نخستین 200 خط.
سياره ي ما ميتواند
مسکن 30ميليون گونه ي مختلف از گياهان و جانوران باشد
هرکدام از اين گونه ها در سراسر زندگي خود نبردي هميشگي براي بقا دارد
به هر جا از خشکي يا اقيانوس که بنگريد نمونه هاي خارق العادي اي
از اين موجودات زنده را ميبينيد که سعي در زنده ماندن دارند
اينجا ساحل فلوريدا است
اينجا، رد هاي عجيب در بستر دريا
نشان از استراتژي قابل توجه يک حيوان است
اينها دلفينهاي پوزه بطري هستند
يکي از باهوشترين حيوانات روي زمين
شکار آنها ماهي هاي فراري هستند که بسيار سريع شنا ميکنند
اما دلفينها راه کاملا جديدي از شکار را ابداع کرده اند
با بشدت کوبيدن دم خود، آب کم عمق را گل آلود ميکند
و با شناي دايره وار
بسرعت، حلقه اي از گل را در اطراف دسته هاي ماهي ايجاد ميکنند
اين حلقه ي گل مرتبا کوچک ميشود و ماهي ها را مانند يک تور به دام مي اندازد
ماهي هاي ترسان، سعي ميکنند فرار کنند
درست بطرف دهانهاي باز دلفينهاي منتظر
رهبر دلفينها، بارها و بارها، حلقه ميسازد
تا همه مرتب شوند و وقتش باشد
اين دلفينها تنها جانوراني هستند که اين روش شکار را دارند و اين روش براي آنها يک امتياز است
و اين ميتواند به معني تفاوت بين مرگ و زندگي
در زنده ماندن جانورهاي سالم تر و شايسته تر باشد
اين مجموعه به بررسي خارق العاده ترين استراتژيهاي
حيوانات و گياهان براي زنده ماندن مي پردازد
براي هر موجودي، هر روز، سرشار از چالش است
همه ي آنها براي زنده ماندن، بايد در رقابت پيروز شوند
کنيا، با گربه ها ي بزرگش مشهور است
شکارچيان برتر
چيتاها در شکار با سرعت، بسيار حرفه اي هستند
با وجود سرعت، آنها حيوانات ظريفي نيز هستند
که براي تعقيب سريع شکارهاي کوچک خلق شده اند
آنها قدرت يا وزن يک شير را ندارند
تا حيوانات بزرگتري را صيد کنند
اين نر، با بقيه فرق دارد
او به تنهايي شکار نميکند او ياد گرفته است که قدرت، در جمع است
اما اينجا نه دوتا، بلکه سه چيتا هست
سه برادر
آنها روش خود را تغيير داده اند و بدين گونه
شکار خود را غافلگير ميکنند
آنها يادگرفته اند که با کار گروهي
ميتوانند شکار هاي بزرگي صيد کنند
يک شترمرغ
پرنده اي که بلندتر از چيتا و دوبرابر سنگينتر از آن است
شتر مرغ نميتواند براي فرار از خطر،پرواز کند اما ميتواند لگدهاي مرگباري بزند
يک ماده هنوز از خطر، اطلاع ندارد
حتي با وجود سه چيتا، هنوز هم يک ريسک است
اگر يکي از اين سه چيتا مجروح شود دوتاي باقيمانده، از عهده ي اين شکار بزرگ برنمي آيند
به عبارتي ديگر، اگر آنرا شکار کنند
پاداش بزرگي در انتظار است
او، يکي از چيتاها را شناسايي کرده است،فقط يکي
و زياد نگران نيست
و ناگهان سه تا ميشوند
ماده، کندتر از آن است که خطر را متوجه شود
و چيتا ها هدفشان را تغيير ميدهند
با تلاش جمعي اين سه برادر است که اين پرنده ي قدرتمند شکار ميشود
حتي الان نيز شترمرغ ميتواند لگدهاي مرگباري بزند
تا اينجا، چيتاها برنده اند
شترمرغها براي دفع چنين تاکتيکهايي، راهي يافته اند
حيوانات ديگر نيز تاکتيکهايي شگفت آور براي سبقت گرفتن از دشمن دارند
نه با قدرت وحشيانه، بلکه با سلاح هايي خارق العاده
ماداگاسکار
دنيايي عجيب که در آن،هيچ چيز، آنطور که به نظر ميرسد، نيست
شکار در اينجا، احتياج به استتار و گريز دارد
و زندگي در ميان درختان، بهترين روش کمين است
يک آخوندک شکارچي
خودش را بخوبي استتار کرده
اين حشرات، شکارچيان بسيار قابلي هستند
اما آنها هم خلع سلاح ميشوند
يک آفتاب پرست
استتار اين حيوان استثنايي است او ميتواند رنگ پوست خود را مطابق محيط تغيير دهد
