Ghost Story of Yotsuya (Tokaido Yotsuya kaidan)

Ghost Story of Yotsuya (Tokaido Yotsuya kaidan)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Tokaido Yotsuya kaidan persian
ناشر SOKOOOOOT
زیرنویس فارسی

برچسب‌ها

TS
تاریخ انتشار: 2010-06-23
تعداد دانلود: 71
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

تقديم مي کند sokOoooot

داستان شبح يوتسويا

نسبت به رعايت حقوق مترجمان زير نويس مهربان تر باشيد

'پيوند ميان فرزندان و پدر و مادر ...فقط در همين دنيا دوام داره

'ولي پيوند ميان زن و شوهر تا ابد باقي مي مونه

'چطور مي توني کسي رو که .. . روح و جسم تو هست رو بکشي

'کسي که هم عهد تو شده براي نسلي که قرار بياد ؟

فيلم برداري : Tadashi Nishimoto مدير صحنه : Hiroyasu Kurosawa موسيقي : Michiaki Watanabe

: بازيگران Shigeru Amachi Noriko Kitazawa Katsuko Wakasugi

'نمي تونم اين بچه رو رها کنم ! بچه ايي که هيچ گناهي نداره

'... اوه ، روح انتقام ِ يک زن ِ ديووانه

'... جدا يکي از ...

'بزرگترين ترسهايي هست که وجود داره '

کارگردان Nobuo Nakagawa

شهر اوکاياما در استان بيزن

خيلي هوا سرده

آره ، تا مغز استخونم يخ زده

از چله زمستون هم گذشته

کاشکي مي دونستم که اين سرما ... تا کي مي خواد بمونه

يه لحظه ، لطفا

... لمون تاميا از دوباره از شما خواهش مي کنه

که دخترتون ايوا رو به همسري به اون بديد

بازم تو ؟

بهت که گفتم : من ايوا رو به يه آدم عياشي مثل تو نمي دم

چه دليلي داري که من يه آدم عياشم ؟

اينکه براي همچين چيزي دليل مي خواي خودش خيلي سرگرم کننده است

فکر کنم اين طرز فکر کردن يه مردي هست که هيچ شأني نداره

ولي تو سامون رو به همين سادگي گول نمي زني

! ممکنه هيچ جايگاهي نداشته باشم ولي يه سامورائي هستم

! تو اون دروغ ها رو باور داري

: حرف سامورائي يکيه

! تو اون رو نخواهي داشت

مي گي که همه اين بدنامي هايي که به تو نسبت داده شده دروغ هستند ، تاميا

...و هنوز هم در جايي مثل اينجا زانو زدي و منتظري ...

رفتاري که حتي براي پايين ترين درجه سامورائي ها هم ناشايسته است

سامون ، حتي با حرف زدن با اون هم خودت رو بي آبرو مي کني

بيا به راه خودمون ادامه بديم

... خوب گوش کن

ديگه نمي خوام مثل يه گربه ولگرد ! هي دزدکي به حياط خونم بيايي

! صبر کن

... چرا بر مي گردي سر عهدت

و با من مثل دزدها رفتار مي کني ؟

گفتم که نه . ديگه جاي اين صحبت ها نيست

! کافيه ! اين حرف هاي تو هست که بي معنيه

تو کي هستي که به من بگي حرف نزنم ؟

يه مردي که هيچ مقامي نداره ! به ارشد نمي گه ساکت شو

! هيچکسي با آرامش با هم من حرف نمي زنه

! ساکت

! زبونت رو نگه دار

! هيچوقت دخترم رو به يه وراج احمق نمي دم

! به من گفتي احمق ؟

! صبر کن

... خيلي خوب ، رئيس

بايد بگم که به دردسر افتادي

! حرامزاده

! هي ! آروم باش

يه ايده ايي دارم

بگذارش به عهده من

مي دونم دقيقا چيکار کنم

خانم ايوا ، يوموشيچي اينجا هستند

! چه اتفاق وحشتناکي براي پدرتون افتاد

براي شما هم خيلي سخت و غم انگيز بوده ، حتما

اوزاوا يوسابورو يه زخمي درست از وسط صورتش رد شده بود

بايد اون بوده باشه ! قبلا هم يه بار تلاش کرده بود از پدرتون دزدي کنه

فکر مي کنم از اين عصباني بوده که پدرم ازش شکايت کرده بود

... يوموشيچي

...مي تونم ازت خواهش کنم که عروسيت ...

...رو با خواهرم سوده تا وقتي که ...

