Repulsion

Repulsion

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Repulsion (1965) 1080p 720p BluRay YIFY
ناشر ramin.nekouei
ارائه‌شده توسط مدرس و پژوهشگر زبان و ادبیات انگلیسی ✉️ [email protected]

برچسب‌ها

bluray
تاریخ انتشار: 2025-03-15
تعداد دانلود: 60
مخصوص ناشنوایان: No
FPS: 23.976

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

بدین‌وسیله گواهی می‌شود فیلم انزجار جهت نمایش تأیید شده است» «مشروط بر اینکه گروه سنی زیر ۱۶ سال در سالن حضور نداشته باشند

«انزجار»

ارائه‌شده توسط مدرس و پژوهشگر زبان و ادبیات انگلیسی

خوابتون برده؟ - وای، ببخشید -

گمونم در عالم عشق سِیر می‌کنید

چرا این پیرزن بدعنق همه‌ش گیر میده به من؟

این هفته دومین باره که این کار رو می‌کنه نزدیک بود از دهنم در بِره بگم می‌زارم میرم

با تواَم، خوابی؟ - این سؤال منم بود -

دوباره بهم گفته تا هفت بمونم

این چه‌لاکیه دارید می‌زنید؟

همون همیشگیه، خانوم - نه، از این طرح خسته شدم -

هوس کردم تغییرش بدم

برام مارک رِولون، طرح یخ‌افروخته‌شو بزنید - بله، الان میارم -

مادام دِنیز؟

مادام دِنیز، خانم روندلوشام مارک رِولون، طرح یخ‌افروخته‌ش رو می‌خوان

بعید می‌دونم موجود داشته باشیم

اینو براش بزن. متوجه تفاوتش نمیشه

«میخانه و سالن غذاخوری»

چطوری، جیگر؟ یه حالی بهمون میدی؟

آخه اینم شد غذا که می‌خوری

پاشو ببرمت ویلِر، خوبه؟

باید برگردم

خب، می‌شینیم سریع یه چیزی می‌خوریم

پاشو

نمی‌تونم. دیرم میشه

مگه… مگه چقدر طول می‌کِشه؟

نریم؟

نمی‌تونم

خب دیگه، خدافظ

یه لحظه… یه لحظه صبر کن، امشب چی پس؟

شرمنده، امشب نمی‌رسم

قشنگ دل آدم رو می‌شکونی

حالا سعادت نصیب کی شده؟

با خواهرم قرار شام دارم

آشپزیش خوبه؟

نمی‌دونم. تا حالا بهش فکر نکرده بودم

دیگه بدتر از… خوراک ماهی با سیب‌زمینی سرخ‌کرده که نیست «نوعی غذای انگلیسی»

