نخستین 200 خط.
طبق سنت تا پایان یه دوره
دیوونه کننده ترین کاری که تا حالا
برای عشق انجام دادی چی بوده؟
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
احمقانه ترین کاری که تا حالا برای عشق انجام دادی چی بود؟
وقتی برای اولین بار همدیگه رو دیدیم و شروع کردیم به قرار گذاشتن
من درواقع مدیر اون بودم
پس من مدرسه سیرک رو برای عشق خوندم
احمقانه ترین کاری که برای عشق تا حالا انجام دادم
سوار قطار به مقصد برانکس شدم
سوار میشی یا نه؟ آهای خانم
اگه یه ون یه دلاری رو متوقف کنی باید سوارش بشی
داره فکر می کنه ؛ باشه؟
آره عوضی ؛ فهمیدم
و اگه این کار رو نکنی تکیلاهای خوب رو میبرم
سوار میشم
آره این چیزیه که دربارش صحبت می کنم
ما دوستت داریم مل تو میتونی مامان
تو زندگی شون رو خراب کردی زندگی خودت رو بگیر
میتونی این کوفتی رو ببندی
رفیق همه چیز مرتبه بهت ایمان دارم
سلام رفیق حالت چطوره؟ چه خبر تیم؟
خوبم ؛تو چطوری؟ خوبم مرد
انگار یکم حالت خرابه کاکاسیاه باشه ؛ ممنون
خانما ؛ خانما این مرد داره ازدواج می کنه
یالا مرد شکل تازه اش رو دیدی؟
همه اینا برای همسرشه درسته؟
ببین ؛ اون دیگه مثل قبل خوب به نظر نمیاد
داری اشتباه می کنی این اشتباهه مرد فقط دارم بازی می کنم مرد
هر چند من مجردم باشه
الکس ؛ میدونم که زمان بندی من همیشه عالی نیست
و میدونم که متنفری از اینکه همیشه دیر می کنم
اما حداقل من ثابت قدمم
الکس ؛ کاش یه ماشین زمان داشتم
...و اگه داشتم به عقب برمیگردم و
لحظه ای که تو رو رد کردم دوباره تغییر میدادم
...اون بردگی ؛ و من میخوام
تو رو رد نمی کردم و به بردگی پایان میدادم
...من برای ژولیت تو رومئو هستم
...نه این نیست ؛ نه میدونی چیه؟
بیا درباره اون غیرقانونی نباشیم ؛باشه؟
بیا باهاش ناهنجار رفتار نکنیم
الکس، من رومئوی ژولیت تو هستم
ما خوشحالیم که اعلام کنیم
به زودی سوار میشیم
لطفا به سمت دروازه بی۳۷ برید
...و کارت پروازتون رو بگیرید
باشه الکس ؛ الکس ؛ الکس ؛ نه
ببخشید ؛ متاسفم این منم قرارگاه برادوی
این منم ؛منم
امروز نه تیموتی باشه لیگ فوتبال ملی تو رو نمیخواد
قطع کن
این آخرین اعلامیه سوار شدنه
برای پرواز 604 به مائوئی
لطفا فورا به گیت مراجعه کنید
درها در حال بسته شدن هستند
و من نسبت بهت احساساتی دارم
...هرگز از داشتن احساسات نسبت به تو دست نکشیدم
خدای من
باسن و کلاس و خونه ی خوبی داری
یالا ؛ یالا ؛ یالا
حس می کنم داری قضاوت می کنی
منظورم اینه خودم درباره خودم قضاوت می کنم منو ببین
حالم خرابه
خب شاید این اتفاق بیفته
پس زمان بیشتری برای تمرین داری
آره فکر کنم برای همین امشب دلم براش تنگ شده بود
پس میتونم چیزی که میخوام رو بگم به خوبی تنظیم می کنی
و وقتی اونو تو هاوایی می بینم واقعا باید آماده باشم
پس تو میخوای انجامش بدی؟
نمیدونم
یعنی راستش فکر نمی کنم تا اونو ببینم بفهمم
خب حداقل اینطوری تو آماده تر میشی
این منو به یاد میاره
من اینا رو میدم
خم لوی ؛ سنت شب سال نو تایلندی
سنت چیه؟
رها کردن یک فانوس در آسمون آغازی جدید به ارمغان میاره
چرا اینقدر زیاد؟
چیزی بهم میگه که تو به شروع های جدید نیاز داری
مطمئنا میتونی همه اونو بخوری حالا بیا عزیزم
خدای من ؛خدای من
خدای من ؛ خدای من ...خدای من ؛ خدای من
خیلی خب
وقت رفتنه ؛ وقت رفتنه
