Little Lips

Little Lips (Piccole labbra)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Little Lips Piccole Labbra 1978 DVDRip Persian Farsi sub
ناشر Boottimmar7
Translated

برچسب‌ها

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
تاریخ انتشار: 2022-09-08
تعداد دانلود: 128
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 166 خط.

ترجمه و تنظیم و ویرایش و بهبود متن زیرنویس

کارگردان : میمو دومینیکو کاتارینیچ

LITTLE LIPS . 1978 لب های کوچک

بعد از 5 سال جنگ که جون میلیون ها انسان رو گرفت

به زندگی بورژوایی خودم برگشتم

دکترها گفتن که من از نظر بالینی درمان شده م

وقتی داشتم بیمارستان رو ترک می کردم به جای چوبای زیر بغلم ، چوب دستی خیزرانی دادن دستم

قراره که دوران نقاهتم رو تو خونه بگذرونم

شایدم بهتره بگم دوره ی عذابم

ژوزف من اینجام

خوش آمدین آقای پُل

فرانتس داشت با من حرف می زد ولی من چیزی از حرفاشو نمی شنیدم

چون چشمها و گوش هام حواسم و احساساتم

فقط روی طبیعت اطرافم متمرکز شده بودن

درّه ها ، رودخونه ها و جنگل ها بخشی از کودکستان منن

با همه ی اینها ماُنوسم با هر گوشه کناری و هر بوته ای

من برگشتم که مردی رو به آرامش ابدی بسپارم

و اگه بشه مرد دیگری رو از نو احیاء کنم

منی که از نو زاده شدم

نامه ی من کی رسید ؟ امروز صبح

حتّی وقت نکردیم که اتاق تون رو جمع و جور کنیم . خیلی خوشحالیم که برگشتین خونه آقا

باورم نمی شه که شما برگشتین فرض که می شه کرد ؟

در ضمن قصد دارم که اینجا بمونم

ما به هیچی دست نزدیم . همه چیز مثل وقت رفتنتونه آقا

از هر دو تون ممنونم

کی اونجاست ؟

اون دیگه مثل قبلنا نیست حتّی یه بارم لبخند نزده

به زودی سرحال می شه اون جوونه و خیلی زود خوب می شه

جنگه دیگه

بیا .. می تونی بیای تو

روز به خیر آقا

ببخشید

خوراک مختصری آوُردم براتون

بذارش رو میز

به عصرونه ش دست هم نزده تا کی قراره اینجوری باشه ؟

امروز دوّمین یکشنبه ی بعد از عید پاکه

الان ، یک ، دو

سه ، چهار ... با فردا ، چهار هفته ست که برگشته

نمی تونه اینطوری ادامه بده من نگرانشم

بهتر نیست که دکتر خبر کنیم ؟

آره اونوقت خودش ما رو می کشه

تو کی هستی ؟ جواب بده

همونجایی که هستی بمون و بگو که کی هستی ؟

از من می ترسی ؟

فرانتس ؟ بله آقا ؟

امروز صبح یه دخترو اینجا دیدم برادر زاده م اِوا ست قربان

براتون شکر بریزم ؟ همینجا تو مزرعه می مونه ؟

بله آقا دختر برادرمه

برادرم تو جنگ کشته شد زنش هم چند وقت بعد مُرد

این دختر آسمون جُل هم فوراً فرار کرده اومده

ما تنها خویشاوندانشیم نمی تونیم تنهاش بذاریم

اینم از دِسِر اشترودل تون آقا

تازه از تو فِر در اومده

من بهت گفتم که دردسر درست نکنی

ولی تو لجبازی

به جای اینکه یهو بپری بری تو اتاق آقای پُل

بله عمه جون

می تونستی تو آشپزخونه کمکم کنی

امیدوارم قول بدی که

رفتارت رو اصلاح کنی

متوجّه شدی یا نه ؟

صبح به خیر

دیروز قصد ترسوندت رو نداشتم اگه ترسوندمت عُذر می خوام

منو ببخش . توقع داشتم که دوست باشیم

خوب می زنی آفرین پسرم

دست هام دستامن که می نوازن . خودم نیستم

برای نواختن موسیقی دست ها به تنهایی کافی نیستن

موسیقی به روح نیاز داره

در وجود من روحی باقی نمونده

پُل ...

