نخستین 200 خط.
آگوست: ببخشید، متاسفم
ویلهلم، صبر کن
خواهش میکنم، ویلهلم
باید حرف بزنیم
حداقل قبل از اینکه بری
یه برادر همیشه برادرت میمونه
!ویلهلم: انقدر بهم زنگ نزن
ویلهلم: گند زدی به همه چیز زندگیتو برات جهنم میکنم
آگوست: هرکاری میکنم که منو ببخشی
آگوست: ویله، خواهش میکنم جوابمو بده
...خب
سلام- سلام-
سلام- سلام مارکوس-
چطوری؟- ممنون، شما خوبین؟-
خوبم
اوضاع تو اصطبل چطور بود؟- خوب بود-
مارکوس میخواد از دستشویی استفاده کنه- باشه-
ممنون- اونجا...آره-
...خب
یه نامه داری
قبول شدم
قراره تو منر هوس زندگی کنم
خوب بود
...ممنون، تو
آها داشتم به بابا تو اصطبل کمک میکردم
خواهرت از اتوبوس جا موند، واسه همین رسوندمش خونه
تازه گواهینامه ی رانندگی گرفتم واسه همین رانندگی کردن برام جالبه
خوبه، به ماریبرگ میری؟
آره، امسال سال آخرمه
فکر کنم باهم به یه مهدکودک میرفتیم
مگه تو پسر لوتی نیستی؟
آره، مارکوس
سیمون
...میخواستم برم دستشویی، بعد صداتو شنیدم و
...اومدم ببینمت
...خب
...راستی
تا حالا به کائوکه تو تومپس رفتی؟
باید گاهی وقتا باهام بیای ...وقتی میتونی اینطوری بخونی
قطعا موفق میشی
تو اینستا فالوت میکنم
باشه
خوبه
ویلهلم: آگوست داره تلاش میکنه ازم عذرخواهی کنه !!انگار همچین چیزی ممکنه
!فلیس: عجب خریه
ویلهلم: قطعا تنبیه میشه
فلیس: بیا تو مدرسه صحبت کنیم
سلام، مامان
الان داشتم با بابات صحبت میکرم بهم گفت قراره اسب سواری رو بذاری کنار
میخواستی کی بهم بگی؟
سعی کردم بگم، ولی گوش نمیدی- درک نمیکنم-
یه عالمه طول کشید تا روسو رو گیر بیاریم حالا تو میخوای تسلیم بشی، آره؟
...ولی مامان، میدونم
همونطور که درموردش صحبت کردی
کلاس های سوارکاری بپ پندروپ رو واسه تابستون رزرو کردیم
مامان سارا تو منر هوس پذیرفته شده- فلیس-
سارا: قراره با تو زندگی کنم
بالاخره شد- واقعا خوبه، ممنون-
واقعا؟- این چیه؟-
قراره ازت در برابر انرژی های بد محافظت کنه
و اینم هست
بهت کمک میکنه بخوابی
نمیدونم چقدر بتونه کمک کنه، منظورم با این همه سر و صداست
سال سومی ها به زودی میرن مهمونی شروع ترم فورست ریج هوسه
آخرین مهمونیشونه واسه همین خر تو خره
مطمئنی که اشکال نداره تو اتاقت بمونم؟
آره، آره، آره- ...نمیخوام-
نه، نه، نگران نباش خیلی خب، شب بخیر بچه ها
مدی، خوب بخوابی
بالاخره اتاق شخصی خودمو دارم میتونم ساج روشن کنم
وسایلمو کجا بذارم؟- تو یکی از قفسه های اونجا-
کدومش؟ اینجا یه کم... نامرتبه
!جنده های خوش صورت، همش به فکر پولن
!انقدر بکن(جنده ها رو)تا کور شی، مردم بگن بی دولن
!بگیرش
!بشین، ماسک بزن- یالا-
!گیرت انداختم
به یه شروع خفن خوش اومدی
!جنده های خوش صورت، همش به فکر پولن
یه سلامتی- !آره، عالیه-
!جنده های خوشگل
بنوشین، بنوشین، بنوشین
༻ @lets_be_l ترجمه اختصاصی چنل ༺ ᗢ Zahra : مترجم ᗢ
گوش کن
آزمونی که تو رو به دختر واقعی منر هوس تبدیل میکنه،
اینه که یواشکی به مهمونی سال سومی ها بری
و یه کاری کنی مجبور بشن مهمونیشون رو متوقف کنن
اگه نمیخوای اجباری در کار نیست
بیخیال بابا، قانون و سنتمونه- بذار کارشو بکنه-
بیخیال- اون که ترسو نیست-
نه
وایسا، وایسا این نباید صدمه ببینه
چون فقط یه دونه ازش هست، پس برش میدارم
برو! برو دیگه- !برو-
تا وقتی که مهمونیشونو جمع نکردی، برنگرد
!سعی کن انجامش بدی
!یالا، سارا
حس بدی دارم
