نخستین 200 خط.
مايک بيچاره رو نگاه کن
مثل يه سگ دلباخته بهت خيره شده
بيچاره مايک، هيچ رابطهاي رو يه ساله تموم نکرده
شش ماه
خب اين. بگو، بالاخره کي به آپارتمانت ميري؟
کاراي وامم تقريبا درست شده
امروز ميرم
به همين زوديا ميزم- کجاست؟-
توي دولوت، نزديک هتل فدريکو ايتاليايي
پس بايد خيلي گرون باشه
700هزار دلار قيمت بازاره
ولي من400 هزار گير اوردم
چطور؟
پرافول..واقعا دخت گجراتي هستي
ببين، من هفت سال اينجا جون کندم
و هيچ بچهاي هم نداري
!پدر و مادر که دارم
چرا اتاق 503 تميز نشده؟
خب تابلو"مزاحم نشيد"رو زده بودن
جاي نگراني نيست
خب شما ميگفتين براي تميز کردن اتاق اومدين
نه..الان داريم ناهار ميخوريم ولي اول بايد اون تابلو رو بردارين
معدرت ميخوام
..خيلي، افتخار ميدين منم پيشتون بشينم
اين کيه ئاره ميزنگه؟
ناهار نوش جون، خانمها- ممنون-
!پرافول
"بهشت منتظر منه"
"و با آغوش باز اشاره ميکنه"
"زندگي عزيز"
حالا پابند تقدير رو خرد کن" "و بيشتر زندگي کن
"زندگي عزيز"
خوبه؟
اره؟
نور خورشيد هم يه خورده از اون پنجره مياد
رو به روش يک پارک هم هست
پس، هيچ ساختماني جلوي ديد شما نيست
و معبد هندوها همين دور اطرافه
معبد هندوها؟
اين گرودوارا هستش
ما هندو هستيم
براي سيکهاست
اها
يه کبابسراي هندي هم دو کوچه پايينتر هستش
اما من سبزيجات ميخورم
اها سبزي ميخورين
..باشه، خب
ميدوني چيه، بذار کمکت کنم
يه قلقي داره
با يه اشاره شما باز ميشه
اينم از اين- ممنونم-
قابلتون رو نداشت الانم ميتوني بيرون رو ببينيد
"بشکن و به پرواز در بيا"
"بالهات رو باز کن و پرواز کن"
"بالهات رو باز کن و پرواز کن"
"بالهات رو باز کن و پرواز کن"
"پرواز کن و برو"
خانم پاتل اين اپارتمان مفت گيرتون اومد
همين ديروز800هزار دلار بابت اين اپارتمان پرداخت کرديم
..ميدونم، من
باشه خوبه
خب من کاراشو انجام ميدم و چطوره دوشنبه همديگه رو توي دفترم ببينيم؟
اره- باشه-
ممنون- ممنون، اقاي استيون-
روز خوبي داشته باشين
سلام..سلام خانم جولي- سلام-
من اومدم اقاي سنتيا رو ببينم
صداشون بزنين- بذار بهشون بگم شما اومدين-
من همينجا منتظرم
باشه- اسمم پرافول پاتل هستش-
گوتجا
سلام سنتيا، ملاقات کننده داري
:ترجمه تخصصي رسانه فرهنگي هنري باليووديها مترجم: نعيم/ بازبيني: بينگسا
باشه، الان بهشون ميگم
خانم پاتل، سنتيا ميخواد شما رو ببينه- ممنون-
خانم، اگه ميتونين يه خورده سريعتر وامم رو جور کني
..من فقط دو هفته
شما براي پيش برداخت براي رهن ميخوايد؟- بله-
فقط يه مورد ميخواد
من فقط نمرات رو ببينم و همه چي تمومه
ايناهاش- خوبه-
شما هم فقط اينو امضا کنين
و اينو
...و
..اينو
ميتونم از خودکارتون استفاده کنم؟- بله-
اينجا؟- اره-
خوبه، دوشنبه باهاتون تماس ميگرم
خوبه، باشه
ممنون
يک پيتزاي مارگراتي لطفا
و..يه نان سير
..سلام امبر
ببخشيد، نتونستم جوابتو بدم
خيلي سرم شلوغه
..خب بگو عروسي در چه حاليه
عروس من؟
گوش کن، تو بايد به لاس وگاس بيايي
لاس وگاس؟ براي چي؟
هيچي، ميريم خريد مثل بقيه مجردا
فقط من و تو
مجردي؟
با من؟
وندي با بقيه دوستان نميان؟
نه پراف، فقط من و تو
خيلي هم خوبه
ببين امبر، من براي خونهم يه خورده پول دارم جمع ميکنم
..خب، زيادي نميتونم خرج کنم
من ترتيب همه چي رو دادم
واقعا؟
لاس وگاس مجاني؟
پيشنهاد خوبيه
..اما
