نخستین 164 خط.
در پایین قله های، عاری از نسیم کوه های چین
پنهان از جهان بیرون، یک دره مخفی نهفته است
زیستگاه پلنگ برفی
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
یک ماده باردار در آنجا مستقر است
اما نر خشمگین قبلا ستیز خود را نشان داده است
او به قدرت و استقامت نیاز دارد
تا در این دره پرهیاهو از رقبا پیشی بگیرد
بطور محض عشق مادرانه شدید است
از خود گذشتگی او قوی است
این داستان یک پلنگ برفی است
که به ندرت دیده شده
و تا به الان روایت نشده
اینجا سقف جهان است
فلات تبت چینگهای در چین
وسعت گسترده ای دارد
زیستگاه پلنگ برفی
فوریه در کوه های چینگهای چین
گله ای از گوسفند آبی هیمالیا یا بهارال
در میان مناظر صخره ای حرکت می کنند
توسط ماده باردار گرسنه تعقیب شده
بهارال ها هم گرسنه اند
خراشیدن برای علف های یخ زده زیر برف
گوسفند ها هدف آسانی به نظر می رسند
اما چشم انداز تیره و تار پوشش کمی در کمین ارائه می دهد
و بهارال ها چابک هستند
....:::: ترجمه : حانیه رستم آبادی ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
با وجود پنجه های یخ زده او شکار کار سختی است
او هنوز به جستجوی غذای بعدی خود ادامه می دiد
شکم حامله اش پایین آویزان شده
او باید خیلی زود سرپناهی پیدا کند جایی امن که در آن زایمان کند
اما این منطقه نا آشناست
او در کولاک برف بهارال را گم کردi
وقتی هوا صاف می شود او خود را درحاشیه دره پنهان میابد
دروازه ای به دنیای جدید
در میان قله ها پا پس کشیده ای تنها قرار دارد
با نشانه های زندگی
یک مزرعه گاومیش
گرسنه برای بررسی خودش رو به آنجا می رساند
مردم اینجا برای بقای نسل گاومیش ها را پرورش داده اند
و برای همه چیز به آنها وابسته اند
ماستیف تبتی از دام ها محافظت می کند
این سگ ها حیوان خانگی نیستند
و موی آنها هرگز تراشیده نشده
آنها زندگی وحشیانه ای دارند چوپانی گاومیش ها
اسلحه در اینجا ممنوع است
و کشتن پلنگ برفی قدغن شده است
پس سگ ها،آنهارا در میان مرغذار های شیب دار پر از برف دنبال می کنند
همچنین، بهارال ها هم اینجا می چرند
سگ ها دشمن آشنا را بو می کشند
پلنگ برفی نر در حال تمام کردن آخرین شکارش هست
این دره مال اوست
او بر پادشاهی یخ زده خود حکومت می کند
دفاع دوباره از آن دربرابر متجاوز گران از جمله سگ ها
این دره برای پلنگ برفی ماده هم فرصت و هم خطر دارد
اگر توقف کند، لازم است از سگ ها و پلنگ برفی نر دوری کند
تا مارس او انتخاب خود را انجام داده است
در بالای صخره های مزرعه به دنبال کمینگاهی برای زایمان می گردد
برای صد روز آینده
پنهان می ماند و فقط برای شکار انرژی می گیرد
آگوست دره متحول شده
ماده دوباره به دنیا پیوست
او اکنون مادر است
با دو توله جدید از نسل خودش
درحال حاضر یکی جسور و کنجکاو است
دوقلوها تابستان را برای قوی تر شدن دارند
و دانستن درباره دره زیستگاهشان
اما این مکان خائنانست
در هجده ماه آینده
مادر برای زنده نگه داشتن آنها تلاش می کند
نیم مایل پایین تر
گاومیش ها در پیچ و خم رودخانه دره هستند
بیشتر گله ماده و گوساله است
پیر نر آنها را در دید خود دارد
اینجا شکارگاه اوست
و او زخم هایی برای اثبات آن دارد
شاخ فرمان گاومیش می تواند کشنده باشد
مادر از جایگاه رفیعش تماشا می کند
گاومیش ها نزدیک به هم می مانند
اما نر جانباز صبور است
حتی برای چرت زدن هم وقت دارد
پلنگ برفی می تواند هجده ساعت از بیست و چهار ساعت را استراحت کند