به نظرم خیلی عوض شدی

پیش میاد

وقتی سواری می کردی دیدمت

انگار چیزی وجودت رو تسخیر کرده بود

این تغییر بزرگ ... علّتش جنگه ؟

نه . من همونی ام که همیشه بودم

این حقیقت نداره

آخه چی شده ؟

چه اتفاقی برات اُفتاده ؟

نمی خوای با من حرف بزنی ؟

الان نمی تونم توضیح بدم پدر باید برم

ولی برای موسیقیِ بیشتر برمی گردم

می دونستم که این اتفّاق میفته

اون دیگه همون مرد قبلی نیست می دونم

خدا می دونه تو این جنگ لعنتی چه چیزایی که ندیده ؟

من به داروهام احتیاج دارم روی میزه

دو قطره تو یه لیوان آب

بفرمائید آقا

بذارین کمک تون کنم

ایوا

ایوا

کجا داری می ری ؟

بله فرانتس ؟

روز به خیر آقا

راحت باش ! بیا تو دوست من پیراهن تون آقا

امروز ، روز قشنگیه . مگه نه ؟ بله آقا . همینطوره

وقتی روی تخت بیمارستان بودم نمی تونستم برای آینده م برنامه ریزی کنم

حتّی نمی دونستم که دوران توانبخشی من توی خونه ، چطور قراره بگذره

ولی ظاهراً که یک دفعه ... عینِ ِ تو قصه های جن و پری

یه فرشته ی نگهبان یه ونوس ( الهه ) روستایی

فقط به صرف حضور خودش تونسته تمام غرایزم رو بیدار کنه

و منی که قراره این افسون جذابیت رو معرفی کنم

فهمیدم که می تونم ، لذّت ناشی از این خیال پردازی رو جبران کنم

تصمیم گرفتم که تجربه هی خودمو از طریق یادداشت های روزانه با « اون » سهیم بشم

پیدات کردم

بیا بذار نگاهت کنم

بیا اینجا

بذار ببینم اینجا چی داریم ... بیا اینو بگیر

اندازه ته خیلی هم قشنگه

مادام ! بانوی معظّم ؟ بفرمائید لطفاً

همینجوری خیلی خوبه

خیلی عالیه یه بار دیگه

زیباست

منو نیگا

خوبه

ایوا کوچولوی من ، حالا

سرانجام دلیل زندگی من معلوم شد

اینکه کنار تو باشم

خوشت میاد ؟

قشنگه قبلش فقط یه کاغذ سفید بود

هیچ وقت لباسی به این قشنگی نداشتم .ممنونم

خوشحالم که خوشت اومده

از کجا می دونستی که امروز دوازده ساله می شم ؟

خیلی راحت بود . دیروز تو چشمهاش نگاه کردم و فهمیدم

چه جوری فهمیدی ؟

توی چشمهات دیدم که چیزی عوض شده بود

حتماً شوخی می کنی درسته ؟

یه غافلگیری دیگه هم برات آماده کردم

چی ؟

خودت صبر کن و ببین

بزن بریم به پیش

ببخشید چی میل دارین ؟ من بستنی می خورم

لطفاً برای خانوم جوان بستنی و برای منم برندی بیارید

ایو ...

می دونی ایوا ؟ یه خانوم متشخّص اگه چیزی بخواد ، خودش به زبون نمیاره

این وظیفه ی آقایی که اون بانو رو همراهی می کنه هست که ازش بپرسه چی میل داره

ایو

ایو

بله ؟ از اینکه همراهت باشم خسته شدی ؟

اوه نه . اون پسره داره به من نگاه می کنه ؟ خیلی از آدما به تو نگاه می کنن

و ممکن هم هست که طور دیگه ای نگات کنن اینم طبیعیه

چرا ؟ چون که تو خیلی قشنگی

همه ی آدمای اینجا به من حسودی شون می شه

امروز تو شاهدخت کوچولوی منی

و من قصد ندارم که تو رو با کسی قسمت کنم

خب حالا دیگه بستنی ت رو بخور

خب دیگه ... بالاخره رسیدیم

اوه جای خیلی قشنگیه

فکرشم نمی کردم جایی به این زیبایی باشه

خوشحالم که خوشت اومده دوشیزه اِوا

فوق العاده ست . دوست دارم قایق سواری کنم می شه ؟

مایة افتخاره که همراهی ت کنم می تونم همراهت باشم ؟

ایو

ایو

دیگه دیر وقته داشتم خواب می دیدم

منم همینطور

از گشت و گذارمون خوشت اومد ؟ اوهوم . روز فوق العاده ای بود

خوشحالم که بهت خوش گذشت, خیلی بهم خوش گذشت

دلم می خواد یه روز دیگه هم بیایم

یه جایی هست که دلم می خواد روزی اونجا زندگی کنی

کجا ؟ حدس بزن

یه روزی می برمت پاریس نمی دونی چه جای قشنگیه

اونجا زیباترین شهره . باورنکردنی ترین شهری که من می شناسم

بله ایوا . ایوا... قراره که شادی سرشاری رو تجربه کنی

اینو بهت قول می دم

ممنونم

Little Lips subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left