نخستین 200 خط.
میدونی تو دوران راهنمایی،
کل تابستون تو خونه موندم.
بیرون نرفتم.
نمیخواستم بچهها ارتودنسیم رو مسخره کنن.
ولی اینجا... بدون دیوار... بدون سقف.
ولی برای اولین بار تو هشت سال...
دروغ نمیگم، یه جورایی هول برم داشته.
تو چی؟
نه.
ولی تو با ارتودنسی؟
خیلیخب، سطح تشعشعات فعلاً نرماله.
دمای بیرون منفی هجده درجهست.
شاید یه ماهواره بوده که از مدار خارج شده؟
رد پرتاپ موشک
خارج از اتمسفر بوده،
نه داخل.
ممکنه تخریبایمن بود
که خدا میدونه توسط چی به صورت خودکار فعال شده.
یه موش سیم رو جویده.
آره، خب، هر چیزی ممکنه.
ببین چی میگم، نمونهبرداری کنیم و ادامه بدیم.
برفشکن، بن هستم.
صدامو داری؟
مل، صدام میاد؟ جواب بده.
یه جور پارازیت ـه.
بن؟
یا خدا.
منتظرمون بودن.
پایان خط
فکر میکردم اون موقع
قطارها جدا میشن.
کی میدونست عاقبتـمون این میشه؟
پیداش کردم. پیداش کردم.
لازم نبود مثل دیوونهها
بدو بدو کنی. چیزیش نیست.
یه لحظه امون بده.
میخوای بشینی؟
الانه که غش کنی.
من... ببین، تا زمان چرت زدنش
صبر کن و اونوقت برای گیبی
جیغ میزنه بعد ببین کی قهرمانه؟
معلومه گیبی.
خیلیخب، حالا که
جنب و جوش صبحگاهی تموم شد،
چطوره بریم سر کارمون؟
وایسا، وایسا، بیرون سرده.
پالتو میخواد.
مال منم بیار.
این طور که پیداست...
حق با مادرم بود.
قبل از فوتش،
دستم رو گرفت و گفت، «نگران نباش، پسرم
پایان مثل آغازِ در لفافهست.
این آغاز جدیده.
نیو ایدن پر شده از بازماندگانی
که به دنبال فرصت دوم هستن.
بدون شک آسمان بالای سرمون موهبت بوده،
ولی کِشت غذا، تولید برق،
مقابله با آب و هوای غیرقابل پیشبینی،
چالشبرانگیز بوده.
تقریباً به دشواریِ تلاش
برای برقراری ارتباط با دوستانمون،
که آیا هنوز اون بیرون
داخل برفشکن به درازای 879 واگن زنده هستن یا نه.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
:ترجمه و تنظیم مریــــم
جلسهی شورا امشبه؟
آره.
به نظرت میتونی ببریش؟
آره. صبح بیا.
حواسم هست خرگوشش رو بذارم.
سلام، حال و احوال؟
سلام، به نظرت هدوود
امروز واسه درمان وقت داره؟
آره، برات وقت میذاریم.
حسهات برگشتن؟
آره. برخی نواحی نسبت به سایر نواحی
بهتر واکنش نشون میدن.
دستم
تقریباً برگشته به حالت عادی.
هی، ببین، چه خوششانسیم.
بلوبری واقعی.
به به.
هی،
رو عیب فنی فرستنده و گیرنده کار میکردم.
به نظرم دستگاه تقویتکننده مسافت دور
زیادی به لبهی گودی نزدیکه.
آره، صبح تو هم بخیر، خاوی.
میگم، بچهها.
من باید برم کلینیک.
بعداً میبینمتون.
باشه.
ممنون.
بر طبق برآوردها،
برفشکن حدود یه هفته دیگه
تو محدودهی ارتباط رادیویی قرار میگیره.
آره، این مختصات
اتمسفری کمکی نمیکنن.
شورش در اومده.
به نظرم رو سیگنال اثر میذارن.
ولی تو این فکرم شاید
بتونیم برنامه عیبیاب اجرا کنیم،
خط تغذیه رو چک کنیم، شاید
یکی از تقویتکنندهها رو جابهجا کنیم؟
آره، باشه. کمک میکنم.
ممنون.
شب میبینمت.
این حقیقت که
هنوز بعد از یک سال
همه تو قطار زندگی میکنن.
امیدوار بودم وضعمون بهتر از این بشه.
بعد از تعمیر پل ساخت سرپناه
مورد بعدی تو لیستـه.
کلی نیروی کار صرفش شد.
هنوز قراره
تعمیرش این هفته تموم بشه؟
به اونجام میرسیم.
بهتره که برسیم.
میدونی، کارها داره رو هم انباشته میشه.
بین ساخت پناهگاه، شبکه برق...
میدونم، و خرابی تقویتکننده.
خوشی تمومی نداره.
مگه مشکل دستگاه تقویتکننده داریم؟
هان؟
از کجا شنیدی؟
منو برگردونید بخش مهمانداری قطار.
ببین، به نظرم
شهردار شهر زمختها بیشتر بهت میاد
تا مهماندار بودن.
ببخشید مزاحم میشم، روث،
ولی اسکایز تو بخش کشاورزی کارت داره.
یه چیزی در مورد آبیایی تو واگن ای-14.
شروع شد.
آبیاری رو
به لیست رو به رشد مشکلات
جلسهی امشب اضافه کن.
حله.
همین بود، اگه به ما
ملحق میشی، نماینده شورا لیتون؟
از دست نمیدمش، رئیس شورا واردل.
پسر، نمیدونم
چرا همه دارن آه و ناله میکنن.
آسمون، هوای تازه...
زیاد شکایت میکنن یا یخورده؟
متوسط. در هر صورت،
صد رحمت به اینجا تا تو بخش گدانشین قطار،
میدونی که چی میگم؟
هی!
هی! هی!
تمومش کنید!
هی، ول کن، بوکی!
بذارش زمین!
بس کن، بسه!
شماها چتون شده؟
اصلاً حواسش نیست!
نزدیک بود منو به کشتن بده!
خودت حواست نبود،
فرانکنشتاین لعنتی!
مسته. مسته.
همیشه مست و پاتیله!
هی! باشه!
واسه این کوفتی وقت نداریم.
چیزی نمونده ساخت پل رو تموم کنیم.
خودتو ببین، پسر.
خیلی داغونی.
برو دستت رو بخیه بزن.
این بهشتی نیست که وعدهش رو دادید.
چند روز از این دستت استفاده نکن.
اگه دستت رو مشت کنی،
بخیههات باز میشن، خب؟
نمیخوای بگی چی شد؟
راستش نه، نه.
شنیدم کار پل تقریباً تموم شده.
نمیفهمم
چرا زور میزنیم
با اون آدما دوباره متحد بشیم.
منظورت با برفشکنه؟
آره.
خب، بعضی از
دوستامون هنوز تو قطارن.
آره، دوستای من نیستن.
خب، اگه مشکلی چیزی داری
همیشه میتونی
تو شورا واقع در شهرداری مطرح کنی.
راستی گاهی اونجا موسیقی پخش میکنن.
قبلاً پیانو میزدی، درسته؟
آره، گاهی.
تو کلوپ شبانه.
خب، شاید اگه قطار برگرده
بتونی دوباره پیانو بزنی.
بابت این ممنون.
همگی به جلسهی امشبِ
شورای نیو ایدن خوش اومدید.
گویا
تمام اعضا حاضرن جز یه نفر.
آره، الکس امشب چه کارهس؟
امروز بالای تپه بود.
نمیدونم برگشته یا نه.
No comments yet. Be the first to leave one.