Into the White

Into the White

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Into the White (2012) MKV 2 73 GB (104 Min)
ناشر mr7
MR7 تنظيم و زمانبندي مجدد از

برچسب‌ها

mkv
تاریخ انتشار: 2013-10-27
تعداد دانلود: 69
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

برگرفته شده از وقايع حقيقي

در زمستان سال 1940 بين انگلستان و آلماني هاي واقع در نروژ جنگي رخ داد

هدف اين جنگ، افزايش کنترل بر روي معادن آهن نروژ بود

بين بمب اندازهاي آلماني و هواپيماهاي انگليسي جنگي درگرفت

*بيش از 60درصد اين فيلم بصورت شنيداري ترجمه شده است*

"در ميانِ سپيدي"

استروک" زخمي شدي؟"- نه-

اسکوارتز" ؟"- آرنج ـم يکم ضرب ديده-

هاوک" ؟"

هاوک" ؟"- اون مرده-

گروهبان، چند تا باند بيار ضدعفوني شون کن و بذارشون اينجا

من ميرم اونجا يه راهي واسه رفتن پيدا کنم

دارم ميميرم؟ مطمئني نميميرم؟

افسر فقط آرنج ـت يکم ضربه ديده فقط آرنج ـت

آماده اي؟

چرا انقدر به پروازش ادامه داد؟ همه مون بهش گفتيم بايد برگرده

تجربه ي اين کار رو نداشت

آقاي "ليوتانت"؟ !"ليوتانت"

!"ليوتانت"

! "چوپيس"- !من اين پايينم-

توي برف ها

چه اتفاقي افتاد؟

افتادم اينجا !اين اتفاق افتاد

عاليه

جوزف"، کتابت"- چي گير آوردي؟-

شش ساعت واسه ش توي "الکساندرپلاس" معطل شدم

بالاخره، "هيتلر" خودش اومد اين دست خط خود اونه

بسکويت، شکلات، سوسيس کلم و آبجو

آبجو؟- نميدوني چيه، مگه نه آقاي "ليوتانت"؟-

آره، حق با توئه

الان بايد چيکار کنيم؟

تا اون سرازيري رو پياده ميريم ارتش رو پيدا ميکنيم و دوباره برميگرديم سر جنگ

هاک" بخاطر کشورش کشته شد"

"...در زمانِ نياز، مانند يک قهرمان بلند ميشوند"

،مرگ در نظر آنها حقير است" "مصمم و خونسرد

"...ولي"

"ولي بايد وقايعي رخ دهد تا استعداد ها فراخوانده شوند"

حراج کردنِ سرنوشت، مجبور کردن يک مرد" "...که به پاي آنها بيفتد

"به يکباره، تصميمي کامل مي گيرند"

شبيه همون چيزيه که "هيتلر" بم گفت

بهمون گفت

مي فهميد؟

ما مقابل 3تا از هواپيماهاي دشمن تنها بوديم، ولي زنده مونديم

و يکيشون رو هم زديم.الان هم هوا 20 درجه زير صفره ولي ما يخ نزديم

اون چراغو خاموش کن باتري رو احتياج داريم

نميتونيم شانسي بريم به يه سمت

!مواظب باش

"استروک"

سورتمه خيلي سنگينه- کمربند رو باز کن-

چي؟- کمربندت رو باز کن-

آردِ جو

آب گير نيورديد؟

آتش رو روشن کن

نروژي ها آدماي تمام عياري هستن

لعنت به شانس

فقط دوتا کبريت هست

ميشنويد؟

من از اينجا متنفرم

!صبر کنيد- کي اونجاست؟-

!صبرکنيد! بايستيد

چي؟

انگليسي ها

شما کي هستيد؟

يه افسر انگلستان و يه سرباز- اينجا چيکار مي کنيد؟-

هواپيمامون سه مايليِ اينجا سقوط کرده

شما کي هستيد؟- ما خلبان هاي آلماني هستيم-

ما هم سقوط کرديم

...خب

بيايد داخل- آقاي "ليوتانت"؟-

ممنون

احتمالاً امکانش وجود نداره ولي ميشه يه ليوان چاي به من بديد؟

"ليوتانت هورس چوپيس"

