Rumours

Rumours

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Rumours 2024 WEB-DL AMZN FLUX Dream Per
ناشر CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • Pishgum • تارخ علی‌خانی 🟦

برچسب‌ها

webdl
cinema_dreaming
pishgum
تاریخ انتشار: 2024-12-22
تعداد دانلود: 73
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

«مترجم: «تارخ علی‌خانی ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫ ‫

‫ ‫

‫ کانادا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ‫ژاپن، بریتانیا و ایالات متحده‌ می‌‌باشد]

‫ ‫

‫ ‫

‫ ‫

‫ ‫

‫ ‫

‫خب تموم شد.

‫بحران در راهه.

‫بریم سرکار دیگه.

‫اول باید شام بخوریم.

‫شام کاریه، ادیسون.

‫جدا؟

‫- تونی؟ ‫- بله؟

‫تو چی می‌گی؟ شام کاریه؟

‫آره، شام کا...

‫راستش من...

‫اول یه غافلگیری کوچیک واست دارم.

‫چی هیلدا؟

‫یه غافلگیری کوچک توی راهمون به سمت آلاچیق.

‫مسیر کوتاهیه.

‫باید بیانیه‌ای که می‌دیم واضح باشه...

‫البته خیلی واضح هم نه...

‫که خودمون رو توی موقعیت بدی قرار بدیم.

‫حتما، دقیقا.

‫این بحران رو نمی‌شه خیلی ‫راحت روش اسم گذاشت.

‫نه.

‫واسه همین باید همه گزینه‌ها رو داشته باشیم.

‫در مورد چی حرف بزنیم؟

‫سوال ما هم همینه دیگه آنتونیو.

‫اصلا اینجا در مورد چی حرف می‌زنیم؟

‫موضوع اصلی‌ای که...

‫می‌دونید، شخصا واسه من موضوع دشواریه.

‫کلی موضوع مهم داریم که ‫باید در موردش حرف بزنیم...

‫چیزهایی که فقط خودمون...

‫به عنوان رهبران جهان متوجه‌اش هستیم.

‫و با این حال دائما دورمون...

‫پر از سوال و مزاحمته.

‫بد نیست یه خلوتی داشته باشیم.

‫بله.

‫آره...

‫کاردوسا!

‫یه لحظه من رو می‌بخشید؟

‫بله.

‫خب حالت چطوره؟

‫خوبم مکسیم. الوئیس چطوره؟

‫خوبه.

‫آره.

‫ما از زمان نشست رمینی با هم حرف نزدیم.

‫مکسیم، گمونم بهتر باشه اتفاقات رمینی ‫ رو فراموش کنیم.

‫نه که فراموشش کنیم. ‫منظورم این نبود که...

‫به نظرم اتفاق زیبا...

‫و پرمعنایی بود.

‫اون زمان به چنین چیزی خیلی نیاز داشتم.

‫و گزارش تلفیقی سالانه مشارکت جهانی...

‫سندیه که واقعا من بهش افتخار می‌کنم.

‫به حاصل کارمون افتخار می‌کنم. ‫ولی صرفا همین.

‫به نظرم باید ازش گذر کنیم.

‫اردوی تابستونی که نیست.

‫- حتما. واسه کار اومدیم دیگه. ‫- آره.

‫خب؟

‫خب این واقعا کشف هیجان‌انگیزیه.

‫توی این منطقه خیلی هم نادر نیست، اما...

‫سیلوین، ظاهرا تو در مورد ‫ این مسئله بحث‌برانگیز...

‫بیشتر از میزبانمون اطلاعات داری.

‫خب درواقع من زودتر اومدم ‫یه نگاهی انداختم...

‫و مکالمه کوتاهی هم...

‫با ناظر انسان‌شناس یعنی دکتر...

‫- دکتر بوفلفولمن. ‫- بوفلفولمن.

‫همان‌طور که ممکنه بدونید من ‫مشغول نوشتن کتابی هستم.

‫کتابی در مورد جغرافیای روانی...

‫قبرستان‌ها و رسوم کفن و دفن.

‫مطمئنم به اندازه باقی آثارتون...

‫شگفت‌انگیز خواهد بود.

‫حالا این چی هست؟ ‫خیلی حال به هم زنه.

‫خب، این یه مثال از چیزیه که...

‫اسمش رو بدن‌های لجن‌زار ‫یا مردم لجن‌زار گذاشتیم.

‫خیلی زیاد هستن و...

‫در ناحیه نیدرزاکسن پیدا می‌شن.

‫وای. چقدر حال به هم زنه.

‫خب مال عصر آهنه.

‫از آهن درست شده؟

‫آره، تقریبا شبیه آهنه، درسته آنتونیو؟

‫ولی نه، درواقع...

‫یه جسد مومیایی‌شده...

‫از عصر آهن، یعنی تقریبا دو هزار سال پیشه.

‫درسته.

‫اسیدهای لجن‌زار...

‫کاملا کل استخوان‌ها رو درون جسد حل کردند...

‫ولی جزئیات سطحیش رو به ‫صورت کامل حفظ کردند...

‫موهاش، پوستش...

‫اثر انگشتش.

‫اثر انگشت آقا یا خانم رو.

‫خب در این مورد...

‫سخته که...

‫مذکره.

