Bosch: Legacy

Bosch: Legacy

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Bosch Legacy S02E03 Inside Man 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Bosch Legacy S02E03 Inside Man 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Bosch Legacy S02E03 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Bosch Legacy S02E03 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Bosch Legacy S02E03 Inside Man 1080p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Bosch Legacy S02E03 Inside Man 720p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Bosch Legacy S02E03 Inside Man 480p WEB-DL x264-RMTeam
ناشر Amirali_Pm
█⫸ امیرعلی_پی‌ام ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
480p
480
تاریخ انتشار: 2023-10-21
تعداد دانلود: 53
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫آنچه در باش: میراث گذشت...

‫سوخت مجانی. بیشتر از این سود‌آور نمیشه.

‫خب راجرز پیش روس‌ها خیلی محبوب نیست.

‫تحت فشار زیادیـه که سوخت بیشتری تحویل بده.

‫فکر کنم نقشه‌ی کانتینر حمل و نقلـه.

‫اون عدد هفت رقمی،

‫شماره پیگیریـه.

‫برنامه اینه که امروز بعدازظهر قایق رو بردارن.

‫بدرود چاقال.

‫دنیا جای بهتری شده.

‫شکی توش نیست.

‫درباره‌ی این فرد صحبت کردیم.

‫احساسات قوی‌ای رو پیش کشیده.

‫آره، فکر کنم که تصور می‌کردم که ‫خلاص شدن از دستش اوضاع رو درست می‌کنه.

‫دخترم رو دزدیدن.

‫- وای لعنتی. ‫- کی؟

‫ تو آخرین بار کِی باهاش صحبت کردی؟

‫همون مردیـه که بیرون آپارتمان مدی دیدم.

‫همین الان داکوایلر خودش رو تحویل پلیس داده.

‫حالا بگو دخترم کجاست؟

‫گاییدمت. گاییدمت!

‫من اینجام!

‫برده‌تش بیابون.

‫هی، منم باهات میام.

‫مدی! مدی!

‫پیدات کردم.

‫پیدات کردم.

‫پیدات کردم.

‫پیدات کردم.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫شکلات پروتئینی که نشد غذا.

‫- واقعاً؟ ‫- اوهوم.

‫«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام» ‫ .:: Amirali_Subs@ ::.

‫دیدی؟ اونقدر‌ها هم بد نبود.

‫همم. شیفتمـه. باید برم.

‫خیلی کم پیش هم بودیم.

‫صبح چه ساعتی باید شهرداری باشی؟

‫ام، مثل همیشه. 9 اینطورها. چطور؟

‫تو قهوه درست کن. منم املت درست می‌کنم.

‫همینجا ساعت هفت صبح.

‫چه قراری بشه.

‫مراقب خودت باش.

‫همیشه هستم.

‫خواب موندی؟

‫لکس؟

‫«باش: میراث» ‫«فصل دوم، قسمت سوّم»

‫اگه جات بودم،

‫درباره‌ی عوض کردن ‫ مهاربند ساختمون فکر می‌کردم.

‫لعنت بهش. ‫ همین الان هم بیشتر از بودجه خرج کردیم.

‫پیشنهاد می‌کنم از پایه‌های مارپیچ فولادی ‫ هم استفاده کنیم.

‫گفتم که. تو فهرست نواقص چیا هست؟

‫یه سری خرده ریز.

‫یه مقدار دیوار کاذب، عایق آب و هوا، ‫درپوش‌های پریز‌.

‫می‌دونی چیه؟ فکر کنم خودم کار رو تموم کنم.

‫مطمئنی؟

‫می‌دونی که این روزا شهرداری خیلی سخت‌گیر شده.

‫به نفعته که یه متخصص حرفه‌ای، تا آخر کار

‫همه‌چی رو بررسی کنه.

‫ببین، می‌دونم نمی‌تونم ‫ مشکلات دنیا رو درست کنم.

‫ولی قطعاً می‌تونم خونه‌ی خودم ‫ رو درست کنم، نمی‌تونم؟

‫صورت‌حساب نهایی رو برات می‌فرستم.

‫موفق باشی آقای باش.

