Snowpiercer

Snowpiercer

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 4

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Snowpiercer S04 1080p x265-ELiTE
ناشر ehsan_kh

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2024-10-23
تعداد دانلود: 157
مخصوص ناشنوایان: No
FPS: 29.97

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫می‌دونی تو دوران راهنمایی،

‫کل تابستون تو خونه موندم.

‫بیرون نرفتم.

‫نمی‌خواستم بچه‌ها ارتودنسیم رو مسخره کنن.

‫ولی اینجا... بدون دیوار... بدون سقف.

‫ولی برای اولین بار تو هشت سال...

‫دروغ نمیگم، یه جورایی هول برم داشته.

‫تو چی؟

‫نه.

‫ولی تو با ارتودنسی؟

‫خیلی‌خب، سطح تشعشعات فعلاً نرماله.

‫دمای بیرون منفی هجده درجه‌ست.

‫شاید یه ماهواره بوده ‫که از مدار خارج شده؟

‫رد پرتاپ موشک

‫ خارج از اتمسفر بوده،

‫نه داخل.

‫ممکنه تخریب‌ایمن بود

‫که خدا می‌دونه توسط چی ‫به صورت خودکار فعال شده.

‫یه موش سیم رو جویده.

‫آره، خب، هر چیزی ممکنه.

‫ببین چی میگم، ‫نمونه‌برداری کنیم و ادامه بدیم.

‫برف‌شکن، بن هستم.

‫صدامو داری؟

‫مل، صدام میاد؟ جواب بده.

‫یه جور پارازیت ـه.

‫بن؟

‫یا خدا.

‫منتظرمون بودن.

‫پایان خط

‫فکر می‌کردم اون موقع

‫قطارها جدا میشن.

‫کی می‌دونست عاقبت‌ـمون این میشه؟

‫پیداش کردم. پیداش کردم.

‫لازم نبود مثل دیوونه‌ها

‫بدو بدو کنی. چیزیش نیست.

‫یه لحظه امون بده.

‫می‌خوای بشینی؟

‫الانه که غش کنی.

‫من... ببین، تا زمان چرت زدنش

‫صبر کن و اونوقت برای گیبی

‫جیغ می‌زنه ‫بعد ببین کی قهرمانه؟

‫معلومه گیبی.

‫خیلی‌خب، حالا که

‫جنب و جوش صبحگاهی تموم شد،

‫چطوره بریم سر کارمون؟

‫وایسا، وایسا، بیرون سرده.

‫پالتو می‌خواد.

‫مال منم بیار.

‫این طور که پیداست...

‫حق با مادرم بود.

‫قبل از فوتش،

‫دستم رو گرفت و گفت، «نگران نباش، پسرم

‫پایان مثل آغازِ در لفافه‌ست.

‫این آغاز جدیده.

‫نیو ایدن پر شده از بازماندگانی

‫که به دنبال فرصت دوم هستن.

‫بدون شک آسمان بالای سرمون موهبت بوده،

‫ولی کِشت غذا، تولید برق،

‫مقابله با آب و هوای غیرقابل پیش‌بینی،

‫چالش‌برانگیز بوده.

‫تقریباً به دشواریِ تلاش

‫برای برقراری ارتباط با دوستانمون،

‫که آیا هنوز اون بیرون

‫داخل برف‌شکن ‫به درازای 879 واگن زنده هستن یا نه.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@DigiMoviez

:ترجمه و تنظیم مریــــم

‫جلسه‌ی شورا امشبه؟

‫آره.

‫به نظرت می‌تونی ببریش؟

‫آره. صبح بیا.

‫حواسم هست خرگوشش رو بذارم.

‫سلام، حال و احوال؟

‫سلام، به نظرت هدوود

‫امروز واسه درمان وقت داره؟

‫آره، برات وقت می‌ذاریم.

‫حس‌هات برگشتن؟

‫آره. برخی نواحی نسبت به سایر نواحی

‫بهتر واکنش نشون میدن.

‫دستم

‫تقریباً برگشته به حالت عادی.

‫هی، ببین، چه خوش‌شانسیم.

‫بلوبری واقعی.

‫به به.

‫هی،

‫رو عیب فنی فرستنده و گیرنده کار می‌کردم.

‫به نظرم دستگاه تقویت‌کننده مسافت دور

‫زیادی به لبه‌ی گودی نزدیکه.

‫آره، صبح تو هم بخیر، خاوی.

‫میگم، بچه‌ها.

‫من باید برم کلینیک.

‫بعداً می‌بینمتون.

‫باشه.

‫ممنون.

‫بر طبق برآوردها‌،

‫برف‌شکن حدود یه هفته دیگه

‫تو محدوده‌ی ارتباط رادیویی قرار می‌گیره.

