Insatiable

Insatiable

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

insatiable s01e12 720p web-dl x265
ناشر onlyRSub
قسمت آخر فصل اول مترجم : رضا

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
x265
تاریخ انتشار: 2018-09-19
تعداد دانلود: 42
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

بعضی افراد .سرنوشته خاصی دارند

.زیر یه ستاره شانس بدنیا اومدن

.ولی من,افتضاح ترینش واسه من بود

.این داستان زندگیه منه

.فقط من میتونم وسط دزدیدن .خودم دزیده شم

..اخرین چیزی که یادم میاد راکسی رو جیز کردم

.بعد خودم بی هوش شدم

.باید کریسشن باشه

اون یه دختر رو تو برزیل دزدیده

به غیر از اون کی میتونه باشه؟

استلا رز؟

راکسی؟

.سلام سلام

- تو چرا باید؟ - چی؟ بدزدمت؟

تو چرا میخواستی راکسی رو بدزدی؟

چون نگران بودم .قرار باشه تو رجینالز شکستم بده

اگه راجب اینه .من میکشم کنار. قول میدم

اوه, فکر میکردی از تو میترسم؟ .رویا پردازی کن

پس چرا؟

باب ارم استرانگ

.اون که دیگه مربیگریمو نمیکنه

.اینو مربیگری میکنه

.نه زمانی که ما باهاش رو در رو شیم

بزار برم. گیرت میندازن

.تو میری زندان - نه.تو میری زندان

تو این کامیون رو دزدیدی خواستی شُک به راکسی وارد کنی

.و من مدرک دارم

باور نمیشه گذاشتی همچین کاری بام کنه .مثه سگ درد داشت

خب,مجبور بودم طبیعی جلوه ش بدم

!کمک

- !کمک!کمک - اه, میدونستم باید دهنشو ببندیم

من توسط دو جنده روانی دزدیده شدم !کمک

کمک! اوو! اوو!

.باور نمیشد که این اتفاق افتاده

که ممکنه سکس سه نفره داشته باشم

اونم با 2 تا از ادمایی که بیشتر از همه .تو دنیا دوستشون دارم

همیشه بم یاد میدادن که نمیتونی هم خرما رو هم هسته شو داشته باشی

.ولی شاید این حرف اشتباه بوده

.شاید این بهترین شانسم بود .که کاملا خوشحال باشم

چی میشه اگه زندگی .همیشه اینقدر شیرین باشه؟

میتونیم واقعا اینجور کاریش کنیم؟

همگی در کنار هم خوشحال میمونیم؟

مامان؟

.فکر کردم گفتی میره واسه امضا کتاب دریو بریمو

.همینو بهم گفت

- جمع کنید! جمع - .خیله خب

اگه پتی اینجا بود .پس حتما ماشینشم اینجا میبود

اه, شاید مامانم میدونه که اون کجاست

مامان؟

- اوه! - سلام,مامان

.نشنیدم که اومدی

- چه خبر شده؟ - چی؟

فکر کردم از بابا متنفری .و میخواستی باب بمیره

- .اوه - .نه

دلیلی نمیبینم واسه کینه داشتن

در کنارش .. بابات و باب لطف کردن که میخوان اتاقمو دوباره تزیین کنن

- .درسته -همینطور که من گفتم

همینطور که گفتم یه شب نما خیلی دلرباتره تو این اتاق

- تو چی فکر میکنی باب؟ - اوه, اره.

من همیشه تو زندگیمم میگم .که هیچوقت امکان نداره با یه شب نما جایی زیبا نشه

.ممم

کورالی, پتی رو دیدی؟

- اه, نه. چرا؟ - اینا شُرت های کیه؟

- من - من

مرسی,بای

اوه, نه. وایسا. بریک.