فکر کنم برای شام خرگوش داریم

عه، خرگوش؟

فکر می‌کردم همه‌شون رو… سقط کردن

…نه، خواهرم دوستش - خرگوشه؟ -

نه، فکر کنم دوست خواهرم خرگوش داره

طفلکی خرگوشه… فردا چه‌کاره‌ای؟

فردا؟ - آره. بیا فردا با هم شام بخوریم -

داخل «هوپ‌اَندتوی» می‌بینمت همون میکده اون‌سمت

حدود… ساعت هفت خوبه؟

سلام - سلام -

راه بیوفت، پسر. وقت پیاده‌رویه

بریم پیاده‌روی

امروز خوش گذشت؟

عزیزم؟ - بله؟ -

کار چطور بود؟ - بد نبود -

امروز هوا گرفته

هنوزم می‌خوای بری بیرون؟

عزیزم، خواهش می‌کنم دوباره شروع نکن

چقدر طول می‌کِشه؟ - بهت که گفتم -

دو هفته؟ - نخوره بهت -

چقدر؟

ده‌دوازده روز

بیشتر نمیشه؟

امروز یه خبر جالب توی اخبار شنیدم

چرا وسایلش رو توی دست‌شویی می‌ذاره؟

وزیر بهداشت… اسمش چی بود؟

توی سینکش مارماهی پیدا کرده بود

تلویزیون نشونش داد خود اخبارگوئه هم خنده‌ش گرفته بود

چرا مسواکش رو توی جامسواکی من می‌ذاره؟

کَرول، بس کن

باید این شکاف رو تعمیر کنیم

چی؟

به‌به - سلام -

زود اومدی. فکر می‌کردم چند ساعت دیگه بیای

دیگه یه دقیقه هم نمی‌تونستم بدون تو سر کنم

دیوونه. به‌هرحال گفتی هشت‌ونیم من هنوز چیزی آماده نکردم

امشب روزنامه یه تیتر جنجالی زده

حداقل یه ساعت طول می‌کِشه - چی؟ -

خرگوشت رو میگم. دارم می‌پزمش

ببین: «بگذارید به‌جوش بیاید. مقداری از آب آن را خالی کنید «سپس به‌مدت یک‌ساعت‌ونیم با حرارت کم پخته شود

باشه پس، امشب بیرون شام می‌خوریم. می‌برمت بیرون

بیا، اینو بخون

آره، خودم می‌دونم. توی تلویزیون دیدمش

لعنت به این ناقوس

مارماهی اینان

کاش لااقل شاه‌میگو بودن

دیدی آخر نزاشتی دست‌پختم رو به‌رُخت بکِشم

می‌تونی سر شام برام تعریف کنی

اینا کار دیگه‌ای جز وقت‌وناوقت ناقاره‌زدن ندارن؟

نصف‌شب ندیدی چه‌جور سروصدا می‌کنن

موندم دنبال چی هستن؟ شاید مهمونی الواتی چیزی دارن

شاید یه روز منو هم دعوت کردن

برو بهترین لباست رو بپوش، تا حسابی سر کِیفم

اینجا رو باش

آبجی خوشگله

احوال شریف؟

فکر کردم قراره توی خونه غذا بخورین

قرار نیست شام بخورید؟

چرا. شام می‌خورم

ولی اینجا نمی‌خوری؟ - نه -

اینجا نمی‌خورم

اون برس رو میدی، لطفا؟

حالا یه‌بار دارم میرم بیرون لازم نیست اخم‌وتَخم کنی

اخم‌وتَخم نکردم - خب، روی خوشی هم نشون نمیدی -

بسه دیگه، مگه می‌خوای توی مسابقه دختر شایسته شرکت کنی؟

می‌خوایم بریم برج کج پیزا رو ببینیم؟

فکر نمی‌کنم سیندرلا از من خوشش بیاد

سیندرلا»؟» - آبجی کوچیکه -

این حرفا چیه؟

بالاخره می‌خوایم بریم برج کج پیزا رو ببینیم؟

زیادی حساس نیست، به‌نظرت؟

فقط یه‌کم زودرنجه، همین

این که نشد حرف. بایستی دکتر ببینتش

یعنی چی؟ - هیچی، هیچی، هیچی -

نه، بگو ببینم منظورت چی بود - هیچی، فراموشش کن -

مگه نمی‌خوای برج کج کوفتی پیزا رو ببینی؟ …باشه می‌ریم ببینیمش! فقط آروم بگیر

خیر سرمون شام اومدیم بیرون

وقتی خودت شروع می‌کنی دیگه بحث رو عوض نکن، فهمیدی؟

بیا پسر، وقت شامه

وقت شامه، زود باش

بیا پسر، یه شام خوشمزه داریم

«اِدیت پیاف؛ خواننده شانتوز فرانسوی»

«در جبهه غرب خبری نیست؛ به‌قلم ایریش ماریا ریمارک»

