نخستین 200 خط.
هماهنگ با نسخه وب WEB 42:08
یک ماه شده
بابا هیچوقت اینقدر از ما دور نبوده
نمیدونم چقدر دیگه میتونم اینکارو ادامه بدم
کلارک مثل همیشه برمیگرده
این یه روز مهم برای من بود
و میخواستم با تو تقسیمش کنم
یه چیزایی هست که میخوام بهت بگم
ولی نمیتونم- پس باید اینو بگیری-
داری با من بهم می زنی؟- ! آره-
حالا بالاخره
صعود ما نزدیکه ، دوستان من
برو با اون یکی نسخه خودت ترکیب بشو
کلارک کجاست؟- خیلی دیر رسید-
چرا تو اینجایی؟
بخاطر اون
منظورت چیه که بخاطر من اینجایی؟
تا بتونیم همو ببینیم
جان
! نه
انگار اینجا ضعیفتره قدرت داره
! جان
! مامان
! جان ! جاناتان
! جاناتان
نمیتونید جلوی اتفاقی که میخواد بیافته رو بگیرید
کلارک
سوپرمن و لویس - فصل 2 - قسمت 11 حقیقت و عواقب آن
خب خیلی چیزا هست که باید هضمشون کرد
اندرسون مُرده
خانواده ما یک فاجعه بوده
البته اگه بخوام ملایم بگم
و تمام چیزایی که آلی موعظه می کرد درست بود
سعی کردم جلوشو بگیرم واقعا اینکارو کردم
به قدر کافی قوی نبودم
پس اگه آلی آلستون با نسخه بیزارویی خودش ...ترکیب شده
یعنی الان یه جور خداست؟...
نمیدونم اون چیه
فقط میدونم که آویز بهش قدرت داده
کلی قدرت ...و اون جان که اینجا اومده
میخواد همینکارو با تو بکنه...
بله خودمم حدس می زدم
عزیزم. ما اجازه اینکارو نمی دیم
بله. ولی میتونه هرکاری که بابا می کنه رو انجام بده. نه؟
بله. ولی اون در زمین ماست
...همونطور که خورشید قرمز منو ضعیف کرد
خورشید زرد هم باید اونو ضعیف کنه...
ولی بازم تقریبا قدرتمنده
خیلی شیک و مجلسی حسابم رو رسید
قراره چه کار کنیم؟
بریم در قلعه ات مخفی بشیم؟
بینش داشتی؟
نه ...یه تجربه ای داشتم. چطور بگم
...دیشب که داشتم با کندیس به سمت خونه اش می رفتم
یه احساس عجیب یخ زدگی مغز داشتم...
ولی چی؟ چرا؟ ...مثل بینش هایی ـه که
تو از اون یکی سوپرمن می گرفتی؟...
انگار شروعشون اینطوره
عالیه
یعنی بینش های بیشتری می بینه؟
احتمالا ...و وقتی این حالت بهت دست بده
اون میتونه ببینه ما کجاییم...
نه اگه از اول نگذاریم رخ بده
ببینم هنوز جان هنری بیداره؟
جاناتان. میدونم اوضاع بین ما روبراه نبود
ولی هیچکدومش اهمیت نداره
تو پسر منی و من عاشقتم
و نمی گذارم اتفاقی برات بیافته
مطمئنی که الان وقت خوبی برای پیامک دادن به ساراست؟
میدونم بیداره
منظورم این نبود
الان اتفاقی برای جان نمی افته ، مامان
باید مشکلم رو باهاش حل کنم
اون منو پیچوند چون فکر می کرد برام در اولویت نیست
ولی این حقیقت نداره
تو خودت اخیرا حسابی مشکل داشتی
شاید اون فهمیده که چقدر حواست منحرف بوده
دلیل نمیشه که برام مهم نباشه
میدونی. این چیزی بود که میخواستم بهش بگم
ولی جواب پیامک های منو نمیده
خب. احتمالا یکم وقت برای فکر کردن میخواد ، عزیزم
و تو هم همینطور- درباره چی؟-
میدونی ...گاهی وقتی دارم
...روی یک مشکل خیلی بزرگ کار می کنم...
همشو در یک نامه می نویسم...
جدی میگی؟
نامه؟- بله-
کمک می کنه یک نفس بگیرم و احساساتمو بشناسم
...بعدش هرچیزی جلوی روم باشه
...میتونم تو نخش برم و این دقیقا...
چیزیه که میخوام انتقال بدم...
