YOU

YOU (You)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 4

هماهنگ با نسخه‌های زیر

You S04E01 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-SMURF
You S04E01 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
You S04E01 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
You S04E01 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-TRUFFLE
You S04E01 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
You S04E01 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
You S04E01 1080p WEBRip x265-RARBG
You S04E01 WEBRip x264-ION10/ION265
You S04E01 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
ناشر mojosan1999
🔴 30nama | محمد آوازی 🔴

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2023-02-09
تعداد دانلود: 203
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

.عشق

.سلام

.دلیلی برای وجود داشتنه

.دلیلی برای بهتر بودن، برای انجام کار درست

.برای شجاع بودن - .گرگیت می‌کنم -

.اما لاو (عشق) من رو کامل سوزوند

.بله، منظورم زنمه که اسمش عشقه

چرا دیگه عاشقم نیستی؟

.مادر بچه‌م - !من به‌خاطر تو ناتالی رو کشتم -

...تموم تلاشم رو کردم، ولی اون ...دوست ندارم زن‌ها رو دیوانه خطاب کنم، ولی خب

،تموم تلاشم رو کردم تا مرد خوبی باشم .شوهر خوبی باشم، پدر خوبی باشم

.من همیشه تموم تلاشم رو می‌کنم

نمی‌تونم بگم در تاریخ عاشقی .تحسین برانگیزترین کارنامه رو دارم

.اما نیت قلبی من درست و عاشقانه‌ست

،لاو نمی‌تونست درکم کنه .اما ماریان، تو من رو می‌فهمی

،ما مثل هم بودیم

.از همه لحاظ مناسب هم بودیم

.بهت دروغ گفته - ببخشید، چی؟ -

اگه بهت بگم جو بوده که عشق سابقت رو کشته چی؟

.نه، به رایان دزد زده بود

.باید فرار کنی. ناپدید شو

.رایان تازه شروع کارهائیه که حاضره بکنه

.تا اینکه لاو چاه رو مسموم کرد و تو فرار کردی

.نمی‌تونم سرزنشت کنم ماریان

.جفتمون می‌دونیم این وسط کی مقصره

...به‌خاطر لاو، دنیام به آتیش کشیده شد و من

خب همون‌طور که مردم ،تو مجله‌های نیویورک خوندن

،و همینطور تو سایت واکس دات کام .به دست لاو مردم

خوشبختانه، آدمای خوبی رو .برای مراقبت از هنری سراغ داشتم

.باید ترکش می‌کردم. فعلا

.سخت‌ترین کاریه که در عمرم کردم

.عشق ما رو می‌سنجه

.من بیشتر از همه سنجیده شدم

.تبدیل به یک روح شدم

.بدون خونه، بدون اسم، همه‌ش به‌خاطر تو

،پس اقرار می‌کنم

،وقتی رفتم پیدات کنم

.به خودم گفتم، این آخرین باره

...یا تو

.یا هیچی

به قول مردی مشکل‌دار :در کسوت یک شاعر کوئیر

«.خواسته قلب چیزیه که هست»

.عشق ما رو انتخاب می‌کنه

تنها چیزی که می‌تونیم ،کنترلش کنیم کاریه که می‌کنیم

.اون میزان فداکاری‌ایه که می‌کنیم

،در داستان «جهنم نبود خداست» تد چیانگ

.نیل فسک عشق زندگیش رو از دست می‌ده

.آدم خوبی بود. رفته بود بهشت

،پس تنها راه حس کردن دوباره عشقش

.این بود که اونم بره بهشت

.اما اون دقیقا آدمی نبود که بره بهشت

.پس باید راهی برای رستگاری پیدا کنه

.شرمنده، ولی نه

.به‌نظر من که کل اساس این داستان زاقارته

.من قبول ندارم

به‌نظرم برای یه اثر تخیلی .چند تا منظور تقریبا اساسی رو رسونده

که یعنی چی؟- .بیخیال، اینا به زور ادبیات حساب می‌شن -

.نه اینکه نباید تو سیلابس آموزشی باشن .آمریکایی‌ها خیلی این سبکی می‌نویسن

.نمی‌تونم باهات مخالفتی کنم

اسم کلاسم داستان‌های کوتاه .هنجار شکن آمریکاست

مدیر دانشگاه احتمالا بیشتر همینگوی مدنظرش بود .اما خب دقیقه نودی استخدام شدم دیگه

