نخستین 200 خط.
«زندان اشتازی، برلین شرقی، آلمان شرقی»
شماره دو
با من بیا
!سوار شو
قلب و دستمون فدای سوسیالیسم
بچهها
«یتیمخانه، آلمان شرقی»
امروز فقط یه روز جدید نیست
برای بعضی از شماها، سرآغاز یه زندگیـه جدیده
والدینتون، شما رو به خاطر زندگی توی غرب رها کردن
اما معنیش این نیست که
چون اونا دنبال جاهطلبیها و هوسهای شخصیشون رفتن
شما هم ایدهآلهای موردنظر ما رو پس بزنین
شاید الان یتیم باشین
اما ما اینجا هستیم
تا از شماها مواظبت کنیم
جمهوری دموکراتیک آلمان از فرزندان خودش مراقبت میکنه
صلح و سوسیالیسم
!در حالت آماده باش
!همیشه آماده
شما دو تا
صلح و سوسیالیسم
!در حالت آماده باش
همیشه آماده
دوباره
!و بلندتر
صلح و سوسیالیسم
!در حالت آماده باش
!همیشه آماده
فصل دوم، قسمت نهم "Chickenfeed"
.::ترجـــمه از : زهـــرا::. Zaaraa90
«کلاینماخنوو، آلمان شرقی»
،اگه تو اون زمان که کشتی به آنگولا میرسه سلاحها رو تحویل کنگره ملی آفریقا بدیم
هیچوقت سلاحها به کیپ تاون نمیرسه
مطمئن نیستم به اندازه کافی توی کنگره ملی، آدم داشته باشیم
پس میفروشیمشون به امپیالای
مهم اینه که به دست آدمای درست برسه
خب
چه نقشهای توی سرتونه؟
فوق محرمانهاس
اما خوشت میاد
گوش کن
رسماً، نمیتونم چیزی بهت بگم خودتم میدونی
اما یکم تحقیق کردم
و میتونم با قاطعیت تمام بهت بگم
مارتین زندهاس
و حالش خوبه
واقعاً؟
مطمئنم
هر چی که میدونی رو بگو
چیز بیشتری نمیدونم و اجازه ندارم بیشتر از اینا بهت بگم
ممنون
میکرو فیلم؟
چی؟
فکر کردم همین که با لیبیاییها معامله اسلحه کردم، کافی باشه
میکروفیلم از همه مهمتره
ارزش بیشتری داره
اطلاعات مخصوص آژانس فدرال که به خوبی کدگذاری شده
اینجوری یکی دو هفته آنالیزورای اشتازی سرشون گرم میشه
وقتی هم که رمزگشاییش میکنن
چندتا اطلاعات ارزشمند توش پیدا میکنن
بگم از کجا به دستم رسیده؟
البته که از طرف من
درست مثل باقی چیزای دیگه
به صورت بیشرمانهای از من سوءاستفاده میکنی تا به هر چیزی که میخوای برسی
آنت رو میفرستن تا سوالپیچت کنه
از کجا خبر داری؟
چون اگه منم بودم، دقیقاً همین کارو میکردم
سعی میکنی از مکس به عنوان اخاذی استفاده کنه
اگه تو بودی این کارو هم میکردی؟
البته
چیز دیگهای هم هست؟
ماموریتت
لنورا
بعد از اینکه میاریش اینجا خانم نتز و آژانس فدرال سرشون گرم میشه
اون موقع میتونیم ناپدید بشیم
خانم نتز، رابط توئه
یه راه برای عبور شما سه تا ترتیب میده
،برای لنورا
مکس و برای تو
منم منتظر میمونم
منتظر تو
و منتظر مکس
برمیگردم
قول میدم
اگه برنگردی، خودم میکشمت
بیاین بیرون! زود
!زودتر
!با من بیاین
بیرون
!لباساتونو عوض کنین
اما شوهر و بچههام کجان؟
اون طرف
!حالا راه بیافت
تینا
!راه بیافت
به خونه خوش اومدی
مادرم کجاست؟
قراره سوپرایزش کنیم
الان؟
نه
اول باید بریم اداره
بقیه چندتا سوال ازت دارن
بالاخره دور دنیا رو گشتی و برگشتی
چرا جلوی بمبگذاری رو نگرفتی؟
تلاشمو کردم
پیغاممو رسوندی؟ - اوهوم -
نتونستم جلوی انفجارو بگیرم اما مانع از تحقیقات شدم
سازمان سیا معتقد بود که مسئولیت بمبگذاری با توئه
و مدارک زیادی وجود داشت که مستقیماً به تو اشاره میکرد