اما صدای تیز بلبل دم قرمز اروپایی رویاهایش را قطع می کند
گاومیش ها هنوز از حضور او غافل هستند
سپس او برای به دام انداختن آماده می شود
این نهایت مخفی کاریست
او استاد این بازی است
و پرندگان تماشاگر او کف می زنند
در عرض چند روز
پسر پیر بیشتر گاومیش را خورده است
او روی غذای خود آب خالص چشمه می نوشد
;i به طور طبیعی از طریق صخره ها فیلتر می شود
سمت چپ او چیز جزئی برای به دام انداختن وجود دارد
کرکس لامرگارگر استخوان هارو کامل می بلعد
آنها هشتاد درصد از رژیم غذایی پرندگان را تشکیل می دهند
همچنین، سگ ها همیشه گرسنه اند
با وجود استخدام نگهبان گاومیش ها
آنها هر چیزی که بتوانند را به راحتی پاک سازی می کنند
بالاتر از کف دره توله های سه ماهه تکامل پیدا می کنند
سپتامبر است آنها به سرعت رشد می کنند
راضی هستند در امانند
مادر آنها آزادانه به دنبال غذاست
چند صد قدم پایین تر از کمینگاه پلنگ برفی
روباه تبتی دوقلو های خود را پنهان کرده است
آنها هم زمان با توله ها به دنیا آمدند
همه ی نوجوان ها منتظرند والدینشان برگردند
بعد از هجوم مخفیانه به دره
مامان گربه مهره دار در یک گله گوسفند آبی است
او یک شکارچی در کمین است
اما او می تواند با سرعت چهار مایل در ساعت بدود
این تلاش او شجاعانه بود
با دو توله وابسته به او
نمی تواند خاموش بنشیند
وقتی شب فرا می رسد او تلاش خود را تجدید می کند
بهارال ها محتاط هستند
آنها کوه نوردان متخصصی هستند که میتوانند مستقیما به بالا و پایین صخره بجهند
صبح نشان می دهد او شب موفقی را پشت سر گذاشته
اما کار او تمام نشده است
او باید جایزه خود را به توله ها برساند
این یک مبارزه است
لاشه درشت و سنگین است
هرباری برای استراحت می ایستد
او جلب توجه می کند
کلاغ زاغی ها گوشتخواران دیگر را آگاه و اطراف راتحریک می کنند
صداهای زیاد توجه سگ نیمه وحشی را جلب می کند
تحریک می شود تا جستجو کند
سگ ها حس بویایی بی نظیری دارند
اما این بار بادها برای او یک نعمتند
و توانایی او در بی حرکت ماندن این یکی رو خنثی کرد
مادر لاشه را به جایی که توله ها هستند می کشد
وقتی که موفق شد
او آنها را برای اولین بار با گوشت آشنا می کند
طولی نکشید تا آنها آموزش دیدند
خانواده نمی تواند در آرامش غذا بخورد
مخفی نگه داشتن غذا از کرکس امکان پذیر نیست
سگ ها عقب هستند
منتظر یک دوست
او قرار نیست شکار با ارزش خود را به راهزن ها بسپارد
توله ها به سمت صخره ها فرار می کنند جایی که قرار نیست سگ ها دنبالشان کنند
زمانی که مادر برای محافظت از لاشه مانده است
دو نفر در مقابل یک نفر
اما او برای خانواده اش می جنگد
وقتی که سگ ها تسلیم می شوند او دوباره توله ها را صدا می زند
همه آنها امروز شکم پری خواهند داشت
اکتبر شب ها یخ بندان است
اما روزها هنوز گرم است
پیش از دوره تابستان
گاومیش ها برای فرار از گرما به زمین مرتفع تری رفتند
نر پیر آنها را دنبال کرده بود
پلنگ برفی هر ده روز یک بار نیاز به یک شکار دارد
او به یک قسمت از منطقه می آید
جنبنده نزدیک تر می شود
گاومیش بوی او را استشمام می کند
با وجود بینایی عالی که دارند
او را نمی بینند
نگاه او به جوانتر ها می افتد که سرگردانند
گله پراکنده شده است
پلنگ اجازه رفتن ندارد
مادر گوساله عجله می کند
به خطر انداختن جان خود برای محافظت از فرزندش
گربه بزرگ سماجت می کند
اما مادر باز هم حمایت می کند
برای شکست شکارچی تلاش می کند
No comments yet. Be the first to leave one.