.نادیا گفتی زاقارت

.آره گفتم خیلی هم جدال برانگیز بوده

.زاقارت رو به آمریکایی توضیح بده لطفا

.آشغاله، زباله‌ست، خوب نیست

:استاد بودن یه کلک‌هایی داره، مثلا این

.بازم بگو - .اگه واسه خودخواهی انجام شده رستگاری نیست -

اگه کار خوبی کرده، مگه مهمه؟

حقیقتش چیانگ نگفته .والاترین رستگاری انجام کار خوبه

.می‌گه که فقط عشقه

...اکثر کلک‌های استادی من یه کلکه

که با وقت گذروندن .با دختری به اسم الی یادش گرفتم

.جمعشون کن، بذار رها باشن .نوجوون‌ها خودشون برات دو جانبه بحث می‌کنن

خب بله، از کلمه عشق برای .رسوندن معنای عمیق‌تری هم استفاده می‌شه

.بله مثل کل بشریت، ادیان، و کل ادبیات

.اغراقه - ...این دو تا تا آخر ترم -

.یا همدیگه رو کشتن یا ازدواج کردن

مثل کسی حرف می‌زنی که اصلا عشق رو حس نکرده. پس از کجا می‌دونی؟

،خیلی خب دیگه .بیاید فعلا بحث رو متوقفش کنیم

،همه داستان «قلب رازگو» رو بخونن

و آماده بحث درباره اینکه .پو عشق رو چی می‌بینه باشید

.خب؟ برای امروز کافیه

پروفسور مور - .هنوز دارم بهش عادت می‌کنم -

سوالی داری؟ - .نه، ولی بله -

چرا مدام داستان‌هایی ،مثل تد چیانگ رو تکلیف می‌دید

و می‌دونید، نه آثار معروف اون مردای نسبتاً نژادپرست الکلی همیشگی رو؟

افرادی که نتیجه گرفتن .چه چیزی مهمه اشتباه کردن

و کسایی که اون نویسنده‌ها رو .تکلیف می‌دن تنبلن و اینجا کلاس منه

.باشه، دست کمتون گرفته بودم

.به‌خاطر لهجه‌ست، مگه نه؟ ببخشید

.تو استاد بودن تبحر دارم - چی می‌خونی؟ -

.ریس مونتروز

چیه تو آمریکا معروف نیست؟

...خب، اینجا همه می‌خوان شهردار لندن بشه

.و درنهایت انگلستان رو از دست خودش نجات بده

،اما به گمونم سطح انتظارمون خیلی پائینه

وقتی در اولیه‌ترین سطوح جامعه به ریاکاری .اشاره کنی مثل عیسی مسیح کت‌پوش می‌شی

.بخونیدش. احتمالا خوشتون بیاد

.بریتانیایی‌ها ادیب‌ترین آدم‌های زمینن

.اینجا واقعا کتاب می‌خونن

.و فقط منظورم خریدن نیست .می‌خونن. جلد به جلد

.و ببینید چه احترامی براشون قائلن

،شاید شونه نداشته باشن ولی میاد گوشه کتاب رو تا کنه؟

اگه لس آنجلس برزخ بوده باشه ،و حومه نشینی جهنم

شاید بالاخره با لندن .به یه جای خوب رسیده باشم

.هنوزم دلتنگتم ماریان، خیلی

اما حس می‌کنم این تعطیلات اروپائیه .که با تموم وجود بهش نیاز داشتم

.جلب توجه نکردن حیاتیه

پول لازم بودم اما معلوم شد .تدریس باحاله و لندن بدک نیست

.شهر هنر، تئاتر و کتاب

!جاناتان

.و لاشی‌های گه‌گداری

!آمریکایی معروف - .این یارو -

.پروفسور هاردینگ، سلام - !بگو مالکوم لطفا -

خب کی می‌ذاری شهر واقعی رو نشونت بدم؟

.هرگز. به زودی - آپارتمان چطوره؟ -

.عالیه، ممنون

.بعد از مصاحبه کاریم اتفاقی دیدمش .ساعت 2 بود و احتمالا مست بود

.دیدم که دنبال خونه می‌گردی - .آره، بازم خیلی قدردانتونم، پس ممنون -

،لعنتی، می‌دونی چیه .فکر کنم باید برم دفتر

.آره، نه، نه، برو، برو .اذهان جوان و بقیه چیزا رو برانگیخته کن

.شایعه شده از خوبی‌های این کاره .من که اصلا خبر ندارم

.معلومه

.اون مشروب‌ها رو می‌خوریم - .ترجیح می‌دم رنگ بخورم -

،زمین دانشگاه اون سر شهر محل اقامت منه ،اما در شهری مثل لندن

.بدم نمیاد راه برم

.به‌گمونم می‌شه گفت جوون نگه‌م می‌داره

مطمئن نیستم کی نسل زد .واقعا بزرگسال شدن اما حقیقتا خوشم میاد

شهرها واسه همینه .برای عقب نیفتادن مجبورت می‌کنن کار کنی

