نخستین 200 خط.
یه تماس تلفنی داری
نمیخوای جواب بدی؟
تماس برقرار نمیاشد لطفا پیغام بگذارید
منم، جانگ هی ته
تماس گرفتم ببینم کارم به کجا رسیده
بعد از تموم شدن کارم میام اونجا
چرا نمیتونی ضرب حفظ کنی؟
.نمیدونم
تو گفتی میخوای بهم بگی
دلیلشو نمیدونم
تو دلیلشو نمیدونی؟
بله
2 x 7 = 14.
2 x 8 = 16.
2 x 9 = 18.
3 x 1 = 3.
3 x 2 = 6.
3 x 3 = 9.
3 x 4 = 12, 3 x 5 = 15.
3 x 6 = 18, 3 x 7...
3 x 7...
خیلی سخته؟
3نمیدونی؟ x 7
2 x 1 = 2.
2 x 2 = 4.
2 x 3 = 6.
.ولش کن کافیه
فعلا بسه
تو بدون بلد بودن ضربم میتونی کار کنی و خانواده تشکیل بدی
این روزها ماشین حسابها خیلی خوبن
!عالیه
خیلی خوشحالی ، پدر سوخته
3به بعد بلد نیستی؟ x پس تو ضرب 7
آره
میگن هر کس یه گره ای داره
3تاست xمال تو هم 7
وقتی جوون بودم
اگه پدر بزرگم بهم سخت میگرفت هر جوری بود حفظش میکردم
اما اون نکرد؟
بله
اون هیچ وقت سرزنشم نکرد
اگر میکرد
شاید آدم بهتری میشدم
....اما
آیا پدر بزرگت واقعا تو رو پیدا کرده بود؟
اون گفت منو گذاشته بودن پشت در
وقتی یه نوزدا بودم
پدر بزرگم نمیدونست کی منو ول کرده
پدر بزرگت کی فوت کرد؟
پیارسال
تابوتشو من ساختم
همه مردم بالاخره میمیرن
پدرمم همیشه همینو میگفت
همه در نهایت میمیرن
پس گریه نکن
برای همین من هر شب گریه میکردم
چه اتفاقی میافته اگه مامان هم بمیره؟
اگه مامانم بمیره چه اتفاقی برای من و یی ری می افته
چطوری میتونیم غذا بخوریم؟
چطوری میتونیم بریم مدرسه؟
اگه از دستش بدیم دیگه نمیتونیم ببینیمش
اگه منم از دلتنگی اون بمیرم؟
بعدش اگه یی ری تنه بمونه چیکارکنم؟
گفتی دیگه گریه نمیکنی بازم که داری گریه میکنی
بعد از طوفان
که بی دلیل به ذهنم حمله کرده بود
چطور میتونم به همسرم که هفت سال باهاش بودم شک کنم
بازم این افکار به ذهنم حمله میکرد
شاید خیلی وقته همو میشناسن
اونا هم سن و سالن پس شاید همکلاسی دوره ابتدایی هم باشن
اگه اینطور باشه اونا طبیعه که دست همو بگیرن
اینقدر سریع بهش شک نکن
شاید مخصوصا اینکار کردن
باید واضح ازهمسرم بپرسم
اونم پشت سر هم قه قه میخنده
و از این حرف شگفت زده میشه
وقتی که همسرم ببینم
میخواستم اینجوری باهاش برخورد کنم
- هان چیه؟ - هیونگ
....هی سو نونا
اون الان توی آمبولانس
مامان یه راست بیا بیمارستان
.باشه
.آره
بابا کجایی؟
سریع بیا بیمارستان نونا حالش بد شده
تمامي حقوق مادي و معنوي اين زيرنويس متعلق به تيم ترجمه "هــزار در"ميباشد و انتشار آن بدون تگ هاي اختصاصي و ذکر منبع مجاز نيست و پيگرد قانوني دارد
تلفنت بده به من
جاگ کیه؟
یکی از آشناها
منم خانم پارک اونی حالش چطوره؟
از این طرف
اون یک زن 35 ساله بیهوش
دکترش توی این بیمارستانه برای همین ما هم اوردیمش اینجا
کم پیدایی
چیز غیر عادی اتفاق افتاده؟
هیچ چی
وضعیتش تغیر کرده
اون هنوزم بیهوشه
تنفسشم مختل شده
باید براش لوله بذاریم بلیدو بده
مهم نیست چه اتفاقی می افته
تقصیر تو نیست
.میدونم
یادم میمونه
چی شده؟
وقت غذا وردن خانم پارک بود
من رفتم توی اتاقش
.هی سو
کجا بودی گوشیت خاموش بود
شما نمیتونید
نزدیک نشین
.نمی تونم ببینم
.نمی تونم ببینم
42غلظت%.