‫در این مورد مذکره.

‫اگه به اینجا نگاه کنید...

‫می‌بینید که آلت تناسلیش جدا شده...

‫و دور گردنش آویزان شده.

‫از نظر من که مرده.

‫آره دیگه. در زمینه مردم لجن‌زار...

‫مدارکی مبنی بر شکنجه و ‫ قطع ‌عضو کاملا معموله.

‫دوست ندارم حال کسی رو بد کنم، ‫ولی در برخی موارد...

‫جسدها متعلق به روسا و رهبرانیه که...

‫فداکارانه به قتل رسیدند...

‫چون نتونستند قولشون مبنی ‫ بر برداشت مناسب محصول رو عملی کنند.

‫خیلی‌خب، دوست داریم اینجا هم...

‫کنار محل حفر یه عکس داشته باشیم.

‫لطفا. و بعدش هم می‌ریم سراغ شام.

‫تاتسورو؟

‫یعنی عجیب می‌شه، ‫کشف این که چی هست...

‫متوجه منظورم هستی؟

‫یه روزی در تاریخ دوست داریم بفهمیم...

‫به نظرم راه خوبیه که...

‫شاید بتونی بعد شام...

‫به این موضوع اشاره کنی.

‫لطفا، لطفا.

‫و عکس آخر.

‫سلام.

‫خب بذارید شروع کنم و به همتون...

‫در قصر دانکروده خوشامد بگم.

‫و از همه‌ تشکر کنم که اومدید...

‫مخصوصا با وجود شرایط بغرنج...

‫یا تقریبا بغرنجی که...

‫بخاطر بحران پیش رو پیش آمده...

‫که البته...

‫تو چی، تاتسورو؟

‫خب از اونجایی که مضمون نشست امسال...

‫پشیمانیه...

‫تو پشیمانی‌ای داری؟

‫گمونم بزرگ‌ترین پشیمانی من...

‫این باشه که هرگز اسب‌سواری یاد نگرفتم...

‫فرصتش پیش نیومد، ‫موقعیتش پیش نیومد.

‫همیشه دوست داشتم یاد بگیرم، ‫ولی خب الان دیگه دارم مسن می‌شم.

‫اوه.

‫نه، نه، نه، نه.

‫سیلوین؟

‫از این‌که در نوجوانی متکبر بودم پشیمانیم...

‫مخصوصا در مقابل پدرم...

‫که الان بالاخره می‌فهمم...

‫در شرایط سختی زندگی می‌کرده...

‫چون در دانشکده جامعه‌شناسی ‫سوربن تدریس می‌کنم.

‫احتمالا مرد نیکی بوده...

‫و لایق اذیت‌های من نبوده.

‫کاش زنده بود که می‌تونستم بهش بگم.

‫آنتونیو؟

‫واسه مهمونی لباس مبدل ‫شبیه موسولینی پوشیده بودم.

‫خب قصد توهین که نداشتی. ‫مگه نه آنتونیو؟

‫از نظرم لباس بامزه‌ای بود.

‫نمی‌شه خودت رو اذیت کنی که آنتونیو.

‫مردم الکی خیلی حساسیت نشون می‌دن...

‫به تاریخ حساسیت نشون می‌دن.

‫یعنی، حرفم این نیست که مهم نباشن.

‫اصلا چنین منظوری ندارم. ‫ولی...

‫فرض می‌کنم...

‫الان دیگه اوضاع تغییر کرده.

‫منظورم اینه پیشرفت کردیم.

‫یعنی همین الان رو ببینید...

‫آمریکا، آلمان...

‫ایتالیا، بریتانیا، ژاپن...

‫کانادا...

‫جمهوری فرانسه...

‫رهبران عالی‌رتبه...

‫تک‌تک این کشورها...

‫گرد این میز لذیذ گرد هم آمدن...

‫خوش‌گذرونی می‌کنن و با ‫ دوستان قدیمی تجدید دیدار می‌کنن.

‫آره.

‫- واقعا خوش‌شانسیم که اینجاییم. ‫- واقعا.

‫واقعا خوشبختیم.

‫واقعا خوشبختیم.

‫خوشبختیم.

‫خب قصد ندارم موضوع رو عوض کنم...

‫یا حالمون رو خراب کنم، ‫ولی همچنین اینجا اومدیم...

‫که یه طرح کلی پیش‌نویس ‫برای بیانیه‌ای وقتی...

‫در زمینه بحران فعلی تهیه کنیم.

‫نباید فراموشش کنیم.

‫نه، ولی به نظرم در مورد ‫ این بیانیه و بحران...

‫مهمه که واقعا چیزی که ‫ بهش باور داریم رو بگیم.

‫- بله، البته. ‫- آره.

‫در چنین زمان‌هایی...

‫مردم به ما امید دارن که بهشون ‫ اطمینان و نظم بدیم.

‫- قطعا. ‫- دقیقا.

‫حالا سوالی که دارم اینه که...

‫توضیحی برای این بحران داریم؟

‫یعنی کلی یا به صورت جزئی

‫مشخص کردیم که عاملش چیه؟

‫- و چه چیزی رو به خطر می‌اندازه؟ ‫- بله، بله، کاملا، کاملا.

‫دقیقا.

More Farsi Persian subtitles for Rumours

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left