Jeremiah

Jeremiah

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Jeremiah 1998 BluRay Persian
ناشر Bardia13
آیدی تلگرامی مترجم Mrmovie13

برچسب‌ها

BluRay
تاریخ انتشار: 2022-04-27
تعداد دانلود: 55
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

"اورشلیم" "یهودا"

"ارمیا"

سرورم

سرورم

سرورم

سرورم

سرورم

سرورم

.ارمیا؟ ارمیا

بیدار شو

بیدار شو ارمیا

یادت نیست امروز چه روزیه؟

باید فوراً به اورشلیم بریم

مادرت بیرون منتظره

ارمیا، زود باش

بیا، پادشاه وعده ی یک عید فصحِ خوب رو داده که قراره تا قرن ها در یاد مردم بمونه

می‌دونی چرا امروز قراره انقدر به یاد موندنی باشه پسرم؟

قراره بازسازیِ معبدِ سلیمان رو جشن بگیریم

پادشاه یوشیا داره قوانین موسی رو پیدا می‌کنه (منظور، تورات و شریعتی هستش که موسی در کوه سینا به بنی اسرائیل داد تا بر اساسش زندگی کنن)

بهش فکر کن

شریعتِ مردممون که برای صد سال گم شده

پدر بعدش پادشاه پیداشون می‌کنه -

و دوباره به مردم تقدیمشون می‌کنه

انگار خود خدا داره به ما یک فرصتِ دوباره می‌ده

افتخار بزرگی برای پدرته

تا مراسم قربونی کردن رو در معبد اجرا کنه

اونم در این روزِ مهم

به عنوانِ شخصی از نسل هارون یک کاهن، یک‌ روحانی (کاهن های اسرائیل از نسل هارون و قوم لاوی انتخاب می‌شدن؛ اسرائیل از دوازده تا قوم تشکیل شده)