به نظرم باید به جای پیامک دادن اینکارو امتحان کنی
کلارک
پی بردن به همچین چیزی طول می کشه
مثلا چقدر؟- نمیدونم-
...آخه اختلال در بین ب
مادرت بهش چی میگه؟
حرکت بین بعدی
بله. در اون؟ این یه چیز جدیده
مطمئن نیستم فناوری ای داشته باشم که حتی کار کنه
مادرت چیز دیگه ای گفت که کمک کنه؟
اینا برای اونم جدید بود
جان؟
جان
جان چی دیدی؟
خیابان اصلی
یه کاریش می کنم. خب؟
کلارک هی
اوه
ماموریتت چطور بود؟
چی؟ ...اوه . اون
خوب بود
یک ماه نبودی و از خانواده ات دور بودی
امیدوارم که بهتر از خوب بوده باشه
اوه
...ام
خوبی؟
لانا. خیلی متاسفم واقعا باید برم
خیلی خب
فقط اینکه اوضاع اخیرا دیوانه وار بوده
و باید اوضاع رو در مزرعه روبراه کنم
نه . کاملا می فهمم یک وقت دیگه صحبت می کنیم
لانا- نه. عیب نداره-
موفق شدی؟- بله-
اونجا بود همونطور که جاناتان گفته بود
ولی قبل از اینکه برم سمتش لانا اومد طرفم
گفت یک ماهه نبودم؟
الان 33 روز شده
در اون دنیا چقدر گذشت؟
یک روز؟ شاید؟
یعنی چی؟ زمان اونجا متفاوت می گذره؟
یا اینه یا پورتالی که ازش رد شدم اینکارو کرده
که کاش قبل از اینکه لانا رو ببینم اینو می فهمیدم
چرا؟ چی شد مگه؟
گفت بهش گفتی که به ماموریت رفتم
این بهترین بهونه ام بود
تقصیر تو نیست. ولی معلوم بود که ناراحت شده
احتمالا میخواست درباره پیروزی در انتخابات بگه
برد؟
فردا میره به دفتر جدیدش
شاید باید بعدا برم اونجا
و اوضاع رو برات درست کنم
دیگه چیزی هست که باید بدونم؟
...چرا همون اول بهم نگفتی که
مواد مال کندیس بود؟...
بابا. فکر کردم گفتی همه چیز بین ما روبراهه
هست ، جاناتان
ولی بازم میخوام ببینم چه فکری می کردی؟
خیلی خب. مشخصه که نمیخواستم کندیس به دردسر بیافته
خب. شاید باید به دردسر می افتاد
اون مواد می فروخت- دیدی؟-
دقیقا بخاطر اینه که چیزی نگفتم
چون تو یه سوال ازم می پرسی
و به حرفی که میخوام بزنم گوش نمیدی
نه. ننداز گردن من
من نبودم که دروغ می گفتم
جدی میگی؟
تو 14 سال درباره هویت واقعی ات بهم دروغ گفتی
نه جاناتان. اینا یکی نیستن
بله. این بدتره
چون من برای محافظت از یکی دیگه دروغ گفتم
و اون دروغ گفت که از راز خودش محافظت کنه
اون راز ، این خانواده رو ایمن نگه داشته
بهت اجازه میده که یک زندگی عادی داشته باشی
زندگی که در اون بخاطر اینکه من سوپرمن هستم مخفی نیستی
خیلی خب ولی چی میشه اگه این راز همینکارو بکنه؟
کارش خیلی مزخرفه- جاناتان. من جدی میگم-
در اون دنیا ، خانواده ما بدون اون راز زندگی می کرد
میدونم . خب؟ قبلا گفتی
و راستش زیادم بد به نظر نمیومد
چون حداقل اونجا من قدرت داشتم
شاید اون موقع واقعا بهم گوش می کردی
جان
میدونی چیه؟
اگه بازم بینش داشتم بهت خبر میدم
خب الان آلی آلستون چقدر قویه؟
کلارک دقیقا مطمئن نبود
ولی قوی تر از سوپرمنه
که قوی ترین شخص جهانه
آلی آلستون مشکل نیست
هنوز نه ..ولی اگه جاناتان با نسخه بیزارویی خودش ترکیب بشه
به اندازه اون قوی میشه...
این اتفاق نمی افته
و اون آویز رو داره ...این یعنی میتونه یک ارتش
از افرادی قویتر از سوپرمن بسازه...
خیلی خب ببین
نمیشه همیشه بدترین حالت ممکن رو ببینی
یعنی اون حالت که کل سیاره ات نابود شده
و همه عزیزانت رو از دست دادی؟
نه این اتفاق نمی افته
چطور میتونی اینو بگی؟- چون اجازه نمیدم-
کاری نیست که برای ایمنی تو انجام ندم
شنیدی؟
هیچی
خوبه
چون واقعا به کمکت نیاز دارم
که بتونم اینو به موقع تموم کنم
اون نگاه رو می شناسم
جردن دیشب ، بی وقفه بهم پیامک می داد
و همین که جواب پیاماشو دادم دیگه سکوت رادیویی برقرار شد
No comments yet. Be the first to leave one.