ايشون هم گروهبان "وولفگانگ استراک" و "افسر "جوزف شوارتز

من هم کاپتان "ديونپورت" هستم اين هم توپ انداز من "اسميت" ـه

شب رو کجا خوابيديد؟- توي هواپيما-

و شماها؟- توي يه حفره برفي-

احتمالاً اينجا خونه ي يه شکارچيه

واسه همه مون اتاق هست

من و "اسميت" اونجا ميتونيم بخوابيم- نه-

اين رختخواب ماست- رختخواب شما؟-

همه مون تازه رسيديم اينجا چطور ميشه تختخواب مال شما باشه؟

اينطور بهتره، من اونجا ميخوابم گوش کن، ما مهربون بوديم که دعوتتون کرديم داخل

بله، ولي مثل اينکه اينجا يه خوابگاه نروژي هاست

حالا کيه که نميخواد چيزهايي که هست رو با بقيه تقسيم کنه؟ من يا تو؟

اينجا به اشغال آلماني ها يعني من در اومده

و دير يا زود اينجا بخشي از آلمان ميشه

پس بريد اونجا و بگيريد بشينيد

من يه افسر انگليسي هستم و به دستورهاي کسي مثل تو اعتنا نميکنم

الان ساعت پنج ـه، و شماها از الان زنداني هاي ريچارد سوم هستيد

بهتون دستور ميدم بريد اون طرف

ريچارد سوم بره به جهنم- !خفه شو-

هيچوقت تکرار نکن اين حرفو- الان يه وضعيت غيرطبيعيه-

بايد با همديگه همکاري کنيم- آره، همکاري ميکنيم-

ولي الان زندانيِ ما هستيد

ليوتانت"، بهتر نيست بهشون شليک کنيم؟"

