نخستین 200 خط.
مترجم: Negar FD
دو... دو...
چیکار میکنی؟
یا باید بگم"دارم رو یه روتین ایروبیک کار میکنم."
یا بگم"برو درتو بزار."
ذرت بوداده تو مایکروویو؟ بیخیال مرد!
دیگه چی؟ میخوای بری کنار ساحل بچه فکا رو کتک بزنی؟
میفهمم چی میگی جر، ولی تا امتحان نکردی ایراد نگیر.
اوه داغه!
-روش کره گرفته! -آره، همینجوری درست میشه.
لعنتی! دیگه رو چه چیزایی کار میکنن؟
یه سیاست کارآمد واقعی برای انرژی ملی؟
آره
-دست نزن! -همم؟
دستات چربه...
فقط میخواستم ببینم کمپین از نظر اقتصادی تو چه وضعیه؟
خب، من مشکلی ندارم خودم بهت بگم....
آخه نمیتونی بخونیش. همش دستخط همه.
خب عزیزم، اینو داشته باش
جری بین این همه کار میخواد یه مربی سیرک استخدام کنه
که بیاد به من یاد بده چجوری جلوی دوربین لبخند بزنم.
بهش میگن مشاور رسانه مرد... بیخیال!
اگر میخوایم یه تبلیغ برای کمپین درست کنیم بهتره درست انجامش بدیم.
یه آدم حرفهای رو استخدام کنیم تا بیاد
و من رو به چیزی تبدیل کنه که نیستم.
البته که نه!
ببین، من آدمایی مثل مایک اشمیت رو میشناسم
فک زاویهدار، اسکل...
قبلا تو سربازی ازین آدما دستور میگرفتم.
تنها راه برای برنده شدن ازشون اینه که سنگین تلافی کنیم!
چندتا حرفهای استخدام کنی، یه تبلیغ خوشگل بسازی، تو بازی خودشون شکستشون بدی.
تو پولش رو داری، چرا استفاده نکنیم؟
با این تفاوت که واقعا پولش رو نداری.
ولی ما یه کمپین مردمی هستیم...
پس نباید تبلیغمون همچین چیزی رو نشون بده؟
چی داری میگی اصلا؟
میخوای چندتا فیلم از خانوادهی
روبین تو باغ وحش سندیگو بزاری کنار هم
و کارو تموم کنی؟
نه. دارم میگم یه ویدیوی به روز و هنری درست کنیم.
با استفاده از جدیدترین تکنولوژی مخصوص فیلمبرداری
که اتفاقا بهش دسترسی دارم.
چون زن من...
یه داف به تمام معناست...
یعنی نابغهست.
"دزد" و "دروغگو" رو یادت نره بگی.
با فرمت بتامکس دیگه. نه؟
مایا! نه نه تو جاده نرو! مایا!
-اوکی مامی. سلام! -سلام سلام! مایا!
سلام!
میدونی که نباید تو جاده بدویی.
راجع به اون شب یه توضیح بهت بدهکارم.
نه اشکالی نداره، نیاز نیست چیزی بهم بگی. فقط...
داری به دنی خیانت میکنی؟
به من ربطی نداره. فقط...
فکر نمیکنه بتونم دیگه باهات دوست باشم اگه...
چون آخه درست نیست اینطوری دروغ بگی.
که همهی قرار و سوگندت به همسرت رو بشکنی...
دل طرف میشکنه.
و شاید فکر کنی خیلی امل
-یا اسکل و قدیمیم ولی... -اینطور فکر نمیکنم.
اوکی
پس، چیکار میکردی؟
دوست داشتم بهم بگی.
حس میکنم دیگه هیچکس راجع به هیچی راستش رو بهم نمیگه.
مثل خوک میخوردم و بالا میاوردم.
واقعا میخوای همینو بهش بگی؟
تا ابد هر بار بهت نگاه کنه همین فکرو میکنه.
یه پروژه دارم.
یه نوار ورزش...
ایروبیک.
چیزی که بتونی تو خونه انجام بدی
برای وقتایی که نمیتونی بچه رو بفرستی مهد یا نمیخوای بری باشگاه.
و تو... نمیتونی به شوهرت راجع به این بگی؟
نه تا زمانی که تموم نشده. به زودی تموم میشه.
حس میکنم اگر ببینتش... یه جور دیگه میشه.
-میدونی که مردا چجورین... -احمقن.
-شفاهی -شفاهی...
سطحی... فقط زمانی چیزی رو درک میکنن که جلوی چشماشون باشه.
حداقل امیدوارم که بتونه...
آره...
اوکی این آخر هفته دارم یه مهمونی رنگی میگیرم...
-اوه -این... اینجوریه که...
یه خانمی قراره بیاد و صورتهامونو بررسی کنه...
و بهمون بگه چهرهمون مال چه فصلی از رنگهاست...
و بعد میفهمیم چه رنگایی از آرایش بهمون میاد.
و ارنی هم این رو درک نمیکنه.
ولی خب... میای؟ باید... میخوای بیای؟
ترجیج میدم تو آتیشسوزی بمیرم.
اوه البته خیلی دوست دارم بیام!
نمیتونی اینکارو بکنی... نمیتونی هی دروغ بگی.
و اینکارو نمیکنی!
فقط تا زمانی که به اندازهی کافی جمع کردی. فقط تا وقتی که کارت تموم بشه.
یکی برای اونا، یکی برای تو.
و وقتی همهش تموم شد، حقیقت رو میگی.
عزیزم؟ میشه صحبت کنیم؟
الان میام.
دارم میام تو.
یادت رفت در کوفتی رو قفل کنی.