یه روز چنین افتخاری نصیب تو هم می‌شه

ارمیا، نزدیکمون بمون مادر، قرار نیست گم بشم -

زیباییِ این دروازه ها رو نگاه کن ارمیا

اورشلیم انعکاسِ شکوهِ مردم ما

و یک پرتوی نور برای تمام مردمِ روی زمین هستش

هیچکس نمی‌تونه این شهر رو نابود کنه پسرم

خداوند در اینجا ساکنه

می‌خوام داخل معبد رو به ارمیا نشون بدم

یه جا اون جلو پیدا می‌کنم

پسرم، اون پله ها رو می‌بینی؟

می‌رسن به مقدس ترینِ مقدس ها

فقط چند متر با لوح های واقعی ای که خدا فرمان‌هاش رو روشون حک کرده فاصله داری

اونا گواه عهدِ

بین خدا و مردمش هستن

اگه می‌خوایم آزاد بمونیم باید از قوانینش پیروی کنیم

من قوانینِ خدا رو به بچه هام یاد خواهم داد

و اونا هم به بچه‌های خودشون یاد خواهند داد ارمیا

عهد همینه

کی داره میاد؟

پادشاهمونه، پادشاه یوشیای بزرگ

با دقت نگاه کن ارمیا چی می‌بینی؟

قبل از اینکه در رحمِ مادرت بهت شکل بدم

.می‌شناختمت .تو پیامبرم هستی

با هرکسی که بهت بگم صحبت خواهی کرد ارمیا

و هر چیزی که ازت بخوام رو خواهی گفت

اوه خدایا، من نمی‌دونم چطور صحبت کنم

من فقط یه پسربچه‌م

"نگو "من فقط یه پسربچه‌م

حالا کلامم رو در دهانت قرار دادم

امروز تو رو بر ملت ها و قلمرو ها بر گماشتم

ازشون نترس، چون که من همراهتم تا کمکت کنم

ولی من فقط یه پسربچه‌م

ارمیا

ارمیا

ارمیا، بیدار شو

داشتی خواب می‌دیدی

خواب؟ نصفه شبی گریه می‌کردی -

"من فقط یه پسربچه‌م" .این رو فریاد می‌زدی

زنده باد نبوکدنصر پادشاه جدید بابل

شما مصری ها رو شکست دادید

حالا، دیگه هیچ قدرتی برای مخالفت باهاتون نمونده

حالا دیگه دنیا برای منه

بریم چیز هایی که خدایان به بابل بخشیدن رو تصرف کنیم

به سمت اورشلیم

زیرا این فرمان که امروز" به شما امر می‌فرمایم

از شما پنهان نیست

اما فرامین در دهان و قلب‌تان است

اگر به صدای خداوندِ یکتایت گوش فرا دهی

اگر به سوی او برگردی

با تمام جان و تمام روح

خداوند دوباره شادی را در زندگی‌ات سرازیر خواهد کرد

همانگونه که در "زندگیِ اجدادت کرد

و همونطور که گفته شده

همینطور هم بر طبقِ کلامِ خدا انجام بشه

کلامی که توسط پادشاه یوشیای بزرگ‌مون پیدا شده

روحش در آرامش

مرسی سرورم

مرسی سرورم

مرسی سرورم سرورم -

سرورم مرسی -

خدا همراهت باشه سرورم و همینطور شما پسرانم -

امشب روز خدا آغاز می‌شه

فردای شبات، روز شما آغاز می‌شه

منظورت چیه پدر؟

قراره به اورشلیم بریم

یه افتخار بزرگ براتون تدارک دیدم

بیاید، مادرتون برای جشن گرفتن روزِ شبات، یه ضیافت تدارک دیده

به ما ملحق شو افرایم ممنون -

ولی خانواده‌م منتظرم هستن این افتخار که می‌گی چیه پدر؟ -

هر دوی شما در گذشته برای تقدیمِ قربونی، خوب به من کمک کردید

دو روز دیگه، هر دوتون مراسم قربونی کردن رو تنهایی اجرا می‌کنید

شما یه فرصت خوب دارید

که کاهن بودنتون رو برای اولین بار

در جلوی مذبحِ داخلِ

معبدِ توی اورشلیم عملی کنید

به کی قراره قربونی تقدیم کنید؟

خداوند اون که آره -

منظورم اینه که از طرفِ چه کسی؟

.بذارید این تا فردا یه راز بمونه گفتنِ همین کافیه که

از طرف یه کفش‌ساز یا چوپان نخواهد بود

دوباره داشتی نگاهم می‌کردی مگه نه؟

....نه، داشتم می‌دونستی -

که زمانی که به دیدن کسی میای درستش اینه که خودتو نشون بدی؟

ای کاش فقط نصفِ تو جسارت داشتم

برای همین ما با هم زوج خوبی می‌شیم

تو می‌تونی به جسارتِ من متوسل بشی

و منم به مهربونی تو متوسل بشم

قراره برای اولین بار خودم مراسم قربونی کردن رو انجام بدم؛ اونم در معبدِ اورشلیم

بیا اینو به پدرم بگو خیلی بهت افتخار می‌کنه

نه نه، به پدرم قول دادم که تا قبل از غروب خونه باشم

ولی اول می‌خواستی منو ببینی، آره؟ می‌خواستم ببینمت -

داره دیرم می‌شه بعداً بازم بیا -

باشه

و دفعه ی بعد وقتی اومدی بذار بفهمم که اومدی

متبارک باد خداوند

که روزِ شبات رو تقدیس کرده

برای خداوند و پادشاهِ یهودا

حداقل پادشاه یوشیا توی مگیدو در برابر مصری ها ایستادگی کرد

خدا رحمتش کنه

حالا پسرش یهویاقیم خودشو تسلیم اونا کرده

لشکر های بابل یک طرف و لشکر های مصر هم یه طرف

جای اینکه کاری انجام بدیم، داریم بدون فکر کردن به آینده، جلالِ گذشته‌مون رو ستایش می‌کنیم