نه- لطفاً انگليسي حرف بزنيد-

چرا نه؟- چون ما وحشي نيستيم-

انگليسي لطفاً- ساکت شو-

اگه فرصتشو پيدا کنن مي کشنمون، مطمئنم

خب، پس بکششون

من بايد بشون شليک کنم؟- آره-

آره، بت اجازه ميدم

زود باش

ميخواي بهم شليک کني؟

ولي ميتونن به عنوان گروگان مفيد باشن

وقتي از اينجا رفتيم، ميتونن رد پاي اشتباهي توي برف ها بذارن

پس بذارم زنده بمونن؟- آره-

احتمالاً اينطور بهتره

تو بايد جغجغه دستت بگيري، نه تفنگ

دست ها روي تخته، اين يه درخواست نيست گفتم دست هاتون روي تخته

ما غيرمسلحيم

خوبه، ميذاريمش کنار آتيشمون- اونو بده ش من-

ما آتش و نور راه ميندازيم

اون رو پدرم وقتي 15 سالم بود بهم داد برام خوش شانسي مياره

الانم خوش شانسي کاپتان دور و برتو نگاه

وقتي خواستيم بريم، بهت پسش ميدم

قول ميدم

نه، الان بده ش به من وقتي احتياج داشتي بيا بهت ميدمش

تا نگيرمش جايي نميرم- چرا واسه همچين چيز کوچيکي مشکل درست ميکني؟-

اين چيز کوچيکي نيست، تا جايي هم که دارم مي بينم، شما مشکل درست مي کنيد

آلماني هاي لعنتي

برگرد

!آروم

ميخوام حقيقتي رو براتون روشن کنم شما زنداني هاي جنگي هستيد

و فقط تا وقتيکه اوضاع جوي بهتر بشه توي اين اتاق کنار ما مي مونيد

فردا، ما ميريم سمت ساحل بعدش منتقل ميشيد به کمپ زنداني ها

روشنه؟

مختصر و مفيد بود

اين قسمتِ انگليسي هاست و اين هم مال آلماني ها

هر دفعه که ميخوايد قسمتِ انگليسي ها رو ترک کنيد، بايد اجازه بگيريد

درغير اينصورت بهتون شليک مي کنيم

شيرفهم شد؟

آره

...با اين حساب و بر اساس قرار دادمون

ما يه دونه تخت داريم ...و سه وعده غذا در روز

و همينطور امکانات ورزشي

نگران نباش، منصفانه رفتار ميکنم

!من که فکر نکنم براي رعايت انصاف بدرد بخوري

توي اين چنين شرايطي، خيلي ها ميگن خالي کردن يه گلوله توي سرت منصفانه ست

شما همون غذاي ما رو ميخوريد

جايگاه خواب و بقيه چيزها هم همينطوره

...و براي امکانات ورزشي تون

!اجازه بديد يه جاي زيباي نروژي رو بهتون معرفي کنم

سوال ديگه اي هست؟

توالت کجاست؟

توالت اون بيرون، دست چپه

!بگير، اينم کاغذ توالت

اين که کاغذ توالت نيست

!کوچک ترشون کن

تا جايي که ميتوني عصبانيشون کن وادارشون کن دعوا کنن

استرس و اعصاب خوردي بشون وارد کن

بله قربان

استراک" باهات مياد"

واسه برگشتن چوب بيشتري بيار با خودت

تو اسمت چي بود؟

من، "اسميت" ـم

يبار ديگه ميگم

من اسمم "اسميت" ـه، تو چي؟

اسمت چيه؟- "استراک"-

خب، شترمرغ

چقدر نروژ رو دوست داري؟

فکر کنم بسه، نميتونم ديگه

راسته که آلماني ها چيزي بجز سوسيس نميخورن؟

هي شترمرغ، تو چطور سردت نيست؟

شايد اونقدر احمقي که سرما رو اصلاً حس نميکني

تو حالت خوبه؟

آره

کمکش کن

برو

بايد لباسامو عوض کنم

خوشبختانه اون انگليسي نمي فهمه- شايد اون اصلاً آلماني نباشه-

من چم شده؟

وضعش خرابه؟- نه، نه-

بايد تميزش کنم- اوه، عجب عفونتي کرده-

بدون اجازه از اون خط رد نشو

هر جور شما بخواي

چيزي نيست

ميخواستم کمکشون کنم

من يه افسر انگليسي ام و "اسميت" هم يه مأمور مخفي توي نيروي هواييه

ما واسه غذا خوردن روي زمين نمي شينيم

چرا داري دردسر درست ميکني؟

ما هم مثل شما روي ميز غذا ميخوريم به نظرت اين مشکله؟

نه، اصلاً

اون طرفشو بگير

بفرما بشين- "ممنون "اسميت-

خب... از غذاتون لذت ببريد

خوشمزه ست؟- !اينو ميگي؟ حتماً شوخيت گرفته-

مقويه- پس خودت بخورش-

آلماني ها چند روز ميتونن با همين غذا سر کنن- چي؟مگه آلماني ها نرفتن؟-

نه- پس چرا به لهستان حمله کرديد؟-

تو، برو توي تختت

پس ديگه نميخوري؟- نه-

يه "نازي" بايد از اين غذا لذت ببره

بايد به سربازت آداب و نظم ياد بدي

اين به شما ربطي نداره

..."کاپتان "ديونپورت

حق با شماست،به من ربطي نداره

شايد بخاطر اينه که سرباز من فقط از دستورات خودم پيروي ميکنه

چرا نشينيم و مثل انسان هاي متمدن با هم حرف نزنيم؟

تمومش کنيم

More Farsi Persian subtitles for Into the White

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left