‫چه خبر شده؟

‫پدرت اخراجم کرد.

‫ماسیمو رو اخراج کردی؟

‫در واقع اخراجش نکردم. ‫فقط دیگه به خدماتش نیاز ندارم.

‫ولی کارش هنوز تموم نشده.

‫خودم کار رو تموم می‌کنم.

‫- مطمئنی؟ ‫- یه فهرست نواقصـه دیگه.

‫آره، ولی خب هیچوقت تموم نمیشه.

‫برای همینـه که الان دارم انجامش میدم.

‫به اون آلبوم مایلز موزلی که ‫بهت دادم گوش دادی؟

‫نه هنوز فرصتش پیش نیومده.

‫خب، بهتره که پسِش بدم آلبوم رو.

‫باشه، می‌تونی پس بدی.

‫می‌تونم توی گوشیم دانلود کنم.

‫ای آدم بی‌ذوق. ‫ آدم اینجوری موسیقی واقعی گوش نمیده.

‫خب، هندزفری‌هام به اندازه‌ی کافی خوبن.

‫حداقل با کامپیوتر دانلود کن.

‫با هدفونی که کریسمس برات گرفتم گوش کن.

‫- باشه. ‫- برای گوش‌هات هم بهتره.

‫باشه.

‫خب، واسه شام چی می‌خوری؟

‫آم، از قبل برنامه‌ دارم براش.

‫دوست پسر؟

‫شاید.

‫آم، خبرت می‌کنم.

‫هروقت قطعی شد زنگ بزن.

‫باشه.

‫دیوید فاستر باهامون بیا.

‫برای قتل لکسی پارکس بازداشتی.

‫دیوید، چه خبر شده؟

‫نمی‌دونم. اشتباه می‌کنن.

‫حق این رو داری که ساکت باشی.

‫- هرچی که بگی... ‫- به هانی چندلر زنگ بزن.

‫... ممکنه علیه‌ت در دادگاه استفاده بشه.

‫اسم دیوید فاستر به گوشت خورده؟

‫چند سال پیش یه موکلی به اسم دیوید فاستر داشتم. ‫اگه منظورت اونه که آره.

‫زنش زنگ زد.

‫بازداشت شده و می‌خواد ازش دفاع کنی.

‫اتهامش چیه؟

‫قتل. متیو شمارش رو داره.

‫بهش زنگ می‌زنم.

‫از دنده چپ پاشدی؟

‫خوب نخوابیدم.

‫باید یه جایی برای خودت جور کنی.

‫دنبالشم. همه‌جا گرونـه.

‫بیا منطقه بویل هایتس.

‫ببین خوشت میاد یا نه.

‫من عمراً وارد اون شلوغ بازار نمیشم.

‫جدا از اون، رفت و اومدش می‌کشه منو.

‫کار میدانی چطوره؟

‫عاشق‌شم.

‫لباس‌های خودم رو می‌پوشم، ‫موهامو باز می‌ذارم. آدم‌‌بد‌ها هم هستن.

‫حسودیم شد. مردم اینقدر حوصله‌م سر رفت.

‫تو یه چشم بهم زدن ‫ برمی‌گردی به کار میدانی.

‫امیدوارم.

‫- قرار برقراره؟ ‫- آره.

‫- خوبه. ‫- مراقب باش.

‫- تو هم همینطور. ‫- خیلی بانمکی.

‫جدی میگم. زخم کاغذ واقعاً بده.

‫خفه شو.

‫عفونت می‌کنه.

‫گمشو دیگه. ازت بدم میاد.

‫- فعلاً. ‫- فعلاً.

‫اف‌بی‌آی اومده دنبالت.

‫- دنبال من؟ ‫- همین رو گفتن.

‫بفرست‌شون داخل.

‫سرکار خانم وکیل. ‫ من مامور اف‌بی‌آی سیلویا جیمز هستم.

‫لوکاس جونز هستم.

‫چه کاری می‌تونم براتون بکنم؟

‫چند ماه پیش جسد کارل راجرز و گوون کیتینگ

‫توی کانتینری که داشت توی شهر هو چی مین،

‫تخلیه میشد پیدا شد.

‫بهشون شلیک شده بود.

