نخستین 200 خط.
... آنچه در "آنهايي که کشته شدند" گذشت
اون همه رو واسه يه جنازه جمع کرده؟
اون فقط شش ماهه که تو بخش جناييِ
من فکر مي کنم که بايد يه روانپزشک جنايي بياريم
من دوست دارم که توماس شيفر رو بيارم
اين منطق، اين افکار
تاريک هستند، هيولاهايي که مجبور هستند به متلاشي کردن
اگه توشون گم بشي هيچ راه برگشتي وجود نداره
شيفر؟ نه. اون خطرناکه. مردم آسيب مي بينند
تو واقعا در مورد من حرف نمي زدي
تو مال مني
تو هيچي نداري
برگرد
اين خونه جان وين گيسي نيست؟
اين خونه زمان کودکي دامر هست؟
و اين رو نمي دونم مال کيه. مال کيه؟
قانون حفاظت تيراندازي مامورين پليس مي گه
که بايد تحقيقات انجام بشه
با شيفر صحبت نکن
من از چي بايد بترسم؟
اين خونه من بود
براي همين تو رو پيدا کردم
سلام
"دادگاه شهادت 9 صبح"
کمک مي خواي؟
خوبم
ممنونم
خونه نرفتي؟
برو تو تختت
! نه ! نه
.:. آنهايي که کشته شدند .:. .:. فصل اول - قسمت دوم .:.
صبح بخير
صبح بخير
ديشب خوابهاي خوشگل ديدي؟
آره
آره؟ راجع به چي بود؟
من مثبتم
درموردِ ... ؟
عزيزم، ميشه الان دندونات رو مسواک کني؟
ممنونم
ممکنه آخرين روزم توي خدمات محافظت باشه
.. من دادگاه شهادت رو گند مي زنم
کارم تمومه
بعد اين دستيار خدمات محافظت، اون پرونده ها رو مي گيره
موقعيت حرفه ايم رو ازم مي گيره
ببين، پشت ميز نشيني احمقت کرده
تو بايد کارت رو درست بکني وگر نه کارت تمومه
بيشتر از يک ماهه که منتظري
که اين وضعيت تموم شه
اين هم تموم ميشه
واسه چي نگراني؟
شهادتِ شيفر
"من هستم"
اوکي، بعد اين خون رو هم شناسايي کنيد که مال کيه
مي تونيم چند تا طرح با دقت از کلمات و موقعيتش داشته باشيم؟
اين سطل رو محافظت کنيد. پلومش کنيد و ببريدش تو انبار
کارت شناسايي مي گه که اون مونيکا ماري آلبريت هست
بيست و چهار ساله، متاهل، يه بچه يک ساله داره
به شوهرش گفته شده
به نظر مياد اون به وسيله يکي از اون
ميله هاي فلزي پشت سر هم زده شده
مي دوني، اين وسايل دفاع شخصي
با .. اين توپها تهش
اون دختر تو کافه بوده
ديشب درست اينجا جلسه گروهي معتادين در حال ترک الکل بوده
اين ساختمونها همه کلينيک و مکانهاي بي خانمان ها هست
پس هيچ کدوم وسع خريد دوربين حفاظتي رو ندارند
خب، اگه اون کارت شناسايي داشته
من از نوشته اش سر در نميارم "من هستم"، مي دوني
مونيکا آلبرتو، تو هستي؟
نه
ممکنه که قاتل نوشته باشه
من دارم اينا رو مي برم
پس کاراگاه مولبک
و دکتر شيفر اتاق رو ترک کردند
و متهم کف اتاق به صورت روي زمين دراز کشيده بود
تو چي کار کردي؟
برگرد
من به متهم نزديک شدم که ببينم چقدر
بر اثر شليک گلوله آسيب ديده
شما اسلحه کشيده بوديد؟
بله. من اون رو نگه داشته بودم
تو يه موقعيت آماده
من مطمئن نبودم که اون مسلح نباشه
بنابر اين فرض احتياط رو انجام دادم
يه اسلحه تو موقعيت کروگ باقي مونده بود
خيلي خب، بذار مطمئن شم
،متهم اريک کروگ
روي زمين بود
با چند زخم گلوله و غير مسلح
اوکي، کاترين. واسه درج
توي پرونده بگو
چرا اريک کروگ رو کشتي؟
اريک کروگ يهو و بدون اينکه من انتظار داشته باشم چرخيد
روي پشتش و يه حرکت تهاجمي به سمت من انجام داد
دستات رو بذار رو سينه ات
خب منم از خودم دفاع کردم
تو آرم پليست رو از
لباس متهم برداشتي؟
بله، برداشتم
.. چرا
يه کاراگاهي که آگاه هست
تو صحنه جرم دست مي بره؟
