Ransom

Ransom

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Ransom S01E01 HDTV x264-KILLERS
Ransom S01E01 720p HDTV x264-KILLERS
Ransom S01E01 720p HDTV x264-FLEET
Ransom S01E01 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
ناشر StarTak
►♣ WwW.Show-Time.iNFO ♣◄

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
تاریخ انتشار: 2017-01-04
تعداد دانلود: 40
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫مونترآل،کانادا

‫برین! خروجی ها رو پوشش بدین!

‫برین! محدوده رو...

‫از خداوند نشانه ایی را بطلب

‫چه در عمیق ترین اعماق باشد ‫و یا چه در مرتفع ترین ارتفاعات

‫(آیه ی 11 از فصل 7 انجیل)

‫"ترودی"

‫گفتم تکون نخورین ‫برگرد سمت دیوار

‫برو

‫"مکسین کارلسون" هستم ‫با "اریک بومانت" قرار ملاقات داشتم

‫اسمتون رو اینجا نمی بینم خانم کارلسون

‫چه ساعتی قرار داشتین؟

‫عجیبه.مطمئنین؟

‫خانم کارلسون قرار ملاقاتی ندارن

‫آقای یتس

‫- سلام ‫- سلام

‫پیامم بهت نرسید؟

‫چرا

‫ولی اصلاً منطقی نبود

‫اول بهم میگین که برای این ‫کار مناسبم ولی بعدش...

‫حتی ازم مصاحبه هم نشد

‫آره،خب یه وقتایی ‫روالش همینه

‫دیگه کی هست که میتونم ‫راجبش باهاش صحبت کنم؟

‫بررسی توسط من انجام میشه

‫تو قبلاً بررسی شدی

‫حالا هم بازرسی شدی ‫(بررسی مجدد)

‫اگه آقای بومانت قبول نکنه چی؟

‫استفاده از ترسِ به مافوق

‫از اون تکنیک های کتاب درسی

‫ولی مسئله اینه که

‫خیلی وقته کتاب درسی ها ‫رو پشت سر گذاشتیم

‫روز خوبی داشته باشین خانم کارلسون

‫ اینا اطلاعاتی هستن که تا به اینجا میدونیم:

‫ یه مرد مسلح که حامل مواد منفجره ست

‫ وارد کلیسای "سینت مری" میشه

‫ و 14 نفر رو گروگان میگیره

‫پلیس میگه اون از خداوند برای نجات ‫همسرش که به شدت بیماره،شفاعت میخواد

‫ یه مذاکره کننده ی حرفه ای فراخونده شده

‫و پلیس از مردم میخواد که ‫از محوطه دور بمونن...

‫تکون بخورین! ‫تکون بخورین!

‫تکون بخورین! ‫تکون بخورین!

‫گوش میدین چی میگم؟

‫این رو می بینین؟

‫اون رو نجات میدین...ترودی رو

‫وگرنه می کشمشون

‫قسم میخورم

‫گوش میدم

‫بقیه ش مال خودت ‫ممنون

‫باید این مردم رو ببریم اونور

‫- ببخشید ببخشید ‫- لطفاً عقب بمونین

‫"حلِ بحران" ‫برای اریک بومانت کار میکنم

‫آسانسور رو نگه دار

‫ممنون

‫تک تیرانداز تو موقعیته

‫با خون بها بگیرینش

‫هواپیمای اسقف اعظم ‫هنوز در حال پروازه

‫سعی میکنیم باهاش ارتباط برقرار کنیم

‫محیطِ دیدرس رو افزایش بده...

‫باید بهم گوش کنی اریک

‫اون داره زنم رو میکشه

‫ترودی هیچ وقت تو زندگیش مریض نبود

‫اگه خدا بکشتش،نشونش میدم ‫که منم میتونم بکشم

‫تیم قرمز،موقعیتتون رو حفظ کنین

‫به اندازه ی کافی طول کشیده اریک

‫شما اون گروگان ها رو زنده میخواین کاپیتان

‫پس بذارین کارم رو انجام بدم

‫حال زنش چطوره؟

‫هنوز داره عمل میشه

‫پنجره ی عقبی

‫از سقفِ ساختمون پُشتش

‫بالاخره یه هدف واضح ازش داریم

‫مرکز کنترل چی میگه؟

‫خوبه کاپیتان

‫باید تصمیم بگیریم اریک

‫محیطِ دیدرس رو 500 متر دیگه افزایش بده

‫خب.باهاش تماس میگیریم

‫میخوای چیکار کنی؟

‫صبور باش کاپیتان ‫"برنارد" اریک هستم

‫برنارد!

‫وقتی اسقف اعظم رو پای تلفن آوردم ‫میخوای ازش چی بپرسم؟

‫ چه در مرتفع ترین ارتفاعات

‫اون چی میگه؟

‫یه چیزی از خداوند بطلب...

‫نشانه ایی بطلب

‫"از خداوند نشانه ایی بطلب"

‫کتابِ اشعیا...

‫فکر کنم

‫یه نفر یکشنبه ها رو از دست نمیداده ‫(مرتب کلیسا میرفته)

‫میتونیم هدف رو بزنیم

‫و اگه تیر خطا بره،اون گروگان ها چی میشن؟

‫چیکار میکنی؟

‫اون یه نشانه میخواد

‫بیا یکی بهش بدیم

‫سلام عزیزم.چه خبر؟

‫"ستفانی" برا آخر هفته منو ‫به کلبه ش دعوت کرده

‫ولی مامان میگه نه

‫خب اگه یه چیزی میخوای ‫باید یه چیزی بدی

‫توافق کردن.میدونم...