...به این موضوع فکر کردم و دوست دارم
...لعنتی ؛ لعنتی ؛ لعنتی ؛ لعنتی
میخوامش
مل؟ الکس؟
اینجا چیکار می کنی؟ من اینجا چیکار می کنم؟
اینجا چیکار میکنی؟ پرواز 604 حرکت کرد
گیت ای۲ ؛ به موقع
چرا اونجا نیستی؟ دلم براش تنگ شده بود
میدونم ؛ میدونم باورنکردنیه
من یکی از اون دوندگان دروازه ای بودم که همیشه مسخره شون می کنیم
هواپیما رو نگه دار در رو نگه دار
زندگی من مهم تر از زندگی توئه
به هر حال کیفم رو توی دفتر جا گذاشتم
و اولین پرواز فردا صبح رو رزرو کردم
به علاوه یخچالم خالی بود
پس اومدم اینجا
باشه، خب، میخوای بشینی؟
و غذا بخوری درحالی که من دارم غذای خودمو میخورم؟
میدونی ؛ جلوی هم غذا بخوریم؟
با هم؟
باشه حتما
آره چرا که نه عالیه
آره خیلی خب
می بینم که هنوز طبق دستور من درست می کنی
آره بدون شک
خرچنگ رانگون اول میاد
آره ؛ تو اهل کجایی؟
من دیگه با خرچنگ رانگون درگیر نمیشم واقعا؟
ان غذا محکوم به اعدام تو بود
دقیقا. غذای محکوم به اعدام من نه جلاد من
اگه یه ماده غذایی بخواد منو بکشه یه گلوله می کشه
هر چیزی که خوب باشه سزاوار یه فرصت دوباره است
آره
...نمیدونم
من می ترسم ؛ انگار قانونیه
اما مل ؛ دلت برام تنگ نشده؟
...آره
آره من واقعا دلم برات تنگ شده
منم همینطور دلم برات تنگ شده
...میدونی
...در چند ماه گذشته
خیلی به خودمون فکر می کنم
....و
یکم بخور
یالا مل ؛ من اینجام
قول میدم این بار اجازه نمیدم هیچ اتفاقی برات بیفته
باشه
...پس شروع می کنم
اینقدر خوب هست که یادت بمونه؟
بهتره می بینم که کاری می کنی
که تقریبا ارزش از دست دادن یه پرواز رو داشت
وایسا
بروکلی فقط یک تشک برای میگوئه
این مرکزشه
آره من حتی نمیدونم چرا سعی دارم جلو بیفتم
پس جولی میگه
که تو با کسی تو محل کار قرار میذاری
ولی دیدم که توی عروسی همراه نداری
نه چه خبره؟
...من اونجا باشه
اما آره دیگه نه نه؟
...این
اسمش چیه؟
ترنس بود
ترنس؟ چی؟
چرا اینطور فکر می کنی؟
و اسمش رو میدونی بهش میگند خونه
خب من و خونه تو فارغ التحصیلی تو بودیم
تو اومدی
آره
یعنی رئیس ارین اذیت میکرد نمیذاشت بیام
همینه آره اما بدون توجه به این موضوع اونجا بودم
چون بهت افتخار میکنم
آخرین باری که اینجا بودیم رو یادته؟
آره یادمه
...پس
...در چند ماه گذشته من
...فکر کردم
در مورد خودمون
...و فهمیدم که
...من
...فهمیدم که
که من
من هرگز عذرخواهی نکردم
برای چیزی که اون شب بهت گفتم
وقتی به من گفتی دوستم داری
...میدونی ؛ این
در بهترین حالت ظالمانه بود و من افتضاح بودم
و تو لیاقت اینو نداری
تو لیاقتش رو نداشتی میدونی ؛ درسته؟
متاسفم
خیلی معذرت میخوام
از ملیسا آبرناتی جکسون
داستان آبرناتی رو تموم کن چیه؟
...من
جدی میگم
متوجه نشدم که چقدر به شنیدنش نیاز داری
ممنونم
آره آره
خوشحالم که این کارو انجام میدیم مل
...درسته؟ منم همینطور ؛ این ...این
آره این خوبه
میشه یه چیزی بهت بگم؟ میشه یه چیزی بهم بگی؟
من همیشه میخوام همه چیز رو بدونم آره
پروازم رو از عمد از دست دادم
الکس آره میدونم
آره ...خدای من ؛ این
آره یعنی ببین هنوز هم من میرم
اما میدونی ؛ فقط ۱۲ ساعت دیگه
و 300 دلار فقیرتر میشم
چرا؟
برنامه ریزی برای عروسی هزینه زیادی داره
و تا حالا زیاد بوده
مثلا؟
No comments yet. Be the first to leave one.