ببخشید

ببین، من دیگه باید برم یه چیزی توی آپارتمان جا گذاشتم

داری میری؟ مگه منو نمی‌رسونی؟

دیرم میشه

لامصب چقدر داغه. تو با تاکسی برو

بیا، بگیر

اینو یادت رفت. امشب می‌بینمت دیگه؟

…خب

خودم باهات تماس می‌گیرم، باشه؟

زنگت می‌زنم

سلام عزیزم. خوب خوابیدی؟

بد نبود

هر شب می‌خواد بیاد اینجا؟

فکر نمی‌کنم این موضوع به تو ربطی داشته باشه

ولی متأهله

عزیزم، توی رابطه من دخالت نکن

هرکسی زندگی خودشو داره، می‌دونی که

چرا وایسادی منو نگاه می‌کنی؟ برو تلفن رو جواب بده

نمی‌بینی دستم بنده؟

اَلو؟ - خانم لِدو؟ -

بله؟

تا کِی می‌بایست منتظر پرداخت اجاره‌بهاتون باشم؟

آها. با خواهرم کار دارید؟

حتما… رفته بیرون؟ - نه‌خیر، اینجاست -

…گوشی دستتون

کیه؟ - صاحب‌خونه -

وای، خدا. اینم همین‌امروز باید تلفن کنه؟

بله، بفرمایید؟ - خانم لِدو؟ -

…ببینید، بنده واقعا شرمنده‌م - باید هم باشید -

بفرمایید تا کِی بایستی بلاتکلیف بمونم؟ - …بهتون قول میدم -

وعده و وعیدتون رو قبلا شنیدم - بهتون قول میدم… فردا پولتون رو پرداخت کنم -

دو هفته پیش هم همین رو گفتید

مطمئن باشید فردا پول به دستتون می‌رسه

…ببینید، اگر می‌خواید زرنگ‌بازی دربیارید - خواهرم شخصا میاد و تقدیمتون می‌کنه -

خودتون نمیارید؟ - خیر -

برای تعطیلات عازم سفر هستم

…ببینید، خانم لِدو… این آخرین فرصتیه که

خواهرم شخصا میاد و تقدیمتون می‌کنه. بهتون قول میدم

بهتره این‌طور باشه، خانم لِدو. ختم کلام

همین که صداش رو می‌شنوم، تنم به‌لرزه میوفته

پول، پول، فقط پول. فقط پول رو می‌شناسه

خدایا، بازم دیر می‌کنم

بریجِت اومده؟ - طبقه پایینه -

باشه

بریجِت؟

چی شده؟

هیچی - بگو ببینم -

هیچی

حالم از هرچی مَرده به‌هم می‌خوره …وعده سرخرمن میدن، بعدشم

دلم می‌خواد رگ گردنمو بزنم - این حرفا رو نزن -

فکر می‌کردم با بقیه فرق می‌کنه

…نکنه - یه عوضی به‌تمام‌معنا بود، فراموشش کن -

…نگاه کن چشمام رو

خانم بریجِت لطفا به سالن

خانم پرِندِگاست تشریف آوردند

بخش دلخراشش رو بعدا برات تعریف می‌کنم

چرا مردا انقدر پست و بی‌وجدانن؟

خودت رو ناراحت نکن

خانم بریجِت لطفا هرچه سریع‌تر به سالن

عزت زیاد - به‌امید دیدار -

شوخی می‌کنی - نه، باید خودت می‌دیدیشون -

مثل کشتی‌گیرای زنِ هامبورگی افتادن به جون هم

یکی‌شون، یه زن توپُر با سینه‌های گنده بود که سعی کرد صورت اون یکی رو چنگ بزنه

مشتش رو گره کرد و فرو برد توی حلقش. دو «پاینت» آبجو، لطفا «پیمانه مایعات، معادل تقریبی نیم لیتر»

دو پاینت، آقا؟ - لِزبیَن بودن؟ -

نه‌خیر، هردوشون چشمشون به یه مرد بود کاش من جای طرف بودم

بعدش شروع کردن به گازگرفتن …و غلت‌خوردن روی زمین

عجب الم‌شنگه‌ای شده بود. من احمق هم تنها کسی بودم که خواستم جداشون کنم

باید یه سی‌تی‌اِسکَن از سرم بگیرن

منم بدم نمیاد بیام ببینم

هروقت خواستی، بگو

…آخر سر هم

…کتم پاره شد، پیرهنم خونی شد

اگه با این‌جور داستانا حال می‌کنی تا به دخترخاله‌م معرفیت کنم

کمربند مشکی داره - کمربند مشکی؟ -

خوب با هم سر می‌کنید؟

بله؟ - دخترخاله‌ت چطور آدمیه؟ -

میگم با اون دختر کوچولو خوب سر می‌کنی؟

باید آدم جالبی باشه - کی گفته؟ -

مگه قرار نبود امشب شام ببریش بیرون؟

More Farsi Persian subtitles for Repulsion

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left