‫نظرت چیه که پیشنهاد بدی ‫تابستون بری کلاس ریاضی؟

‫چشمام هم از حدقه درمی یاد اونطوری

‫توافق رو قبول کن

‫بهش بگو حتی اگه قبول نکنه ‫تو کلاس رو میری

‫یه ریسک بکن تا آخر هفته رو به دست بیاری

‫همون کاری که فکر میکنم ‫رو داره انجام میده؟

‫تو بهترینی بابا

‫دختر خودمی

‫دوستت دارم

‫برنارد؟اریک هستم

‫دور بمون

‫تیم قرمز در حالت آماده باش ــه

‫تک تیرانداز در موقعیته

‫میدونم که تو دنبال ‫یه هدایت هستی برنارد

‫منم همینطور

‫شاید بتونیم به هم کمک کنیم

‫با علامت من،ظرف ده ثانیه شلیک کنین

‫بالاخره

‫ده ثانیه با علامتش

‫فکر میکردم اون هیچ وقت ‫از خشونت استفاده نمیکنه

‫راستی،شما کی باشی؟

‫غیرمسلح اومدم

‫درست مثل مسیح در معبد

‫ترودی همراهِ این آدما دعا میکرد

‫تو که نمیخوای بهشون صدمه بزنی

‫فکر نکنم اصلاً بخوای به کسی آسیب برسونی

‫تو فقط...فقط میخوای زنت رو نجات بدی

‫عقب بمون

‫میزنم ها

‫منتظر علامتش باش

‫کل زندگیم بهش ایمان داشتم(خدا)

‫و اون اینکار رو با زنم میکنه؟

‫خدا فکر میکنه که تو بهش شک داری برنارد

‫داره امتحانت میکنه

‫مارک ‫(علامت)

‫ده

‫مارک کیه؟

‫نُه

‫- کتاب انجیل،فصلِ مارک(مرقس) باب 11 ‫- هشت

‫"شخصی که به قلبش شک ‫ندارد،کارش تمام خواهد بود"

‫میخوای خدا کمکت کنه؟ ‫باید زانو بزنی

‫و نشونش بدی که ایمان داری

‫چهار...سه

‫همین حالا انجامش بده برنارد

‫- دو...یک ‫- زانو بزن!

‫آتش!

‫این یه نشانه ست

‫تو در برابر خداوند زانو زدی ‫و اونم نجاتت داد

‫جلیقه رو دربیار

‫تفنگت رو...

‫خب،من حسابی نفرین میشم!

‫تیم "تکتیکال" وارد شین و پاکسازی کنین

‫بیاین اون آدما رو بیاریم بیرون

‫کارت خوب بود

‫دیگه چی داریم؟

‫یه مدیر اجرایی بیمه ‫تو فیلادلفیا ازش باج خواهی شده

‫سابقه جنایی داره

‫اینو بسپر به "ساندرز"

‫- دیگه چی؟ ‫- این هست

‫از یه زوج تو دنور(ایالت کلورادو) پنج میلیون ‫دلار خون بها برای برگردوندن پسرشون خواسته شده

‫و؟

‫پسره هشت سال پیش ناپدید شده

‫آقای بومانت!

‫من مکسین کارلسون هستم

‫درخواست یه شغل تو شرکتتون داده ‫بودم که توسط اولیور یتس رد شدم

‫بخاطر همین اینجایی؟

‫اگه اولیور ردت کرده ‫پس دیگه تمومه

‫متاسفم خانم کارلسون

‫قربان خواهش میکنم...

‫من به تازگی با نمره ی ممتاز ‫از دانشگاه نورت وسترن فارغ شدم

‫از طرف شرکت های حقوقی،

‫تکنولوژی و بانکدار های سرمایه گذار ‫بهم پیشنهاد کار داده شده

‫تبریک میگم

‫کاری که اونجا انجام دادین ‫آقای بومانت

‫این کاری بود که همیشه میخواستم انجام بدم

‫همین؟

‫بهونه ات همینه؟

‫برو تو

‫واقعاً؟

‫لاتینی بلده خو

‫ترجمه از سامان ‫StarTak

‫ خـــــون بـــــهـــــا

‫(دنور،ایالت کلرادو)

‫(روز اول) ‫(ساعت 6:17 عصر)

‫من کلاس بودم."وینس" تو خونه بود

‫رفتم بیرون یه زنگ بزنم

‫خط دهی اون خونه همیشه افتضاح بود

‫پنج دقیقه بیشتر نشد ‫وقتی برگشتم تو،دیدم نیستش

‫و این 8 سال پیش بود؟

‫و هیچ درخواستِ خون بهایی دستتون نرسید؟

‫(پنج میلیون نقد،بی پلیس،وگرنه پسرتون میمیره) ‫- هیچی

‫تا دیشب که وینس برگشت خونه ‫اون عکس به گاراژ چسبیده بود

‫میگن که خودشه

‫خودشه

‫الآن باید 11 سالش باشه

‫خانم و آقای میلر

‫ایشون اولیور یتس هستن

‫شخصیت شناسِ جنایی مون

‫سلام

‫من میرم وسایل رو اونجا ‫میذارم،اگه مشکلی نیست

‫خب کارتون دقیقاً چجوریه؟

‫مذاکره کردن با اریک ــه

More Farsi Persian subtitles for Ransom

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left