اما نميتونم
من نميتونم بيام
..پراف
چي..باز هم
تو با گلهاي من چه دشمني داري؟
ببخشيد، ببخشيد، ببخشيد- کار هر روزته-
برات پيتزا مارگراتي گرفتم
ماشين ببين بيا اينجا
تو بايد به اموزشگاه رانندگي بري- سريع، سريع-
واو
عجب چيزي
امروز خيلي دلم هوس پيتزا کرده
چيه امروز بخشنده شدي؟
چيزي شده؟
بابا، کيف پولت کوچکه دلت هم خيلي کوچکه
ميگي من خسيسم
و تو دست دل بازي
..سي ساله دارم مخارج دوتا رو ميدم
اما تو روزي رفتي سرکار يه قرون براي.. اين خونه خرج کردي؟
بابا، بذار خونه خودمو بگيرم
بعد کل حقوقم رو زير پات ميذارم پولدارت ميکنم
خريد خونه که شوخي نيست
بايد درباره منطقه شناخت داشته باشي؟
خيلي چيزا رو بايد در نظر گرفت اصلا متوجه هستي؟
حالا از کجا معلوم وامت درست بشه؟
بابا، تو همش منو دست کم ميگيري
ممکن کردن کاراي ناممکن کار پرفول پاتل هستش
..بسه انقد غر نزنين
بذار سرمايه گذاري کنه
تو که هميشه تو اون دکان حسابرسي ميکني
اين بيچاره کل روز داره ميشوره تميز ميکنه خسته شده
بذار راحت بخوره- مامان، اين شستن و جارو زدن نيست-
من توي صنعت هتل داري کار ميکنم
ميخواي يادت بدم؟- اره-
اداره سرويس دهي اتاقها- اره، اره-
..من که همش دارم حساب و کتاب ميکنم
..تو چي؟ همش جلو کامپيوتري
کل روز رو خريد ميکني..
..من که الماس يا طلا نميخرم
واسه خونه خريد ميکنم..
بخاطر همين زانوم خيلي درد ميکنه
براي جراحيش پول داري؟
ضروري؟
..دخترته، توجيهش کن
براي خودش ميگم
اگه پول داره تو کار من سرمايه گذار کنه
کار؟ کار سمبوسه گجرات؟
بابا، اين يکي ديگه به سياست کاري من نمياد
يه جوري ميگه انگار شقالقمر کردي
من براي اينکه تو هيچ مشقتي نداشته باشي مثل خدمتکارا دارم کار ميکنم
براي تحصيلات تورو اينجا اوردم
اما درگير عشق اينجور چيزا شدي
با وجود مخالفت ما تصميم ازدواج گرفتي
و تو هم هيچ تحملش نکردي
با وجود مخالفت ما باز حرف خودشو ميزنه
حرف از هوش و ذکاوت خودش ميزنه
پرفو، مردم اينجا از کجا به کجاها که نميرن
اما خودتو ببين.. هنوز مسئوليتت گردن منه
همون بهتر که شما دوتا رو نخواستم بياين
ما جامون همون احمداباد خوب بود
وقتي خونه رو بگيرم ديگه سنگيني بار منو احساس نميکني
واقعا؟- حالا مشکلت چيه؟-
هووم؟- خب دخترم، براي چي ازدواج نميکني؟-
اونوقت به خونه خودتم ميرسي
بعد از چند سال، اين همه پيشنهاد که بهت ميدن تموم ميشه
و خونه رو ميخواي چکار؟
ميخواي دوست پسرت رو بياري؟
اره، دوست پسرم رو ميارم
چي؟ تو پسر خونهت مياري؟
نه، همون بهتر که خونه نخري
تو دختري و طلاق هم گرفتي
بعدش حرف از دوست پسر ميزنه
الان ديگه واقعا ميخواد تو محل ابرو منو ببره- درباره چي داري حرف ميزني؟-
شما داري دربازه محلي صحبت ميکني که شما تو طبقه اخرش زندگي ميکني
همه رو دازي نگاه ميکني ولي کسي نيست تورو اون پايين ببينه
کسي اهميت نميده، خيالت تخت
شنيدي؟ دخترت درباره من چي ميگه؟
ادم با پدرش اينجوري صحبت ميکنه
بخاطر همين تا الان که هيچ کاري نميکنه
اشتباه پشت اشتباه
...کمد اين خط و اين نشون
باز اين دچار اشتباه ميشه..
اره، من اشتباه ميکنم
من دارم اشتباه ميکنم قبول هم دارم
مثل شماها نميتونم دروغ بگم يه نگاه به خودتون بندازين
اگه زن و شوهرا اينجورين همون بهتر که مجردم
پس از خونهم گمشو بيرون
No comments yet. Be the first to leave one.