نخستین 184 خط.
تردید
داری کِیف میکنی؟
یا حالت بده؟
کدومش؟
اون نگهبانا چه غلطی دارن میکنند؟ طالبی نکنه گذاشتیم اونجا؟
.در حال حاضر، پاسخی نمیدن
.لعنتی! یه مشت احمق بی خاصیت دورم رو پر کردن
اوکه
میکه
.ببین
.چند ساعت پیش
.اون قصر که نزدیک معبده
،یه گاز، یا یه غذای اینجا رو ببلعی .و اونا این شکلی میشن
اوی، چه مرگته؟ .غذا رو هدر دادی
شهر آرامش ایناری ایستگاه خط مستقیم اتوبوس
شهر آرامش ایناری رفت و برگشت
شهر آرامش ایناری
احضار؟
یعنی خانم کامیکی الان تو شرایطیه که باید مبارزه بکنه؟
.بنظرم که خوبه
!بیگیر که اومد
ایناری
.به شهر آرامش ایناری خوش آمدید
،ازونجایی که الان صحبت کرد .احتمالا یه زامبیه
چه فرقی داره؟
توی کلاس راجبش فهمیدیم میدونی؟
چه اتفاقی داره میوفته؟
باید در به زیرزمین رو پیدا کنیم !قبل این محاصره بشیم
جان!؟
!تا-تا-تاحالا ندیده بودمش
سازمان اونو بعنوان یه هدف امنیتی !فوق سری میشناسه
و با داداش کوچیکشه که یه مدته .تحت نظرش داریم
چی-چی شده؟
در دور ریز رو باز کن و بندازشون توی منطقه تغذیه
اون دوتارو میگیریم و به .لرد لوسیفر تقدیم میکنیم
.بقیه رو به سطح 1/1000 میخورونیم
!گوربه
.چه داغه
!آتش خزنده
!لطفا
...بزارن باشن الان، برا حالا منظورمه
.فرمانده صداش بزن
.خیلی خودمونی شدی
.ابن تمام چیزیه که میتونم بهتون بگم
...یعنی اینکه
خانم کامیکی رو به ...ایلومیناتی برگردوندن
تا جای مادرشو بگیره؟
.خیلی دلخراشه
!باید عجله کنیم
هِن؟
...آزمایشگاه ایلومیناتی که گفتی
میتونی بگی کجاس؟
اونا از زیر زمین به منطقه .هجوم میارن
زیر زمین؟
ورودیش کجاس؟
.یه جایی به ذهنم میرسه
.به اونجا راهنماییتون میکنم
!باشه
.این حرفاتون تموم شد
...رین
نگو یه کلمه از چیزایی که گفتیم رو نشنیدی؟
.اوه، نه شنیدم
حداقل یه ذرهش رو. قراره بریم .اون دوتا رو نجات بدیم و برگردیم
.بیاید اون ورودی رو هر چه سریعتر پیدا کنیم
!درسته
...اوی
الان چه حسی داری؟
.از تو دارم میپرسم مو صورتی
.خفه شو و راه برو
تو دیدیش مگه نه؟
.مادرم رو
قراره اون شکلی بشم؟
.یعنی من قراره بمیرم
—همش تمومه برای - !خفه شو -
تو هنوز تازه تو مرحله امتحان .فیزیکی هستی
،هر چه سریعتر کار آزمایشگاه به موفقیت برسه تو هم سریعتر آزاد میشی
پس چرا نیمه پر لیوان رو نبینیم؟
،اگه کار آزمایشگاه موفق بشه .من کشته میشم
.در هر حال، من میمیرم
.جنس #0987 رو براتون اوردیم
.بیاید تو
!سلام! چه خوب که اومدی، ایزومو
!همه چیز تمومه
!همه چیز! همه
!نه
!ایزومو
وا چه مرگت شد؟
.همین الان آرومش کنید
.بدنش صدمه میبینه
.آرامبخش
!با تمام احترام صدا میزنم
!اوکه! میکه
!ازم محافظت کن
چه غلطی داری میکنی؟
!مثل احمقا اونجا نایستید !برید دنبالش
!لوندستروم، برو
!اطاعت
!منم موخوام برم
.دکتر گدویین
تو دیگه چی میگی!؟
خبر چند متجاوز به ورودی .به من گزارش شده
هن؟
.اوهو، فهمیدم
چرا اونایی که خراب شدن رو نفرستیم دنبالشون؟
!هی! میکه
!دیر کردی چیکار میکردی؟
چند نفر از نظام اینجان .تا نجاتت بدن
!من به نظام بر نمیگردم - جان؟ -
هر موقع ازینجا بزنم بیرون، تسکومو رو پیدا .میکنم، این دفعه، حتما