ممکنه اینجوری از دست بدیمش
گردنش فشار بده
حالش چطوره؟
چیر بدی نیست که؟
معلومه که هست
درجه حرارت بدنش به 40 رسیده بوده
شما متوجه نشده بودین؟
اون دیروز نرمال بود
صبح درجه حرارتش 36.4درجه بود
بعد از ظهر رسید به 37.4درجه
اون یه تب خفیف داشت اما به هیچ وجه بالاتر از 38درجه نرسید
امروز چی؟
امروز درجه حرارتش چند بوده؟
یعنی یه روزه به 40 رسیده؟
ممکنه
سیستم ایمنی بدنش مدتهاست که در خطره این ممکنه یه جور واکنش باشه برای همین درجه حرارتش رفته بالا
فکر میکردم این مدت که ندیدمش حالش خوب بوده
اما مثل اینکه اینطوری نبوده
اون توی نایش پر از خلط بوده
الان تنفسش بهتر شده
اما علائم حیاتیش ضعیف به نظر میرسه
من مشکوکم به ذات الریه
باید ازش عکس رادیولوژی بگیریم
بفرماین
.باشه
زیاد نگران نباشین
اون قبلا هم ذات الریه گرفته ولی خوب شده
.البته
هی سوی من واقعا قویه
هیچ کس نمیتونست به اندا زه اون تحمل کنه
البته من باید اسش رو توی رکوردهای گینس وارد کنم
گذاشتم برای بعد چون انگلیسی باید حرف میزدم
پس زود باشین یاد بگیرین
دکتر ازت تشکر کرد بخاطر اقداات به موقع
آفرین
...بخاطر
اون روزه که توی بارون موند؟
دخترم
مگه قول ندادیم
کلمات ناراحت کننده رو فراموش کنیم
تقصیر تو یا من نیست
...خودتو سرزنش نکن
یا هر کس دیگه ای رو
وگرنه تا بی نهایت این سزنش ادامه پیدا میکنه
همراه جانگ هی سو
اگه با بخش "آی سی یو"آشنایی داشته باشین
میدونین در در " آی سی یو" فقط
دو کلمه برای اونا معنی داره
...زندگی
و مرگ...
....بیمار و خانوادشون بین این دو کلمه
روی یک خط باید تعادلشون حفظ کنند
خنده دار تر این بود که
وقتی خواهرم داشت بین مرگ و زندگی دست و پا میزد
من احساس خشم داشتم
پدر و مارد به چه دردی میخورن؟
هیچ کس نمیدونست وقتی که تو نفست قطع شده بود
حتی نمیتونستی کمک بخوای
حتما خیلی ترسناک بوده برای دخترم
عجیب نیست؟
من باید عادت کرده باشم
اما هنوزم میترسم ، مامان
نترس
اگه اتفاقی برای تو بیافته
من هم دنبالت میام
آیا آدمی مثل شما میتونه اینکار بکنه؟
من تو رو به دنیا آوردم
از اول با هم بودیم
و تا آخر م با همیم
پس حق نداری کلک بزنی زود تر از من بری
اگر اول من رفتم
من تو رو به خوبی و مراقبت بغلت میکنم میبرم
برای این کار باید زورت برسه
پس تا اون موقع باید قدرتت حفظ کنی
خفه شدم
پتو رو بکش کنار
چون شما اینجایی مامانش ، درجه حرارتش اومده پایین
واقعا؟
درسته
دخترم باید قوی باشه
ارتباط شما برقرار نمیباشد لطفا پیام بگذارید
تو کی هستی؟
!چیکار میکنی
!تو
!اگه نمترسی
No comments yet. Be the first to leave one.