بهشون ثابت کردم که تو هیچ ربطی به این قضیه نداشتی
اوه، خب، ممنون
بالاخره، تو تنها پسر منی
«مرز عبور، سمت برلین غربی»
به غرب خوش اومدین
ببخشید، امروز زندانیای دیگه هم رد میشن؟
متاسفم، نمیتونم بهتون بگم
«مرز عبور» «مخصوص افراد پیاده»
!تینا
بچهها کجان؟
فکر کردم با تو و کریستوف رد میشن
نه
چقدر وقته که اینجایی؟
خیلی وقت نیست
اوه، خدایا
نه، صبر کن - !توماس -
صبر کن
«سازمان اطلاعات خارجی آلمان شرقی» «مقر فرماندهی، برلین شرقی، آلمان شرقی»
«دستورالعمل عملیات ویژه»
اون اینجاست
خوش برگشتی، همیار راوخ
و ممنون
خدمات شما به ملت طی زمانی که خارج از کشور بودین
نادیده گرفته نخواهد شد
سه سال تمام به بچههای آنگولایی زبان آلمانی یاد میدادم
دقیقاً
خیلی خوب افسانه فاوست رو یاد گرفتن
بچهها حالا میدونن که معامله با شیطان یعنی چی
همچنین موفقیتهای قابل توجهی توی میدان عملیاتی داشتین
...اگه الان بتونین گزارشات رو مرتباً بهمون بدین
با کمال میل
البته اگه قول بدین دفعهی بعد، منو به حال خودم رها نکنین
اینجور که فهمیدم به آژانس اطلاعات فدرال نفوذ کردی؟
درسته
عالیه
دارم برای یه مهمونی سالانه به روستوک میرم
...کشتیمون
به درخواست همیار دیتریخ، این بار اسم یه زن رو روش گذاشتیم
کشتی خانم روزا لوکزامبرگ برای فردا حرکت میکنه
و به محض برگشت، یه گزارش کامل میخوام
همیار اشنایدر
میشه شروع کنیم؟
حالا دیگه پیانو هم میزنی؟
خب
قهوه؟
جنس خوبیه
ترجیح میدم نخورم
مطمئنی آلوده نیست؟
کاملاً مطمئنم
خیلهخب، میشه شروع کنیم؟
از اول شروع میکنیم
متولد سال 1952 در مونیخ
168سانت قد موهای قرمز
بدون فرزند
اینجا نوشته که اون همسر کمیسیوتر تجاری آلمان غربی با آفریقای جنوبی هست
اما در واقع مامور مخفی سازمان اطلاعاتیه آلمان غربیه
دقیقاً سوالت چیه؟
دقیقاً رابطه شما و بریجیت وینکلمن چیه؟
بریجیت وینکلمن یه زن
حساس و احساساتیه
که حس میکنه توی ازدواجش گیر افتاده
راحتترین راه برای دسترسی بهش این بود که یه رابطهی جنسی و صمیمی باهاش برقرار بشه
اگه دنبال فهمیدن همچین چیزی هستی
اما مقاربت باهاش به قصد اهداف کاری بود
من توی کیپ تاون باهاش آشنا کردم
و بعد مشخص شد که مامور آژانس فدراله
و با حزبای دشمن مثل نیروی دفاع آفریقا
و یونیتا کار میکنه
پس سعی کردم گولش بزنم
از طریق اون، اطلاعات ارزشمندی به دست آوردم
اون تنها زن
و تنها زن آلمانی غربی هست که توی نیروی ویژه فوق سری مبارزه با تروریسم کار میکنه
و اطلاعات بینالمللی رو با متحدین غرب رد و بدل میکنه
به نظر کار خیلی سختی بوده
نه واقعاً
پس بیشتر ماه آوریل رو به همراه همدیگه توی پاریس بودین؟
بله
نیروی ویژه توی پاریس ساکن شده بود
نرم، قدم منعطف، با سرعت محکم"
به طوری که کوچیکترین دایرهها هم
همچون رقصی محکم در وسط زمین حرکت میکردند
"و همینطور خیره کننده ایستاده بودند
این چی بود؟
از ریلکه
یه شعره
راجب یه پلنگ توی پاریس
پلنگ توی شعر، توی یه قفس زندگی میکنه
همیشه دلم میخواست بهار پاریس رو ببینم
بریجیت وینکلمن میدونه که اینجایی؟
آره
No comments yet. Be the first to leave one.