.. اون رو از من برداشته بود
درست همون موقع ، همونجا
ممکن بود که هرگز نتونم اون رو داشته باشم
پس فقط چيزي رو که مي دونستم مي تونم رو برداشتم
ببخشيد عزيزم
ببخشيد. نه. من تمام صبح رو بيرون سرم شلوغ بود
اوضاع خيلي شلوغ بود
بچه ها رو از طرف من بغل کن
مي دونم
آره، آره، دختره توي زباله دوني
به آخر هفته چه ربطي داره؟
باشه
خيلي خب، ببين
اون نمي خواد
تولد خواهرزاده اش بياد، چي کار مي تونيم بکنيم؟
کيفش، درسته؟
موبايلش توش بود؟
فقط مي خوام کمک کنم
مي توني صبر کني؟ دارم با تلفن حرف مي زنم
اين " من هستم" روي زمين، مال اونه؟
صبر کن .. آللي، يه لحظه گوشيي رو نگه دار
تو نمي توني به خودت کمک کني، مي توني؟
تو فقط سعي نمي کني کمک کني
تو داي سعي مي کني ببيني اگه هيچ راهي نبود
بتوني اين پرونده رو بگيري، اگه اونها تبرئه ات کنن
من دارم سعي مي کنم کمک کنم
شماره هاش رو از موبايلش دربيار
اين فقط يه روش استاندارد هست
اين چيه؟
ببخشيد
من ديگه نمي تونم اينجا بشينم
کارت خوب بود
.. شيفر هم پنجشنبه مياد و
چي؟
فکر مي کني اون يه چيزي مي گه که تو رو گير بندازه؟
من نمي تونم تا زمان محاکمه با اون حرف بزنم
کي مي دونه که اون چه فکري مي کنه؟
اون چيزي ديده که موقعيت
تو رو به خطر مي اندازه؟
فقط محکم بشين
هيچ کار احمقانه اي نکن که بيشتر از اين فرو بري
بله؟
کاترين هستم
ما نبايد با هم حرف بزنيم
من تا پنجشنبه شهادت نمي دم
مادرِ يه بچه يک ساله تو سطل آشغال پيدا شده
يه نفر که تو مرکز ترک اعتياد الکل کار مي کرده تو مرکز توجه بوده
اين فوران عظيم خشونت رو نشون مي ده
يه چيز کلفت
احتمالا مرد. از يه سلاح کلفت استفاده کرده
شوهر؟
اون نبود
اينجا رو ببين
اون يه گند کاري زيادي واسه کشتش کرده
.. و اينجا
من هستم که با خون نوشته شده
اين برنامه ريزي شده نبوده
اين کار اولشه
اون مي تونسته فقط جنازه رو وسط خيابون ول کنه
اما سعي کرده که قايمش کنه
اون نمي خواسته دستگير شه
اين من هستم رو اون قاتل ننوشته
اون شواهد رو به عمد جا نذاشته
اين من هستم بايد توسط قرباني نوشته شده باشه
کارت شناسايي اون تو آشغالي پيدا شده
اين جالب نيست که اون سعي کرده باشه که هويت خودش رو بنويسه
اون مي دونسته که قرباني تو جلسه ترک اعتياد بوده
ممکنه که اون هم اونجا بوده
دير شده بوده
توي کوچه تاريک بوده
پس اون احتياط کرده
اون ..اون از يه چيزي استفاده کرده
يه شي، يه چيزي که اون رو بکشونه اونطرف
يه چيزي که هر دوي اونها مي شناختنش
ممکنه مي خواسته چيزي رو نشونش بده. مي تونه
وقتي مي ذاشتش تو سطل آشغال از دستش افتاده باشه
دوباره آشغالي رو بگرديد
توماس، با شهادت تو
اونها من رو مي فرستند به زندان
جالب بود برام بدونم دليل واقعي ات که
اينجايي و اينها رو مي گي چيه
... من بايد بدونم
اگه تو بگي اونها من رو مي فرستند زندان
... تو اين کار رو کردي چون مي خواستي بکشيش
و تو تونستي
ما هر دو اين رو مي دونيم
... اگه تو بگي که
فاتحه کار و زندگي ام
واقعا خونده اس
فقط دروغ بگو
چيزي که درمورد تو هست اينه که حتي اينها رو هم مي ... دوني
اين دانسته زيادي نيست
تو پرونده من رو خوندي؟
پرونده راجع به ناپدري ام رو؟
چي رو يادآوري مي کني
... ناپدري ات
که اون زياده روي کرد و برادرت رو کشت
No comments yet. Be the first to leave one.