سارا از وقتی رسوندیمش جواب نمیده
مامان، اون معمولا پیاماشو جواب نمیده
...مامان
احتمالا سرگرم اینه که جای درست قاشق و چنگالا رو یاد بگیره
نباید میذاشتم بره اونجا
آره، ولی الان دیگه دیر شده
سعی میکنم باهاش تماس بگیرم
!ترم آخره
!ترم آخره !آگوست-
!آگوست
سلام- !رفیق-
باند گرل هم اینجاست، کجا بودی؟
لعنتی آخرین سفرمون تو تعیطلات رو از دست دادی
سیشل فوق العاده بود- حیرت انگیز بود، رفیق-
چی دارین میگین؟
... خدمتکار فرانسوا یه کاندوم تو استخر پیدا کرد، بعد
اون شناور بود- واسه همین باید با تور میگرفتنش-
باید خودت اونجا بودی تا میفهمیدی
آره، نمیخواستم ترم آخر
شکم مشروب خوری دربیارم
شوخی میکنی نه؟ مستی چیزی هستی؟
منو که میشناسی، ها؟
سیمون: چرا جواب نمیدی؟
سیمون: مامان خیلی نگرانه
!قدرت جنده ی خوشگل منر
!آتیش
سیمه، چیشده؟
...سلام، میتونی...میتونی
میتونی منو به عمارت ببری؟- شرمنده داداش، پیش خالهـمم-
!لعنتی
سیمون: رُش،میشه لطفا منو ببری به عمارت؟
رُش: ببخشید خونه نیستم
!گندش بزنن
مارکوس_ دنبال کردن
فکر نکنم مشغول رانندگی باشی درسته؟
...درحال نوشتن
سلام،نه؟ راننده میخوای؟
مامان
ممنون
چه خبره؟
سلام
ما جشن سال سومی ها رو زدیم داغون کردیم
چی؟- این دیوونگی بود-
خونه ای؟- ...نه، همین الان رسیدم هیلرسکا-
اگه میخوای دهن آگوستو سرویس کنی الان وقتشه بیا به مهمونیشون
الو؟
بیا
سلام واقعا ممنونم
خواهش میکنم، به نظر خیلی ضروری بود
ولی... حداقل میتونی بیای جلو بشینی
تاکسی که نیستم
آره
شرمنده
...ببخشید، در مورد ساراعه، اون
احتمالا موادی چیزی مصرف کرده- میفهمم، نگران نباش، بریم-
میگم که مزخرفترین پارتی ممکن بود
همه هم اونجا بودن
میتونی چمدونمو بذاری اونجا بعدا میام
جدی، گوش کن، گوش کن
...عجب
ولیعهد- خوش اومدی-
چه خبرا؟- سلامتی-
کی میخواد به مهمونی سال سومی ها بره؟
میخوایم ولی ما دعوت نیستیم و اجازه نداریم بریم بیرون
درسته ولی اگه کمکم کنین از مالین رد بشم میتونم ببرمتون
خودمون جورش میکنیم- چی؟-
سلام ویلهلم، خوش اومدی مرسی-
داری جدی میگی؟- آره جدی ام-
باید الان بریم- دیدی سارا پرچممون رو سوزوند؟
این دیوونگی بود- میدونم دیوونگی محض بود-
دختره رد داده- الان میریم یا چی؟-
بیاین بریم
واقعا ممنون که رسوندیم
قربونت، لازمه باهات بیام، یا...؟
نه مشکلی نیست- مطمئنی؟-
آره- باشه-
ولی ممنون- خواهش-
بعدش مجبور شدم خاموشش کنم- عجب پیرومنیک آشغالی-
موقعیت خیلی بدی بود
...انگار من- هی هی هی، وایسا-
این دیگه چه کوفتیه؟ اینجا چیکار میکنین؟
میخوایم بریم داخل- نه نه نه-
کی بهتون اجازه ی خروج از مدرسه رو داده؟
مگه مهمه؟ میخوایم بریم تو- بیخیال برین خونه بچه ها، جدی میگم-
برو آگوستو بردار بیار- عمرا-
نه، نه، صبر کن ميدوني، ايده ي خوبيه
بریم آگوست رو بیاریم ببینیم به عنوان ارشد چی میگه
فرقی نمیکه- برو اگوست رو بیار-
اینجا شبیه سیرکی چیزیه؟
ویله! خوش برگشتی پسر
قرار بود بگی ولیعهد
چی؟
قرار بود بهم بگی ولیعهد
چیشد؟؟ به چشم
اگه ولیعهد فورا برگردن
ممکنه منم براشون تنبیهی رو لحاظ نکنم
نه، فکر کنم ترجیح بدیم اینجا بمونیم
...ولیعهد...باید بدونه
خوبه منو به چالش بکش
بهم بگو چيکار کنم بعد میبینی چه اتفاقي ميفته
باشه، ولی نمیتونه بهت بگه چیکار کنی
اگه انقدر اصرار داری، پس فکر کنم بتونم استثنا قائل بشم
No comments yet. Be the first to leave one.