بریک, .باید هنوزم حرف بزتیم

نه,مشکلی نداریم اگه مامان ببخشدت,پس منم میبخشمت

اوه,خدایا

.نزدیک بودا

فکر میکنید کتاب رو خریده؟

50-50؟

اوه خدایا

- .شاید باید بهشون بگیم پتی گم شده - امکان نداره. امکان نداره برگردیم

ولی حتما مسئله مهمیه که پتی نیومد نمایش دریو بریمو

.مثله اینه که تو یه مسابقه کُشتی جهانی رو از دست بدی

باشه, ببین, ما باش صحبت کردیم و اون گفت راجب امضا کتاب باش صحبت کردیم

پس شاید....دری بریمو .دیگه اونقدرا واسش مهم نی دیگه

شاید....بیشتر از اونی که فکر میکنی تغییر کرده

..اگه تا صبح پیداش نشه .اره ما زهره ترک میشیم

ولی تا اون موقعه, برو کمی بخواب

.اونا رفتن

!اخیش

عالیه,کجا بودیم؟

باب,دیوونه شدی؟ .بریک میتونه هر لحضه ای برگرده

خب, ام,بیاید یه هتلی چیزی بگیریم

یا فقط میتونیم بگیم یه شب بود

نه..ما..نمیتونم یهویی حسشو از دست بدیم

ولی فردا یه قرار ملاقات زود دارم

.اره ما هم باید صبح زود پاشیم

.و از راکسی راجب موهاش واسه رجینالز بپرسیم

پس,...حدس میزنم؟

این شب خوبی بود؟

.نمیتونستم بزارم از دستم در بره

- میای؟ - .نمیدونم

منظورم,اگه ما نمیخوایم طلاق بگیریم و من و تو هم با هم بهم نمیزنیم

من پس کجا بخوابم؟

.یه اتاق هتل میگیرم

بعد از مربیگری راکسی .همگی میتونیم اونجا بریم

فردا؟ اره؟ ناهار؟

همم؟

همه پایه ان؟

باید یه راهی پیدا میکردم .که فرار کنم و باب رو نجات بدم

.و همینطور گوشام

.خیلی زیباست

از کجا ساز دهنی یاد گرفتی؟

یکی از استعدادام بود .وقتی نمایش کار میکردم

حرف نمایش شد, راکسی کو؟

اون با باب ارم استرانگه .داره واسه رجینالز اماده میشه

.اون مشکوک میشه اگه راکسی پیداش نشه

این دیگه چه کوفتیه؟

.مثلا وسط ناکجا ابادیم

...اگه صدات در بیاد

نه بخدا ..جیکم در نمیاد

نه..مجبور نیستی

از این لعنتی متنفرم

چه خبر شده؟

شما صبحونه تاکویی درست میکنید؟

- اینجا خیلی شکارچی گرسنه داریم -.منم یه تاکو میخوام

.ما تعطیلیم

.برید صبحونه خودتون رو شکار کنید

نمیشه یه وینر رو شکا کرد که

!کمک

!کمک منو دزدیدن

- ..این چه؟ - دخترمه,بیماری ذهنی داره

شش...شش

.لعنتی

.بای

!اوه

!پتی

این دیگه چه گوهیه؟

.نمیدونم

.بیا بکُشیمش

اوه,لعنتی

.گرفتمش

خدایی؟ من یه تاکوهم

من هیچ نقشه ای,هیچ گوشی ای ندارم

.فقط یه لباس مبدل داشتم که سرعتمو کم میکرد

ولی یه جورایی همین لباس زندگیمو نجات داد

ولی اگه بخوام جون باب رو نجات بدم .باید سریعتر باشم

من فکر میکنم بدیمش بالا

اینجور خط گردن با لباس رو نشون میده .و میدونی که اونا چی میگن؟

- "هر چی مو بالاتر باشه ,خدا نزدیکتره" - خیله خب , دست نزن

باب کله موزی برنارد

- .من مربیم - مم-ممم

حالا, معمولا,مثه کون بُرشش نمیدم

.اینجور میتونه دماغ رو بزرگتر نشون بده

ولی با این حالت دهن

-مشکل دهن من چیه؟ - اوه, هیچی, عزیزم خیلی قشنگه

اره,خب واسه فیلم پورن

چهره شما رو گرفته

و بخش وسط میتونه این خط بزرگ و افقی رو جبران کنه

- همیشه اینقدر جنده بازی میکنه؟ - فقط وقتی که چیزی نخورده

باید اکستنشن کنیم

.ولی خیلی گیرونن

ببینم میتونم به تو سالنش یه کاری کنم به نفعمون شه

.و وقتی اونجام سعی میکنم یه کاریش کنم

.ناهار میبینمت

نه, باید بیاریمش جلو

.بابا

همین الان از میز خانم مسیح جادوگر یه ایمیل گرفتم

اونا دوباره برمگردوندند

- پس حالا مثه پتی میتونم رقابت کنم - اوه وای تبریک میگم

مرسی! روحمم خبر نداره چه اتفاقی افتاده

خب, من بشون زنگ زدم .که تقصیر من بود که تو تقلب کردی

نمیتونم بخاطر اینکه شهرتتو خراب کردم واسه خودم زندگی کنم

.عالیه

.الان وقتش رسیده که واسه رجینالز ثبت نام کنم

- واو, واو, واو, واو, چی؟ - فکر کردم دیگه نمیخوای نمایش کار کنی؟

نمیخواستم,ولی تو ترک اعتیاد فهمیدم

فقط چون بم فشار میاوردی نمیخواستم

حالا که نمیاری,باید جالب باشه

بعلاوه, خیلی دلم واسه دخترا و رفاقتشون تنگ شده

و هیجان رقابت و لحضه اعلام برنده

درست قبل اینکه اسممو صدا میزنن

- خیله خب, ببین. اروم بگیر - ...و

روانشناست گفت .. نمایش میتونه عصبیت کنه

حتی راجبش صحبتم کنی عصبی میشی

عصبی نیستم,هیجان زدم

خیله خب. باشه,..فقط واسه الان فکر میکنم

باید رو هشیاریت تمرکز کنیم

چرا؟ تا بتونی رو راکسی تمرکز کنی؟

فکر کردم ازم خواستی برم دنبالش

.اگه نمیخواستی که من رقابت کنم پس چرا خودتو اذیت میکنی که اینو درست کنی؟

.چون بهترین کار واسه انجام بود

فکر کنم بیشتر دوستت داشتم وقتی که روراست نبودی

...مگنولیا

میشه اون شکلات رو بم بدی؟

!یا ابرفضل

.نمیتونید اینجور مردم رو بپاهید

و تو هم نمیتونی تو خونه پتی باشی اینجا چی کار میکنی؟

.دارم کلوچه درست میکنم

واسه من که انگار داری اسکوات میزنی

نه,واسه من که انگار ایستاده

منظورم,داره تو یه خونه خالی زندگی میکنه و این غیر قانونیه

اولین بار که نمیشه .که قوانین رو شکستم بریک

- باید همین حالا بری - ولی کلوچه هام

پتی رو دیدی؟

- .حتما با دوست پسرشه - کدوم دوست پسر؟

یه پسره که اسمش کریسشنه

More Farsi Persian subtitles for Insatiable

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left