دوباره نابود خواهیم شد

قوم یهودا باید مستقل بمونه امروز روز شباته -

خدا امروز از خلقت فراغت یافت بهتر نیست ما هم استراحت کنیم؟

پدر

من می‌خوام با یه نفر ازدواج کنم

این دختر اسم هم داره؟

جودیث

پس برای همین دیر میومدی آره -

جودیث خانواده ی خوبی داره پسرم

دعای خیر من همراهته

با پدر جودیث صحبت کن و رضایتِ اونم بگیر و بعد جشن می‌گیریم

پسرمون خبری داره که می‌خواد بگه

بیا چرا افراد پادشاه اینجان؟ -

فقط می‌خوام بشنوم چی می‌گن

می‌دونم که تا دو روز دیگه پادشاه قضاوتش رو اعلام می‌کنه

ولی می‌خوام بهت یه فرصت بدم

من بدهی‌های تو رو پرداخت می‌کنم

ولی می‌خوام دخترت رو در ازاش بهم بدی

ترجیح می‌دم هزار بار بردگی کنم تا اینکه این کار رو بکنم

خوب بهش فکر کن پیرمرد

بردگی برای تو و کل خانوادت؟

....من باید برو بیرون -

بذار ببینیم چه قدر مغرور خواهی بود

وقتی کف خونه ی عزر رو با زبونت تمیز کنی

برو بیرون

چند وقته که پدرت توی دردسر افتاده؟

نمی‌دونم

باید یه راهی برای کمک کردن بهش پیدا کنیم

می‌دونی که پدر من مرد مهمیه

هرکسی بتونه مراسم قربونی کردن توسط پسرش رو در معبد اورشلیم تدارک ببینه حتماً شخص مهمیه

ببین، من مطمئنم که پادشاه عادلانه داوری می‌کنه

و به پدرت زمان می‌ده تا بتونه بدهیش رو پرداخت کنه

لازم نیست نگران باشی

بعد از اینکه پادشاه قضاوتش رو اعلام کرد

به خانواده ی جودیث کمک می‌کنم تا بدهی‌شون رو پرداخت کنن

و بعدش باهاش ازدواج می‌کنم

حتماً تو دوست‌هایی داری که بتونن کمک کنن البته -

با هر کسی که لازم باشه صحبت می‌کنم

ببین پسرم، اگه

."و فقط دارم می‌گم "اگه اگه اوضاع بد پیش بره

و اونطوری که ما می‌خوایم جودیث و خانواده‌ش شانس نیارن

طبق قانون، بدهکار ها فقط باید هفت سال خدمت کنن

هفت سال؟ .هفت سال -

هفت سال به طلبکارشون خدمت می‌کنن و بعد آزاد می‌شن

تو که پیشنهاد نمی‌دی اینجوری بشه؟

پیشگوییِ آینده کارِ پیامبر هاست

من فقط می‌تونم اتفاقاتِ همین امروز رو بگم

و امروز پسرم باید خودش رو

برای مهم ترین لحظه ی زندگیش آماده کنه

یعنی اولین قربونی ای که به خدا تقدیم می‌کنه

در اورشلیم

ارمیا

با دقت نگاه کن ارمیا

چی می‌بینی؟

یه درخت بادوم می‌بینم در چه حالیه؟ -

آماده ی جوانه زدنه

نیکو دیدی

همونطور که این درخت آماده ی جوانه زدنه

خداوند هم آماده ی دیدبانی بر کلامشه

وقتشه که تو صحبت کنی

بایست و طبق فرمان من حرف بزن

تو کی هستی؟

دیگه وقتشه ارمیا

نه

مَنو ول کن

من فقط یه مرد ساده‌م

دیگه وقتشه

نه

نه

نه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left