دیگه هیچوقت به کسی .دوباره تکیه نمیکنم
برام مهم نیست چه شکلی ...زندگیم میگیره
زندگیم رو صرف محافظت از .تسکومو میکنم
اون شهر آرامش ایناریه؟
.اونا ازونجا به زیرزمین دسترسی دارن
...چی
اونا دارن آدمایی که به یه مشت احمق تبدیل کردن .رو دارن توی این محله دور هم جمع میکنند
.و دارن به قصر میبرن
منظورت چیه؟
.یه نگاه خوب به آدمای اینجا بنداز
...هیچ خشمی، هیچ غم و اندوهی
هیچ ترسی، هیچ حسادتی
.هیچ درد و هیچ نفرتی ندارند
،درست مثل بچه های کوچیک مظلوم .تنها کاری که میکنند به طور مدام غذا میبلعند
!رین! اینقدر اینارو نخور
!تف کن حیوون
آره، اما ما همه یه ذره خوردیم، مگه نه؟
یه طلسم گیاه دارویی داره .روتون کار میکنه
طلسم؟
.من که یادم نمیاد چیزی انداخته باشم
هان؟ گیاه دارویی؟
ساندویچ چمن شیِمی؟
...در نهایت، اونایی که گیر طلسم اینجا افتادن
.همه سوار اون اتوبوس میشن و به اون قصر میرن
.و دیگه هیچوقت برنمیگردن
به قولی، ایلومیناتی داره در ابعاد بزرگی .مردم رو شستوشوی مغزی میده
میبرن به شهر آرامش ایناری و اونا نگهشون میدارن؟
برای چی دقیقا؟
.هیچی از هدفشون نمیدونم
.تنها چیزی که میتونم بگم
.هر چند اینجا حسابی به دلنوازی دکور شده
.از درون، داره میپوسه
.انگار که کرم ها آلودهش کرده باشن
.ما هم سوار اون اتوبوس میشیم
.اتوبوس احتمالا تحت نظارته
.پیاده تا اونجا میریم
.یونیفورم ایلومیناتیه
.قطعا همینه
.ما شیطان، ساتان، رو زنده میکنیم
بعد از اون، آسیاه و گهنا که هماکنون جدا هستند .رو بهم پیوند میزنیم
.و دنیا صلح واقعی رو میفهمه
ایلومیناتی دقیقا دنبال چیه؟
دروازه ساخت انسان گهنا و تموم ...اتفاقاتی که اینجا تو ایناری داره میوفته
.حتما مرتبطن با اینجا
،اینجا پر از نگهبانه چیکار کنیم؟
...لرد فلیس
ما یه جایی پیدا کردیم که احتمالا ورودیه .به آزمایشگاه زیرزمینیه ایلومیناتی
خب خوش بحالت .بخاطر کار خوبت تبریک میگم
پشتیبانیمون کو پس؟
...ما هنوز کلی سرمون شلوغه اینجا
نمیتونم دقیق بگم که کی .میتونم بفرستمشون
خانم کامیکی دزدیده شده تا بعنوان یه .بدن آزمایشی استفاده بشه، توسط ایلومیناتی
.یه ثانیه هم برای از دست دادن نداریم
چه بخواید برای پشتیبانی صبر کنید ...چه بخوای نفوذ کنید
به تو میسپارمش .کاپیتان اوکومورا
(تو شاید تنها مِیستر (استادکار-کاربلد ...اونجا باشی
اما اگر یه مبارزه رخ بده، کسایی که .باهات اونجا هستن از پسش بر میان
.حتما نیروی کمکی میفرستم .اما تا اونموقع، کاپیتان، آرزوی موفقت دارم براتون
هن؟
همه چی روبهراهه؟
.من دارم احضار میشم
.ایزومو در خطره
حتما ایزومو کامیکی احضارش کرده
...همگی
،بیاید اعتماد کنیم که نیروی کمکی میفرستن .و از ورودی جلو وارد بشیم
آمادهاید اینکارو انجام بدیم؟
تو دیگه کی هستی؟
.اینجا جایی برای دانشآموزا نیست برید خونه
.دستورات من بعنوان کاپیتان رو انجام بدید
.مخصوصا تو رین
،ما مقابل انسان ها هستیم .زیادی سخت نگیر
نگران نباش، من میدون
!کاپیتان چهار چشمی
.اینو بگیر
ساتان
No comments yet. Be the first to leave one.