نخستین 200 خط.
.اگر تو با فساد مبارزه نکنی، مردم عادی شورش میکنن
."ترورو" یه نماینده کم داره ..." سر فرانسیس" قصد داره کاندیدای خودشو برای مقابله
. با نمایندهی "فالموس" معرفی کنه
.متاسفانه پیشنهادتون رو رد میکنم
بُردش؟
.این همه لجاجت کار دستتون میده
آیا اشتباه که به عشق در ازدواج امید داشت؟
آیا عشق آقای "ویدورس" هیچ معنایی نداره؟
.- چشمهاتو ببند و اطاعت کن !- نه، خواهش میکنم
من "لئوناردو" نیستم، اما .بدون شک تو "مونالیزا"ـیی
"از زمان مرگ "آگاتا .خیلی سرد باهام برخورد میکنه
- تصورش چیه؟ .- فکر میکنه "ولنتاین" بچهش نیست
بوسههای مخفی. چند تا راز دیگه باید بین ما باشه؟
...دیگه هرگز نباید چنین شکهای زنندهای
.نسبت به همسر و فرزندت داشته باشی - .قسم میخورم تکرار نشه -
.فکر کنم دلایل زیادی برای خوشبین بودن دارم
تو نظرت چیه؟
.تا شش ماه دیگه کاملا نابینا میشم
بهتر نیست خودمونو در اختیار همدیگه بذاریم؟
- "دملزا"؟ ..."- نه، "راس
.هیچی نپرس
عشق چیه؟
دارایی که باید اندوخته بشه؟
یا نعمتی که باید بخشیده بشه؟
با دادن کمی از عشقش به من به عشق تو خیانت کرده؟
نمیتونم کوچکترین تیکهی قلبمو بهش بدم؟
!بابا
.دیدیم که داشتی میرفتی تو دریا
.نه
.هنوز اینجام
.منم هستم
...دوستان شرافتمند و راستینم
باید به اطلاع شما برسونم که ...با اجازهی اعلیحضرت پادشاه
.درخواست برگزاری انتخابات رو دارم
!نظم رو رعایت کنین
!سکوت و نظم رو رعایت کنین
- این آذوقه به کجا میره؟ .- لیسبون
"پس به اینجا رسیدیم، "پیتز .پارلمان رو منحل کرد
.و خواستار انتخابات شد
که در این انتخابات قصد ...دارم آدمت رو با حمایت از
.بردارزادهم کنار بزنم
.فروتنانه ازتون میخوام حتما تلاشتونو بکنین، سرورم
!نه
...لبهایش را به لبهایم گشود
...داستان عشقمان شد آشکار
...دریا و شن نشانهی تقدس آن بود
.زیبارویی بود در آغوش من
.اوه
عزیزم، امیدوارم هدایایی که از .لندن اوردم رو دوست داشته باشی
."ولنتاین" به این همه دستودلبازی عادت نداره
.از تغییر بوجود اومده لذت میبره
.بازم ادامه داره
.امیدوارم داشته باشه
و شاید یه بچهی دیگه ...به زندگیمون برکت بده
.بهت قول میدم
.همه چیز متفاوت میشه
.حالا منم عوض شدم
!آدم ولخرج بالاخره برگشت
!"جیگو"، پسر، بیا اینجا ببینم
- خوبی بابا؟ - چه کارا میکنی پسرم؟
کارای معمولی، دعوا، تجارت آزاد؟
!حمله به ماموران گمرک
هر دوتون خبر دارین؟ ."ویل کیتی" بسته شده
.- " جین و بیزی" هم بسته شده - از کی؟
.از وقتی که نصف بانکهای "ترورو" درشون تخته شده
.پول خوبی از معادن درنمیاد .اصلا معلوم نیست چی پیش میاد
.پیتز" خواستار انتخابات شده"
...اگر بانک انگلستان حمایتش رو قطع کنه
.برخی از بانکهای محلی هم ازش پیروی میکنن
.اما خوشبختانه موقتی ـه
تا اون موقع چه کار کنیم؟
از کجا غذا بخوریم؟
..قیمت گندم سر به فلک کشیده
و امروز تو اسکلهی "ترورو" دیدم .که دارن گندم رو به لیسبون میفرستن
این کار قانونی ـه؟
.کاملا برعکس
اما بازم خیلیها .به بالاترین قیمت محصولشونو میفروشن
آهنگ خیلی قشنگیه، نه؟
.تازه شنیدمش
.یادم نمیاد کجا بوده
.به نظر میاد وضعیتت اندکی بهبود پیدا کرده
.عموم از این خبر خیلی خوشحال میشه
.ازم خواسته در انتخابات بعدی "ترورو" شرکت کنم
.به عنوان نفر دوم
.میدونی که اول از "راس" خواسته
یادمه که بهم گفتی چندان .به سیاست علاقه و تمایلی نداری
.خب، شاید اولویتهام تغییر کرده باشه
...خب، فکر میکنی با استفاده از عینک
بتونم اونطرف سالن مجلس رو ببینم؟
برخی از نمایندهها هستن .که چشمشونو به روی هم چیز بستن
!نزدیک بود به من برسه
!یه موج بزرگ دیگه! بپر
بدترین کابوست چیه؟
نداشتن اعتماد به نفس؟
.بچههای جیغجیغو - .درسته -
و با اینحال آدم میتونه ...بعضی چیزا رو تحمل کنه
.اما نداشتن اعتماد به نفس یکی از اونا نیست
.داشتن بچه به معنای خوشبخت بودن نیست
.راس" نشانهی بارز این واقعیت ـه"
!راس"؟ فکر کنم باید بریم"