‫شاید تو اخبار یه چیزایی دیده باشید.

‫ما مبدا کانتینر رو تا یه انباری توی

‫بندر لانگ بیچ ردیابی کردیم.

‫و اطلاعات گرفته شده از نزدیک‌ترین آنتن

‫شماره شما رو به ما داد.

‫که ازش برای پیام دادن به یک ‫کارآگاه بازنشسته لس‌آنجلس که

‫در همون زمان در بخش دیگه‌ای از بندر بود، ‫استفاده شده بود.

‫چه اتفاقی.

‫هر دوتاتون زدید تو جاده خاکی، ‫درست توی زمان و مکان مشابه.

‫دقیقاً همون روزی که قرار بود کانتینر ‫وارد کشتی‌ای به مقصد ویتنام بشه؟

‫همم.

‫مایلیم بدونیم اونجا چیکار می‌کردید،

‫شما و باش.

‫متاسفانه نمی‌تونم کمک‌تون کنم.

‫این فرصت شماست که ‫داستان‌تون رو رسمی ثبت کنید.

‫چه رسمی چه غیررسمی، چیزی ندارم که ‫بهتون بخوام بگم.

‫اگه نمی‌خوای با ما صحبت کنی، ‫ می‌تونی با هیئت منصفه صحبت کنی.

‫به شما اخطار داده میشه که ‫هیچ فایل، مدرک، ارتباطات یا

‫هر چیز دیگه‌ای که مربوط به این پرونده‌ست ‫رو از بین نبرید.

‫انجام این کار نقض قوانین فدرالی خواهد بود.

‫راه خروج رو خودتون بلدید.

‫اینا دیگه چی می‌خواستن؟

‫دنبال اطلاعات بودن.

‫مربوط به کارل راجرزه؟

‫ظاهراً که هست.

‫انگار این قصه سر دراز داره.

‫به نظر خیلی نگران نیستی.

‫یه پیام نصفه دارن که کسی رو مقصر نمی‌کنه.

‫کسی باهاشون یا با هیئت منصفه‌ صحبت نمی‌کنه.

‫پرونده‌شون دود میشه میره هوا.

‫بذار یه چیزی بپرسم.

‫رز یا رامیرز هم احضاریه گرفتن؟

‫فقط من.

‫آها.

‫فکر می‌کنی چیز خاصیـه؟

‫شاید نباشه.

‫به کریت و برل هشدار میدم. ‫به مو هم همینطور.

‫باید فرض کنیم که دارن می‌بینن و گوش میدن.

‫خب این‌که مشخص بود و ‫تو هم دقیقاً کاری رو کردی که می‌خواستن.

‫مستقیم اومدی پیش من.

‫لعنتی. ببخشید.

‫کارت حاکی از عذاب وجدانـه.

‫برای چیزی عذاب وجدان داری؟

‫نه ندارم. حتی یک لحظه.

‫خوبه. منم همینطور.

‫می‌خوای دزدکی وارد مدارک و ارتباطات یه ‫دفتر حقوقی بشم؟

‫ایمیل، پیامک، تاریخچه تماس.

‫همون دفتری که بیشتر از هر کسی ‫از جمله خودت، بهم پول میده؟

‫صدای انفجاری یادت نمیاد شما؟

‫پای خودتم گیره داداش من.

‫آره، کاملاً آگاهم.

‫باید بدونم رز و رامیرز با کی ارتباط دارن.

‫اگه یکیشون بخواد همکاری کنه،

‫باید بدونیم مامور‌های فدرال چه اهرمی دارن.

‫عجب اتلاف وقتی.

‫من فقط اینجام چون شرکت بیمه‌م گفته باید بیام.

‫در‌های ماشین‌تون قفل بوده؟

‫زیر 5 دقیقه برگشتم.

‫فقط رفتم داخل که یه چیزی رو پس بدم.

‫در نتیجه خیر. اون چیز کجا بوده؟

‫توی یه کیف رو صندلی جلو.

‫کیف رو هم بردن؟

‫بله بردن.

‫شیء گم شده رو توصیف کنید.

More Farsi Persian subtitles for Bosch: Legacy

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left