،از چندین اساس اصلی

.تموم شهرهای بزرگ مثل همدیگه‌ن

،هیپی‌های رو اعصاب ظاهرا همه جا هستن

.همین‌طور جماعت زیر پلی و تونلی

.و زود شروع به مشروب خوردن می‌کنن .بار رفتن و آخر هفته مقدسه

:اولین بار که محله‌م رو دیدم با خودم گفتم

.تو یکی از فیلم‌های هیو گرنتم

،اشتباه برداشت نکنید ،دنبال عشق ناتینگ هیلی نیستم

یا بخوام دقیق بگم ،از اون کنزینگتون جنوبی‌هاش

اما نمی‌تونم خوب بودن .انرژی اینجا رو کتمان کنم

.ساکته، باشه، خوابآلوده

.که چیز خوبیه

.حتی عالیه

،کلی وقت واسه فکر کردن داشتم، ماریان

.موقع پرسه زدن توی لندن بهش فکر کردم

،به قول یک شاعر

دل شکسگتی بزرگترین ،مرشد ماست و گر چنین باشد

.ممنون که مرا خردمند کردی

.فقط می‌تونم بگم که دیگه هرگز نه

.نه عشق

.نه آدم

.فقط کتاب

.اینجا رو دوست دارم

،جذابیت، کتابخونه‌های دیواری

.شومینه‌هایی که همه جا هست

.در کمال احترام .ویلیامزبرگ عمرا به پای اینجا برسه

اما اتفاقی که اون طرف خیابون ...پنجره پشتی خونه‌م میفته

.چیزیه که نظرم رو جلب کرده

فکر نکنم وقتی مالکوم این آپارتمان رو .پیشنهاد کرده بود از منظره‌ش خبر داشته باشه

.عبارت فنی برای توصیف اون: عشق پارتیه

و اون کیه؟

دوست دخترشه؟

.چه جور زنی میاد... نه نه

.علاقه‌ای ندارم

.آدم نه، علاقه‌ای ندارم

،به قول مردی به نام مونی .سیرک من نیست، میمون من نیست

.نمی‌خوام بدونم

...بهترین راه برای دخالت نکردن توی کار مردم

.دونستن اون کاره

.زنه اکثر اوقات کار می‌کنه

.اون اکثر اوقات سر و گوشش می‌جنبه

،مالکوم دانشگاه‌های درست و حسابی رفته بوده .مثل پدر و پدربزرگش

می‌شه گفت مجبور نیست .تو عمرش حتی یه روزم کار کنه

،اما دوست داره آدم دانشگاهی باشه

بهش هاله‌ای از احترام می‌ده ...که خنثی کننده این گمانه زنیه

که نسل‌ها ثروت و ازدواج فامیلی .به معنی اینه که شاید خیلی هم باهوش نیست

متأسفانه، بقیه اساتید اون رو .یه اسکل خوش سر و زبون می‌دونن

البته شایعه‌ست که توی تخت خواب ...عملکرد خارق العاده با یه

.می‌دونید چیه؟ کلاس من تو کتابخونه‌ست

.بخوام نخوام همه چی رو می‌شنوم

خب، اون زنه چی؟

‫[مالکوم هاردینگ: کیت گلوین ‫روی دیگه‌ای از من رو بالا میاره]

.کیت گلوین

.کیت اطلاعات خیلی کمی از خودش می‌ده

.حضورش در اینترنت فقط برای کاره

،گالری‌دار، عاشق هنر، هرگز ازدواج نکرده ،ظاهرا دختر گرتا گلوینه

مدل آزاد منش دهه نودی .که الان استایلیست روحی تو جزیره ابیزاست

،اگه بخوام حدس بزنم .احتمالا در تضاد با مادر هیپی خودش بزرگ شده

،متمرکزه، بلند پرواز .و روحیه کاری آمریکایی مثبتی داره

تموم چیزهایی که از مالکوم و کیت .فهمیدم بهم می‌گه که حق با من بوده

.لازم نیست که بشناسمشون

،و وقتی مالکوم رفته چِت مست کنه ،اون، درست حدس زدید، هنوز داره کار می‌کنه

چی باعث شده انقدر متمرکز بشه؟

خیلی خب، فکر نکنم دیگه .سایت آرت نیوز دیلی رو صفحه‌ش باز باشه

.سلام

خب، مالکوم نیازش رو .برطرف نمی‌کنه یا اینکه... نه، نگاه نمی‌کنم

چرا کائنات هی این بلا رو سر من میاره؟

.خودم رو درگیرش نمی‌کنم

واقعا هم اون اولین زنی نیست ...که دیدم از لحاظ جنسی درمونده بوده

.و یادش رفته پرده رو بکشه

،من برای فهمیدن رفتارشون تحت نظرشون می‌گیرم .تا بتونم از دردسرهاشون دوری کنم

More Farsi Persian subtitles for YOU

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left