!""دملزا
.باید الان بریم وگرنه به موقع نمیرسیم
...همسر، فکر نمیکنی وقتش رسیده باشه
تا روابط زناشویی زیبامونو از سر بگیریم؟
چه زیبایی داره "آزبورن"؟
!چقدر خودرای شدی
!چقدر غافلی
!بهم کمک کن، یه مرد نیازهایی داره
.زن هم وظایفی داره
که به هر شکلی تونستم انجامشون دادم .تا وقتی که تو رفتی و با خواهرم عیاشی کردی
.در "سالن" منتظرم هستن
.معلومه که تو دوست نداری بیای
.خانم "آگاتا" باهام مهربون بود
.دوست دارم در مراسم شرکت کنم
...دوستان
...خدمتگزاران خدا
...ما امروز در پیشگاه خانم "وارلگان" جمع شدهایم
.تا یاد "آگاتا مری پولدارک" رو گرامی بداریم
...چقدر زیباست که آن بانوی بزرگ
...محترم و از خودگذشته بود
...و با مرگش اینک پریشانی و آشفتگی
.به سراغ همهی ما اومده
...جنگ با فرانسه، برگزاری یک انتخابات مسخره
.آشوب و شورش از هر طرف
...چقدر خوشبخت هستن آنان که از میان زندگان رفتن
و حالا در دشتهای پر گُل در .سایهی خداوند زندگی میکنند
.- ستایش از آنِ پروردگار است .- آمین
آشوب و شورش؟
چه شایعاتی از "ترورو" به گوش میرسه؟
مسئلهای نیست که .با پاسخ محکم از طرف دادرسان سرکوب نشه
.اگر شرایط بدتر بشه، شماها تردید نمیکنین
میخواین مجازات شدید رو اجرا کنین؟
.نه، نه
حتما. "الیزابت"؟
.از اینکه امروز اومدین خیلی ممنونم
ببخشید که اینقدر طول .کشید تا یه سنگ قبر مناسب نصب بشه
.اصلا شایستهی مهربانیهای عمه نبود
.حداقل از طرف تو نبوده
.فکر کنم دیگه بهتره بریم، همسر
سروان "پولدارک"، اگه ...اشکالی نداره، چون نزدیک به "نامپارا" هستیم
.همسرم و من امروز رو در اونجا بگذرونیم
.خیلی خوشحال میشیم بیاین اونجا
مگه نه "دملزا"؟
.خدایا، "راس" چه فکری کرده
.به زحمت میتونست جواب رد بده ." سر فرانسیس" خیلی مشتاق بود
متوجه نیستی، پدرم و برادرام .تو معادنش کار میکردن
!حالا میخواد بیاد خونهی من
فکر میکنی سر یه میز با تو غذا نمیخوره؟
.ترجیح میدم نخورم
!""پرودی
!"پرودی"، عجله کن
!خدایا، میزو تمیز کن
.سر فرانسیس باست" برای صرف چای داره میاد "
چی تو خونه داریم؟
کیک، تارت یا مربا داریم؟
این اطراف آشوب شده؟
...از کنار افرادی در جادهی "ترورو" گذشتیم
...عزیزم، ولگردها پر از غرور و خشم هستن اما باور کن
.جرات ندارن کار زیادی بکنن
..."عشق من "دملزا
این شعر باید برای آرمیدن ...در قلبت کافی باشد
.جایی که من در آرزوی آنم
شجاعت زیادی دارین که ...به قلمروی دشمن سر زدین، سرورم
.به خصوص که حالا "جورج وارلگان" طرف شماست
خب، طولی نمیکشه که .با یک کاندیدای جدید به چالش کشیده میشه
برادرزادهی "فالموس"؟
"آرمیتاژ"؟
.- نشنیده بودم ...- قربان، ما
اصلا آماده نیستیم. خانم بالا هستن، اما ...نیازی نیست برین بالا
.زود میاد پایین
.قربان
...لبهایش را به لبهایم گشود
...داستان عشقمان شد آشکار
.همیشه در آرزوی چنین روزی بودم
...دریا و شن نشانهی تقدس آن بود
التماست میکنم دیگه .در این مورد حرف نزنی
.زیبارویی بود در آغوش من
.دملزا"! مهمانهامون رسیدن"
کجا میرن؟ - ."به بندر "ترورو -
.میرن ببینن من حقیقتو گفتم یا نه
.ذرت رو از سفرههای ما میدزدن
.و میفرستنش برای اشراف پرتقالی
و بعدش چی؟
.نمیتونی اوضاع رو عوض کنی
.یکی باید بکنه
!""جیگو
- "جیگو"! - لعنت .به اون پسر هیچوقت حرف حساب سرش نمیشه
.من میرم، سریعتر میدوم
.نترس. دوباره به خونه برش میگردونیم
!"جیگو"
!باهامون بیا برادر !کار احمقانهای نکن
!هیچکس ازتون نخواست دنبالم بیاین
.اگر جای تو بودم میرفتم خونه
...لردِ دانستنویل
زندگی بعد از رسیدن به مقام اعیانی دلپذیرتر شده؟
.نه اصلا اینطور نیست
.سگهام تنبل هستن و دخترم زیادهخواه ـه
و حالا کمتر به خاطر مسائل دنیوی و امور کشور آشفته هستین؟
افسوس، نه. متاسفانه احضار میشم ...تا در مواردی قضاوت کنم
.و قانون رو اجرا کنم، به خصوص در این زمانهی پر از آشوب
No comments yet. Be the first to leave one.