نخستین 200 خط.
...آنچه گذشت
کرونیکامها میخوان زمین رو بگیرن و
میترسن فقط شیلد بتونه جلوشونو بگیره
پس میخوان شیلد رو از تاریخ پاک کنن و
...اگه اونموقع توی زمان سفر نمیکردیم
،نبردمون قبل اینکه شروع بشه تموم میشد
پس صبرکن، زفر الان یه ماشین زمانـه؟
به نوعی
پنجرههای سفر بحرانیای هستن که
به نقاط مشخصی از فضا و زمان منتهی میشن
«فیتز بهشون میگفت «کِشَند
کرونیکامها وارد یکیشون شدن و ما دنبالشون اومدیم اینجا
یه کاری واست دارم
اگه بتونی این رو به اسکله تحویل بدی،
بعدش رئیسم بهت پاداش میده
ولی کرونیکامها دنبال یکی دیگهان
اسمش فردیـه
چرا اینکارو میکنید؟
چون تو رشتهای
.من مراقبش هستم .بار کنینگ همدیگه رو میبینیم
نمیدونی چرا دنبالت بودن، پسر جون؟
فقط باید امشب یه محموله تحویل بدم
اسم کاملش چیه؟
ویلفرد ملیک. چطور؟
ویلفرد ملیک یعنی پدر گیدیون ملیک؟
رئیس آیندهی هایدرا توی آمریکا
،اگه کرونیکامها ملیک رو بکُشن
بعدش هایدرا قبل از اینکه پا بگیره از بین میره و
شیلد هرگز شکل نمیگیره
...برای نجات شیلد
باید هایدرا رو نجات بدیم
!سریعتر! دارن بهمون میرسن
این قراضه سریعتر از این نمیره
باید شرّشونو کم کنی
آره، باید یه کاری هم بکنی که گممون کنن
چراغا رو خاموش میکنم. محکم بشینید
خداحافظ، پلیسا
الان کجا بریم؟
باید جنس رو تحویل بدیم
بهتره اون لباسای مجلسی رو در بیارید
یجورایی تابلوئید
دیک صحبت میکنه
الو؟ کسی صدامو میشنوه؟
اون چیه؟
یجور...تلفنـه
دیک یه مخترعـه
آهای؟ کسی هست؟ دیزی؟
دیزی؟ دیزی؟ دیزی؟
مخترع چندان خوبی نیست، مگه نه؟
باید به یه چیزی وصل باشه
این بیسیمها ریدن
اصلاً...بُرد ندارن
باید به یه چیزی وصل باشن
اوه، ناموساً، عقل کُل؟
شرمنده. مرسی بابت توصیهات
نمیدونستم با یه نابغه حرف میزنم
اینو باید تحویل بدی؟
بازم مشروب؟
به خاطر این میخواستن تو رو بکُشن؟
این مرغوبترین مشروبیـه که تابحال تولید شده
خیلیها حاضرن واسه
گیر آوردن فرمولش، آدم بکُشن
،اگه قراره ازت حفاظت کنیم
باید باهامون روراست باشی
،ببینید، اگه میخواید برید
الان تنها فرصتتونـه
هی
ما رفیقِ نیمهراه نیستیم
،ما قاچاقچیِ مشروبیم
درست مثل تو
هر جا بخوای، میبریمت
بیاید کار رو شروع کنیم
آینده مال من میشه
ترجمه از آریـن و امیـر .: H1tmaN & Cardinal :.