دو چشم او، براي رديابي شکار مستقل از هم حرکت ميکنند
او بسمت قرباني مي خزد تا در محدوده ي او قرار گيرد
و سپس، ابر اسلحه را رها ميکند
زبانش با سرعت 15 متر در ثانيه پرتاب ميشود
و علاوه بر ضربه زدن، به هدف نيز ميچسبد
شکارچيان کمي، هميشه موفق هستند
براي آنها، شکار، فقط يک وعده غذا است
و براي شکار، مسابقه اي بزرگتر است
زندگي...يا مرگ
با گذر از بهار به تابستان در قطب جنوب،خليج ها که با يخ محصور شده اند آزاد ميشوند
و حيوانات برا ي تغذيه، به آنجا مهاجرت ميکنند
اينها خوکهاي آبي خرچنگ خوارند
آنها واقعا خرچنگ نميخورند بلکه ميگوهاي کوچکي بنام کريل که در دسته هاي ميليوني به اين آبها هجوم مي آورند را ميخورند
با استراحت بر روي يخهاي شناور بزرگ، از خطرها در امان هستند
اما به محض اينکه وارد آب شوند،آماده باش ميشوند
...به يک دليل
والهاي قاتل
اينجا در قطب جنوب، بيشتر نهنگهاي قاتل، تنها از ماهي ها تغذيه ميکنند
اما اين نهنگها فرق دارند اينها در شکار خوکهاي آبي حرفه اي هستند
اين خوک آبي که بسمت آبهاي آزاد در حرکت است از خطرهاي در پيش رو ناآگاه است
تا اين لحظه
او واقعا دچار دردسر شده راه فراري بجز پنهان شدن در پشت اين تکه يخ کوچک نيست
اما او رديابي و محاصره شده است
حالا تنها شانس او در چالاکي اش است
فرار ميکند تا زنده بماند و تا جايي که ميتواند به تکه يخ نزديک ميماند
کم کم خسته ميشود
و والها حلقه را براي کشتن او تنگ تر ميکنند
شکارچيان هميشه به خواسته هايشان نميرسند
خوک آبي با اراده و توانايي و استفاده از تکه يخ، در آخر کار
خودش را دور از دسترس نگه ميدارد
و والها مي روند
اخيرا مشاهده شده است که نهنگهاي قاتل
در شکار گونه هاي ديگر خوک آبي موفق تر هستند
خرچنگ خواراني مانند اين، در نبردها بسيار قويتر اند
براي موجوداتي که در اقيانوسهاي آزاد زندگي ميکنند هيچ جايي براي پنهان شدن از شکارچيان نيست
اما امنيت در تعداد زياد است
يک گونه ماهي، تاکتيک فرار متفاوتي دارد
کاملا آب را ترک ميکند، به هوا ميرود و پرواز ميکند
ماهي پرنده بعد از تلاشي فراوان براي به هوا رفتن
ميتواند حدودا 200متر پرواز کند تا از تعقيب شکارچيان فرار کند
همه ي حيوانات، شکارچي نيستند بسياري از آنها گياه خوارند
اما نبرد ميان حيوانات و گياهان نيز ميتواند شديد باشد
بوا ويستا مرکز برزيل
اين دره پوشيده از صخره هاي حفره دار عجيب است
اينها فرمهاي طبيعي نيستند بلککه ميراثي از نبردي طولاني بين يک حيوان و يک گياه هستند
ميمونهاي بسيار باهوش طره قهوه اي
آنها شب ها را در غارهاي امن مي گذرانند
و صبح ها براي يافتن غذا مي روند
غذاي مورد علاقه در پايين دره است
نخل آجيلي
نخلها دانه هاي بزرگي توليد ميکنند اما پوست آنها بسيار سخت است
که محافظ آنها در مقابل حمله ي حيوانات گرسنه است
براي ميمونها، اين يک نبرد است
آنها رسيده ترين دانه را انتخاب ميکنند و نبرد آغاز ميشود
اولين کار؛پاره کردن غلاف فيبري سخت دانه است
او مستقيما دانه را نمي شکافد
بلکه آن را به زمين مي اندازد
او ياد گرفته است که دانه ها بايد براي يک هفته در آفتاب خشک شوند
اينها دانه هايي هستند که او قبلا تهيه کرده است
به آنها ضربه ميزند تا ببيند آماده اند يا نه
اين صخره ي هموار عظيم، سندان آنهاست
و اين چکش آنهاست
چکش از سنگي متفاوت و سخت تر از سندان است
و حالا چيزي عجيب رخ ميدهد
استفاده ي ميمونها از اين ابزار سنگي احتياج به
سطح بالايي از هوش و برنامه ريزي و مهارت دارد
نهايتا دانه شکاف برميدارد و مغز روغني و شيرين آن بيرون مي آيد