انتقاممون رو بگيريم عقب بندازي ؟

هرچه زودتر انتقام اين بي حرمتي رو بگيرم ، بهتره

... لمون ، اينقدر لطف داريد که ما رو

همياري و همراهي کنيد در اين موضوع ؟

با تمام وجود

براي شما ، خانم ايوا ، هر کار مي کنم

! به ، به ، به ... اين آدم خوش شانس کيه يعني

! چه عروس زيبايي

بله

... رئيس

کي از شرش اون مرد خلاص مي شيم ؟

ديدن همين هم که داره با سودا راه مي ره عصباني ام مي کنه

ايوا ، خسته نشدي ؟

چرا

شش ماه از وقتي که خونه رو ترک کرديم مي گذره

شما که من رو سر نمي دوئونيد ، نه ؟

کسي که داره اين بر و اون بر کشونده مي شه منم ! با گير کردن پيش مردي مثل تو

! من يه سامورائي ام

... اگه بهم کمک نکني

مجبور مي شم بهشون بگم که چه اتفاقي افتاد

! مواظب حرف زدنت باش ، نائوسوکه

... پس شما به خاطر من از شر يوموشيچي خلاص مي شيد

به محض اينکه فرصتش بدستم اومد

: آبشار شيرايتو / زيارتگاه سوگا يک مايل

مي خوام اونجايي که برادرهاي ... سوگا در داستان هاي قديمي

انتقامشون رو گرفتند زيارتي کنم

... ولي خيلي احساس ضعف مي کنم

من به جاي شما ، مي رم و از اونها زيارت مي کنم خانم ايوا شما همين جا منتظر بمونيد

ميشه ، لطفا ؟

... يوموشيچي

ميشه از جانب من هم اونها رو زيارت کنيد ؟

البته

رئيس ... الان همون فرصتتون هست حرومش نکنيد

بکشيدش پشت سنگ اگه از دست هم داديد فرصت رو من بهش خنجر مي زنم

! چه منظره باشکوهي

حتما همين طوره

جالب اينجاست وقتي سوگاها نقشه ... انتقامشون رو برنامه ريزي مي کردند

اين آبشار ساکت شد که اونها حرف هاي همديگه رو بشنوند

کاشکي خانم ها مي تونستد اين رو ببينند

بله

! پست فطرت

فکر کنم اين هردمون رو تبديل کرد به قاتل

! ساکت

کي قراره که پشت داستان شما در بياد اگه من رو بکشيد ؟

! ايوا ! فقط کمي ديگه صبر کن

! هر لحظه ديگه بر مي گردند

! مشکلي پيش اومده

! اوسابرو بهمون حمله کرد ! يوموشيچي از آبشار افتاد پايين

!يوموشيچي ؟

خيلي قوي تر از ما بودند گروه بدي هستند

رئيس رو هم گرفته بودند ولي ايشون خيلي فرز بودند

فرار کردند

! شرمسارم

! بياييد بريم دنبالشون

... ولي خواهرم

ولي اگه نريم دنبالشون ، کي مي دونه کي دوباره مي بينيمشون ؟

... نائوسوکه

من مراقب ايوا هستم تو و سودا بريد دنبالشون

! خيلي خوب

! بجنب ، سودا ، نمي تونند از دست ما فرار کنند

مواظب باش ، ايوا

! خانم ايوا

متاسفم

هيچي ندارم جز دردسر

داريد چي مي گيد ؟ ! شما همسر من هستيد

! يه مار

! نکشش

! مارها خدمت گذاران خداوند هستند ! و من هم توي سالشون بدنيا اومدم

... احمق نباش ! لعنت بهش

ايدو

بايد خسته باشي چرا کمي استراحت نکنيم ؟

ديشب خواب خواهرم رو ديدم

پدر داشت مي بردمون به يه جشن

توي اوکاياما ، الان جشن هاچيمان رو دارند

... کاشکي مي دونستم چه بر سر سودا اومده

... اينجا توي ايدو هست

يا اون با نائوسوکه رفتند جايي ديگه ؟

! اصلا انصاف نيست که ما اينقدر دست تنگ هستيم ... اگه عدالتي بود

...تو يه جايي يه مقامي داشتي ...

! ايوا

! بس کن

نمي خوام اينها رو بشنوم

کي مي خواي بري انتقام پدر من رو بگيري ؟

! من انتقامش رو خواهم گرفت

! به محض اينکه فرصتش رو بدست بيارم

... خواهرم رو پيدا نکرديم

...نمي دونيم چطوري انتقام خودمون رو بگيريم ...

...و تو هم اونقدر حقير شدي که کارهاي روزمزدي انجام مي دي ...

! کافيه

پس مي خواي بري و برگردي به خونه ات ؟

و از اين زندگي فقيرانه خسته شدي ؟

شايد از من خسته شدي

! اگه اينطوره ، هرکاري دلت مي خواد بکن . منم مشکلي ندارم

! منظورم اين نبود

! لمون

! لمون

! اکسير

! پنج ين

! معجون معجزه

! اکسير

! پنج ين

! معجون معجزه

دوباره زود برگشتيد ؟

همه چيز رو درباره تو بهم گفت ، ميسوس

... چطوره شما دو تا بعد از ظهرتون رو با هم

'! اکسير ! پنج ين ! معجون معجزه

'... غش , تشنج, سرگيجه

! معجون از هلند ! براي هر مرضي که داريد خوبه ! هر شيشه 5 ين

! دوباره رفتي مست کردي

خسته شده بوديم

همين ميخونه بغل يکمي نشستيم

... ولي تمام مدت به اين فکر بودم که تو اينجا تنهايي

اينقدر که داد زدم " اکسير ، پنج ين " حالم به هم مي خوره '

بيا ، اينم هم دليلي که چرا اين کارها رو مي کني

! بايد بريم خواهرم رو پيدا کنيم و انتقاممون رو بگيريم

..." انتقام " بيا فعلا حرفش رو نزنيم

... بيا ، سودا

! ولم کن

... من ساخته نشدم براي همسري

! مردي از طبقه پايين جامعه وبا اين فرهنگ

منظورت چيه مي گي " همسر " ؟

ما فقط داريم وانمود مي کنيم که ازدواج کرديم

... نمي تونم ديگه منتظر بمونم

قسم خوردي که تو به من دست نمي زني ! تا وقتي که انتقاممون رو بگيريم

! اوه ، بي خيال

! نه ! ولم کن

! سودا

! سودا

... دختره با مياد که براي ما مشروب بريزه

يا اينکه شما از دست ما نمي تونيد خلاص بشيد

! تو بودي که با غلاف شمشيرت زدي تو سر من

پس نمي خواييد دختره رو بديد به ما ؟

Ghost Story of Yotsuya (Tokaido Yotsuya kaidan) subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left