اوه، خوبی؟
چی؟ گفتم میام بیرون. چی اینقدر مهمه؟
واقعا اونطور به نظر میام؟
تو اون تبلیغ مایک اشمیت... مثل یه جن کوچیک بی سر و پا؟
آخه، چطور ممکنه کسی من رو به عنوان یه کاندید سیاسی جدی بگیره
اگر واقعا اونطوری به نظر میام؟
عزیزم... اون یه تبلیغ تخریبگر بود...
یه دروغ.
وقتی ما ویدیومون رو بسازیم
تو همون قهرمانی که هستی به نظر میای.
میدونی، جری میگه باید یه آدم حرفهای رو استخدام کنیم ولی...
فکر میکنم تمام چیزی که نیاز دارم تویی.
فقط چیزی که میخواد رو بهش بده...
خیلی وقته که بهش ندادیش...
اگر یه کم فضا و آزادی میخوای انجامش بده.
میخوای درو قفل کنی؟
آره، آره میخوام.
وقت استراحته.
آره، منظورت وقت سیگاره.
-فرقی ندارن که. -نمیفهمم...
-کسی که اینقدر به ورزش علاقه داره... -نیازی نیست بفهمی.
-تا حالا سعی کردی ترک کنی؟ -ترک کردم.
و بعد دوباره شروع کردم.
تا حالا نشده به انجام دادن کاری ادامه بدی که میدونی باید قطعش کنی؟
میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
چرا هنوز تظاهر میکنی از شوهرت خوشت میاد؟
نه قدش بلنده نه پولداره.
اون باهوشترین مردیه که میشناسم.
آره، هیچوقت از مردای باهوش خوشم نمیومد.
مغزشون کار کنه... کیرشون نه.
از نظر کیر هم عقلش کار میکنه...
اکثرا از باورهاش خوشم میاد.
و عاشقش هم هستم... جوری که بهش تظاهر نمیکنم.
میشه برگردیم سر تمرین؟
یه روتین کامل داریم که باید تمومش کنیم.
با خودم گفتم اگه یه سوال ازت بپرسم دیگه حرف نمیزنی.
دارم این ویدیو رو بخاطر تایلر میگیرم.
خیلی برای ساختن ویدیوی پروپاگاندای شوهرت هیجانزدهست.
-تبلیغ کمپین... -حالا هرچی.
و چون فکر میکنم یه شانس کمی هست که...
خیلی ایدهی بدی برای کسب و کار نباشه.
اینکارو انجام نمیدم تا دوستای جون جونی بشیم
پس خیالت راحت باشه.
خب، من دوستای زن زیادی دارم. پس...
پیداش کردم! پیداش کردم لعنتی رو!
یه جای بینقص برای ویدیومون.
نور طبیعی محشر
هیچ آینهای نیست که گند بزنه به فیلمبرداریم... هزینهی کم!
هیچی! فقط همینقدر باید خرج کنیم! هیچی.
- چه قدر؟ -500 دلار.
برای دو روز.
یکی از رفیقامه، تقریبا داره مجانی میده.
شاید اگر یه کارت اعتباری دیگه برای این ماه بگیری...
اونطوری تا زمانی که یه کم پول دستت بیاد، حداقل پولش رو پرداخت میکنی.
خدای من خیلی دوست خوبی هستی، مرسی که اومدی.
اوه البته، حالت خوبه؟
نه یه کاری کردم. خیلی بده.
قول میدی فکر نکنی یه هیولام؟
فکر کرده هیولا خودشه؟
دیوونه بازی در نیار بابا.
گفتن همهش طبیعیه
و اینکه صورتم زود خوب میشه
و فکر کنم فقط پوستم واکنش بدی به اسید نشون داده.
صورتت رو کردی تو اسید؟
بدتر، به یکی دیگه پول دادم تا صورتم رو بکنه تو اسید.
یه نوع کرم روسی که بعضی از خانمای کلاب استفاده میکنن.
اوکی خب چه قدر بده؟
-اونقدر بد نیست. -اوه خدای من
صورتم تنها جای خوبم بود رفتم اونم داغون کردم.
اینطور نیست، خیلی خوشگلی.
موهای خیلی خوشگلی داری. تو آدم خوشگلی هستی.
هم درونت و هم بیرونت.
و صورتت هم بهتر میشه.
منظورم اینه که... مگه همینطوری کار نمیکنه؟
وقتی درمان شه بهتر از قبل میشه دیگه.
مثل عضلات میمونه.
کاری میکنی دردناک و گرفته بشن ولی بعد برمیگردن...
قویتر از قبل.
ممنون.
برای ارنی یه دوربین جدید گرفتم.
ثابت بمون... چشما ثابت... دهن ثابت...
عه؟ خوشحاله؟
نه، نه واقعا... هنوز راجع به قبلی ناراحته.
و منم نمیفهمم چطور یه دوربین میتونه اینقدر ارزش معنوی داشته باشه.
و الانم باید با این قیافه میزبانی کنم...
تنها چیزی که الان باعث شده دووم بیارم
اینه که میدونم تو هم اینجایی.
و وافل! اگر وافل درست کنم میخوری؟
از این یکی نمیتونی در بری...
البته.
پس، یک بار دیگه!
نمیتونیم قضیهی بانی یا چیزی از ایروبیک به شوهرم بگیم.
اوکی؟ اونا به من مربوطن.
به ما... نه اون.
پس تا زمانی که اینجاییم، فقط میچسبیم به صحبتای ویدیوی کمپین.
اوکی؟
-نعنا. -همم؟
تو سس سالسا...
هفتهی پیش ده تا از اینا خوردم.
نه، چهاردهتا.
دارم یه کالبدشکافی کامل با دهنم رو اینا انجام میدم
No comments yet. Be the first to leave one.