شما تو کار واردات و صادرات نیستیم، مگه نه؟
،تنها چیزی که الان لازمـه بدونی
اینه که واسه کمک اینجاییم
اوه، کمکتون کیرم نیست
،از وقتی شما دوتا پیداتون شده
درسر بوده پشتِ دردسر
...اگه یه مو از سر فردی کم بشه
پس اونوقت روز شانسمونـه
چه هیزم تری بهت فروخته؟
برو پی کارت. تعطیلیم
ارّه ماهی. حالا بذار بیایم تو
با تمام سرعت اومدیم
باید لباس عوض میکردیم
و میدوئیدیم...با پاشنه بلند
که کار راحتی نیست
نمیدونم شما چطوری اینطوری زندگی میکنید. جدی میگم
حالش چطوره؟ - خوب نیست -
باید انقدری حالشو خوب کنیم که بتونیم ببریمش یه بیمارستان
نه تا وقتی به سؤالامون جواب نداده
واو، واو، واو؟ میخوای همینجا عملش کنی؟
باید گلوله رو در بیارم - همینو کم داشتم -
...یه جسد توی بارم. چون یه زنیکه
من یه دکترم. نه زنیکه
فقط بعدش اینجا رو تمیز کنید
،میرم چندتا تماس بگیرم
ببینم اطلاعاتی به دست میارم یا نه
چه خبره؟
فهمیدیم چرا دنبال فردیان
فامیلیش ملیکـه
...ملیک؟ یعنی همون
زنده باد، هایدرا. آره
واقعاً نور علی نوره
اون کجاست؟ - پیش مک و دیک -
اونا خبر دارن؟
نتونستیم باهاشون تماس بگیریم
نمیدونم. ما هم نمیتونیم
خودشون میدونن مأموریت اینه که ،به هر قیمتی ازش حفاظت کنیم
وگرنه عواقبی داره
ولی عواقبش چی هستن؟
ما...ما نمیدونیم
،اگه هایدرا شکل نگیره
اونوقت شیلد هم به خاطرش تشکیل نمیشه
خب، چون لازم نیست بشه
،یعنی، فکرشو بکن اگه فردی ملیکی نباشه
جون چند نفر نجات پیدا میکنه
نمیتونیم خط زمانی رو تغییر بدیم
،اگه ملیک رو بکُشیم
ممکنه به جاش اتفاق بدتری بیفته
،ولی اونوقت وقتی برگردیم ترتیبش رو میدیم، درسته؟
به آیندهای که باهاش آشنا نیستیم
حالش خوب میشه
کرونیکامها میخواستن ملیک رو بکُشن
اونا عواقبش رو میدونن
و ما فقط میدونیم اگه زنده بمونه، چی میشه
در هر صورت، اصلاً خوب نیست
ولی چرا باید بحث مرگ و زندگی باشه؟
نمیشه یه مدتی اینجا بمونیم و
الگوی خوبی براش باشیم و قلباً تغییرش بدیم؟
اصولاً این کار کُشتنِ
...ملیکِ قبلیـه که
قلبی نداره
شما باید برید. خبرش پخش شده
پلیسها توی تمام بارها دنبال فردی میگردن
میتونیم حرکتش بدیم؟
بیهوشـه، ولی فعلاً وضعیتش پایداره
.زفر 1، جواب بده اونجایی، ایناک؟
زفر 1 صحبت میکنه
من اینجام
داریم برمیگردیم
باید یه راهی برای تماس با مک پیدا کنیم
احتمالاً خارج از بُردِ بیسیمان
شاید بتونم راهی پیدا کنم تا
سیگنال رو روی فرستندهی رادیویی تقویت کنم
ببین چیکار میتونی بکنی
باید بدونه با چی سر و کار داره
یه چیز دیگه هم هست که باید باهاش سر و کله بزنیم
مأمور مِی به هوش اومده
منظورت چیه به هوش اومده؟
بیدار شده و واقعاً فعالـه
خیلی زوده
نمیدونیم چه مشکلات یا عوارض جانبیای
براش پیش میاد
باید بهش آرامبخش بزنی و
برش گردونی توی محفظهی درمان
،نهایت تلاشم رو میکنم
ولی به نظر میاد خیلی مایل نیستن که
دستور بگیرن
مأمور می
شاید بهتر باشه یکم استراحت کنید
وقتی مُردم استراحت میکنم
امیدوار بودیم همینطور باشه
من تو رو میشناسم
،من ایناک هستم
یه کرونیکام هوشیار و
بهترین دوست مأمور لئوپولد فیتز
،من و شما در این خط زمانی با هم آشنا نشدیم
ولی بهم گفته شده در خط زمانی سابق
خیلی به هم کمک کردیم
امیدوارم اینجا هم همینطور باشه
...دکتر سیمنز آرامبخشی تجویز کردن که
آخ
اون کجاست؟
بقیه کجان؟
رفتن به یه مأموریت
چرا من هنوز اینجام؟
دقیقاً چی یادتون میاد؟
،من توی دنیای اردواح جنگیدم
،آیزل رو کُشتم
و بعد توی اون محفظه بیدار شدم
درسته
ولی شما همینطور مُردید...برای چند لحظه
دکتر سیمنز تونستن با تکنولوژیای که زمان زیادی
برای ساختش داشتن، نجاتتون بدن
چقدر زمان؟
زمان زیادی
شما خیلی از خونه دور هستید، مأمور مِی
چقدر دور؟
یه کهشکان دیگه؟
شما در سال 1931 هستید
من گشنمـه
کی میخواد اینا رو بخره؟
یا یارویی. نمیدونم
چه شکلیـه؟
نمیدونم
کِی میاد؟
نمیاد
No comments yet. Be the first to leave one.