‫آره، این مختصات

‫اتمسفری کمکی نمی‌کنن.

‫شورش در اومده.

‫به نظرم رو سیگنال اثر می‌ذارن.

‫ولی تو این فکرم شاید

‫بتونیم برنامه عیب‌یاب اجرا کنیم،

‫خط تغذیه رو چک کنیم، شاید

‫یکی از تقویت‌کننده‌ها رو جابه‌جا کنیم؟

‫آره، باشه. کمک می‌کنم.

‫ممنون.

‫شب می‌بینمت.

‫این حقیقت که

‫هنوز بعد از یک سال

‫همه تو قطار زندگی می‌کنن.

‫امیدوار بودم وضعمون بهتر از این بشه.

‫بعد از تعمیر پل ساخت سرپناه

‫مورد بعدی تو لیستـه.

‫کلی نیروی کار صرفش شد.

‫هنوز قراره

‫تعمیرش این هفته تموم بشه؟

‫به اونجام می‌رسیم.

‫بهتره که برسیم.

‫می‌دونی، کارها داره رو هم انباشته میشه.

‫بین ساخت پناهگاه، شبکه برق...

‫می‌دونم، و خرابی تقویت‌کننده.

‫خوشی تمومی نداره.

مگه ‫مشکل دستگاه تقویت‌کننده داریم؟

‫هان؟

‫از کجا شنیدی؟

‫منو برگردونید بخش مهمانداری قطار.

‫ببین، به نظرم

‫شهردار شهر زمخت‌ها بیشتر بهت میاد

‫تا مهماندار بودن.

‫ببخشید مزاحم میشم، روث،

‫ولی اسکایز تو بخش کشاورزی کارت داره.

‫یه چیزی در مورد آبیایی ‫تو واگن ای-14.

‫شروع شد.

‫آبیاری رو

‫به لیست رو به رشد مشکلات

‫جلسه‌ی امشب اضافه کن.

‫حله.

‫همین بود، اگه به ما

‫ملحق میشی، نماینده شورا لیتون؟

‫از دست نمیدمش، رئیس شورا واردل.

‫پسر، نمی‌دونم

‫چرا همه دارن آه و ناله می‌کنن.

‫آسمون، هوای تازه...

‫زیاد شکایت می‌کنن یا یخورده؟

‫متوسط. در هر صورت،

‫صد رحمت به اینجا تا تو بخش گدانشین قطار،

‫می‌دونی که چی میگم؟

‫هی!

‫هی! هی!

‫تمومش کنید!

‫هی، ول کن، بوکی!

‫بذارش زمین!

‫بس کن، بسه!

‫شماها چتون شده؟

‫اصلاً حواسش نیست!

‫نزدیک بود منو به کشتن بده!

‫خودت حواست نبود،

‫فرانکنشتاین لعنتی!

‫مسته. مسته.

‫همیشه مست و پاتیله!

‫هی! باشه!

‫واسه این کوفتی وقت نداریم.

‫چیزی نمونده ساخت پل رو تموم کنیم.

‫خودتو ببین، پسر.

‫خیلی داغونی.

‫برو دستت رو بخیه بزن.

‫این بهشتی نیست که وعده‌ش رو دادید.

‫چند روز از این دستت استفاده نکن.

‫اگه دستت رو مشت کنی،

‫بخیه‌ها‌ت باز میشن، خب؟

‫نمی‌خوای بگی چی شد؟

‫راستش نه، نه.

‫شنیدم کار پل تقریباً تموم شده.

‫نمی‌فهمم

‫چرا زور می‌زنیم

‫با اون آدما دوباره متحد بشیم.

‫منظورت با برف‌شکنه؟

‫آره.

‫خب، بعضی از

‫دوستامون هنوز تو قطارن.

‫آره، دوستای من نیستن.

‫خب، اگه مشکلی چیزی داری

‫همیشه می‌تونی

‫تو شورا واقع در شهرداری مطرح کنی.

‫راستی گاهی اونجا موسیقی پخش می‌کنن.

‫قبلاً پیانو می‌زدی، درسته؟

‫آره، گاهی.

‫تو کلوپ شبانه.

‫خب، شاید اگه قطار برگرده

‫بتونی دوباره پیانو بزنی.

‫بابت این ممنون.

‫همگی به جلسه‌ی امشبِ

‫شورای نیو ایدن خوش اومدید.

گویا

‫تمام اعضا حاضرن جز یه نفر.

‫آره، الکس امشب چه کاره‌س؟

‫امروز بالای تپه بود.

‫نمی‌دونم برگشته یا نه.

More Farsi Persian subtitles for Snowpiercer

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left