومزاده
!یه مشت دیگه بزن
گاردمو آوردم پایین
زود باش و منو بزن
هیونگ! با این سرعت به مدرسه دیر میرسیم
بجنب بیا بریم
آره
راضی شدی؟
بریم
!صبر کن، دیر رسیدیم
!هی هی هی
در مدرسه رو ببند
!هی، وایسا وایسا وایسا
!وایسا
!خدایا
چیز کنیم؟
عجله کن
گذاشتیش؟
خیلی مشخصه؟
ماشالله هربار کارت بهتر میشه
!حرومزاده
باسنت صاحب اشتباهی رو ملاقات کرده
!مجبوره هر روز صبح اینطوری عذاب بکشه
اوه، این حرومزادهها رو ببین
مدیر بهتون گفته اجازه دارین دیر بیاید چون شاگرد خوبی هستین؟
!شما از همه بدترید، حرومزادهها
!دارم میگم بدترین
بلند شو ببینم بچه
!تو موقعیت باسن بالا وایسید
!حرومزادهها، تو موقعیت مناسب وایسید
نمره امتحان میانترم مشخص شده
هی، کله پوکا. تبریک میگم
کلاسمون بین سال دومیها آخر شده
البته خداروشکر که چوی چول وونگ تو مدرسه اول شده
و لی دوهاک دوم شده
نمیتونیم این لکه ننگ کلاس آخری بودن رو پاک کنیم
مدرسه چیه؟
جامعه
همه با هم؟
مسئولیت به عهده میگیرن
!همه پنج دور تو حیاط مدرسه میدوان- !وااای-
حرومزاده ها، میدونید تو چه دنیایی داریم زندگی میکنیم؟ عجله کن و برو بیرون
!بجنب و گم شو
...اگه خوشش نمیاد، میتونه رک بگه
آموزش کشک چیه دیگه؟
مگه چقدر بیشتر از بقیه بلده حالا؟
برای همین گفتم نرو
چرا میری و مشکل درست میکنی؟
بعدشم، درست میگه دیگه
از دانشگاه سئول فارغ التحصیل شده ها
تو این منطقه کدوم زنی اندازه اون تحصیل کردهست؟
چی گفتی؟
مرتیکه الان طرف کیو گرفتی؟
من دارم درباره کار خونه حرف میزنم
هرکی فارغ التحصیل دانشگاه باشه شاهکار کرده؟
ببینم بلده چطوری برنج درست کنه یا لباس بشوره؟
وقتی بحث کارای خونه میشه
!من خودم پروفسورم! پروفسور
!باشه بابا، شما استادی
هزار بار بهت گفتم
باید از اون خونه دور بمونی
!خدایا
هی
اون... اونجا
...خدایا
در مقابل ملت دوست داشتنی
...من قاطعانه قول میدم که بدن و قلبم رو وقف کنم
!آجوشی
!آجوشی- فکر میکنی اگه اینطوری صداش بزنی صداتو میشنوه؟-
!آجوشی
آجوشی! ساعت چنده؟
!تقریبا زمان شروعش رسیده
مطمئم میاد بیرون
اگه گیر بیفتیم چی؟
دارید چیکار میکنید؟
ما؟
غیر از شما دو نفر مگه کسی دیگه اینجا هست؟
خودت چیکار میکنی؟
...قشنگ مشخصه داستان چیه
دوتا پسر بازیگوش دارید خودتونو میکشید برید سینما
چی؟ خدایا، این بچه کوچولو
خودت اینجا چیکار میکنی؟
اینجا خونه منه، حرفی داری؟
باشه، منم گوشم مخملیه
این دختر ما رو چی فرض کرده؟
!دروغه که همینطور از دهنش میاد بیرون
تا صدا نکردم یکی بیاد زودتر گمشید
خیلی مسخرهس
ما خاطرمون جَمعه چون از قبل دعوت شدیم
پس لطفا اعصاب اوپاها رو بهم نریز
برو پی بازیت
اوه، جونگ شین توام اینجایی؟
چوب بری؟
!آجوشی
آجوشی تو به این بچهها زنگ زدی؟
این داستان داره میدونی
اما اگه بخوام خلاصه بگم
من توی کارخونه چوببری یه دوستی دارم
ازم خواست به این بچهها کمک کنم که فیلم ببینن
همین الان بفرستشون برن
!اگه نکنی به بابام میگم
تو چقدر نچسب و عقدهای هستی
بعدشم بگو ببینم
بابا جونت میدونه قایمکی اومدی اینجا
که فیلم ببینی؟
میدونه یا نه؟- !هی-
!بچه پررو رو ببینا
فکر کردی هرکاری باهات بکنم برای کسی اهمیت داره؟
وا، وا- !اشتباه از اونا بود-
کوتاه بیا
شاید یه مدت نتونم بیام- چرا؟-
دلم روشنه یه اتفاق خوب بالاخره میفته
چه اتفاق خوبی؟
No comments yet. Be the first to leave one.