جوانترها تماشا ميکنند و کار بزرگترها را تقليد ميکنند درست مانند انسانها
آنها اگر بخواهند مستقل شوند
بايد بياموزند که دانه هايشان را باز کنند
اما پروسه يادگيري، طولاني و همراه با نااميدي هاي زيادي است
بزودي ياد ميگيرند که براي انجام صحيح يک کار
به ابزار مناسب احتياج دارند
ممکن است 8سال طول بکشد تا اين هنر را بياموزد
و بر دفاع قوي نخلها پيروز شود
اما بعضي گياهان، وضعيت را برعکس کرده و از حيوانات تغذيه ميکنند
اين تله اي بسيار پيچيده است
طعمه، نکتاري شيرين در لبه ي اينجا است
دوتا از موهاي ظريف بعنوان ماشه بايد با فاصله ي 20ثانيه اي لمس شوند
قرباني، يک مگس است که توان مقاومت دربرابر رنگ و نکتار را ندارد
يک
دو
وقتي ماشه کشيده شود، زندان بسرعت بسته ميشود و مگس زنداني ميشود
تله مگس ونوس، حالا به آهستگي قربانيش را هضم ميکند
چالش هاي زندگي، چيزي بيشتر از يافتن غذاست
در زندگي هر جانداري، زماني فرا ميرسد که ذهنش بسمت توليد نسل ميرود
رويکرد يک جاندار، شگفت انگيز است
مالزي
اين حشره عجيب، بدون حرکت در کف جنگل دراز کشيده است
اين نرها در ميان برگها پنهان ميشوند و در امنيت درختان تغييري شگفت انگيز را آغاز ميکنند
چيزي که تفاوت بين مولد نسل آينده بودن يا نبودن را باعث ميشود
او کار را با حرکت حبابهاي هوا به سمت سرش آغاز ميکند
و سپس حبابها را بسمت ساقه هاي چشمهايش پمپ ميکند
درست مانند بادکردن يک بالن
و نام موجود به خاطر اين کار آنهاست
مگس چشم ساقه اي
چند تنظيم نهايي، چروکها را درست ميکند
و حالا آماده ي فعاليت است
اگرچه ممکن است زشت به نظر برسند اما اين کار، توانايي آنها
در رديابي شکار را بهتر ميکند و نقش کليدي براي ماده هاي برنده را دارد
در غروب، نرها و ماده ها جمع ميشوند و نرها شروع به اندازه گيري همديگر ميکنند
داشتن چشمان بزرگتر، به معني در صدر جدول بودن است
اين چشمها اسلحه نيستند بلکه واحد اندازه گيري هستند
که براي اندازه گيري بزرگي و قدرت نرها استفاده ميشود
مشکل اينجاست که دو نر برتر، سايز چشم دقيقا يکساني داشته باشند
و رقابت تبديل به يک نزاع ميشود
شکست خورده
برنده او حالا حق دارد با تمام ماده هاي اطراف، جفت گيري کند
اين روش نسبتا نجيبانه، تنها روش هم نيست
بعضي از حيوانات، بسيار خشن تر هستند
اکنون، فصل خشکي در زامبيا است
تالابها يا خشک شده اند يا حيوانها در گل گيرافتاده و نتايج مرگباري در پيش رو است
اين کرگدن نر در تالابي کوچک زندگي مي کرده است اما با خشک شدن تالاب،تبديل به تله مرگ ميشود
ماده ها که زماني تالابشان با او مشترک بوده او را ترک کرده اند
حتي اگر بخواهد هم نميتواند بيشتر اينجا بماند
او به آب احتياج دارد تا خود را خنک کند و ماده هايي که با آنها جفت گيري کند
و اين جايي است که همه آنجا هستند
تقريبا تمام کرگدنهاي اين منطقه در بقاياي رودخانه لوانگوا هستند
زيرا آخرين جايي است که هنوز آب عميق دارد
اينجا تحت کنترل يک نر قدرتمند است
از زمان خشکسالي، ماده هاي بسياري به گله ي او پيوسته اند
نعره ميکشند
آنها از زندگي با هم خوشحالند اما هر نري که به اميد جفت گيري به اينجا مي آيد
ابتدا بايد مافوق خود را شکست دهد
نر آواره فرا مي رسد او بايد تصميم بگيرد:تسليم يا نبرد
پيروزي براي ارباب است
تسلط او بر کانال رودخانه باقي مي ماند و همچنين حق جفت گيري با ماده ها
بازنده زنده مي ماند اما رانده ميشود
او به قسمت ديگري از رودخانه عقب نشيني ميکند جايي که آنقدر کم عمق است که هيچ ماده اي در آنجا نيست
No comments yet. Be the first to leave one.